فیدیبو نماینده قانونی انتشارات بازاریابی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب سلام؛ صبح بخیر همراه

نسخه الکترونیک کتاب سلام؛ صبح بخیر همراه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

با نصب اپلیکیشن فیدیبو این کتاب را به صورت کاملا رایگان مطالعه کنید.

درباره کتاب سلام؛ صبح بخیر همراه

به‌خاطر میخی، نعلی افتاد
به‌خاطر نعلی، اسبی افتاد
به‌خاطر اسبی، سرداری افتاد
به‌خاطرسرداری، جنگی شکست خورد
به‌خاطر شکستی، مملکتی نابود شد
و همه‌ی اینها به‌خاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بود.‌
***
پروردگارا؛‌‌‌ آرامش‌‌ را همچون‌‌ دانه‌های‌‌ برف‌‌، آرام‌‌‌ و‌‌‌ بی‌صدا‌‌ بر‌‌‌ سرزمین‌‌‌ قلب‌‌‌ کسانی‌‌‌ که‌‌‌ برایم‌‌‌ عز‌‌‌یزند‌‌ بباران.‌‌‌
***
ما نمی‌توانیم دیگران را وادار کنیم برای ما اهمیت قائل شوند در حالی که خودمان در خفا برای آنها اهمیت قائل نیستیم.
***
تو پای به راه در نه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت
***
ایستادن اجبار کوه است، رفتن سرنوشت آب، افتادن تقدیر برگ و اختیار پاداش آدمی.‌
پس انسان بودن را اختیار کنیم تا مهربانی، صداقت و راستی صفت ما شود.‌

ادامه...
  • ناشر انتشارات بازاریابی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.41 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۳۲ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب سلام؛ صبح بخیر همراه

با نصب اپلیکیشن فیدیبو این کتاب را به صورت کاملا رایگان مطالعه کنید.

پیشگفتار

در تمام روزهای خوب خدا، همراهان عالم عامل عاشق در گروه TMBA هر روز صبح پیامکی از من دریافت می کنند که انتهای آن آمده است: "سلام؛ صبح بخیر همراه" و گروهی از دوستانم در سراسر کشور که تعدادشان به بیش از ۳۰۰۰ نفر رسیده است، صبحهای جمعه پیامکی دریافت می کنند که انتهای آن آمده است: "سلام صبح بخیر همراه؛ آدینه ات زیبا."
همسر عزیزم این پیامکها را جمع آوری کرد و همین دلیلی شد برای چاپ این کتاب. فقط به منظور جلوگیری از تکرار همین دو عبارت انتهایی پیامکها، در کتاب حذف شده اند.
شاید ارائه ی این کتاب از معلم بازاریابی که قبلاً کتابهایی چون "مدیریت فروش و فروش حضوری با نگرش بازار ایران" و "مباحث و موضوعات مدیریت بازاریابی" را تالیف کرده است، تعجب آور باشد اما این را هم به حساب بازاریابی دل بگذارید. ارسال این پیامکها با بازخوردهای جالبی همراه بوده است به طوری که اگر جمعه ای حدود ساعت ۱۰ بشود و بعضی از عزیزان پیامکشان را دریافت نکرده باشند، خودشان پیامک می زنند و پیگیر سهمیه شان می شوند. در طی این سالها فقط یک عزیز اظهار ناراحتی کرد که از همین جا از ایشان از صمیم قلب معذرت خواهی می کنم که رنجش خاطرشان را فراهم کردم و امیدوارم فقط همین یک مورد باشد.
ولی خیلیها گفتند، همین پیامک را برای گروه دیگری می فرستیم و همین شوق ادامه دادن را بیشتر کرد. بعضی از پیامکها را خودم ساختم، بعضی از بزرگان جهان و ایران است، و بعضی را دوستان برایم ارسال کرده اند. امیدوارم این مجموعه، خشنودی خاطر شما را فراهم سازد.
کتاب را با شعر "یک شبی مجنون نمازش را شکست" شروع کردم که در بسیاری از سمینارها با همین شعر شروع می کنم و با یکی از شعرهای آسمانی شده، مجتبی کاشانی، "خویش را باور کن" به اتمام رسانده ام.
به هر حال این هم کاری متفاوت بود در بین کتابهای کسی که شما را دوست دارد. امیدوارم همه عالم عامل عاشق باشیم.
از زحمات سرکار خانم دکتر مریم منفرد، همسر مهربانم که این پیامکها را جمع آوری کردند، سپاسگزارم. از همراهان خوبم خصوصاً آقایان احمد آخوندی و محسن جاویدموید در تنظیم کتاب ممنونم.
خوشحال می شوم از طرق زیر نظرات شما را دریافت کنم:

  • سایت شخصی پرویز درگی: www.Dargi.ir
  • نشانی اینترنتی: Info@TMBA.ir
  • سایت انتشارات بازاریابی: www.Marketingpublisher.ir
  • نشانی اینترنتی: Info@Marketingpublisher.ir
  • نشانی انتشارات بازاریابی: تهران، خیابان آزادی (شرق به غرب)، بعد از خوش شمالی، کوچه نمایندگی، پلاک ۱، واحد ۱۰
  • با شماره ی تلفکس: ۶۶۴۳۱۴۶۱(۰۲۱)
  • با شماره ی تلفنهای: ۶۶۴۲۳۶۶۷ (۰۲۱) و ۶۶۴۳۴۰۵۵(۰۲۱)
  • با شماره ی تلفن همراه شخصی ام: ۱۹۹۴۲۸۱-۰۹۱۲

گر بخواهید در این یکدم عمر 
نیک جویای حقایق باشید

و به چشم همه نیکان جهان 
بس برازنده و لایق باشید

هدفی ناب بیابید و در راه وصال 
عالم عامل عاشق باشید

سبز باشید
پرویز درگی

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه ی لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او

گفت یارب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم

سالها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یکجا باختم

کردمت آواره ی صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یاربت
غیر لیلا برنیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سر می زنی
در حریم خانه ام در می زنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بی قرارت کرده بود

مرد راهم باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم

نظرات کاربران درباره کتاب سلام؛ صبح بخیر همراه

عالی
در 2 سال پیش توسط