فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب گفتگو با دخترم دربارۀ مرگ

کتاب گفتگو با دخترم دربارۀ مرگ

نسخه الکترونیک کتاب گفتگو با دخترم دربارۀ مرگ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب گفتگو با دخترم دربارۀ مرگ

موضوع عجیبی است که آدم با دخترش درباره مرگ گفتگو کند، عجیب‌تر این‌که دخترش یازده‌ساله باشد. قطعا در دنیا کارهای بهتر، مهم‌تر یا ساده‌تری هست که بتوان انجام داد. اما زندگی همه آدم‌ها در پیوند با مرگ است، زندگی پدربزرگ‌ها، پدرها و پسرها و همچنین زندگی مادربزرگ‌ها، مادرها و دخترها. پس چرا طرح این مسئله و پرداختن به این موضوع برای دختر یازده‌ساله‌ام ممکن است اندوهناک باشد؟ برای من هم مثل دیگران ــ و شاید بیش از دیگران ــ اتفاق افتاده که مرگ نزدیکان را به فرزندانم اطلاع بدهم. می‌دیدم که دادن این خبر چقدر آنان را به هم می‌ریزد، چنان‌که مرا هم آشفته می‌کرد. گفتگو با بچه‌ها درباره مرگ یکی از بهترین روش‌هاست تا آن‌ها با علاقه بیشتری زندگی کنند و سکوت ناشی از نگرانی درباره این موضوع را کنار بگذارند.

ادامه...
  • ناشر گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 0.42 مگابایت
  • تعداد صفحات ۷۲ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب گفتگو با دخترم دربارۀ مرگ

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



یادداشت مترجم

مرگ فرجام مشترک همه آدم هاست. و این را هم می دانیم که سایر موجودات زنده، نظیر گیاهان و جانوران، هم روزی تسلیم مرگ می شوند. زیرا مرگ به اصطلاح شتری است که درِ هر خانه ای می خوابد.
این فرجام گریزناپذیرْ مردم سرزمین های مختلف و پیروان ادیان و باورهای گوناگون را به اندیشیدن واداشته است، اندیشه هایی که غالبا برخاسته از نگرش ها و جهان بینی های مرتبط با زندگی و حتی چگونگی خلقت انسان و جهان است. بر این پایه، تصورات مربوط به مرگ و باورهای مرتبط با آن در ادامه باورهای مربوط به زندگی و تفسیر و توجیه چگونگیِ پیدایش حیات شکل می گیرد. بنابراین، همان گونه که ادیان و آیین های مختلف درباره زندگی و منشا آن وجوه اشتراک و افتراق گوناگونی دارند، درباره مرگ و مسائل مربوط به آن نیز توافق ها و اختلاف نظرهای زیادی دارند.
نویسنده کتاب حاضر، که در دبیرستان های فرانسه معلم فلسفه است، کوشیده است، به جای طرح مسائل اعتقادی درباره مرگ، به تشریح جنبه هایی عملی و واقعی بپردازد که کمتر به آن توجه شده است؛ مثلاً، سن وقوع مرگ، محل از دنیا رفتن آدم ها، عوامل بروز مرگ و آداب و رسوم رایج در روزهای پس از وقوع مرگ یا حتی نحوه ارتباط اطرافیان با کسی که از دنیا رفته است.
نویسنده خواسته است تا خوانندگانِ خود را با تصورات و باورهای مردم سرزمین های مختلف آشنا کند؛ از این رو، گاهی طرح بعضی از مسائل و مطالعه آن ها موجب حیرت و تعجب بعضی از خوانندگان خواهد شد. در این موارد، لازم است به گوناگونی فرهنگ مردم سراسر جهان، تنوع باورها و گوناگونی آداب و رسوم، آیین ها و عقاید توجه کنیم و به یاد داشته باشیم که تنوع اقلیمی و آب و هوایی، تجربه های متفاوت زندگانی، و کثرت الگوهای زندگی در میان میلیون ها میلیون انسانی که روی زمین به سر برده اند تنوع عقاید و باورهای بی شمار را در میان آدمیان رقم زده است، عقایدی که گاه نپذیرفتنی و با یکدیگر متناقض به نظر می رسند.

موضوع عجیبی است که آدم با دخترش درباره مرگ گفتگو کند، عجیب تر این که دخترش یازده ساله باشد. قطعا در دنیا کارهای بهتر، مهم تر یا ساده تری هست که بتوان انجام داد. اما زندگی همه آدم ها در پیوند با مرگ است، زندگی پدربزرگ ها، پدرها و پسرها و همچنین زندگی مادربزرگ ها، مادرها و دخترها.
پس چرا طرح این مسئله و پرداختن به این موضوع برای دختر یازده ساله ام ممکن است اندوهناک باشد؟ برای من هم مثل دیگران ــ و شاید بیش از دیگران ــ اتفاق افتاده که مرگ نزدیکان را به فرزندانم اطلاع بدهم. می دیدم که دادن این خبر چقدر آنان را به هم می ریزد، چنان که مرا هم آشفته می کرد.
البته هدفم از پرداختن به این موضوع چیز دیگری است. من در این جا درباره مرگ کسی صحبت نمی کنم و قرار نیست گفته هایم جریان زندگی خاصی را تغییر دهد. تنها کوشیده ام با دختر کم سن و سالم در فضای آرامش بخش خانه و در ضمن ساعاتی آرام و بی دغدغه آنچه در زندگی خود از مرگ فهمیده ام، در میان بگذارم. این که دختر یازده ساله ام را برای گفتگو انتخاب کرده ام و نه پسرهای بزرگ ترم را، که آنان هم به این موضوع علاقه مند و مرتبط بوده اند، بدین جهت است که به نظرم در پایان دوره کودکی، مرگ ساده تر بیان می شود. بچه های کم سن تر اغلب اوقات درباره مرگ حرف می زنند. اما همین که بزرگ تر می شوند، از صحبت درباره چنین مسائلی دست می کشند. دیگر جرئت نمی کنند حرفش را بزنند. متوجه اضطراب و سکوت بزرگسالان می شوند. من می خواهم با این سکوت مبارزه کنم. اگر نمی توانیم از مرگ بپرهیزیم، دست کم می توانیم نگذاریم این موضوع به راز یا تابو تبدیل شود. در لایه زیرین این گفتگو تمایلی واهی نهفته است: میل به این که گفتگوی حاضر خطابه ای آرام بخش درباره مرگ باشد. می خواهم بچه ها مرگ را صرفا عامل از دست دادن وحشتناک عزیزان و عذابی دردناک نبینند، بلکه آن را پدیده ای طبیعی و پذیرفتنی بدانند.
چنین گفتاری از نظر کسانی که گرفتار مصیبت و داغدیدگی شده اند، مطالبی به دردنخور و بی معنی است. اما وقتی از مرگ حرف می زنیم، وقتی آن را در نظر می گیریم بی آن که از اهمیتش کم کنیم، وقتی آن را می سنجیم بی آن که نادیده اش بگیریم، به یادش هستیم بی آن که برجسته اش کنیم نه به معنای فهمیدن مرگ است و نه به معنای دقیق کلمه تشریح این موضوع است، این کارها به لحاظ عقلانی غیرممکن هستند، اما این کار شنیدن درباره مرگ و راه آمدن با آن است تا گرفتار ترس و وحشت از آن نشویم. گفتگو با بچه ها درباره مرگ یکی از بهترین روش هاست تا آن ها با علاقه بیشتری زندگی کنند و سکوت ناشی از نگرانی درباره این موضوع را کنار بگذارند.

نظرات کاربران درباره کتاب گفتگو با دخترم دربارۀ مرگ

بسیار آموزنده بود
در 1 سال پیش توسط
کتاب خوبی است که از همه جنبه ها به موضوع مرگ پرداخته است و به خوبی خواننده را از غریبه پنداشتن پدیده مرگ باز می دارد.
در 2 سال پیش توسط