فیدیبو نماینده قانونی فیدیبو و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب هوندا،قدرت رویاها
داستان موفقیت هوندا

نسخه الکترونیک کتاب هوندا،قدرت رویاها به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

با نصب اپلیکیشن فیدیبو این کتاب را به صورت کاملا رایگان مطالعه کنید.

درباره کتاب هوندا،قدرت رویاها

کمتر کسی است که نام شرکت «هوندا» را نشنیده باشد، نامی که با نام موتور سیکلت عجین شده است.
اما موفقیت‌ها و دست آوردهای این شرکت ژاپنی به تولید موتورسیکلت ختم نشده و اکنون به عنوان یکی از کمپانی‌های برتر جهان محصولات متنوعی اعم از خودرو، دیزل‌های برقی، ربات، هواپیما، قایق‌های تفریحی و حتی ماشین چمن‌زنی را نیز در فهرست تولیدات خود دارد.
این شرکت با تولید ۱۴ میلیون دستگاه خودرو بزرگ ترین تولید کننده موتورهای درون سوز جهان است. در حال حاضر هوندا پس از شرکت های جنرال موتورز، فولکس واگن، تویوتا،هیوندا، فورد، نیسان و پژو هشتمین خودرو ساز بزرگ جهان شناخته می شود. هوندا دارای ۱۴۷ هزار کارمند و کارگر است که فقط ۲۷ هزار نفر آنان یعنی ۱۹ درصد کارکنان در واحد تحقیق و توسعه مشغول به کارند.
در ادامه نگاهی خواهیم داشت به دلایل موفقیت این شرکت و زندگینامه جالب و خواندنی موسس آن سوییشیرو هوندا.

ادامه...
  • ناشر فیدیبو
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 3.61 مگابایت
  • تعداد صفحات ۰ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب هوندا،قدرت رویاها

با نصب اپلیکیشن فیدیبو این کتاب را به صورت کاملا رایگان مطالعه کنید.

مقدمه 

کمتر کسی است که نام شرکت «هوندا» را نشنیده باشد، نامی که با نام موتور سیکلت عجین شده است.
اما موفقیت ها و دست آوردهای این شرکت ژاپنی به تولید موتورسیکلت ختم نشده و اکنون به عنوان یکی از کمپانی های برتر جهان محصولات متنوعی اعم از خودرو، دیزل های برقی، ربات، هواپیما، قایق های تفریحی و حتی ماشین چمن زنی را نیز در فهرست تولیدات خود دارد.
این شرکت با تولید ۱۴ میلیون دستگاه خودرو بزرگ ترین تولید کننده موتورهای درون سوز جهان است. در حال حاضر هوندا پس از شرکت های جنرال موتورز، فولکس واگن، تویوتا،هیوندا، فورد، نیسان و پژو هشتمین خودرو ساز بزرگ جهان شناخته می شود. هوندا دارای ۱۴۷ هزار کارمند و کارگر است که فقط ۲۷ هزار نفر آنان یعنی ۱۹ درصد کارکنان در واحد تحقیق و توسعه مشغول به کارند.
در ادامه نگاهی خواهیم داشت به دلایل موفقیت این شرکت و زندگینامه جالب و خواندنی موسس آن سوییشیرو هوندا.













هوندا – قدرت رویاها

راز موفقیت هوندا (۱)

موفقیت شرکت خودروساز ژاپنی؛ چرا و چگونه؟
چه چیزی هوندا را در تنگنا قرار می دهد؟

«تاکانوبوایتو» مدیرعامل جدید شرکت خودروسازی هوندا عادت دارد با بودجه ای مشخص به کار بپردازد. او مدت ها با موتورسیکلت" هونداباجا ۲۵۰ سی سی خودسر کار حاضر می شد؛ بی آنکه حتی بخواهد با استفاده از یک سیویک یا آکورد، رفت وآمد خود را راحت تر کند. اکنون هم بااینکه "ایتو" بر کرسی مدیرعاملی شرکت هوندا تکیه زده است، همچنان پشت یک میز ساده ی چوبی و در کنار یک دوجین از دیگر مسئولان اجرایی شرکت کار می کند.
بسیاری از جلسات مدیران نیز در همین اتاق و دور یک میزگرد کوچک و روی چهار چهارپایه برگزار می شود.



این صرفه جویی ها به آیتو –و به هوندا – کمک کرده تا با موفقیت، دوران رکود اقتصادی را پشت سر بگذارند. در سال مالی گذشته که در ماه مارس به پایان رسید ف هوندا ۵ /۱ میلیارد دلار سود کرد، آن هم درحالی که تویوتاموتور ۹/ ۴ میلیارد و نیسان ۶/ ۲ میلیارد ضرر دادند. امسال هم به نظر می رسد که سود هوندا بالغ بر ۶۰۰ میلیون دلار باشد، درصورتی که پیش بینی می شود. تویوتا ۵ میلیارد و نیسان حدود ۲ میلیارد ضرر بدهند. ایتو می گوید: فروش همچنان سیر نزولی را طی می کند، ولی شاید ما در مقایسه با دیگران، کمتر از کسادی بازار آسیب دیده ایم.
وضعیت خوب هوندا مدیون ترکیب صحیح محصولات این شرکت با در نظر گرفتن شرایط زمانی است. هوندا با ارائه ی مجموعه ی خودروهای گازسوز خود به رانندگان آمریکایی که از خودروهای پر مصرف خسته شده اند و به خودروهای کوچکتر روی آورده اند، توانسته سود خوبی به دست آورد. در ضمن هوندا شرکت شماره یک موتور سیکلت سازی دنیا نیز می باشد و ظاهرا امسال هوندا نیمی از سود خالص خود را از فروش موتورسیکلت به کشور های در حال توسعه به دست آورد.

پیک آپ های نه چندان بزرگ:
به عقیده ی صاحب نظران، یکی دیگر از دلایل موفقیت هوندا، نگاه ویژه ی آن است. شعار همیشگی هوندا، «تفکر سریع، سرمایه گذاری محتاطانه و ارزیابی مداوم توانایی های شرکت» بوده و می باشد. یکی از تحلیلگران UBS در توکیو می گوید: «رمز موفقیت هوندا در این است که همیشه مایل اند حقیقت دردناک را بشنوند.»
کاهش تعداد خودروهای بزرگ هوندا در سال های اخیر تصدفی نیست. در آغاز این دهه، هیئت رئیسه هوندا تصمیم گرفت که خلاف عرف رفتار کند و در پی تولید خودروهای سواری بزرگ نباشد. در عوض، هوندا از رهی سود خود را افزایش داد که درآن بهترین بود؛ یعنی تولید خودروهای کوچک و متوسط. زمانی که خودروهای سواری بزرگ نوعا پول سازتر بودند، هوندا با تمرکز بر تولید انبوه چهار مدل اصلی خودرو، یعنی سدان فیت، آکورد، سیویک و CR-V به سود رسید. در سراسر جهان، سالانه بیش از ۵۰۰ هزار دستگاه از هرکدام از این خودروها فروخته شده است که روی هم سه چهارم کل فروش این شرکت را تشکیل می دهد. از دیگر نکات بارز و متمایز هوندا، نبود نسبی سلسله مراتب در این شرکت است که با چشم پوشی از تجملات، تنها به موفقیت کل مجموعه به عنوان پیکری واحد می اندیشد. بیشتر مدیران رده بالای هوندا، مانند ایتو، مهندس هستند و بیشتر تمایل دارند در مورد فناوری ها صحبت کنند تا اینکه در خصوص مسائل مالی به چانه زنی بپردازند.
اندروفیلیپس، از شرکت کی بی سی سکیوریتی، در توکیو می گوید: «راز موفقیت هوندا، مصلحت گرایی است. این بینش یکی از دلایلی است که باعث شده این شرکت هیچ گاه ضرر مالی ندهد. اگرچه ایتو تصدیق می کند که هوندا به نسبت ذیگر رقبایش با سرعت کمتری گرفتار رکود اقتصاد جهانی شده است، اما تاکید دارد که نخستین و مهم ترین دلیل این امر، عملکرد خوب شرکتش در تعدیل هزینه ها بوده است. او می گوید:«زمانی که می خواستیم بررسی کنیم که چه باید کرد، روند تصمیم گیری با سرعت پیش می رفت.»
حالا ایتو باید شرکت را از دوران فروش های ناامید کننده به سلامت عبور دهد و برای رونق دوباره آماده کند. یکی از بزرگترین موانع، افزایش ارزش ین است. جایگاه کنونی ین در مقایسه با بهای دلار، صادرات سودآور را برای ژاپن دشوار ساخته است؛ هرچند باز هم هوندا به نسبت رقبای خود نیسان و تویوتا از این قضیه آسیب کمتری دیده است، چرا که ۸۰ درصد از خودروهایی را که این شرکت در آمریکا می فروشد، در کارخانه های هوندا در ایالات متحده ساخته می شوند.
برخی منتقدان از این گله دارند که هوندا با صرفه جویی هایش، مدل های مطرحی مانند رودستر S۲۰۰۰ را کنار گذاشته است. CR-Z، خودروی هیبریدی جدیدی که قرار است به بازار عرضه شود، می تواند باعث خوشنودی دوستداران محصولات این شرکت شود، اما ایتو می گوید حاضر نیست بر شمار خودروهای پر سر و صدا، خودروی جدیدی اضافه کند و تنها محصولاتی را تولید خواهد کرد که دوستدار محیط زیست باشند. او می افزاید: " ما می خواهیم خودروهایی را در دسترس خریدارا ن قرار دهیم که از راندنشان لذت ببرند و به هیچ وجه قصد تولید خودروهای پرمصرف را هم نداریم.»

زندگینامه موسس هوندا

سوئی شیرو هوندا (Sōichirō Honda



۱- مقدمه

سوئی شیرو هوندا موسس شرکت هوندا فرزند یک آهنگر و مکانیک ماهر بود که در اواسط تحصیل خود در دبیرستان، آموختن را رها کرد و ظرف مدت ۱۲ سال، بزرگترین شرکت موتورسیکلت سازی دنیا را تاسیس کرد. سوئی شیرو ۴۰ ساله در ۱۹۴۶ موسسه تحقیقات فنی هوندا را دایر کرد تا دوچرخه های کوچک موتوری تولید کند. او در ۱۹۴۸ تنها با ۳۲۰۰ دلار سرمایه و خرید موتورهای مازاد و پیوند زدن آنها به دوچرخه ها شرکتی را بنیان گذاشت که هم اکنون در دنیا جایگاه اول موتورسیکلت سازی را داراست. هدف او تولید یک وسیله حمل و نقل ارزان بود. این چیزی بود که ژاپن پس ازجنگ جهانی می طلبید.
او در سال ۱۹۷۳ و در سن ۶۶ سالگی، در ۲۵ سالگرد تاسیس شرکت بازنشسته شد. بخشی از موقعیت او مرهون شراکت تجاری با فوجی ساوا در امر بازاریابی و توزیع بود. هوندا راه و روش فنی و مهندسی شرکت را تعیین می کرد و فوجی ساوا خط مشی بازاریابی و امور اداری را. هوندا از همان ابتدا معتقد بود تعمیر اتومبیل، که بسیار به آن علاقه داشت، کاری است محدود زیرا تنها می تواند در مناطق محلی و اطراف آن به کار آید. او می گفت اگر من بتوانم وسیله ای بسازم می توانم کسب و کار خود را تا نقطه های دوردست دنیا گسترش دهم. او به عنوان توجیه ترک تحصیل خود می گوید: حال کسی را داشتم که از گرسنگی دارد می میرد اما به جای وعده ای غذا از او انتظار دارند که اصول تغذیه صحیح را بیاموزد.
بدین جهت او به مدیریت در محل کار معتقد بود و می گفت در کف کارخانه دانش بیشتری وجود دارد تا در دفتر کار. هنگامی که در محل باشید می بینید چه چیزی واقعی است. او به تعبیر خودش نخست با سخت ترین دشواریها روبرو می شد. از ناکامی باکی نداشت و براین باور بود که موفقیت را تنها می توان از راه ناکامیهای مکرر و خویشتن نگری به دست آورد. درواقع موفقیت یعنی یک درصد از کاری که ۹۹ درصد آن شکست بوده است. عقیده هوندا درباره کارکنان آن بود که در وهله نخست، هرکس باید برای خودش کار کند. کارکنان خود را فدای شرکت نمی کنند. انسانها برای انجام کار به شرکت می آیند تا از آن لذت ببرند. همین احساس منجر به نوآوری می شود. هوندا شکیبایی را شرط موفقیت می دانست و می گفت: می گویند هریک از ما جلوه ای از ذات بی همتای خالق را در خود نهفته داریم. فکر می کنم که سهم من از این موهبت، شکیبایی است که وادارم کرد تا در کمین فرصتها باشم.
فکر جستجوگر و خلاق سوئی شیروهوندا، آهنگرزاده روستاهای ژاپن آنقدر عالی بود که شاید آدمی می توانست از همت بلند او دریابد که پس از ترک تحصیل دبیرستان بتواند طی مدت ۱۲سال بزرگترین کارخانه موتورسیکلت سازی جهان را داشته باشد. اما شاید خود او نیز از همان ابتدا به فکرش نیز خطور نمی کرد که بتواند با ورود از دنیای موتورسیکلت سازی به عرصه تخصصی خودروسازی، در میان غولهای خودروساز جهان سربرآورد و در مقام هفتم سرفرازانه بایستد. زمانی که به همراه شریک مبتکر تجاری خود فوجی ساوا اولین خودروی هوندا را در آمریکا طراحی و عرضه کرد، تصور این امر مشکل بود که این شرکت تا دو دهه قبل از آن اساسا هیچگونه خودرویی تولید نکرده است. اما نبوغ فنی و مهندسی هوندا در کنار استعداد بازاریابی و توزیع فوجی ساوا چنین امکانی را فراهم آورد و شرکتی را به جهانیان معرفی کردند که بیش از نیمی از کارکنان آن، هم اینک در آمریکا به موتورسیکلت سازی و خودروسازی مشغول هستند و در سال ۲۰۰۸، کارخانه خودروسازی دیگری با ظرفیت ۲۰۰ هزار خودرو در سال در آن کشور افتتاح خواهدکرد. رسیدن به قله کوه موفقیت و پیشرفت، هدف هوندا بود که با تلاش و همت و سخت کوشی بدان دست یافت. زمانی که هوندا، تنها با شش نفر اولین نمایندگی خود را در کمال صرفه جویی و آزادمنشی و آینده نگری در آمریکا دایر می کرد، شاید یکی از آموزه های فرهنگی آن کشور پشتیبان معنوی آنها بود: هر چیزی با ارزش و گرانبهاست و اتلاف گناه است.



۲- تاریخچه

سوئی شیروهوندا جوان کارآفرین ژاپنی، یک سال پس از پایان جنگ جهانی دوم، که ژاپن در آتش آن سوخته بود، به عشق تولید دوچرخه ای که موتور داشته باشد، موسسه تحقیقات فنی هوندا را تاسیس کرد. یک سال بعد، در ۱۹۴۷، اولین محصول این موسسه به نام «دوچرخه موتوری نوع A» روانه بازار شد. سال بعد به منظور تولید موتورها توسط خود شرکت، شرکت هوندا موتورز تاسیس شد. همزمان با این تغییر نام، هوندا برای توزیع و بازاریابی محصولات خود با تاکئو فوجی ساوا که بازاریابی مجرب بود قرارداد مشارکت بست. سوئی شیرو همواره درباره این مشارکت با تاکئو تعبیر می کرد که آنها یک هدف داشتند و آن رسیدن به قله کوه بود. سال ۱۹۵۱ تعداد کارکنان به ۱۵۰نفر رسید و ۲۳۸۰ موتورسیکلت فروخته شد. در سال ۱۹۵۵ هوندا در اولین مسابقه موتورسیکلت رانی جاده ای استقامت شرکت کرد. سال ۱۹۵۹ نقطه عطفی برای شرکت محسوب می شد. از یک سو موتورسیکلت مردم پسند ۱۲۵ سی سی عرضه که با استقبال عظیمی مواجه شد و از سوی دیگر، هوندا نسبت به بازاریابی محصولات خود در آمریکا اقدام و شرکت هوندا موتورز را با شش نفر از کارکنان صنعتی در لس آنجلس آمریکا افتتاح کرد. کاواشیما به عنوان رئیس شرکت تازه تاسیس در آمریکا انتخاب شد. هنگامی که او و تنها دو نفر دیگر برای تاسیس شرکت به کالیفرنیا رفتند، آپارتمانی ماهانه ۸۰ دلار اجاره کردند که فقط یک تخت داشت. از این رو دو نفر ناچار بودند روی زمین بخوابند. سپس یک انباری در قسمت کهنه شهر اجاره کردند و برای اینکه هزینه ها را پایین بیاورند با دست، تخته صندوقهای حاوی موتورسیکلت را جابه جا می کردند و سه ردیفه روی هم می گذاشتند. کف انبار را هم تمیز و جایی برای نگهداری لوازم یدکی آماده کردند. اینها کارهایی بود که باید انجام می گرفت. سال پیش از آن، هوندا، در ژاپن موتورسیکلت سوپرکاب ۵۰CC را طراحی و عرضه کرد که با استقبال عموم مواجه شد؛ به طوری که در سال ۱۹۵۹، از ۲۸۵۰۰۰ موتور فروخته شده، ۱۶۸۰۰۰ دستگاه متعلق به این مدل بود. در میانه دهه ۱۹۶۰، هوندا فروشنده شماره یک موتورسیکلت در آمریکا شد. در سال ۱۹۶۰، هوندا از عرصه تولید موتورسیکلت به عرصه تولید خودرو نیز قدم نهاد و خودرو مدل S-۳۶۰ را که بیشتر موتورسیکلتی با چهار چرخ و یک سقف بود طراحی و به بازار ارائه داد. در این سال اولین واحد تحقیق و توسعه شرکت نیز دایر شد.
در ۱۹۶۳، اولین خودروی مسابقه ای ورزشی در ژاپن با نام S۵۰۰ توسط هوندا عرضه شد و سال بعد برای اولین بار در مسابقات اتومبیل رانی حضور یافت. گرچه در این مسابقه توفیقی نصیب محصول هوندا نشد، اما سال بعد، هوندا توانست اولین پیروزی را در مسابقات فرمول یک به دست آورد. در فاصله این چند سال، شعباتی از هوندا در آلمان و کانادا نیز تاسیس شد. در سال ۱۹۶۷، یعنی سه سال قبل از بروز بحران نفتی جهانی، توجه به صرفه جویی درمصرف بنزین در سرلوحه کارهای تحقیقاتی و عملیاتی شرکت هوندا قرار گرفت. بدین جهت در ۱۹۷۳، هوندا اولین موتور بدون آلودگی CVCC را روی خودروی مدل سیویک نصب کرد. در سال ۱۹۸۲، هوندای آمریکا ضمن تولید ۱۰۰ هزار دستگاه موتورسیکلت، اولین خودرو با مارک آکورد را ارائه داد و جایگاه اول خودروهای دیزلی را در آمریکا به دست آورد. جالب توجه است که هوندا اولین شرکت ژاپنی بود که در این سال تولید خودروی خود را در آمریکا آغاز کرد درحالی که این شرکت تا اوایل دهه ۱۹۶۰ اساسا هیچ خودرویی تولید نکرده بود. فروش خودروی کیفی سیویک در ۱۹۷۵ در آمریکا به ۱۰ هزار دستگاه در ماه رسید. در سال ۱۹۹۸ تولید خودروی سیویک با سوخت CNG در آمریکا آغاز شد.
سال بعد، مدل آکورد هوندا بیشترین فروش را در آمریکا به دست آورد و تا مدتها ادامه پیدا کرد. تا سال ۲۰۰۳، ۱۰ میلیون خودروی هوندا در آمریکا ساخته شد. هم اکنون شرکت هوندا، ۱۰ کارخانه مونتاژ خودرو در آمریکا دارد. برخی نشانهای خوروی هوندا عبارت است از آکورد، سیویک، CR-۷، المنت، فیت، پایلوت، اودیسه، ریدجلین و S2000.

۳- چشم انداز و ماموریت

شرکت هوندا چشم انداز خود را چنین تعریف کرده است: جامعه در اثر رهبری اجتماعی هوندا بهتر خواهدشد. ماموریت هوندا نیز عبارت است از: رفاه و غنای اجتماعی، اقتصادی و آموزشی جوامع از طریق مشارکت فردی و همکاری جمعی.
اهداف شرکت هوندا عبارت است از:

توجه و پاسخ دادن به نیازهای اجتماع؛
درک، توافق و تعهد و مشارکت کارکنان
به کارگیری مناسب منابع؛
بیشینه کردن منافع بالقوه
پشتیبانی طرح تجاری هوندا.

۴- تحقیق و توسعه

نام اولیه شرکت هوندا، موسسه تحقیقات فنی هوندا بود که بعدها به شرکت هوندا موتورز تغییر نام داد. این اندیشه ریشه در بافت فکری بنیانگذار شرکت، سوئی شیروهوندا داشت که با وجود آنکه سهم چندانی از تحصیلات رسمی نداشت اما مکانیکی ماهر و مبتکر محسوب می شد. به همین جهت در ۱۹۵۷ اولین واحد مستقل تحقیق و توسعه شرکت تاسیس شد. پس از تاسیس شرکت هوندای آمریکایی، واحد تحقیق و توسعه آن در ۱۹۸۴ افتتاح شد. عرضه اولین خودروهای مسابقه ای و نیز موتورهای دیزلی گازوئیل سوز و توجه به صرفه جویی جدی در مصرف بنزین حتی قبل از بحران نفتی سال ۱۹۷۰ از ویژگیهای تحقیقاتی شرکت هوندا محسوب می شود. هوندا نسبت خاصی بین افراد و فناوری قائل است و بر این باور است که افراد بهتر از طریق فناوری و فناوری برتر ازطریق افراد حاصل می شود.

۵- کارکنان

هنگامی که در ۱۹۷۹، هوندا اولین کارخانه خود را در آمریکا بنیاد نهاد، اولین شرکتی بود که مستقیما نیروهای آمریکایی را به استخدام خود درآورد. هم اکنون از ۱۶۷ هزار نفر کارکنان شرکت، بیش از ۱۰۰ هزار نفر در آمریکا در حوزه موتورسیکلت و خودروسازی فعالیت دارند. ۲۷ هزار نفر از این افراد در حوزه تحقیق و توسعه مشغول هستند.

۶- فروش

هوندا هم اکنون هفتمین شرکت بزرگ خودروسازی دنیا محسوب می شود. در سال ۲۰۰۵، ۱۶۴ /۴۳۶ /۳ دستگاه خودرو یعنی ۳/ ۵ درصد تولید کل جهانی به هوندا اختصاص داشت. هوندا، پس از جنرال موتورز، تویوتا، دایملر کرایسلر، فورد و فولکس واگن، هفتمین خودروساز جهانی است که شرکتهای نیسان، پژو، هیوندا، فیات، ب ام و، رنو، ولوو و سوزوکی را پشت سر خود دارد. هوندا با فروش حدود ۹۵ میلیارد دلاری و سود خالص ۵ میلیارد دلاری در رتبه ۳۱ پانصد شرکت برتر جهانی قرار گرفته است.(۲)



هوندا، نابغه ژاپنی (۳)

آفتاب سوزان تابستان بر جاده غبار آلود روستا می تابید، ناگهان غرشی مهیب سکوت جاده را در هم شکست، صدایی پر هیجان فریاد زد؛ نگاه کنید یک اتومبیل می آید. پسرک روستایی که از شنیدن آن کلمات ناآشنا و صدای پر هیاهو متعجب و مبهوت شده بود، به سرعت رویش را به آن سمت گرداند. چشمانش به آن شی سرپوشیده سیاه خیره ماند، در آن لحظه بود که زندگی پسرک با دیدن اولین اتومبیل در آن روستا کاملا متحول شد و آنچه را که همیشه در خیال خود پرورانده بود، رویایی جذاب و دست یافتنی به سرعت در میان انبوهی از گرد و خاک به سوی او می آمد، بدنش بی اختیار شروع به لرزیدن کرد. او پیش از این گاری های اسب دار را دیده بود، اما آنها با این یکی فرق داشتند، با خود فکر می کرد، این چطور حرکت می کند، زمانی که اتومبیل به شدت از کنار او گذشت، بدون ذره ای تامل بی اختیار شروع به دویدن از پس اتومبیل کرد. لکه ای روغن پیدا کرد، زانو زد و آنرا با انگشتش لمس کرد. کف دستهایش را روی زمین گذاشت و این ماده تند و زننده را تنفس کرد. سپس قسمتی از خاک آلوده به روغن را برداشت و به دستش مالید. بوی ماندگار بنزین و لکه روغن باعث شد، پسرک دریابد که دنیایی کاملا متفاوت از آنچه تاکنون می شناخته وجود دارد، البته او می خواست که بیشتر درباره آن بداند. و این زمانی بود که پسرک ساده و چشم و گوش بسته روستایی با خود قسم یاد کرده که روزی اتومبیل بسازد. سوئی شیرو هوندا در ۱۷ نوامبر سال ۱۹۰۶ در یاماهی گاشی در روستای کومیو بخش آی واتا استان شی زواوکا ژاپن متولد شد. این روستا اکنون تنریویشی نام دارد. او اولین اتومبیلی را که چنین تاثیر مهمی بر زندگیش گذاشت در نزدیکی خانه خود در این روستا مشاهده نموده بود. سوئی شیرو از اوان کودکی همیشه همراه پدر بود و کار او را تماشا می کرد. او در این مدت یاد گرفت که خود اسباب بازیهای خودش را بسازد. عشق به ابزارهای مکانیکی میراثی بود که جیهی برای پسرش باقی گذاشت، البته مهارت عالی افراد خانواده هوندا در زمینه های مختلف اصلا غیرعادی نبود، مادر او میکا بافنده ای زبردست بود، که ماشین بافندگی اش را خود تعمیر می کرد. او حتی یک ماشین بافندگی طراحی کرد که با آن بافته خاص خود را تولید می کرد. پدربزرگ سوئی شیرو تورایی چی شوهر سوم مادربزرگش خانم کی بود. او مردی محترم بود که برخلاف بنیه ضعیفش دستانی کارآمد و خلاق داشت و نام سوئی شیرو را او بر روی نوه خود گذاشت. هنگامی که سوئی شیرو حدود ۳ سال داشت، روستای کوچک آنها از نعمت برق بهره مند شد، و این موضوع طلوع تمدن جدیدی بود. او مجذوب ابزار آلات متنوعی مثل انبردست، پیچ گوشتی و سیم چین که کارگران با خود به بالای دکلهای برق می بردند، شده بود. نیروی برق موجب حیرت سوئی شیرو شده بود، زیرا تنها با فشار دادن یک دکمه ناگهان تاریکی شب همانند روشنایی روز می گردید. او به عنوان پسربچه ای روستایی که مردم روستایش همیشه از چراغ نفتی و نور ستارگان برای روشنایی بهره برده بودند برای همه کسانی که خانه اش را روشنایی بخشیده بودند احترام زیادی قائل بود. سوئی شیرو در درس علوم و کاردستی قوی اما در خواندن و نوشتن ضعیف بود. او علاقه ای به مطالعه مطالب خسته کننده نداشت.

سوئی شیرو هوندادوران جوانی با سختی ها و شکستهای بسیار



سوئی شیرو پس از اتمام تحصیلات راهنمایی در سال ۱۹۲۲ در پی آگهی ای که توسط صاحب تعمیرگاه اتومبیل آرت شوکایی در یک روزنامه تجاری برای استخدام درج شده بود همراه با پدرش به توکیو رفت، او که عاشق ماشین آلات پر سرو صدا بود برای شاگردی در تعمیرگاه مزبور پذیرفته شد. سوئی شیرو به کسانی مثل تکنسین های برق، تعمیرکاران اتومبیل، مهندسین راه آهن، رانندگان اتومبیل و خلبانها، که لباس مخصوص کار به تن داشتند، علاقه داشت، او همیشه معتقد بود، که کسانی که کلاه بر سر و لباس متحدالشکل برتن دارند، از سایرین قدرتمند ترند. سوئی شیرو هوندا معتقد بود، که مهمترین و موثرترین حادثه دوران کودکی او منظره تماشای اولین اتومبیلی بود که در جاده روستای محل زندگی اش دیده بود. تنها دلیلی که موجب شد تا این پسر ۱۵ ساله در آنجا کار کند، نزدیک بودن وی به اتومبیل ها بود. محیط توکیو با موطن او بسیار متفاوت بود. خیابان های آسفالت شده و ساختمان های بزرگ زیادی در آن جا وجود داشت، در خیابان ها اتوبوس برقی و اتومبیل های مختلفی به چشم می خورد. او قبلا اتوبوس برقی ندیده بود و آنها را دوست نداشت. حس می کرد که اتومبیل ها وسیله راحت تری برای حمل و نقل هستند، اما هیجان حاصل از این تجربه چندان دیر پا نبود. زیرا با مراجعت پدر به وطن و تنها ماندن سوئی شیرو در کنار کارگرانی که با سابقه تر از او بودند، موقعیت پائینی در تعمیرگاه برای او در نظر گرفته شد. البته او تصور می کرد که فعالیتی مربوط به اتومبیل ها به او محول خواهد شد. در حالیکه وظیفه او نظافت و انجام کارهای خانه و نگهداری از بچه صاحبکارش به نام ایکوزوساکالی بارا بود. سوئی شیرو هر روز کودک را بر پشت خود می بست و البته همیشه از ادرار او خیس می شد. شبها وقتی از کار در خانه و بچه داری فارغ می شد، دزدکی وارد تعمیرگاه می شد تا فقط اتومبیل ها را لمس کند. در یک روز زمستانی، وقتی که همه کارگران مشغول به کار بودند، رئیس او را صدا زد: سوئی شیرو به کمک تو احتیاج دارم. این اولین کار او در زمینه تعمیر اتومبیل بود. هرچند این گونه کارها دیگر برای او پیش نیامد. در روز اول سپتامبر سال ۱۹۲۳ کمی قبل از ظهر، زلزله ای بزرگ شهر کانتو، توکیو و حومه آنها را لرزاند، از آنجایی که زمان زلزله وقت ناهار بود، و در خانه از آتش برای طبخ استفاده می کردند، و با توجه به این که اغلب خانه های ژاپنی از چوب ساخته شده بودند، براثر زلزله به آسانی آتش گرفته و فرو ریختند، در این حادثه قسمت اعظم شهر دچار فاجعه شده در آتش سوخت و با خاک یکسان شد و حدود ۱۰۰۰۰۰ نفر در این حادثه جان باختند. سوئی شیرو هنگام زلزله به طرف دستگاه تلفن رفته و آن را از دیوار جدا کرده بود. هوندا
او می دانست که تلفن وسیله گران قیمتی است و باید از آن حفاظت شود. رئیس دستور داده بود تا تمام اتومبیل ها را به محل امنی ببرند، سوئی شیرو که فقط بچه داری کرده بود، برای انتقال اتومبیل ها رانندگی نمی دانست، لذا سعی کرد به یاد آورد که دیگر مکانیک ها در هنگام رانندگی چگونه عمل می کردند، بالاخره با تلاش فراوان موفق شد یکی از اتومبیل ها را از تعمیرگاه بیرون ببرد. پس از زلزله تا مدتها وضعیت نابه سامانی حاکم بود. به همین دلیل اگر او به اتومبیلی دست می زد و یا حتی آن را می راند هیچ کس چیزی نمی گفت، و توجهی به این موضوع نداشت. اغلب اتومبیل های موجود در تعمیرگاه متعلق به مشتریان بود، رئیس تعمیرگاه دارای یک موتور سیکلت اتاق دار بود، که در وضعیت پس از زلزله سوئی شیرو در راندن آن مهارت یافت. از آنجا که تعمیرگاه در زلزله کاملا از بین رفته بود، لازم بود که در اطراف شهر مغازه موقتی بسازند، سوئی شیرو هر روز با موتور سیکلت بین تعمیرگاه قدیمی و تعمیرگاه جدید موقتی در رفت و آمد بود. ارتباطات در توکیو قطع شده بود و مردم نیاز به کمک داشتند، سوئی شیرو با موتور سیکلت برای کمک به مردم به طور غیر رسمی شروع به خدمات ترابری می کرد. خوشبختانه تعمیرگاه دوم آرت شوکایی که برای ماشین های مسابقه بود سالم باقی مانده بود و کار بر روی آن ادامه یافت، آنها تصمیم به ساخت یک اتومبیل جدید گرفتند که به اسم آرت دایملر. این خودرو با بدنه بیوک و موتور شش سیلندر دایملر در مسیرهای مستقیم دارای استحکام و ثبات بسیار خوبی بود، اما سنگینی مرکز ثقل آن موجب می شد که در پیچ ها خوب عمل نکند، آنها چندین بار آن را آزمایش کردند تا اینکه تصمیم گرفتند اتومبیل دیگری بسازند. در تلاش بعدی آنها موتور هواپیمای کورتیس را بر روی اتومبیل آمریکایی میشل سوار کردند، خودروی جدید، که سبک بوده، و مرکز ثقل پایین تری نسبت به اتومبیل قبلی داشت کورتیس نام گرفت. آنها شبهای زیادی را کار کردند تا بر مشکلاتی که پیش رو داشتند فائق آیند، کورتیس موتور هواپیما بود و فاقد دنده بود، و چون سایر قطعات آن را نیز با قطعات دست دوم اتومبیل های دیگر ساخته بودند، هیچ چیز با هم تناسب نداشت. اتومبیل مسابقه ای کورتیس ظرف هفت ماه تکمیل و در مسابقه ای که در کاناگاواکن برپا شد در معرض نمایش درآمد، در این مسابقه شی تی چی ساکی باهارا راننده و سوئی شیرو به عنوان مکانیک شرکت کرده و با هم به بالاترین مقام دست یافتند، سوئی شیرو پس از این پیروزی بسیار مسرور بود، این مسابقه در حقیقت آغاز اعتیاد سوئی شیرو به مسابقات اتومبیل رانی بود. در پاییز سالی که سوئی شیرو ۱۷ ساله شد، ساکی باهارا که به استعداد عالی سوئی شیرو هوندا به عنوان مکانیک اتومبیل پی برد، او را برای تعمیر یک ماشین آتش نشانی به موریوکا در شمال ژاپن فرستاد. سوئی شیرو بیش از یک روز در راه بود و وقتی به ایستگاه رسید، باید یک ساعت تا شهری که ماشین آتش نشانی در آنجا بود پیاده می رفت، لذا وسایلش را به مسافرخانه ای سپرد و به راه افتاد. پس از رسیدن به محل مورد نظر بی درنگ کار را شروع کرد، در ابتدا ماموران آتش نشانی شک داشتندکه این پسر جوان بتواند ماشین را تعمیر کند. زیرا آنها انتظار اعزام چنین تعمیرکاری را از توکیو نداشتند. لیکن پس از مشاهده کار او متحیر شده و از او در مسافرخانه پذیرای مفصلی به عمل آوردند. سوئی شیرو از این رفتار شکفت زده بود، او در اثر این تجربه دریافت که چقدر مهارت و تخصص در پذیرش مردم مهم و موثر است. کسب و کار در تعمیرگاه آرت شوکایی حتی پس از زلزله رونق داشته و فروش آنها تا حد قابل ملاحظه ای بالا رفته بود. اغلب کارگرانی که قبل از حادثه در آنجا کار می کردند، پس از حادثه برای کمک به موطن خود بازگشته بودند. او پس از ۶ سال کارو تجربه، جواز افتتاح شعبه ای از تعمیرگاه آرت شوکایی را در هاماماتسو دریافت نمود، بدین ترتیب او در ۲۱ سالگی موفق شد اولین تعمیرگاه خود را در هاماماتسو راه اندازی نماید.
شعبه جدید تعمیرگاه در هاماماتسو در روز ۲۵ آوریل ۱۹۲۸ با مدیریت یک جوان ۲۱ ساله و یک کارگر افتتاح شد، برسر درب مغازه به زبان انگلیسی نوشته بود: «ایستگاه خدمات اتومبیل آرت». البته این تابلو در آن شهر کوچک کمی عجیب می نمود، در ابتدا کسب و کار چندان رونق نداشت. اما پس از تولید موفق دینام های جدید کسب و کار او در طول یکسال پیشرفت قابل توجهی کرد. علی رغم رکود جهانی که از سال ۱۹۲۹ آغاز شد، تعمیرگاه سوئی شیرو به طور فوق العاده ای خوب کار می کرد. مهارت عالی و دانش او درباره اتومبیل های خارجی باعث رونق کارش شد. به طوری که به تدریج تعداد کارگران تعمیرگاه او به ۱۵ نفر رسید.
پس از زلزله کانتو، سوئی شیرو به ضرورت تولید قطعاتی که در مقابل آتش مقاوم باشند، پی برد. بر همین اساس او به اختراع فرمانهای آهنی اقدام نمود که جایگزین فرمانهای چوبی شدند. فرمانهای مزبور در نمایشگاه ملی صنعت بسیار مورد توجه واقع شده و بعدها از جمله کالاهای صادراتی ژاپن گشتند. سوئی شیرو نیز تقاضای امتیاز انحصاری این اختراع را نمود و ۱۰۰۰ ین به خاطر این اختراع دریافت کرد. در آن روزها مبلغی در این حد برای بسیاری از مردم رویایی دست نیافتنی به شمار می رفت، سوئی شیرو به تدریج ثروتمند شد و از زندگی و جوانی خود لذت فراوانی برد، موتور سیکلت هارلی دیویدسون سوار می شد و بر روی دریاچه هامانا و سانارو سوار قایق هایی که خود طراحی کرده بود، می شد. او در موطن خود مشهور شد، اما سخت گیری ها و لجاجت های او گاهی در تعمیرگاه سبب بروز مجادله و برخورد با کارگران می گردید. اخراج های پیاپی و تغییر کارگران در تعمیرگاه او امری عادی بوده و به میزان بالایی رسیده بود، او تحمل افراد تنبل و کم کار را نداشت، کارگران از اخلاق تند و ناپایدار او که در هنگام عصبانیت وسایل و ابزار را به طرفشان پرتاب می کرد، هراس داشتند، گرچه او گاهی مدیری سخت گیر و بداخلاق بود اما دارای روحی نرم و ملایم بود، در این دوران بود که او عاشق دختری به نام ساشی ایزوبه شد، ساشی به تازگی از دبیرستان دخترانه ای در شی زواوکا فارغ التحصیل شده بود. ساشی نه تنها زیبا نبود بلکه باهوش و فعال نیز بود و در طول زندگیش موفق شده بود گواهینامه استفاده از موتور سیکلت، اتومبیل و هواپیماهای کوچک را اخذ نماید.



رینگ پیستونرینگ پیستون

گرچه کسب و کار سوئی شیرو پیشرفت خوبی داشت و تعمیرگاه او توسعه یافته بود، اما او راضی به نظر نمی رسید. زیرا از یکنواختی خسته و بی قرار شده بود. او می خواست کاری بیش از تعمیرات انجام دهد با خود فکر می کرد، حتی اگر تعمیرکاری مشهور شوم نمی توانم کسب و کار خود را طوری توسعه دهم که مشتریانی از توکیو یا آمریکا جذب کنم، در این هنگام بود که او به فکر تولید و ساخت افتاد. نخستین چیزی که توجهش را جلب کرد رینگ پیستون بود. رینگ پیستون قطعه ای کامل و کوچک اما گران بود. او به فکر طرح هایی برای تولید انبوه رینگ پیستون افتاد، به همین منظور انباری در محله یاماشی تا در شهر هاماماتسو اجاره کرد و آزمایشگاه تحقیقاتی رینگ پیستون آرت شوکایی را در آنجا افتتاح کرد. مدیران تعمیرگاه آرت شوکایی به شدت با این عمل مخالف بودند. عدم حمایت کسانی که سوئی شیرو از آنها انتظار کمک داشت، باعث نگرانی سوئی شیرو شد و در نتیجه سرخوردگی با چنان فشار روحی او را بیمار کرد. در دوره بیماری دوستش به نام ساایکی چی میاماتو از او عیادت می کرد که تاثیر بسیار خوبی بر او می گذاشت، سوئی شیرو او را متقاعد کرد در آزمایشگاه با او کار کند. آن دو کار را شروع کرده و روز و شب خود را در آزمایشگاه می گذراندند. سوئی شیرو به عنوان مهندسی مادرزاد مطمئن بود که این روش همیشه کارآمد است، به همین دلیل بود که او تصور می کرد می تواند رینگ پیستون بسازد. ظاهرا این دفعه این موضوع درست از کار در نیامد. زیرا علی رغم تلاش های فراوان موفق نشد. سوئی شیرو ناگاه به فکرش رسید که مشکل کارمربوط به ترکیب فلزات است، بنابراین به ملاقات پروفسور تاکاسی تاشیرو در مدرسه فنی هاماماتسو رفت، او با خود فکرمی کرد که من نمی توانم تنها به تجربیاتم تکیه کنم و بایستی دانش جدید را فرا بگیرم. دراین زمان بود که هوندای سی ساله که اینک رئیس شرکت متعلق به خودش بود، به عنوان دانشجویی ویژه به مدرسه بازگشت، دیدن مردی بزرگسال درکلاس غیر معمول بود و در این مدت تمام وقتش را در آزمایشگاه سپری می کرد، غذایش را در ساعاتی غیر عادی در آزمایشگاه می خورد، دست از اصلاح سر و صورتش کشیده و بسیار ژولیده شده بود. اما او به این موارد اهمیتی نمی داد و تنها به یک چیز می اندیشید، تولید رینگ پیستون، میاماتو نیز همواره در کنار او بود.
سوئی شیرو در سال ۱۹۳۶ به عنوان راهی برای رهایی از افسردگی و ناامیدی همراه بردارش بن جیرو اقدام به تکمیل یک اتومبیل مسابقه به نام هاماماتسو نمود. این اتومبیل شامل یک موتور قوی با یک دستگاه سوپر شارژ و با سیستم گریز از مرکز بود که بر بدنه اتومبیل فورد سوار کرده بودند. آنها تصمیم گرفتند با این اتومبیل در مسابقه ای که مسیری خلاف عقربه های ساعت داشت شرکت کنند، برای غلبه بر نیروی گریز از مرکز موتور را در سمت چپ جای دادند، در طول مسابقه سوئی شیرو به عنوان راننده و برادرش بن جیرو به عنوان مکانیک از همه جلوتر بودند، در انتهای راه ناگهان یک اتومبیل کندرو که یک دور میدان از آنها عقب افتاده بود در جلو راهشان قرار گرفت و در نتیجه دو اتومبیل به شدت به یکدیگر برخورد کردند، اتومبیل آنها به هوا بلند شد و هر دو برادر از درون آن به بیرون پرتاب شدند، هر دو به شدت آسیب دیده بودند. در این دوره او به شدت صدمه دیده بود، زیرا پس اندازش تمام شده و کار تولید رینگ پیستون نیز در حال شکست بود. خانواده هوندا در تنگنای عجیبی قرار گرفته بودند به طوری که ساشی با فرزندش کایکو اغلب مجبور بودند، برای امرار معاش اشیاء قیمتی زندگی خود را گرو بگذارند.
روزی در آن سالهای سخت، هوندا ۵۰ رینگ پیستون را از میان ۳۰۰۰۰ رینگ پیستون که ساخته بود انتخاب نموده و آنها را به تویوتا جیدوشوکی کی تحویل داد. وقتی شنید که تنها ۳ تا از آنها در بازرسی شرکت تویوتا مورد تائید قرار گرفته اند، خشمگین شد. روزگار تحصیل او در مدرسه فنی هاماماتسو نیز پس از دو سال به پایان رسید و او به خاطر عدم شرکت در امتحانات از آنجا اخراج شد.
قصد هوندا از حضور در آن مدرسه تنها کسب دانش مورد نیازش بود تا به اهدافش رسیده و بتواند دست یافته های خود را به دیگران معرفی کند، این هدف درباره مسابقات اتومبیل رانی نیز صدق می کرد، پس از مدرسه فنی هاماماتسو وارد دانشگاه سلطنتی توهاکو و نیز کارخانه سیکو ژاپن شد تا دانش و اطلاعاتی را که نیاز داشت بدست آورد.
سوئی شیرو به وسیله دانش و اطلاعاتی که طی این مدت بدست آورد اختراعات بسیاری انجام داد و امتیاز انحصاری آنها را از آن خود کرد. یکی از این نوآوری ها ساخت ماشین صیقل و پرداخت رینگ پیستون بود. این اختراع در واقع، یک انقلاب بود. دستگاه فوق بسیار راحت کار می کرد، پس از سه سال متمادی آزمایش و خطا سرانجام پشتکار او به نتیجه رسید، بالاخره راز این معما کشف شد و سوئی شیرو توانست رینگ پیستون هایی با کیفیت عالی بسازد، او بعدها این روزها را به عنوان سخت و پرکارترین روزها به خاطر می آورد، لیکن پس از این سختی ها و آموختن تجربیات فراوان بود که شرکت هوندای فعلی بنیان گذاری شد.

گالری عکس

تنوع محصولات هوندا



















نظرات کاربران درباره کتاب هوندا،قدرت رویاها

اپلیکیشن به اینترنت وصل نمیشه
در 6 ماه پیش توسط
بسیار عالی
در 1 سال پیش توسط
خیلی خلاصه و سطحی بود
در 1 سال پیش توسط
فعلا که طراحی سایت رضایت بخش نیست ولی حتما در آینده وبه زودی خیلی بهتر میشود
در 2 سال پیش توسط
کار جالبی نیست. یه خلاصه گوگلی.
در 2 سال پیش توسط