فیدیبو نماینده قانونی انتشارات بازاریابی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب یادداشتهای معلم بازاریابی

نسخه الکترونیک کتاب یادداشتهای معلم بازاریابی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

با نصب اپلیکیشن فیدیبو این کتاب را به صورت کاملا رایگان مطالعه کنید.

درباره کتاب یادداشتهای معلم بازاریابی

کتاب دارای چهار بخش کلی است:

۱. اصول و موضوعات بازاریابی
۲. درسنامه‌های زندگی
۳. بازاریابی در نگاه کلان
۴. کتابهای فروش و بازاریابی

در بخش نخست یعنی «اصول و موضوعات بازاریابی»، کتاب به اساسی‌ترین موضوعات بازاریابی می‌پردازد.
بخش دوم کتاب، درسنامه‌های زندگی نام دارد. درسنامه‌های زندگی حاصل تجربه‌ی من، صاحبنظران تیزبین، و مدیران ایرانی و خارجی است.
بخش سوم کتاب به مباحث کلان بازاریابی اختصاص دارد. در این بخش به موضوعاتی چون جهاد اقتصادی و راهکارهای تحقق آن، نظام بازاریابی ایران، نگرش اقتضایی و نظریه‌ی آشوب در دوران خاص بازاریابی و بازاریابی سبز پرداخته شده است که هر یک در جایگاه خود، اهمیت به‌سزایی دارند.
و نهایتا این کتاب در بخش چهارم به معرفی کتابهای بازاریابی و فروش می‌پردازد.

ادامه...

  • ناشر: انتشارات بازاریابی
  • تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل: 2.9 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۲۴۸صفحه
  • شابک:

چند صفحه از کتاب یادداشتهای معلم بازاریابی

مقدمه

پیتر فیسک خالق اثر شگفت انگیز نبوغ بازاریابی از دوقطبی شدن برندها صحبت می کند. ایشان اعتقاد دارند وقتی برندی شکل می گیرد و رشد می یابد، بازار دوقطبی می شود، یعنی یک دسته شیفته ی آن می شوند و دسته ی دیگر از آن خوششان نمی آید.
بزرگترین افتخار من این است که شروع فعالیتم در دنیای زیبای بازاریابی با ویزیتوری بوده است و هنوز هم خودم را به عنوان ویزیتور بازاریابی معرفی می کنم. با عنایت به دو دهه سابقه ی تدریس در دانشگاه و دانشجویی مادام العمر در دانشگاه بازار، عنوان معلم بازاریابی (و نه استاد) را برای خود برگزیدم و سایت شخصی اینجانب نیز با عنوان دل گفته ها و دل نوشته های معلم بازاریابی در معرض دید علاقه مندان و شیفتگان بازاریابی است.
وقتی کتاب «دل گفته ها و دل نوشته های معلم بازاریابی» را نوشتم، بازخوردهای بسیار زیادی دیدم که بیشتر به عمق بینش و نظریه ی دوقطبی شدن پیتر فیسک پی بردم.
برای مثال عزیزی گفت که پسر ایشان که دانش آموخته ی مکانیک است، بعد از مطالعه ی این کتاب مسیر زندگی اش را عوض کرده و به جوهره ی خویش جهت فعالیت در بازاریابی پی برده است و هم اکنون انسان موفق و شادی است.
یا دانشجویی نوشته بود که خواندن این کتاب جسارت راه انداختن کسب وکاری مستقل را به ایشان داده است و حال از این اقدام بسیار خوشحال است.
از این اخبار شعف انگیز بسیار شنیده ام. اما روزی خدمت یکی از پیشکسوتان و بزرگان بازاریابی ایران بودم، ایشان فرمودند شخصی به ایشان گفته است که برای درگی زود بود که این کتاب را بنویسد؛ به عبارتی «مورچه چیه تا کله پاچه اش چه باشد».
اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که به قول استاد بزرگ و معلم اخلاق ام جناب آقای دکتر مرتضی عمادزاده، خداوند همه ی ما را از دام حسد محفوظ بدارد.
و دومین نکته اینکه آن دوستمان بازار هدف خودش را گم کرده است. چون انسان عاقل که از مورچه سراغ کله پاچه را نمی گیرد. اگر کله پاچه می خواهید باید به سراغ گوسفند بروید اما اگر به مورچه نگاه می کنید از او درسهای زیر را می توان گرفت نظیر:
کمال طلبی، هدف داشتن، وفاداری به هدف، سختکوشی، پشتکار، نهراسیدن از شکست، آینده نگری، و کار تیمی.
نکته ی سوم اینکه اگر منظورشان این است که منِ مورچه ی بازاریابی ایران، ادعای عرضه ی کله پاچه را دارم، باز هم تصورشان صحیح نیست چون کسی که خود را در بازار ویزیتور و در دانشگاه معلم (و نه استاد) می داند که ادعا ندارد.
بگذریم، بهتر است عالم عامل عاشق باشیم که کار زیاد داریم و باید ثمرات یافته هایمان را به نسل جوان عرضه کنیم تا با دیدن موفقیتهایشان خدا را شکر کنیم و لذت ببریم. و با تلاش برای ارتقای بنگاههای اقتصادی، در داشتن ایرانی آباد، گامهایی محکم برداریم.
سالها پیش استاد بزرگ استراتژی ایران، آقای دکتر وفا غفاریان که از سروران و دوستان عزیز اینجانب هستند، توصیه ای به من کردند؛ ایشان گفتند نوشته های پراکنده ات در مجلات، وبلاگ، و جاهای مختلف را در قالب کتابی گردآوری کن. چون در این صورت ماندگاری شان بیشتر می شود و مخاطبان هدف نیز به صورت یک مجموعه مطالب را خواهند داشت. با این توصیه ی استاد، در این کتاب مطالبی از سایت شخصی خودم همچنین سرمقاله های مجله ی «توسعه مهندسی بازار» و موارد مطرح شده در سمینارها، کارگاهها، و دوره های آموزشی گردآوری و یکپارچه سازی شده اند.
بعضی نوشته ها در سایر جاها مورد بازنگری قرار گرفته و گردآوری شدند.
در این نوشته ها با عنایت به تغییرات سریع بازارها، تلاش شده است تا با تازه هایی آشنا شویم که ما را برای موفقیت در این عرصه مهیاتر سازد و با یافتن یا ساختن مزیت رقابتی، سازمانهای متمایزی داشته باشیم.
چون بازارها به سرعت تغییر می یابند، به شدت پیچیده و پیچیده تر می شوند، و به نظر آشفته ترند. از این رو آنچه دیروز برای بازاریابی سودمند بود، امروز به احتمال کم اثر و ناکارآمدتر است. آنچه موفقیت ما را با دانش و ابزارهای پیشین در بازاریابی دیروز تضمین می کرد، امروز نتیجه ای جز ناکامی و شکست نخواهد داشت.

چه باید کرد؟!

یادگیری و آموختن تازه ها یکی از این راهها است تا بتوانیم در بازارهای به سرعت در حال تغییر، به شدت پیچیده و هر لحظه آشفته، هوشمندانه عمل کنیم.
برای دستیابی به این مزیت رقابتی، این کتاب به دور از حاشیه پردازی با مثالهای برآمده از بازار ایران، مسائل را از دریچه ای نو معرفی می کند. ساده نویسی و ساده گویی کتاب در پی آن است تا مدیران با سرعت متنی را بخوانند. می توان کتاب را از ابتدا تا پایان خواند که تلاش شده است نظمی منسجم داشته باشد. با وجود این، می توان متنی را از هر کدام از صفحات برگزید تا به سوالهای مورد نیاز شما در حد بضاعت اندک علمی و تجربی نگارنده پاسخ دهد.

ساختار کتاب

کتاب دارای چهار بخش کلی است:

۱. اصول و موضوعات بازاریابی
۲. درسنامه های زندگی
۳. بازاریابی در نگاه کلان
۴. کتابهای فروش و بازاریابی

در بخش نخست یعنی «اصول و موضوعات بازاریابی»، کتاب به اساسی ترین موضوعات بازاریابی می پردازد. برای مثال شما با «چهارراه علم»، و مطالعات بین رشته ای آشنا می شوید. به این ترتیب نگرش بازاریاب از اساس تغییر جدی می یابد. او همچون سایر صاحبنظران درمی یابد باید مسائل بازاریابی را فراتر از این رشته و بر فراز سایر علوم بنگرد. با چنین نگرشی است که مسائل کهنه ی بازاریابی، صورت بندی جدیدی می یابد و به ناگزیر راه حلهای تازه ای می خواهد.
به عبارت ساده تر در این بخش با همان موضوعات پیشین نظیر توزیع، برند، نمایندگی فروش، و... روبه روئید، اما هم نوع نگاه شما به این مسائل تغییر می یابد، و هم راه حلهای جدیدی پیش رویتان خواهد بود.
برای مثال، وصول مطالبات پس از بحران اقتصادی در ایران، به یک موضوع حائز اهمیت تبدیل شد. ضرورت داشت این کتاب نیز بدان بپردازد. شما در این کتاب درباره ی «مدیریت وصول مطالبات و ۳۰ توصیه ی راهبردی» می خوانید.
سایر صفحات کتاب آکنده از توصیه های عملی و نکته های کلیدی و کاربردی است، چون قرار است این کتاب، کتابی کاربردی برای مدیران بازاریابی و فروش باشد. با وجود این، از تئوریها غافل نبوده ام. پس پشت تمامی نکته های کلیدی، و همه ی توصیه ها و پیشنهادها، همواره تئوریها حضور جدی، اما پنهان دارند. بدون تئوریها، عمل زدگی ما را به مرز بازاریابی کلیشه ای خواهد رساند که مقصود ما نیست.
بخش دوم کتاب، درسنامه های زندگی نام دارد. درسنامه های زندگی حاصل تجربه ی من، صاحبنظران تیزبین، و مدیران ایرانی و خارجی است. من و دیگر صاحبنظران به تجربه دریافته ایم که چه کارهایی می تواند کسب وکارها را پیش برد. چگونه می توان از دیگران یاری جست تا کارها بخوبی انجام شوند.
بخش سوم کتاب به مباحث کلان بازاریابی اختصاص دارد. در این بخش به موضوعاتی چون جهاد اقتصادی و راهکارهای تحقق آن، نظام بازاریابی ایران، نگرش اقتضایی و نظریه ی آشوب در دوران خاص بازاریابی و بازاریابی سبز پرداخته شده است که هر یک در جایگاه خود، اهمیت به سزایی دارند.
و نهایتا این کتاب در بخش چهارم به معرفی کتابهای بازاریابی و فروش می پردازد. برخی از این کتابها را گلچین کرده ام. برای هر یک توضیح کوتاهی آمده است با این امید که ذوق و سلیقه ی شما خواننده ی گرامی را برانگیزد تا بدانجا که آن کتاب را مطالعه کنید.
مدیران بازاریابی در هزاره ی سوم پیش و بیش از همیشه به مطالعه ی کتاب و نشریه نیازمندند. بدون اطلاع از تازه های علمی، ناگزیریم با همان دانش و ابزارهای پیشین اقدام کنیم که برای بازارهای امروز ناکارآمد و کم نتیجه اند.

قدردانی و تشکر

  • از همکارم خانم اعظم احمدی صمیمانه تشکر کنم که مطالب پراکنده ام را یکجا گردآوری کردند. سپس با حک و اصلاح آن توانستیم کتابی کاربردی برای مدیران بازاریابی و فروش مهیا سازیم.
  • از همکارانم احمد آخوندی و محسن جاویدموید نیز قدردانی می کنم که در ساماندهی مطالب کتاب تلاش ارزنده ای کرده اند.
  • از خانواده ام صمیمانه سپاسگزارم که فرصت مغتنمی را نصیبم ساختند تا این کتاب آماده سازی شود.
  • بجا است تشکر کنم از تمامی حاضران در کارگاهها و سمینارها و دوره های آموزشی که با اشتیاق مرا به وجد آوردند تا گزیده ای از آنچه را که در سمینارها و کارگاهها بیان می کنم، در قالب واژه ها تدوین کنم، با این امید که برای دیگران نیز قابلیت بهره برداری داشته باشد.
  • لطفا آرا و نظرات خود را به هر نحوی که علاقه مندید برایم ارسال کنید تا در چاپهای بعدی کتاب از آن استفاده شود.
  • بر روی سایت شخصی پرویز درگی www.dargi.ir
  • نشانی اینترنتی info@dargi.ir
  • بر روی سایت انتشارات بازاریابی www.marketingbooks.ir
  • نشانی اینترنتی info@marketingbooks.ir
  • به نشانی انتشارات بازاریابی تهران- خیابان آزادی- جنب مترو آزادی- خیابان شاهین- پلاک ۶- طبقه ی سوم
  • با شماره ی فکس ۶۶۰۲۸۴۰۵ (۰۲۱ )
  • با شماره تلفنهای ۴-۶۶۰۲۸۴۰۱ ( ۰۲۱)
  • با شماره تلفن همراه شخصی ام: ۱۹۹۴۲۸۱-۰۹۱۲
سبز باشید
پرویز درگی



یادداشتهای معلم بازاریابی

پرویز درگی





حق انتشار الکترونیک برای فیدیبو محفوظ است



فصل ۱: اصول و موضوعات بازاریابی

بازاریابی و فروش در عصر کنونی همچون درختی تناور دارای ریشه های عمیق و شاخ وبرگهای گوناگون است. به مدد علوم گوناگون، بازاریابی ظرفیتی گسترده دارد؛ نظیر تاثیر روانشناسی بر بازاریابی، تاثیر ارتباطات و روابط عمومی بر بازاریابی و بسیاری موضوعات دیگر که در این فصل می خوانید.
افزون بر آن، بازاریابی و فروش، حاوی موضوعات گوناگون و متنوعی است نظیر توزیع، استراتژی صادرات، و بسیاری نکات ریز و درشت که اطلاع از آن برای بازاریابها سودمند است، نظیر زیرفروشی و دلایل آن، قانون مورفی، مهارتهای اساسی بازاریابان، که جملگی در این فصل آمده است.
گاه ضرورتها ایجاب می کرد که بدون هیچ توضیحی، فهرستی از مطالب درباره ی موضوعی تهیه شود نظیر:
  • ۲۰ توصیه برای روابط عمومی سازمانها در راستای ارتقای برند
  • مدیریت وصول مطالبات و ۳۰ توصیه ی راهبردی
  • ۲۰ توصیه ی عملی برای کسب وکارها
  • و...
این مطالب را در همین فصل بخوانید.

اهمیت علوم میان رشته ای

باید باور کنیم نویدبخش ترین و بهترین مرزهای دانش و دانایی، معمولاً در محدوده ی بین حوزه های مختلف قرار دارند نه در داخل و مرکز آن حوزه ها.
دو نکته ای که از چند سال پیش ذهن مرا مشغول کرده، یکی همین علوم بین رشته ای است و یکی هم بومی سازی علم. شاید در بدو مطرح ساختن این موارد، بعضی از دوستان ایراداتی داشتند اما هرچه به جلو می رویم، مهر تایید بر این دو عامل بیشتر می شود.
یادم نمی رود در کنفرانسی در اصفهان وقتی در خصوص روانشناسی ارتباط با مشتری صحبت می کردم، یکی از روانشناسان حاضر در جلسه در سخنرانیشان ایراد می گرفتند که نباید اساتید بازاریابی وارد حوزه ی روانشناسی شوند و البته توضیحات من این بود که روانشناسی ارتباط با مشتری، جزو علوم بین رشته ای است و ما ناچاریم برای حل معضلات بشری به این رویکرد توجه کنیم. خوشبختانه اخیرا خیلی ها از سناریوسازی، بومی سازی علوم، و تعامل بین رشته ها و لزوم ارتباط بیشتر اساتید حوزه هایی که نهایتا به لذت و رضایت انسان می اندیشند و کار می کنند، صحبت می کنند و این نوید آینده ی بهتری برای ایران سربلند است.
لارس پترسون می گوید:
شرکتها نیازمند این هستند که علوم میان رشته ای را در مورد رفتارشناسی مشتریها به کار گیرند.
این بینش باید به طور کامل در فرایند برنامه ریزی استراتژیک تمامی رهبران جای گیرد.
این رویکرد جدید، مسیرهای تازه ای را در ایجاد مزیت رقابتی و برنده شدن در جدال همیشگی جلب وفاداری مشتریها به وجود می آورد.

روانشناسی ارتباط با مشتری

امروزه دیگر هیچ یک از علوم به تنهایی نمی توانند مسائل سازمانی را حل وفصل کنند. در حوزه ی ارتباط با مشتری برای ارتقای منافع سازمان که همراه با رضایت مشتری حاصل می شود، ناچار از به کارگیری علوم میان رشته ای هستیم.

بازاریابی چیست؟

بازاریابی کسب رضایت مشتری به شیوه ای سودآور است و تمام عملیات قبل از تولید تا پس از مصرف را شامل می شود.
فعالیتهایی چون تحقیقات بازاریابی، تعامل با سازمان تولید، فروش، توزیع، مدیریت برند، ارتباطات، صادرات، خدمات حمایتی، و... جزئی از حوزه ی بازاریابی محسوب می شوند.

روانشناسی چیست؟

روانشناسی عبارت است از مطالعه ی علمی رفتار و فرایندهای ذهنی.
رفتار هر کاری است که ما می توانیم انجام دهیم و به صورت مستقیم قابل مشاهده است.
اما فرایندهای ذهنی همان افکار، احساسات، و انگیزه هایی هستند که در درون انسان است و قابل مشاهده نیست.

ارتباطات چیست؟

ارتباطات را می توان جریانی دانست که طی آن دو نفر یا تعداد بیشتری به تبادل افکار، نظریات، احساسات، و عقاید می پردازند. شرکتها از طریق به کار بردن پیامهایی سعی می کنند رفتار دیگران را به نحوی تغییر دهند یا در آنها نفوذ کنند و از این راه موجب تحقق هدفهای سازمانی شوند.
ارتباط یعنی فرایند انتقال و درک اطلاعات، عقاید، و احساسات از فرستنده به گیرنده، به منظور ایجاد و تغییر دانشها و نگرشها یا رفتار آشکار او.
شرکتها با فرایند ارتباطات می خواهند بر محیط خرد اثر بگذارند. ارتباطات، مدیریت فرایند خرید مشتری در بلندمدت است. بر همین اساس بازاریابان به مرحله های پیش از خرید، زمان خرید، و پس از مصرف توجه می کنند. چون مشتریان متفاوت هستند، بنابراین ارتباطات اثربخش در بخشهای مختلف بازار متفاوت است.
بزرگی می گفت: فروش در قرن بیست ویکم آن است که با مشتری ارتباط برقرار کنید. مشکلات او را حل کنید و برای رونق کسب وکارش به او مشاوره بدهید. در واقع باید خود را وارد کسب وکار مشتری کنید و خود را متعلق به او بدانید نه اینکه فقط به فکر دادوستد با مشتری باشید. باید برای مشتری تبدیل به یک مشاور شد و شریک او بود.
دنیای رقابت عوض شده است. دیگر هر کس بهترین محصول را دارد، الزاما برنده نیست بلکه، آن کس برنده ی رقابت است که بتواند بهتر با مشتری ارتباط برقرار کرده و بیشتر به بهبود عملیات کاری او کمک کند. و برای توفیق در این وظایف، به کارگیری روانشناسی ارتباط با مشتری به عنوان یک علم بین رشته ای ضرورت می یابد.
در این صورت است که می توانیم بر ضمیر بازار مدیریت کنیم. ضمیر بازار از تعامل شایسته بین ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه فروشنده با ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه مشتری حاصل می شود.
توانایی دست یافتن و شناخت ضمیر بازار و استفاده ی خلاقانه از این شناخت، منبع آتی مزیتهای رقابتی را برای بازاریابها تشکیل خواهد داد.

اما ارتباط ضمیر خودآگاه با ضمیر ناخودآگاه چگونه است؟

ضمیر خودآگاه آن دسته از عملکردها را که به وسیله ی فرایندهای ناخودآگاه بروز می کنند، تشریح می کند.
ضمیر ناخودآگاه دستور صادر می کند و ضمیر ناخودآگاه آن دستورات را به اجرا درمی آورد.
ناخودآگاهِ شناختی یا ضمیر ناخودآگاه، به فرایندهای ذهنی اشاره دارد که خارج از سطح آگاهی مصرف کنندگان صورت می گیرند و به همراه فرایندهای خودآگاه، تجربه ی آنها از جهان بیرون را به وجود می آورند. بیش از ۹۵ درصد تفکرات مصرف کنندگان در ضمیر ناخودآگاه آنها رخ می دهد. یعنی در آمیزه ای از خاطرات، احساسات، افکار و سایر فرایندهای شناختی که ما از آنها آگاه نیستیم یا نمی توانیم آنها را بیان کنیم.
احساسات در تصمیم گیری صحیح و منطقی نه تنها نقش دارند بلکه، امری ضروری تلقی می شوند. تصمیم گیری مستلزم فعالیت «منطق» و «احساس» به شکل توام است؛ چیزی که بعضی اوقات برای افراد و به عنوان الهام یا عکس العمل غریزی مطرح می شود، در واقع بروز و ظهور دانایی تجمع یافته در ضمیر ناخودآگاهمان است.
متاسفانه ما مجذوب آگاهیهایمان می شویم و از ضمیر ناخودآگاه غافل می شویم. ضمیر ناخودآگاه سرعت یادگیری بالایی دارد.
واگنر می گوید: بخش عمده ی داناییهایمان چیزهایی هستند که خودمان نمی دانیم که می دانیم. معمولاً چنین به نظر می رسد که ما اقدامات خودخواسته مان را به شکلی خودآگاهانه انجام می دهیم، اما این فقط یک توهم است.

تاثیر عبارات مثبت با بهره گیری از روانشناسی مثبت نگر

اسفند ماه ۱۳۸۸، سمیناری را با عنوان «تکنیکهای فروش حرفه ای» برای نمایندگیها و شعبات یکی از شرکتهای لبنیاتی که در استانهای شمالی کشور (گلستان، مازندران، گیلان) مستقر هستند، برگزار کردیم. این سمینار در یکی از هتلهای چالوس برگزار شد.
دقیقا در اسفند ماه سال قبل آن نیز در همین هتل با همکاران همان سازمان که در آن زمان فقط نمایندگیها بودند، جلسه داشتیم.
من پنجشنبه حدود ساعت ۲۴ به هتل رسیدم و اول وقت روز جمعه در لابی هتل یکی از کارکنان شریف و خوش برخورد هتل به من مراجعه کردند و از آثار عبارات مثبت که در سال گذشته در سمینار، از آنها صحبت کرده بودم، سخن گفتند. و اینکه عباراتی نظیر «شاد باشید. سبز باشید. پیروز باشید»، را در زندگیشان به کار گرفته اند و آثار خوبی داشته است.
از اینکه بعد از یک سال ایشان چهره ی من و عبارات مثبت را در نظر داشتند، خوشحال شدم و بیش از پیش در تاکید به کارگیری این عبارات کلیدی مصمم شدم. اعتقاد دارم برای موفقیت در بازاریابی، می بایست این علم را با علوم ارتباطات و روانشناسی پیوند بزنیم و به مبحث علم بین رشته ای «روانشناسی ارتباط با مشتری» برسیم و آن را به جد در سازمانها دنبال کنیم.

نظرات کاربران
درباره کتاب یادداشتهای معلم بازاریابی

کتاب خوبی است
در 1 ماه پیش توسط
من همیشه دنبال یه کتاب خوب در مورد بازاریابی بودم، مخصوصا که بومی باشه، آخه بازار ایران با اروپا و آمریکا خیلی فرق میکنه، و متد های بازاریابی اینجا با اونجا خیلی متفاوته، وقتی اسم این کتاب و نویسندشو دیدم، و مقدمشو خوندم احساس کردم به آرزوم رسیدم، اما حیف که اصلا چیزی نبود که دنبالش بودم، البته من کتابو کامل نخوندم، اما همون مقداری که خوندم با این دید که بهتر میشه، بالاخره شروع میکنه مطالب اصلی و خوب، ولی این اتفاق نیفتاد و جذبم نکرد، منم دیگه ادامش ندادم امیدوارم کتابهای خیلی بهتری تو این زمینه و در بومی سازی شده، نوشته بشه و یا اگه نوشته شده من بتونم پیداش کنم
در 3 ماه پیش توسط
من واقعا استفاده بردم
در 5 ماه پیش توسط
پرویز درگی شاید بازاریاب خوبی باشه ولی نویسنده ی بسیار بدی هست شیوه ی فروش جوردن بلفورت خط راست بازاریابی وال استریت رو بخونید تا فرق بین اینها رو بفهمید
در 6 ماه پیش توسط
عالی. پر از پختگی و درس زندگی. توی خیلی چیزا ازین کتاب یاد گرفتم. استاد درگی بواقع یکی از بهترین و متواضع ترین اساتید بازاریابی هست که خود همیشه در حال یادگیری و دانش افروزی هست و عطش هیچ وقت سیری نداره. این کتاب هم نکات خیلی عالیی رو در جنبه های مختلف به آدم یاد میده
در 6 ماه پیش توسط