فیدیبو نماینده قانونی فیدیبو و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب مجمع عمومی سازمان ملل متحد

کتاب مجمع عمومی سازمان ملل متحد
از متن تا حاشیه

نسخه الکترونیک کتاب مجمع عمومی سازمان ملل متحد به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

با نصب اپلیکیشن فیدیبو این کتاب را به صورت کاملا رایگان مطالعه کنید.

درباره کتاب مجمع عمومی سازمان ملل متحد

مجمع عمومی سازمان ملل متحد یکی از ۶ رکن اصلی سازمان ملل متحد و ارگان اصلی شورایی، سیاستگذاری و نمایندگی کشورهای عضو این سازمان و تنها رکنی است که تمام کشورهای عضو (در حال حاضر ۱۹۳ کشور) در آن عضویت دارند. مجمع عمومی محل گردهمائی منحصر بفردی برای انجام مباحث و مذاکرات چندجانبه مربوط به طیف وسیعی از مسائل بین المللی مورد اشاره در منشور سازمان ملل متحد می باشد. ریاست این مجمع دوره‌ای است و هر سال بر اساس اصل توزیع جغرافیایی به یکی از گروه‌های جغرافیائی پنجگانه اختصاص یافته و کاندیدای ذیربط چند ماه قبل از برگزاری نشست مجمع بعدی،‌ توسط اعضا و معمولا با اجماع به ریاست آن انتخاب می گردد. رئیس کنونی مجمع عمومی (شصت و نهمین مجمع، سپتامبر ۲۰۱۴ الی سپتامبر ۲۰۱۶) آقای سام کوته‌سا، وزیر امورخارجه اوگاندا است. شایان ذکر است که رئیس پنجمین مجمع عمومی در سال ۱۹۵۰ میلادی (۱۳۲۹ هجری شمسی) آقای نصرالله انتظام از ایران بود.

ادامه...
  • ناشر فیدیبو
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 2.84 مگابایت
  • تعداد صفحات ۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب مجمع عمومی سازمان ملل متحد

با نصب اپلیکیشن فیدیبو این کتاب را به صورت کاملا رایگان مطالعه کنید.

مجمع عمومی سازمان ملل متحد - از متن تا حاشیه (۱)

(مجموعه ای از معرفی این مجمع به همراه متن کامل سخنرانی های آیت الله خامنه ای، دکتر حسن روحانی، آخرین سخنرانی باراک اوباما، محمود احمدی نژاد و عکسها و حواشی آن)
United_Nations_General_Assembly_Hall

مجمع عمومی سازمان ملل متحد:

مجمع عمومی سازمان ملل متحد یکی از ۶ رکن اصلی سازمان ملل متحد و ارگان اصلی شورایی، سیاستگذاری و نمایندگی کشورهای عضو این سازمان و تنها رکنی است که تمام کشورهای عضو (در حال حاضر ۱۹۳ کشور) در آن عضویت دارند. مجمع عمومی محل گردهمائی منحصر بفردی برای انجام مباحث و مذاکرات چندجانبه مربوط به طیف وسیعی از مسائل بین المللی مورد اشاره در منشور سازمان ملل متحد می باشد. ریاست این مجمع دوره ای است و هر سال بر اساس اصل توزیع جغرافیایی به یکی از گروه های جغرافیائی پنجگانه اختصاص یافته و کاندیدای ذیربط چند ماه قبل از برگزاری نشست مجمع بعدی، توسط اعضا و معمولا با اجماع به ریاست آن انتخاب می گردد.
رئیس کنونی مجمع عمومی (شصت و نهمین مجمع، سپتامبر ۲۰۱۴ الی سپتامبر ۲۰۱۶) آقای سام کوته سا، وزیر امورخارجه اوگاندا است.
شایان ذکر است که رئیس پنجمین مجمع عمومی در سال ۱۹۵۰ میلادی (۱۳۲۹ هجری شمسی) آقای نصرالله انتظام از ایران بود.
وظایف واختیارات:

بحث، بررسی و ارائه توصیه
مجمع عمومی می تواند هر مسئله یا موضوعی را که در حوزه صلاحیت یا اختیارات ارگان های منشور ملل متحد است مورد بحث قرار دهد. مجمع همچنین می تواند در مورد این مسائل به کشورهای عضو و یا به شورای امنیت و یا هر دو توصیه هایی نماید.
توصیه های مجمع در موارد معینی که به امور داخلی سازمان بر می گردد، الزام آورمی باشند. دولت ها معمولا خود را نسبت به برخی از قطعنامه های مجمع ملتزم می دانند و برای آن شانی نظیر یک معاهده قایل می شوند که از جمله مشهورترین آن ها اعلامیه جهانی حقوق بشر است.
البته مجمع نمی تواند درباره دعوی و یا قضیه ای که مورد بحث شورای امنیت است توصیه بنماید مگر اینکه شورای امنیت از مجمع در خواست کند.

توصیه های مجمع
مجمع عمومی برای مقاصد ذیل توصیه هایی می کند:
الف- توسعه همکاری بین المللی در زمینه سیاسی و تشویق توسعه و حقوق بین المللی و تدوین آن.
ب- توسعه همکاری بین المللی در زمینه های اقتصادی- اجتماعی-فرهنگی -آموزشی و بهداشتی و کمک به تحقق حقوق بشر و آزادی های اساسی برای همگان.

مجمع مرجع انتخاب و نیز انتصاب دبیر کل سازمان ملل متحد بنا به توصیه شورای امنیت می باشد.

تصویب بودجه:
بودجه بندی دوسالانه و روند امور مالی سازمان ملل متحد و موسسات تخصصی و نیز تعیین نحوه تقسیم این هزینه ها میان کشورهای عضو توسط مجمع عمومی تصویب و نظارت می شود.

رای گیری:
تصمیم گیری در مورد مسائل مهم مانند توصیه درباره صلح و امنیت و انتخاب اعضای شورای امنیت،شورای اقتصادی واجتماعی و شورای قیمومیت ونیز پذیرش یا تعلیق و اخراج اعضا و مسائل مربوط به قیمومیت و امور مالی با اکثریت دوسوم آرا اعضا حاضر و رای دهنده اتخاذ می شود اما برای سایر مسائل اکثریت ساده لازم است.

جلسات:
اجلاس عادی مجمع عمومی سالی یک بار واز سومین سه شنبه ماه سپتامبر تشکیل می شود. مجمع همچنین می تواند به درخواست شورای امنیت اکثریت اعضا و یا به درخواست یک عضو که مورد موافقت اکثریت اعضا باشد اجلاس های ویژه تشکیل دهد.

تشکیلات:
مجمع عمومی، رئیس و نواب رئیس خود را در همان اجلاس انتخاب و آئین نامه کار خود را تعیین می کند.مجمع در هر اجلاس،اکثر موضوعات دستور کار خود را میان هفت کمیته اصلی خود تقسیم می کند.

کمیته های اصلی
مجمع عمومی سازمان ملل متحد دارای شش کمیته کاری به شرح ذیل است:
۱) کمیته یکم (خلع سلاح و امنیت بین المللی)
۲) کمیته دوم (امور اقتصادی و مالی)
۳)کمیته سوم (امور اجتماعی، بشردوستانه و فرهنگی)
۴) کمیته چهارم (ویژه سیاسی و استعمارزدائی)
۵) کمیته پنجم (امور مالی و اداری) مجمع عمومی سازمان ملل متحد
۶)کمیته ششم (امور حقوقی) مجمع عمومی سازمان ملل متحد
هر کشور عضو می تواند در هر یک از این کمیته های اصلی نمایندگانی داشته باشد.
مسئولیت سازمان دادن و تنظیم کار هر اجلاس بعهده کمیته عمومی است که متشکل از رئیس مجمع، هفده نایب رئیس و روسای هفت کمیته اصلی است.
کمیته استوارنامه ها متشکل از ۹ عضو است که توسط مجمع عمومی به پیشنهاد رئیس مجمع انتخاب می شوند و در باره استوارنامه های نمایندگان به مجمع گزارش می دهند



شصت و ششمین دوره مجمع عمومی

متن کامل سخنان احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل (۱۱)

آفتاب: محمود احمدی نژاد با تاکید بر اینکه جهان اکنون بیش از هر زمان دیگری شاهد بیداری گسترده در سرزمین های اسلامی، در آسیا، اروپا و امریکاست و هر روز بر دامنه تحولات عدالت طلب و آزادی خواه افزوده می شود از آمادگی کشورمان برای تحقق این امر مهم در راستای اراده جمعی جهانی خبر داد.
متن کامل سخنان احمدی نژاد در شصت و ششمین مجمع عمومی سازمان ملل بدین شرح است:

الحمدلله رب العالمین و الصلوه و السلام علی جمیع الانبیاء والمرسلین و سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

جناب آقای رئیس
عالیجنابان
خانم ها و آقایان
خداوند عزیز و حکیم را سپاسگزارم که فرصت حضور در این مجمع را عنایت فرمود. از رئیس قبلی مجمع تشکر می کنم و به رئیس جدید تبریک می گویم.
یاد جان باختگان حوادث یکسال اخیر به ویژه زلزله و انفجار اتمی ژاپن، قحطی سومالی و سیل پاکستان را گرامی می دارم و از همگان می خواهم که کمک های خود را گسترش دهند.
طی شش سال در موضوعات مختلف جهانی و از ضرورت تغییر و تحول در مناسبات سخن گفتیم.
امروز با توجه به تحولات رو به گسترش از منظر دیگری به تحلیل آنها می پردازم.
می دانید که فصل مشترک و امتیاز انسان ها بر سایر موجودات برخورداری از فطرت انسانی است که هدیه الهی و جلوه روح خدایی است و از جمله:
-ایمان به خدای ازلی و ابدی و قادر و خالق و تدبیرکننده امور عالم
مهرورزی به هم نوع، بخشندگی و عدالت طلبی و صداقت در کلام و عمل
-عزت طلبی و تعالی جویی مادی و معنوی و آزادی و آزادی خواهی و مطالبه آزادگی
-نفی ظلم، فساد و تبعیض و حمایت از ستمدیدگان
-مطالبه سعادت، صلح و امنیت پایدار برای همگان
اینها برخی از جلوه های فطرت الهی و مشترک انسانی است که به وضوح، در آرزوهای تاریخی، از طریق میراث ماندگار نظم و نثر و آثار تحقیقی و هنری و نیز در تحولات و جنبش های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی خود را نشان داده است.
همه پیامبران الهی و مصلحان به این امور دعوت کرده اند.
خداوند انسان را صاحب کرامت و سقف رشد و پرواز او را تا مقام جانشینی خود خواسته است.

دوستان
روشن است که علیرغم دستآوردهای بزرگ تاریخی از جمله مجمع ملل متحد که محصول تلاش ها و مبارزات انسان های آزاداندیش و عدالت طلب و همکاری های بین المللی بوده است، جامعه بشری با آرزوها و آرمان های فطری خود فاصله بسیار دارد.
عموم ملت ها از وضع موجود ناراضیاند.
به رغم تمایل عمومی انسان ها به صلح، پیشرفت و برادری، همانگونه که می بینیم:
جنگها، کشتارها، فقر گسترده، بحران های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، تبعیض ها، تحقیرها، خودخواهی ها و ناامنی ها، حقوق و شخصیت ملت ها را مخدوش نموده و رنج ها و خسارات غیرقابل جبرانی را تحمیل کرده است.
حدود سه میلیارد نفر فقیر در جهان با روزی کمتر از ۵ / ۲ دلار و بیش از یک میلیارد نفر آنان بدون حتی یک وعده غذا در روز زندگی می کنند.
۴۰% فقیرترین جمعیت جهان فقط ۵% درآمد و ۲۰% ثروتمندترین ۷۵% درآمد را دارند.
روزانه بیش از ۲۲ هزار کودک به دلیل فقر در مظلومیت کامل می میرند.
۸۰% امکانات مالی امریکا در اختیار ۱۰% جمعیت و ۲۰% آن در اختیار۹۰% جمعیت است.
به راستی علت چیست؟ و راه حل کدام است.
حاکمان بر مراکز مدیریت جهانی با فاصله انداختن بین اخلاق و معنویت با زندگی اجتماعی ادعا میکنند که علت این وضع پیروی از راه انبیاء و ضعف ملتها و عملکرد چند گروه و فرد بوده و تنها اندیشه ها و راه و روش آنها نجات بخش جامعه بشری است.

اما دوستان؛
غیر از این است که علت اصلی را باید در نظام حاکم بر امور بین الملل و شیوه مدیریت جهانی جستجو کرد.
لطفا به این سئوالات توجه فرمائید:
چه کسانی طی چند قرن دوره سیاه برده داری ده ها میلیون انسان را به زور از افریقا و سایر مناطق ربوده و در امریکا و اروپا قربانی مطامع مادی خود کردند.
تحمیل بیش از چهار قرن دوره غمبار استعمار و اشغال سرزمین و چپاول گسترده منابع و نابودی استعدادها و زبان و فرهنگ و هویت ملت ها را چه کسانی انجام داده اند.
چه کسانی جنگ های اول و دوم جهانی با حدود هفتاد میلیون کشته و صدها میلیون مجروح و آواره و جنگ کره و ویتنام را راه انداختند.
چه کسانی با فریبکاری، صهیونیست ها و بیش از شصت سال جنگ، آوارگی، ترور و کشتار را بر ملت فلسطین و ملت های منطقه تحمیل و از آن حمایت نموده اند.
چه کسانی ده ها سال دولت های دیکتاتوری و کودتایی را بر ملت های امریکای لاتین، آفریقا و آسیا تحمیل کرده و با آنان رابطه صمیمی داشته اند.
چه کسانی از بمب اتم علیه مردم بی دفاع استفاده کردند و امروز هم هزاران کلاه ک هسته ای ذخیره کرده اند.
اقتصادِ چه کسانی متکی به فروش سلاح و ایجاد جنگ برای مصرف آن است.
چه کسانی صدام را در حمله به ایران و تحمیل ۸ سال جنگ و استفاده از بمب شیمیایی و حمله به شهرها تجهیز و تشویق کردند.
چه کسانی به بهانه حادثه مشکوک ۱۱ سپتامبر، و در واقع برای سلطه بر خاورمیانه و نفت آن، افغانستان و عراق را اشغال کردند و میلیون ها نفر کشته و مجروح و آواره بر جای گذاشتند.
چه کسانی با لغو نظام برتونوودز ده ها هزار میلیارد دلار بدون پشتوانه خلق کرده و به تبع آن تورم را به بازار جهانی تزریق و معادل این رقم هنگفت را از دسترنج ملت ها تصاحب کردند.
چه کسانی سالانه بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار یعنی بیش از تمام کشورهای دنیا هزینه نظامی دارند و به هر بهانهای دائماً ملت ها و دولت های مستقل را به حمله نظامی تهدید می کنند.
بدهکارترین دولت های دنیا کدام دولت ها هستند.
مدیران اصلی مراکز سیاست گذاری اقتصاد جهانی چه کسانی هستند.
چه کسانی مسبب بحران اقتصادی اند و تبعات آن را در آمریکا، اروپا و همه جهان بر ملت ها تحمیل میکنند.
چه کسانی برای فروریختنِ فوری چند هزار تن بمب بر سر ملت ها آمادگی دارند ولی برای رساندن اندکی کمک به مردم بحران زده سومالی و یا سایر نقاط به ماه ها زمان نیاز دارند.
شورای امنیت که مسئول امنیت جهانی است در سیطره چه کسانی است.
ده ها سئوال مشابه وجود دارد که البته پاسخ آنها روشن است.
قریب به اتفاق ملت ها و دولت های جهان در این امور نقشی نداشته و ندارند بلکه خود قربانی بوده و خسارات فراوان دیده اند.
مثل روز روشن است که همان بردهداران و استعمارگران و مسببان جنگ اول و دوم و نابسامانی های پس از آن تا به امروز با تغییر چهره بر شورای امنیت و مراکز اصلی اقتصادی و سیاسی جهان سیطره پیدا کرده اند.

همکاران گرامی
آیا اینان صلاحیت ادامه مدیریت را دارند و آیا پذیرفته است که خود را مدعی انحصاری دفاع از آزادی و دموکراسی و حقوق انسان ها و ملت ها معرفی کنند و با همین ادعا کشورها را مورد حمله نظامی قرار داده و اشغال کنند؟
آیا گُل دموکراسی و آزادی از موشک ها و بمب های نیروهای ناتو شکوفا خواهد شد.

خانم ها و آقایان؛
اگر برخی کشورهای اروپایی به بهانه هولوکاست پس از شش دهه همچنان به صهیونیست ها جریمه می پردازند، آیا مسببان برده داری و استعمار نباید به ملت های خسارت دیده، جریمه بپردازند.
اگر خسارات دوران برده داری و استعمار پرداخت شود، وضعیت اَبَرسرمایه داران پشت صحنه دولت های امریکا و اروپایی چه خواهد شد. آیا فاصله ای بین شمال و جنوب باقی می ماند.
اگر فقط نیمی از هزینه های نظامی دولت امریکا و متحدینش در ناتو صرف رفع مشکلات اقتصادی ملت های شان شود آیا اثری از بحران اقتصادی باقی خواهد ماند.
با پرداخت این مقدار به ملت های فقیر نتیجه چه خواهد شد.
آیا وجود ۲۶۸ پایگاه نظامی و اطلاعاتی امریکا در آلمان، ۱۲۴ پایگاه در ژاپن، ۸۷ پایگاه در کره جنوبی، ۸۳ پایگاه در ایتالیا، ۴۵ پایگاه در انگلیس و ۲۱ پایگاه نظامی و اطلاعاتی امریکا در پرتغال و صدها پایگاه در دیگر نقاط جهان معنایی جز اشغال نظامی دارد.
آیا بمبهای اتمی مستقر در این پایگاه ها، امنیت ملتها را به مخاطره نیانداخته است.

خانم ها و آقایان
سئوال اصلی این است که ریشه این رفتار غلط چیست؟
علت اصلی را باید در باورها و رفتارهای گروه حاکم جستجو کرد.
عده ای به هم پیوسته و سازمان یافته که بر خلاف گرایشات فطری بشری:
به خدای یکتا و راه پیامبران ایمان ندارند و هواهای خود را جای خدا نشانده اند.
نزد آنان فقط قدرت و ثروت اصالت دارد و همه برنامه ها در خدمت کسب آن است و ملت های ضعیف در برابر آنان امیدی به استیفای حقوق قانونی خود ندارند.
پیشرفت، رفاه و عزت خود را در نابودی، فقر و تحقیر دیگران جستجو می کنند.
خود را برتر از دیگران و صاحب امتیازات ویژه و انحصاری دانسته و برای دیگران ارزش و حقی قائل نیستند و به خود اجازه می دهند حقوق همه ملت ها و دولت ها را زیر پا بگذارند.
به زورِ سلاح و سوء استفاده از سازوکارهای بین المللی خود را همه کاره عالم و قیم دولت ها و ملت ها معرفی کرده و به سادگی قانون را در سطح بین المللی نقض می کنند.
اصرار دارند شیوه زندگی و باورهای خود را به دیگران تحمیل کنند.
به طور رسمی از نژادپرستی حمایت می کنند.
با دخالت نظامی و تخریب زیرساخت های کشورها آنها را ضعیف و محتاج کرده و آنگاه با سوء استفاده از این وضعیت ثروت شان را به تاراج می برند.
با ایجاد اختلاف بین اقوام و ملت ها، تخم کینه و نفرت کاشته و با ایجاد فضای ناامنی و سوء ظن فرصت رشد و شکوفایی را از آنان می گیرند.
همه فرهنگ، هویت، جان و مال ملتها، ارزش های انسانی و اخلاقی، زنان، جوانان و خانواده ها در جریان سلطه طلبی آنان و غارت منابع ملت ها قربانی میشوند.
برای تامین منافع و اهداف سلطه گرانه خود فریبکاری و پنهانکاری و ترویج مواد مخدر و حتی ترور و کشتن انسان ها را نیز مجاز می شمارند. پس از اشغال افغانستان توسط ناتو، تولید مواد مخدر چندین برابر شده است.
تحمل کوچک ترین انتقاد و یا سئوال را ندارند و بجای پاسخ گویی به تخلفات خود همیشه طلبکاری می کنند.
با استفاده از شبکه استعماری رسانه ای در برابر سئوال از هولوکاست، سئوال کننده را مورد هجمه و تهدید قرار می دهند و در برابر سئوال از ۱۱ سپتامبر تهدید به تحریم و حمله نظامی می کنند.
سال قبل، پس از طرح ضرورت تشکیل کمیته حقیقتیاب برای روشن شدن زوایای پنهان ماجرای تلخ ۱۱ سپتامبر، که خواست دولت ها و ملت های مستقل و حتی ملت آمریکاست، به جای ارائه پاسخ روشن، اینجانب و ملتم توسط دولت امریکا مورد تهدید و فشار قرار گرفتیم.
به جای تشکیل کمیته حقیقت یاب ۱۱ سپتامبر، متهم اصلی را که از مدت ها قبل تحت نظر آنان بود کشتند و به دریا انداختند.
آیا نمی بایست با محاکمه علنی متهم اصلی، عوامل تامین کننده فضای امن برای هواپیماهای مهاجم به برج ها، شناسایی و معرفی می شدند.
چرا نباید با محاکمه علنی متهم اصلی، عوامل راه اندازی گروه های تروریستی و تحمیل جنگ و کشتار به ملت های منطقه معرفی می شدند. آیا اطلاعاتی هست که باید مخفی بماند.
آنان اندیشه صهیونیستی را مقدس و سئوال از اساس و تاریخ آن را گناهی نابخشودنی می شمارند ولیکن توهین و تجاوز به حریم تمام مقدسات بشری و الهی را روا می دارند.
دوستان و همکاران؛
آزادی حقیقی، عدالت، حق انتخاب، عزت، رفاه و امنیت پایدار حق همه ملت هاست.
کسب این ارزش ها نه از طریق اتکاء به مدیریت ناصالح جهانی موجود و یا دخالت مستکبران و یا از مجرای تفنگ نیروهای ناتو بلکه در سایه استقلال و پذیرش حقوق متقابل و همدلی و همکاری به دست خواهد آمد.
آیا راهی برای حل مشکلات جامعه بشری و نیل به آرزوهای تاریخی برای صلح و امنیت و برابری، از درون سازوکارهای فعلی حاکم وجود دارد.
همه کسانی که تلاش کردند با حفظ اندیشه و مبانی وضع موجود اصلاحاتی انجام دهند شکست خوردند. تلاش های ارزشمند جنبش عدم تعهد، گروه های ۷۷ و ۱۵ و برخی از شخصیت ها گرچه تاثیراتی داشته است ولی نتوانست وضعیت را تغییر دهد.
مدیریت جهانی نیازمند اصلاحات اساسی است. اما چه باید کرد.

همکاران گرامی
باید با عزم عمومی و همکاری و مشارکت همگانی طرحی نو در انداخت.
طرحی که بر اندیشه انسانی و فطری و ارزش های جهان شمول از جمله توحید، عدالت، آزادی، محبت و جستجوی سعادت از طریق سعادت همگان استوار باشد.
ایده سازمان ملل یک دستآورد بزرگ و تاریخی جامعه بشری است. باید آن را مهم دانست و از ظرفیت های آن حداکثر استفاده را کرد.
نباید اجازه دهیم که سازمان ملل بیش از این از جایگاه اصلی خود یعنی محل تبلور اراده جمعی ملت ها تنزل کرده و به ابزاری برای قدرت های جهانی بدل شود.
برای تامین صلح و امنیت پایدار باید زمینه دخالت و مشارکت همگانی را از طریق سازوکارهای عادلانه فراهم کنیم.
باید به معنای واقعی کلمه، مدیریت مشترک جهانی را تحقق بخشیم. قوانین و قواعد مسلم حقوق بین المللی و صلح ، آزادی و عدالت باید مبنای اصلی تصمیمات و اقدامات جهانی باشد.
هر کدام از ما باید به این حقیقت اذعان کنیم که هیچ راهی جز 'مشارکت همگانی در مدیریت جهانی' برای رفع نابسامانی ها و دفع ظلم و نفی تبعیض وجود ندارد.
این تنها راه سعادت جامعه بشری وحقیقتی روشن و اجتناب ناپذیر است.
همه به این مساله علم داریم اما این کافی نیست بلکه باید به آن ایمان داشته باشیم و برای اجرای آن از هیچ کوششی دریغ نکنیم.

دوستان عزیز و همکاران خوبم
بنابراین مدیریت مشترک حق همه ملتهاست و ما باید به عنوان نمایندگان ملت های مان از آن دفاع کنیم.
برخی قدرت ها می کوشند تا جامعه جهانی را از امکان تفاهم و همکاری جمعی و مشترک ناامید کنند، اما ما باید باور کنیم که می توانیم به مدیریت مشترک واقعی دست پیدا کنیم.
تشکیل سازمان ملل برای ایجاد امکان مشارکت موثر همه ملت ها در تصمیمات جهانی است.
همه می دانیم که این امکان هنوز فراهم نشده و ریشه آن نیز عدم رعایت عدالت در ساختار و سازوکارهای مدیریتی سازمان ملل است.
ترکیب شورای امنیت ناعادلانه است. تغییرات و اصلاحات برای تشکیل کامل و واقعی سازمان ملل نیاز اصلی و اساسی است که مجمع عمومی باید به آن بپردازد.
در نشست سال گذشته با ذکر اهمیت موضوع پیشنهاد کردم که این دهه، دهه 'مدیریت مشترک جهانی' نام گذاری و از همه ظرفیت ها برای ایجاد جهانی متحد استفاده شود.
اکنون نیز پیشنهاد خود را تکرار می کنم و اطمینان دارم که در سایه همکاری های بین المللی و دلسوز ی های روسای کشورها و دولت ها و با پشتیبانی ملت ها و پافشاری بر عدالت می توانیم استوار و سریع به سوی آیندهای متعلق به همگان، گام برداریم .
این، حرکت در مسیر جریان زلال و پاک آفرینش به سوی آینده روشن بشری است.
آینده ای که با قدم نهادن بشر به راه انبیاء و صلحا و تمسک به ارزش های الهی- انسانی و تحت مدیریت وارث همه انبیاء و اولیای الهی و نسل پاک پیامبر بزرگوار اسلام(ص)، منجی عالم بشری و موعود اُمَم حضرت مهدی(عج) بزودی تحقق خواهد یافت.
آمدن جامعه ای برتر و ایده آل، با ظهور انسانی کامل که عاشق صادق و حقیقی همه انسان هاست، وعده قطعی خداوند است.
او با همراهی حضرت عیسی مسیح(ع) و پیشاپیشِ همه صالحان و آزادی خواهان و عدالت طلبان، ظلم و تبعیض را ریشه کن کرده و با ارتقای سطح علم و معرفت انسان ها، صلح و عدالت و آزادی و عشق را در سراسر جهان خواهد گسترد. او زیبایی ها و خوبی ها را به همه آحاد بشر هدیه خواهد کرد و طعم شیرین زندگی را به یکایک انسان ها خواهد چشانید.
امروز فطرت ملت ها بیدار شده و به موازات افزایش عمومی، دیگر تحقیر و تحمیق و ظلم و تبعیض را برنمی تابد.
ملت بزرگ و تمدن ساز ایران آماده است تا در این مسیر زیبا و پرافتخار دست دیگر ملت ها را به گرمی بفشارد و در راستای اراده جمعی جهانی همه توان خود را به مشارکت بگذارد.
سلام بر عشق و آزادی، سلام بر عدالت و آگاهی و سلام بر آینده روشن و درخشان بشری.



شصت و هفتمین دوره مجمع عمومی سازمان ملل (۱۲)

متن کامل سخنان احمدی نژاد در شصت و هفتمین مجمع عمومی سازمان ملل

رییس جمهور - احمدی نژاد

رییس جمهور گفت: سازمان ملل که با هدف توسعه عدالت و احقاق حقوق همگانی تاسیس شده در عمل، گرفتار تبعیض شده و راه اعمال ظلم معدودی از کشورها را بر قاطبه جهانی گشوده و عملاً به ناکارآمدی خود دامن زده است.
به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، محمود احمدی نژاد در سخنرانی خود در شصت و هفتمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد، اظهار کرد: به نمایندگی از اعضای جنبش عدم تعهد از همه کشورهای جهان دعوت می کنم در مسیر فراهم آوردن زمینه های مشارکت موثر و دخالت جدی در تصمیم سازی های جهانی، نقش فعال تری بر عهده گیرند، چراکه امروز ضرورت برداشتن موانع ساختاری و تسهیل در فرآیند مشارکت همگانی بیش از هر زمان دیگری احساس می شود.
به گزارش ایسنا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دولت، متن کامل سخنان احمدی نژاد به شرح زیر است:

«بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و الصلوه و السلام علی سیدنا ونبینا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین و علی جمیع الانبیاء و المرسلین
سپاس مخصوص خداوند است که پروردگار عالمیان است و سلام و صلوات بر پیامبر خاتم و آل پاک و یاران برگزیده اش و همه انبیاء الهی
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه
ای خدای بزرگ در ظهور ولیت که همراه با سلامتی و پیروزی باشد تعجیل کن و ما را از بهترین یاران و حامیان او و فداکاران در راهش قرار بده
آقای رئیس، عالیجنابان، خانم ها و آقایان
خدای بزرگ را به خاطر حضور مجدد در این اجلاس سپاسگزارم.
آمده ایم تا با هم اندیشی، زندگی بهتری برای جامعه بشری و ملت هایمان فراهم نمائیم.

من از سرزمین ایران، سرزمین شکوه و زیبایی، سرزمین علم و فرهنگ، سرزمین حکمت و اخلاق، مهد فلسفه و عرفان و دیار مهر و نور، سرزمین دانشمندان، حکیمان، فیلسوفان، عارفان، ادیبان، سرزمین بوعلی سینا، فردوسی، مولوی، حافظ و عطار و خیام و شهریار و به نمایندگی از ملتی بزرگ و سرافراز، از پایه گذاران تمدن بشری و از میراث داران ارجمند جهانی و به نمایندگی از مردمانی آگاه، آزادیخواه، دوستدار صلح، مهربان و صمیمی که طعم تلخ تجاوزها و جنگ های تحمیلی را چشیده و عمیقاً قدرشناس ثبات و آرامشند، اکنون در جمع شما خواهران و برادران خود از سراسر جهان حضور یافته ام تا برای بار هشتم در هشت سال ماموریت خدمتگزاری به مردم شایسته کشورم، به جهانیان نشان دهم که ملت شریف ایران همچون گذشته تابناک تاریخی اش، اندیشه ای جهانی دارد و از هرگونه تلاش و مجاهدت برای تامین، توسعه و تحکیم صلح، ثبات و آرامش در جهان که البته تنها از طریق همفکری و همکاری و مدیریت مشترک میسر است، استقبال کرده و آن را مهم تلقی می کند.

اینجانب اینجا هستم تا پیام الهی و انسانی مردان و زنان فرهیخته کشورم را به شما حضار محترم و به همه مردم جهان ابلاغ کنم. پیامی که خدای سخن ایران زمین سعدی علیه الرحمه در دو بیت ماندگار تاریخی به همه بشریت چنین هدیه کرده است: بنی آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند / چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار
طی هفت سال گذشته از چالش ها و راههای برون رفت و افق آینده جهان سخن گفتم و امروز می خواهم از منظر دیگری به آن بپردازم.
هزاران سال از پراکنده شدن و زندگی فرزندان حضرت آدم (ع) در بخش های مختلف زمین می گذرد. فرزندانی که با رنگها و سلایق و زبانها و آداب گوناگون و در آرزوی ساختن جامعه ای متعالی و رسیدن به زندگی زیباتر و استقرار رفاه و صلح و امنیت پایدار تلاش گسترده ای به عمل آوردند.
اما علیرغم مجاهدت پیگیر صالحان و عدالت طلبان و تحمل رنج های فراوان توسط توده های مردم برای نیل به شادکامی و پیروزی، جز در موارد اندک، تاریخ بشر پر از تلخ کامی و شکست هاست.
لطفاً در ذهن خود لحظه ای تصور کنید:

اگر خودبرتربینی ها، بی اعتمادی ها، بداخلاقی ها و دیکتاتوری ها نبود و هیچکس به حق دیگری دست اندازی نمی کرد،
اگر به جای میزان برخورداری و مصرف، ارزش های انسانی معیار شان اجتماعی بود،
اگر بشر دوره سیاه قرون وسطی را تجربه نکرده بود و قدرتمندان مانع از شکوفایی علم و اندیشه سازنده نمی شدند،
اگر جنگهای صلیبی و دوران برده داری و استعمار واقع نشده بود و میراث داران آن دوران سیاه، در ادامه راه، انسانی عمل می کردند،
اگر جنگهای اول و دوم در اروپا و جنگ کره و ویتنام و جنگهای آفریقا و آمریکای لاتین و بالکان اتفاق نمی افتاد و به جای اشغال فلسطین و تحمیل حکومت جعلی و نسل کشی و آواره کردن میلیون ها نفر، حقیقت حوادث جنگ دوم اعلام و به عدالت رفتار می شد،
اگر تجاوز صدام علیه ایران نبود و زورمداران به جای حمایت از صدام از حقوق ملت ایران حمایت می کردند،
اگر حادثه تلخ ۱۱ سپتامبر و لشگرکشی به افغانستان و عراق و کشتار و آوارگی میلیونها نفر اتفاق نمی افتاد و به جای کشتن و به دریا انداختن یک متهم بدون محاکمه و اطلاع رسانی به مردم آمریکا و جهان یک گروه مستقل حقیقت یاب امکان آگاهی عمومی از کیفیت حادثه و مجازات عاملان آن را فراهم می آورد،
اگر از افراط گرایی و تروریسم برای پیشبرد سیاست ها استفاده نمی شد،
اگر سلاح ها به قلم تبدیل می شد و هزینه های نظامی صرف رفاه و دوستی ملت ها می گردید،
اگر بر طبل اختلاف قومی، مذهبی و نژادی کوبیده نمی شد و از وجود اختلافات و بزرگنمایی آن مقاصد سوء سیاسی و اقتصادی دنبال نمی شد،
اگر بجای ژست دروغین آزادیخواهی و دادن فرصت برای توهین به مقدسات بشری و انبیاء الهی، که پاکترین و مهربانترین انسانها و هدایای بزرگ خدای بزرگ به بشریت هستند، حق انتقاد به سیاستهای سلطه جویانه و اقدامات صهیونیسم جهانی به رسمیت شناخته می شد و شبکه های رسانه ای جهان، مستقل و آزاد، حقایق را منتشر می کردند،
اگر شورای امنیت تحت سیطره چند دولت نبود و سازمان ملل می توانست عادلانه عمل کند،
اگر نهادهای اقتصادی بین المللی تحت فشار نبودند و منصفانه، کارشناسانه و بر اساس عدالت عمل می کردند،
اگر سرمایه داران جهانی برای منافع خود، اقتصاد ملتها را به ضعف نمی کشاندند و برای جبران اشتباهات خود، ملت ها را قربانی نمی کردند،
اگر صداقت بر روابط بین الملل حاکم بود و همه ملت ها و دولت ها با حق یکسان و عادلانه می توانستند آزادانه در امور جهانی مشارکت و برای سعادت بشری تلاش کنند،
و خلاصه اگر دهها وضعیت نامطلوب دیگر در حیات بشری رخ نمی داد و موجود نبود، تصور کنید در آن صورت زندگی چقدر زیبا و تاریخ چقدر دوست داشتنی بود.
بیائید با هم نگاهی به وضعیت امروز عالم داشته باشیم:

الف) وضع اقتصادی
فقر و فاصله طبقاتی در حال گسترش است.
مجموع بدهی خارجی فقط ۱۸ کشور صنعتی جهان از مرز ۶۰ تریلیون دلار گذشته است؛ در حالی که بازگشت حتی نیمی از این رقم فقر را از صاحبان منابع و از جهان ریشه کن می کند.
اقتصاد متکی بر مسابقه مصرف گرایی به بهره کشی از انسان، به نفع عده ای معدود انجامیده است.
خلق دارائیهای کاغذی، با اتکاء به قدرت و تسلط بر مراکز جهانی اقتصاد، بزرگترین سوء استفاده تاریخ است و یکی از عوامل اصلی بحران اقتصادی است.
گزارش شده است که تنها توسط یک دولت، ۳۲ تریلیون دلار دارایی کاغذی خلق شده است.
برنامه ریزی توسعه و مبتنی بر اقتصاد سرمایه داری، با حرکت در دایره بسته، موجب رقابت غیرسازنده و مخرب شده و در عمل شکست خورده است.

ب) وضع فرهنگی
مکارم اخلاقی نظیر جوانمردی، پاکی، صداقت، مهربانی و فداکاری از منظر سیاستمداران حاکم بر مراکز قدرت جهانی، مفاهیمی ارتجاعی و مانع از پیشرفت اهداف تلقی می شود. رسماً از عدم اعتقاد به حاکمیت اخلاق در مناسبات سیاسی و اجتماعی سخن می گویند.
فرهنگهای اصیل و بومی که حاصل قرن ها تلاش و فصل مشترک زیبایی دوستی انسانها و ملتها و موجب تنوع و نشاط فرهنگی و تحرک اجتماعی جامعه جهانی است در معرض هجوم و انقراض است.
با تخریب و تحقیر سازمان یافته هویت ها، شیوه خاصی از زندگی بی هویت فردی و اجتماعی به ملت ها تحمیل می شود.
خانواده که اصیل ترین کانون انسان ساز اجتماعی و مرکز خلق و پراکنش عشق و انسانیت است بسیار تضعیف شده و نقش سازنده آن رو به نابودی است.
شخصیت و نقش محوری زن که موجودی آسمانی و مظهر جمال و مهربانی خداوند و ستون پایداری جامعه است با سوء استفاده برخی از صاحبان قدرت و ثروت دچار آسیب فراوان شده است.
روح آدمیان مکدر و حقیقت انسانها تحقیر و منکوب گردیده است.

ج) وضع سیاست و امنیت
یک جانبه گرایی و استاندارد چندگانه و تحمیل جنگ و ناامنی و اشغال برای منافع اقتصادی و یا بسط سلطه بر مراکز حساس جهان، عادی شده است.
مسابقه تسلیحاتی و تهدید با سلاح اتمی و کشتار جمعی توسط قدرتهای مسلط امری رایج است. آزمایش تسلیحاتِ به مراتب مخرب تر و فوق مدرن و تهدید علنی به داشتن آن و دادن وعده آشکار کردن آن در وقت مقتضی، به ادبیات تازه-ای برای خالی کردن دل ملت ها برای پذیرش دوره جدیدی از سلطه بدل شده است. تهدید ملت بزرگ ایران به حمله نظامی از سوی صهیونیست های بی فرهنگ از نمونه های بارز این واقعیت تلخ است.
بی اعتمادی بر روابط بین المللی حاکم است و مرجع مورد اعتماد و عادلی برای رفع مناقشات وجود ندارد.
حتی کسانی که هزاران بمب اتم و انواع سلاح انبار کرده اند احساس امنیت نمی کنند.

د) وضع محیط زیست
محیط زیست که ثروت مشترک و متعلق به همه بشر و بستر تداوم حیات انسان است، به واسطه زیاده خواهی و تاخت و تاز عده ای بی مبالات و بی مسئولیت و عمدتاً از سرمایه داران جهانی، متحمل گسترده ترین تخریب ها است و در نتیجه، خشکسالی و سیل و زلزله و انواع آلودگی حیات انسانی را به مخاطره انداخته است.
دوستان عزیز، ملاحظه می فرمائید که علیرغم برخی پیشرفتها هنوز آرزوهای فرزندان حضرت آدم(ع) محقق نگردیده است.
آیا کسی تصور می کند که ادامه نظم موجود بتواند سعادت را به جامعه بشری هدیه نماید؟
همه از وضع موجود و نظام حاکم بین المللی ناراضی و از آینده آن مایوسند.

همکاران عزیز؛
آدمیان شایسته چنین وضعی نیستند و خداوند حکیم و مهربان که همه انسانها را دوست دارد چنین وضعی را نپسندیده است. او از انسان که بالاترین مخلوق اوست خواسته است که بهترین و زیباترین زندگی همراه با عدالت و عشق و کرامت را در زمین بر پا کند؛ پس باید چاره ای اندیشید.
به راستی مسئول حوادث چه کسی و علت آن کدام است؟
عده ای تلاش می کنند که وضع را طبیعی و خواست خدا، و ملت ها را مسئول اصلی زشتی ها و ناکامی ها معرفی نمایند.
می گویند این ملت ها هستند که تبعیض و ظلم را می پذیرند.
این ملت ها هستند که تن به دیکتاتوری و تحمیل و زیاده خواهی می دهند.
این ملت ها هستند که تسلیم اراده های استکباری و توسعه طلبی ها می شوند.
این ملت ها هستند که تحت تاثیر ترفندهای تبلیغاتی گروههای قدرت قرار می گیرند و بالاخره اینکه آنچه بر سر جامعه جهانی می آید، نتیجه مواضع منفعلانه و سلطه پذیرانه ملتهاست.
اینها استدلال کسانی است که با مقصر جلوه دادن ملتها، اعمال مخرب و زشت اقلیت حاکم بر جهان را توجیه می نمایند.
این ادعاها حتی اگر درست هم می بودند، قطعاً و حتماً نمی توانستند توجیه کننده استمرار نظام ظالمانه بین الملل باشند. بلکه فقر و ضعف بر ملت ها تحمیل و زیاده خواهی ها گاه با فریبکاری و گاه با زور و سلاح اعمال شده و می شود.
آنان برای توجیه اقدامات ضد بشری خود نظریه تنازع برای بقای نوع و نژاد برتر را ترویج می کنند، در حالی که اصولاً و به طور معمول اکثریت دولت ها و توده های مردم عدالتخواه، در برابر حق خاضع و به دنبال کرامت و رفاه و تعامل سازنده هستند.
توده های مردم به دنبال جهان گشایی و ثروت افسانه ای نبوده اند. آنها با هم اختلاف اصولی ندارند و در حوادث تلخ تاریخ نقش تعیین کننده نداشته اند بلکه خود قربانی حوادث بوده اند.
باور ندارم که توده های مسلمان و مسیحی و یهودی و هندو و بودایی و غیره با یکدیگر مشکلی داشته باشند؛ آنان به راحتی با هم انس می گیرند و در فضای دوستی زندگی می کنند و همگی خواهان پاکی، عدالت و محبت هستند.
برآیند مطالبات و گرایشات عمومی ملت ها همیشه مثبت و فصل مشترک آنها، تمایلات فطری و گرایش های زیبا و متعالی الهی و انسانی بوده است.
حق این است که عامل اصلی و مسئول حوادث تلخ تاریخ و وضع ناگوار امروز، مدیریت حاکم بر جهان و مدعیان و قدرتمندان بین المللی دل سپرده به شیطان هستند.
نظمی که ریشه در اندیشه ضد انسانی برده داری و استعمار قدیم و جدید دارد مسئول فقر و فساد و جهل و تباهی و ستم و تبعیض در جای جای جهان است.
مدیریت و نظم امروز حاکم بر جهان ویژگی هایی دارد که باید آنها را مورد توجه قرار داد و برخی از آن ها به این قرار است:

اول: مبتنی بر تفکر مادی و از این رو غیر متعهد به ارزش های اخلاقی است.
دوم: بر اساس خودخواهی، فریب و کینه توزی و نفرت شکل گرفته است.
سوم: بر اساس درجه بندی انسانها، تحقیر برخی ملت ها، تضییع حقوق دیگران و سلطه طلبی پایه گذاری شده است.
چهارم: به دنبال بسط سلطه گری از راه تشدید تفرقه و درگیری بین اقوام و ملل است.
پنجم: به دنبال ایجاد انحصار در قدرت و ثروت و علم و فناوری برای گروهی معدود است.
ششم: سازماندهی سیاسی در مراکز اصلی قدرت جهان، بر پایه ادبیات سلطه و غلبه بر دیگران استوار است. این مراکز همه برای کسب قدرتند و نه برای ایجاد صلح و خدمت به مردم.

آیا می شود باور کرد که عده ای برای خدمت به انسانها، صدها میلیون دلار در تبلیغات انتخاباتی هزینه نمایند.
به زعم احزاب بزرگ در کشورهای سرمایه داری جهانی، هزینه های انتخاباتی در واقع یک نوع سرمایه گذاری محسوب می شود.
مردم در این کشورها مجبور به انتخاب احزاب هستند، در حالی که احزاب درصد کمی از مردم را در عضویت خود دارند.
اراده و نظر توده های مردم، از جمله در ایلات متحده آمریکا و اروپا، در عرصه های مهم و مستمر تصمیم¬گیری به خصوص در سیاستهای اصلی داخلی و خارجی کمترین تاثیر را دارد و فریاد آنان به جایی نمی¬رسد. حتی اگر ۹۹ درصد جامعه خود را تشکیل دهند.
ارزش های اخلاقی و انسانی قربانی کسب رای شده و توجه به مطالبات مردم فقط به یک ابزار تبلیغاتی در زمان انتخابات مبدل شده است.
هفتم: نظم حاکم بر جهان تبعیض آلود و بر اساس بی عدالتی است.
دوستان و همکاران گرامی
سوال اینست که چه باید کرد و راه برون رفت کدام است؟
شکی نیست که جهان نیازمند اندیشه و نظم جدیدی است. نظمی که:

۱- انسان در آن به عنوان برترین مخلوق خداوند برخوردار از ابعاد مادی و معنوی و دارای فطرت پاک الهی که حق طلبی و عدالت خواهی از خصائص اصلی آن است شناخته شود.
۲- به جای تحقیر و درجه بندی انسانها و ملت ها به دنبال احیای کرامت و پذیرش حرمت آدمیان و کمال و سعادت همگانی باشد.
۳- با نگاه جهانی به دنبال صلح، امنیت پایدار و رفاه برای کل جامعه بشری باشد.
۴- بر مبنای اعتماد و محبت به نوع انسان و برای نزدیک کردن اندیشه ها، قلب ها و دست ها و رفع فاصله ها پایه گذاری شود. حاکمان باید عاشق مردم باشند.
۵- بر اساس عدالت و یکسانی همگان در برابر قانون و بر پایه استانداردی یگانه باشد.
۶- مدیران حاکم بر جهان خود را خادم مردم و متعهد به آنان بدانند؛ نه برتر از مردم.
۷- مدیریت امانتی مقدس از سوی مردم در دست مدیران جهانی و نه فرصتی برای کسب ثروت و قدرت بیشتر به شمار آید.
جناب رئیس، خانم ها و آقایان؛

چنین نظمی آیا جز با مشارکت همگانی در مدیریت جهانی محقق می گردد؟
بدیهی است روزی که آحاد مردم و دولتها جهانی بیندیشند و با التزام به مبانی فوق نسبت به مسائل مهم بین المللی احساس مسئولیت کرده و به مشارکت فعال در تصمیم گیری ها مبادرت ورزند، آرزوها فرصت تحقق پیدا خواهند کرد.
با ارتقای سطح آگاهی ها، مطالبه مدیریت مشترک جهانی و معالاً فرصت های استقرار آن روز به روز بیشتر خواهد شد.
امروز روز ملت هاست و خواست و اراده آنان تعیین کننده جهان فردا است.
بنابراین شایسته است همه با هم:

۱- به خداوند توکل نمائیم و با تمام توان در برابر اقلیت زیاده خواه بایستیم تا منزوی شوند و دست آنان از مراکز قدرت تصمیم ساز در تعیین سرنوشت ملتها کوتاه گردد.
۲- بارش لطف و رحمت خداوند را باور و آن را در انسجام و وحدت جوامع بشری جستجو کنیم. ملت ها و دولت های برآمده از اراده آزاد آنان باید به توانایی های بی پایان خود مومن باشند و بدانند که با اعتماد به نفس در مبارزه با نظام ناعادلانه و دفاع از حقوق انسانی پیروزند.
۳- با پافشاری بر اجرای عدالت در همه مناسبات و تقویت وحدت، دوستی و گسترش تعاملات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در قالب نهادهای مستقل و تخصصی، زمینه تحقق مدیریت مشترک جهانی را فراهم سازیم.
۴- برای اصلاح ساختار سازمان ملل، بر محور منافع همگان و مصلحت جهان، تلاش مشترک و هماهنگی را سازماندهی نمائیم. توجه به این نکته بسیار ضروری است که سازمان ملل متعلق به ملت هاست و از این رو وجود تبعیض بین اعضاء اهانت بزرگی به ملت هاست. وجود تبعیض و انحصار در سازمان به هیچ صورت و در هیچ اندازه ای پذیرفتنی نخواهد بود.
۵- و سرانجام آنکه در تولید و ترویج ادبیات و طراحی ساختارهای لازم برای مدیریت مشترک جهانی مبتنی بر عدالت و عشق و آزادی و ضرورت استقرار آن تلاش هماهنگ و گسترده تری داشته باشیم. مشارکت در مدیریت جهانی اساس صلح پایدار است.

جنبش عدم تعهد به عنوان بزرگترین نهاد بین المللی بعد از مجمع عمومی سازمان ملل متحد با درک اهمیت پرداختن به موضوعیت مدیریت جهانی و با فهم عمیق نسبت به نقش مدیریت ناصحیح در بروز بحران ها و مشکلات موجود گسترده در جهان، شانزدهمین اجلاس خود در تهران را با شعار «مدیریت مشترک جهانی» برگزار کرد.
در این نشست که با حضور بسیار فعال و پرنشاط روسا و نمایندگان محترم بیش از ۱۲۰ کشور جهان برگزار شد بر ضرورت مشارکت جدی و موثر همه ملت ها در مدیریت مسائل جهانی تاکید گردید.
خوشبختانه اکنون در نقطه عطف تاریخی قرار داریم. از یک سو نظام مارکسیستی دیگر از جایگاهی در دنیا برخوردار نیست و عملاً از صحنه تدبیر مدیریتی حذف گشته است و از سوی دیگر نظام سرمایه داری نیز در باتلاقی که به دست خود پدید آورده، گرفتار آمده و ابتکار قابل ملاحظه ای برای حل مسائل مختلف اقتصادی، سیاسی، امنیتی و فرهنگی جهان ندارد و عملاً در موضع تدبیر مدیریتی به بن بست رسیده است.
جنبش عدم تعهد مفتخر است که یکبار دیگر بر درستی تصمیم تاریخی اش در نفی قطب های قدرت و طرد نظام های لجام گسیخته مذکور تاکید نماید.
اکنون اینجانب به نمایندگی از اعضای جنبش عدم تعهد از همه کشورهای جهان دعوت می نمایم که در مسیر فراهم آوردن زمینه های مشارکت موثر و دخالت جدی در تصمیم سازی های جهانی، نقش فعال تری را بر عهده گیرند. ضرورت بر داشتن موانع ساختاری و تسهیل در فرآیند مشارکت همگانی بیش از هر زمان دیگری احساس می شود.
سازمان ملل از کارآیی لازم برخوردار نیست و ادامه این روند، یعنی کاهش امید به ساختار جهانی برای دفاع از حقوق ملت ها، می تواند تعامل بین المللی و روحیه همکاری جمعی جهانی را به موازات نزول جایگاه سازمان ملل با خدشه اساسی مواجه سازد.
سازمان ملل که با هدف توسعه عدالت و احقاق حقوق همگانی تاسیس شده است، در عمل، خود گرفتار تبعیض شده و راه اعمال ظلم معدودی از کشورها را بر قاطبه جهانی گشوده و عملاً به ناکارآمدی خود دامن زده است. وجود امتیاز وتو و انحصار قدرت در شورای امنیت به تضییق در امکان اعمال حق و دفاع از حقوق ملت ها انجامیده است.
موضوع اصلاح ساختار چنانکه ذکر آن رفت، نیاز مهمی است که بارها از سوی نمایندگان ملت ها بر آن تاکید شده، اما به اجرا گذاشته نشده است.
اینجانب از اعضای محترم مجمع عمومی و از جناب آقای دبیر کل و همکارانشان مصرانه می خواهم تا موضوع اصلاحات را به شکل جدی در دستور قرار دهند و سازوکار مناسبی را برای عملیاتی کردن آن تعیین نمایند.
جنبش عدم تعهد آمادگی دارد تا سازمان ملل را در این امر خطیر یاری رساند.

آقای رئیس، دوستان و همکاران عزیز؛
استقرار صلح و امنیت پایدار و زندگی سعادتمند برای همه بشریت، گرچه یک ماموریت بزرگ و تاریخی، اما شدنی است. خداوند مهربان ما را در انجام آن تنها نگذاشته و آن را حتمی الوقوع داشته است چرا که خلاف آن نقض حکمت است.
او وعده داده است که مردی از جنس مهربانی، عاشق مردم و عدالت گستر مطلق و انسان کامل، حضرت مهدی(علیه السلام) به همراه حضرت مسیح (علیه السلام) و صالحان می آید و با بهره گیری از ظرفیت های وجودی مردان و زنانِ شایسته همه ملت ها، تاکید می کنم با بهره گیری از ظرفیت های وجودی مردان و زنانِ شایسته همه ملت ها جامعه بشری را در رسیدن به آرمان های با شکوه و جاودانه اش راهبری خواهد کرد.
ظهور منجی آغازی دیگر، تولدی دوباره و زنده شدن مجدد است. آغاز استقرار صلح و امنیت پایدار و زندگی واقعی است.
آمدن او پایان ظلم، بداخلاقی، فقر و تبعیض و آغاز عدالت و عشق و همدلی است.
او می آید تا دوران شکوفایی حقیقی انسان و نشاط و شادمانی واقعی و پایدار آغاز شود.
او می آید تا بازدودن پرده های جهل، خرافه و تعصب و گشودن دروازه های علم و آگاهی، دنیایی سرشار از دانایی بر پا کند و زمینه مشارکت فعال و سازنده همگانی را در مدیریت جهانی فراهم سازد.
او می آید تا مهربانی، امید، آزادی و کرامت را به همه انسانها هدیه کند.
او می آید تا آدمیان طعم دلپذیر انسان بودن و شهد شیرین با انسان زیستن را تجربه کنند.
او می آید تا "دست ها به گرمی در هم" و "قلب ها سرشار از عشق با هم" و "اندیشه ها پاک و هماهنگ بر هم"، در خدمت امنیت، رفاه و سعادت جامعه بشری درآید.
او می آید تا همه فرزندان سیاه، سفید، سرخ و زرد حضرت آدم (علیه السلام) را از پس یک تاریخ جدایی و فراق به خانه برگرداند و کامشان را به وصال جاودانه، شیرین سازد.
ظهور منجی و مسیح و یاران صالح جهانی آنان نه از طریق جنگ و زور بلکه از مسیر بیداری اندیشه و توسعه مهر در همگان، آینده همیشه روشن بشر را با طلوع خورشید پرفروغ وبی غروب آگاهی و آزادی رقم خواهد زد و در تن سرد و یخ زده جهان شور خواهد ریخت. او بهار را به جان آدمیت و جهان بشریت هدیه خواهد کرد. او خود بهار است و با آمدنش به زمستانِ وجودِ بشرِ در " زنجیر جهل، فقر و جنگ" پایان می بخشد و فصل شکفتن و شکوه انسان را فریاد می زند.
اکنون می توان رایحه خوش و نسیم روح انگیز بهار انسانها را حس کرد. بهاری که در آغاز آن هستیم اختصاص به نژاد، قوم، ملت و منطقه خاصی ندارد و به زودی همه سرزمین ها را در آسیا، اروپا، افریقا و امریکا فرا خواهد گرفت.
او بهار همه عدالت طلبان، آزادیخواهان و پیروان انبیاء الهی است. او بهار انسان است و خرمی دوران.
بیائیم همه با هم در مسیر آمدنش با همدلی و همکاری و ایجاد سازوکارهای وحدت آفرین و آرامش بخش راه بگشائیم و از فیض وجودش جانهای تشنه بشریت را سیراب کنیم.
زنده باد بهار، زنده باد بهار و باز هم زنده باد بهار.»

شصت و نهمین دوره مجمع عمومی سازمان ملل متحد (۹)

متن کامل سخنرانی دکتر حسن روحانی - ۱۳۹۳

رییس جمهوری روز پنج شنبه در شصت و نهمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد و در جمع سران کشورهای جهان، مواضع جمهوری اسلامی ایران را در عرصه های منطقه ای و جهانی تشریح کرد.
متن سخنرانی رییس جمهوری اسلامی ایران در شصت و نهمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
«الحمدلله رب العالمین و الصلوه والسلام علی سیدنا و نبینا محمد وآله الطاهرین و صحبه المنتجبین»
آقای رییس،
عالی جنابان،
خانم ها و آقایان،

در آغاز، مایلم تبریکات صمیمانه خود را به مناسبت انتخاب شایسته جنابعالی به ریاست مجمع عمومی ابراز دارم و از تلاش های دبیر کل محترم، آقای بان کی مون تقدیر نمایم. امیدوارم نشست امسال مجمع عمومی، جهان را در شرایط حساس کنونی، به امنیت و آرامش انسان ها که از اهداف اصلی سازمان ملل متحد است، گامی نزدیکتر کند.
آقای رییس،
من از منطقه ای می آیم که بخش های مهمی از آن در آتش تندروی و افراط می سوزد. در شرق و غرب کشور من، افراطی گری، همسایگان ما را تهدید می کند و خشونت می ورزد و خون می ریزد. آنان البته تنها به یک زبان سخن نمی گویند و حتی رنگ پوست شان هم، یکی نیست و یک ملیت واحد ندارند. آنان از کشورهای مختلف به خاورمیانه آمده اند اما ایدئولوژی واحدی دارند: «افراطی گری و خشونت». و هدف واحدی دارند: «نابودی تمدن، اسلام هراسی و ایجاد زمینه برای مداخله مجدّد بیگانگان در منطقه».
با کمال تاسف، تروریسم، جهانی شده: «از نیویورک تا موصل، از دمشق تا بغداد، از شرقی ترین تا غربی ترین نقطه جهان، از القاعده تا داعش». افراطیون جهان، یکدیگر را یافته اند و ندا سر داده اند که «متحد شوید» اما آیا ما در برابر افراطیون متحدیم؟!
افراطی گری یک مساله منطقه ای نیست، که فقط ملت های منطقه ما با آن درگیر باشند، افراطی گری، مساله ای جهانی است. برخی از کشورها در پیدایش آن موثر بوده و در مبارزه با آن ناکام. و اکنون ملت های ما، تاوان آن را پس می دهند. غرب ستیزی امروز، فرزند استعمارگری دیروز است. غرب ستیزی امروز، واکنش به نژادپرستی دیروز است. برخی از سازمان های اطلاعاتی، تیغ را به دستِ زنگی مست داده اند و او نیز همه را از دم تیغ می گذراند. همه آنان که در ایجاد و تقویت این گروه های تروریست نقش داشته اند، باید به اشتباهات خود در پدیدار شدن افراطی گری اعتراف کنند و نه تنها در پیشگاه گذشته که در برابر آینده نیز عذرخواهی کنند.
برای مقابله اصولی با تروریسم، باید ریشه های آن را شناخت و چشمه های آن را خشکاند. تروریسم در بستر فقر، بیکاری، تبعیض، تحقیر و بی عدالتی می روید و با فرهنگ خشونت رشد می کند. برای ریشه کن کردن تروریسم باید عدالت و توسعه را گستراند و از تحریف ادیان الهی برای توجیه قساوت و بی رحمی جلوگیری کرد. درد بزرگتر آن است که این تروریست ها به نام دین، خون می ریزند و به نام اسلام سر می بُرند. می خواهند این حقیقت مسلّم تاریخ را پوشیده نگهدارند که براساس آموزه همه پیامبران الهی از ابراهیم(ع) و موسی(ع) تا عیسی(ع) و محمد(ص)، کشتن یک انسان بی گناه همانند کشتار همه بشریت می شمارند. من در شگفتم این گروه های آدمکش، خود را گروه اسلامی می نامند و شگفت آورتر آن که رسانه های غربی نیز در همراهی با آنان، این نام مجعول را که تنفر همه مسلمانان را برمی انگیزد، تکرار می کنند؛ غافل از آنکه مسلمانانی که هر روز خدای خویش را به صفت رحمانیت یاد می کنند و از پیامبر خویش درس عطوفت و محبت آموخته اند، این افتراءها را، بخشی از پروژه اسلام هراسی می شمارند.
اشتباهات راهبردی غرب در مسایل منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی و قفقاز، این نقطه از جهان را به بهشت تروریست ها و افراطیون بدل کرده است. تجاوز نظامی به افغانستان و عراق و مداخلات های نادرست در تحولات سوریه نمونه های روشنی از این راهبرد غلط در منطقه خاورمیانه است. اتخاذ رویکردهای غیرمسالمت آمیز و تجاوز و اشغال نظامی، از آنجا که معیشت و حیات مردم عادی را هدف قرار می دهد، پیامدهای روانی و رفتاری متعددی را در پی دارد که امروز، بُروز آن را بصورت خشونت و آدم کشی در منطقه خاورمیانه و آفریقا، مشاهده می کنیم؛ که حتی برخی شهروندان سایر نقاط جهان را هم، با خود همراه کرده است. خشونت همچون یک بیماری مسری، در حال سرایت به سایرِ نقاطِ جهان است. ما همواره معتقد بودیم که دموکراسی، با کوله پشتی، نمی آید؛ دموکراسی، محصول رشد و توسعه است، نه جنگ و تجاوز. دموکراسی یک کالای صادراتی نیست که از غرب به شرق تجارت شود. در یک جامعه توسعه نیافته، دموکراسی وارداتی، به دولتِ ضعیف، منتهی می شود و دولت ضعیف هم، به شدت آسیب پذیر.
وقتی پای ژنرال ها به منطقه باز شد، انتظار نداشته باشید دیپلمات ها به استقبال آنان بروند. وقتی جنگ شروع شد، دیپلماسی به پایان می رسد. وقتی تحریم آغاز شد، نفرتِ عمیق از تحریم کنندگان هم، شروع می شود. وقتی فضای خاورمیانه امنیتی شد، پاسخ آن هم امنیتی می شود.
منافع کشورهای غربی در این منطقه، در گرو به رسمیت شناختن باورها و خواست مردم منطقه در قالب نظام های مردمسالار است.
تجربه پیدایش القاعده، طالبان و گروه های افراطی اخیر، نشان داد که نمی شود از گروه های افراطی، برای مقابله با کشورهای مخالف، استفاده کرد، و پس از آن، از عوارض پیدایش این افراط، در امان ماند.
به یاد داشته باشیم که ایران، روزی همه را به «گفتگو» دعوت کرد که هنوز جنایت ۱۱ سپتامبر، رخ نداده بود و روزی به «جهان عاری از خشونت و افراطی گری» خواند، که هنوز خشونت های اخیر ظهور نکرده بود. شاید سال گذشته، تعداد اندکی، آتشِ شعله ور شده کنونی را پیش بینی می کردند. اما امروز خشونت و افراطی گری بدون مهار، خود را بصورت یک تهدیدِ قطعی جهانی، نمایان ساخته است. بطور مسلم، اگر چرایی بُروز پدیده کنونی را بدرستی تحلیل نکنیم، نخواهیم توانست راه حلِ درستِ بُرون رفت از آن را پیدا کنیم. امروز هم، دوباره، نسبت به خطرِ گسترشِ افراطی گری و همچنین خطرِ درکِ نادرست و برخورد غلط با این پدیده را هشدار می دهم.
خاورمیانه، تشنه توسعه است، و خسته از جنگ. این حق طبیعی مردمانِ سرزمین های حاصل خیزِ خاورمیانه است که از زندگی توام با صلح و رفاه، برخوردار باشند. در گذشته، استعمار این حق را از آنان سلب کرد و اکنون سایه جنگ و خشونت، امنیت آنان را تهدید می کند. در منطقه ما، سیاستمداران، و نخبگانِ معتدلی وجود دارند که مورد اعتماد ملت های خویش اند. آنان، نه غرب ستیزند و نه غرب گرا. به نقش استعمار در عقب افتادگی ملت های منطقه، آگاهند اما از نقش ملت های خویش در راه توسعه یافتگی نیز، غفلت نمی ورزند؛ غرب را از خطاهایش مبرا نمی دانند، اما به غفلت های خویش نیز توجه دارند. این نخبگان، می توانند با جلب اعتماد مردم، قوی ترین ائتلاف های ملی و بین المللی علیه خشونت را تشکیل دهند.
صدای این نخبگان، صدای واقعی مردم اعتدال گرا در جهان اسلام است؛ صدای آشنای یک افغانِ خسته از جنگ؛ عراقی قربانی افراطگری؛ سوری هراسانْ، از تروریسم؛ و لبنانی نگرانْ، از خشونت و فرقه گرایی. سخن ما این است که این اشتباه راهبردی است که اگر برخی کشورها با ادعای رهبری ائتلاف در پی ادامه برتری جویی در منطقه ما باشند.
بدیهی است کشورهای منطقه که درد را بهتر می شناسند، بهتر هم، می توانند با هم فکری وائتلاف، مسئولیت مبارزه را پذیرفته و رهبری آن را بر دوش گیرند. و اگر دیگر کشورها می خواهند علیه تروریسم، گامی بردارند، باید به حمایت آنان برخیزند.
من اعلام می کنم، اگر امروز همه توان خود را علیه افراط و خشونت، به کار نگیریم، و کار را به کاردان نسپریم، فردا جهان برای هیچ کس، جای امنی نخواهد بود.

خانم ها، آقایان،
سال گذشته با ارائه طرح «مبارزه با خشونت و افراطی گری» که با استقبال گسترده ای روبرو شد، کوشش کردم تا نقش کشور خود را در تحقق صلح و امنیت منطقه ای و بین المللی، ایفا نماید.
در منطقه پرآشوب و پرتلاطم خاورمیانه، ایران یکی از با ثبات ترین و امن ترین کشورهای این منطقه است. همه کشورهای منطقه باید در نظر داشته باشند که، همه ما در یک کشتی نشسته ایم، در مسایل سیاسی و اجتماعی، تا امنیتی و نظامی، ما نیازمند همکاری های گسترده برای دستیابی به تفاهم مشترک و دائمی هستیم.
اگر در منطقه خاورمیانه، هماهنگی و همکاری بیشتر و گسترده تری می داشتیم، هزاران انسان بی گناه فلسطینی در غزه، قربانی تجاوز رژیم صهیونیستی نمی شدند. ما در تمامی عرصه ها، مبنای حل مشکلات را تعامل و اعتمادسازی پایدار میان قدرت های منطقه ای می دانیم و از هرگونه همکاری میان کشورهای مسلمان برای مبارزه با افراطی گری، تهدید و تجاوز، حمایت می کنیم و آماده ایم نقش دائمی سازنده و موثرِ خود را، ایفا کنیم.

آقای رییس،
تداوم تحریم های ظالمانه علیه ایران، تداوم اشتباهی راهبردی علیه یک ملتِ معتدل و مستقل، در شرایط حساس منطقه ماست. ما در یک سال گذشته، به شفاف ترین گفت وگو ها، برای اعتمادسازی در موضوع هسته ای ایران دست زده ایم؛ و نه در اثر تهدید و تحریم که بر مبنای اراده ملت خود، مذاکره جدی و صادقانه را در دستور کار قرار داده ایم زیرا براین باوریم که موضوع هسته ای، یک راه حل، بیشتر ندارد و آن فقط مذاکره است و اگر برخی در تخیل خویش، به راه های دیگری می اندیشند، سخت در اشتباهند. هرگونه تاخیر در حصول توافق نهایی، تنها هزینه ها را بالا می برد و این هزینه ها نه فقط بر ما، که بر اقتصاد و تجارت طرف مقابل و بر توسعه و امنیت منطقه ای تحمیل می شود و هیچ کس نباید در این حقیقت تردیدی داشته باشد که مصالحه و توافق با ایران، به نفع همگان است، بخصوص کشورهای منطقه است.
روند مذاکرات هسته ای میان ایران و کشورهای ۱+۵ در ماه های گذشته، با جدیت و امیدواری متقابل به پیش رفته است. جمهوری اسلامی ایران به گواهی همه ناظران بین المللی، با صداقت و اقتدار به تعهدات خویش عمل کرده است. اگر چه طرف مقابل، با برخی اظهارات و اقدامات، به تردید در عزم و واقع بینی خویش دامن زده است. امیدواریم مذاکرات جاری در فرصت کوتاه باقیمانده، به توافق نهایی بینجامد. ما به ادامه برنامه هسته ای صلح آمیز خود، شامل اِعمال حق غنی سازی و سایر حقوق هسته ای در خاک ایران، در چارچوب مقررات بین المللی، مصممیم. ما با انگیزه مثبت، حسن نیت و جدیت، به تداوم مذاکرات هسته ای با کشورهای طرف مذاکره، بر مبنای اعتماد متقابل، رفع دوسویه ابهامات، موضع برابر، احترام متقابل و اصول پذیرفته شده بین المللی، پایبندیم. از دیدگاه ما، التزام به تعهدات و اجرای دقیق تفاهمات و اجتناب از زیاده خواهی در مذاکرات، از سوی طرف های مذاکره‎کننده با ایران، ضرورتی تامّ دارد زیرا توافق نهایی در مورد برنامه هسته ای صلح آمیز ایران، می تواند سرآغاز همکاری های همه جانبه، در راستای پیشبرد امنیت، صلح و توسعه و در منطقه و جهان باشد.
مردم ایران پایبند به اصول و ارزش هایی هستند که استقلال، توسعه و غرور ملی در راسِ آنهاست. مردم، عملکرد دولت های خود را بر اساس همین معیارها مورد ارزیابی قرار می دهند. اگر این واقعیت بارز ملی از سوی طرف های مذاکره کننده، مورد توجه قرار ندهند و دچار خطاهای محاسباتی شوند، یک فرصت استثنایی و تاریخی از دست خواهد رفت.
همانطور که می دانید، دولت ایران در سال جاری میلادی، با ابتکاراتی که در مذاکرات هسته ای به کار برد، شرایط جدیدی را برای حل موضوع بوجود آورد که دستاورد مرحله ای آن، توافق ژنو بود. با توجه به رویکرد اعتمادساز و شفاف جمهوری اسلامی ایران در این زمینه و تداوم آن، در صورتیکه طرف های مذاکره کننده نیز متقابلاً از عزم و انعطافِ کافی برخوردار باشند و ظرفِ مهلتِ تعیین شده، بتوانیم در حل این مساله به موفقیتِ کامل دست یابیم، فضای کاملاً متفاوتی به لحاظ همکاری های منطقه ای و جهانی بوجود خواهد آمد، که در سایه آن، امکان تمرکز بر حل مسایل مهم منطقه از جمله مساله بسیار مهم مبارزه با خشونت و افراطی گری در منطقه، فراهم خواهد شد.
دستیابی به توافق جامع هسته ای با ایران، فرصتی تاریخی برای غرب است که نشان دهد با پیشرفت و توسعه دیگران مخالف نیست و تبعیض در مقررات بین المللی را دنبال نمی کند؛ این توافق می تواند پیامی جهانی برای صلح و امنیت نیز داشته باشد که راه حل اختلافات، مذاکره و تکریم است نه منازعه و تحریم.

آقای رییس،
حضار محترم،
خانم ها، آقایان،
ملت بزرگ ایران که در سال گذشته با حضور گسترده خود در انتخاباتی آرام و پرشکوه، با روی کار آوردن این دولت، از گفتمان «تدبیر، امید و اعتدال» استقبال کردند، از دولت منتخب خود، در راه سازندگی کشور پشتیبانی و حمایت می کنند. در حالی که بعضی از کشورهای پیرامونی ایران، دستخوش جنگ و ناآرامی هستند، ایران سرزمین امنیت، ثبات و آرامش است.
سیاست اصولی کشور من، تلاش برای تعامل سازنده با همسایگان بر اساس احترام متقابل، و با تاکید بر منافع مشترک است. طرح مساله سلطه ایران بر کشورهای مسلمان منطقه، افسانه ای بیش نیست که در قالب پروژه ایران هراسی در سال های اخیر برآن دمیده شده است. آنها که در این شیپور می دمند، نیاز به جعل دشمنی موهوم دارند تا تنش ها را تداوم دهند و با تشدید تضادّ و تفرقه، منابع توسعه ملتها را به انحراف کشند. رویکرد اصولی ما، پایان بخشیدن به توهم ایران هراسی و زمینه سازی برای مشارکت راهبردی با همسایگان است.
در پایان، همانطور که در سال گذشته نسبت به توسعه خشونت و افراطی گری هشدار دادم، امسال نیز تاکید می کنم، که اگر رویکرد درست برای مواجهه با این مساله، اتخاذ نشود، به سمت منطقه ای ناآرام و پرتلاطم با بازتاب های جهانی، خواهیم رفت. راه حل درستِ برخورد با این مساله مهم، نه از بیرون بلکه با محوریت و ابتکارات درونی و البته همکاری های بین المللی قابل تصور است.
خدای بزرگ در قران کریم به مومنانی که کار شایسته را در برنامه عمل خود قرار می دهند مژده داده است که بر زمین ماندگاری خواهند داشت و بیم و هراسشان به امن و امان بدل خواهد شد. وَلیبدِلنهم من بعد خوفهم امناً.
امیدوارم نسل ما با تلاشی شایسته، زمینی ایمن تر و آبادتر برای نسل فردا به یادگار بگذارد. توفیق همه شما را آرزومندم. متشکرم.

شصت و هشتمین مجمع عمومی سازمان ملل

متن کامل سخنرانی دکتر حسن روحانی

متن کامل سخنان دکتر روحانی در شصت و هشتمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد

حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی رییس جمهوری اسلامی ایران در سخنان مهمی در شصت و هشتمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد، ضمن تبیین دقیق شرایط و اوضاع کنونی منطقه و نظام بین الملل، پیشنهادات و راهکارهایی از سوی جمهوری اسلامی ایران در راستای برون رفت از اوضاع پیش روی جامعه جهانی ارائه کرد.
متن کامل سخنان دکتر روحانی به شرح زیر است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم
«الحمد لله رب العالمین و الصلوه و السلام علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین»

آقای رئیس، آقای دبیرکل، عالیجنابان، خانم ها و آقایان!
در آغاز مایلم تبریکات صمیمانه خود را به مناسبت انتخاب شایسته جنابعالی به ریاست مجمع عمومی ابراز نموده و از تلاش های جناب آقای بان کی مون نیز تقدیر نمایم.

آقای رییس!
جهان ما جهانی پر از بیم و امید است؛ بیم جنگ و مناسبات خصومت آمیز منطقه ای و جهانی، بیم رویارویی هویت های مرگبار مذهبی، قومی و ملی، بیم نهادینه شدن خشونت و افراطی گری، بیم فقر و تبعیض خُرد کننده، بیم تباهی و نابودی منابع حیاتی، بیم بی توجهی به کرامت و حقوق انسان و بیم غفلت از اخلاق.
در برابر همه این بیم ها، امیدهای جدیدی نیز وجود دارد؛ امید اقبال مردم و نخبگان در سراسر جهان به «آری برای صلح و نه برای جنگ»، و امید به ترجیح گفتگو بر ستیز و اعتدال بر افراط.
یک نمونه زنده، گزینش هوشیارانه امید و تدبیر و اعتدال توسط مردم بزرگ ایران در انتخابات اخیر است که با تبلور مردم سالاری دینی و انتقال آرام قدرت اجرایی، نشان داد که ایران لنگرگاه ثبات در دریای ناآرامی های منطقه ای است. اعتقاد راسخ حکومت و مردم ما به صلح پایدار، ثبات، آرامش، حل مسالمت آمیز مناقشات و تکیه بر آرای عمومی به عنوان پشتوانه قدرت، مقبولیت و مشروعیت، نقشی والا در فراهم کردن چنین محیط امنی داشته است.
آقای رئیس،خانم ها و آقایان!
دوران حساس انتقالی کنونی در روابط بین الملل مشحون از خطرها، و البته توام با فرصت های کم نظیری است. هرگونه محاسبه نادرست از وضعیت خود و دیگران، آسیب های تاریخی را در بر دارد تا جایی که خطای یک بازیگر، آثاری منفی بر همگان خواهد داشت. آسیب پذیری، پدیده ای جهانی و فراگیر شده است.
در این گذر حساس در تاریخ مناسبات جهانی، عصر بازی های با حاصل جمع صفر پایان یافته است، ولی هنوز معدودی از بازیگران روش ها و ابزارهای کهنه شده و عمیقاً ناکارآمد را به کار می گیرند تا برتری و سلطه پیشین خود را حفظ کنند. نظامی گری و استفاده از ابزارهای نظامی و خشن برای انقیاد دیگران، نمونه ناکارآمدی از تداوم کنش های کهنه در شرایط نوین است.
اقدامات زورمدارانه اقتصادی و نظامی برای حفظ و تداوم سلطه و برتری گذشته، با مجموعه ای از قالب های مفهومی همراه شده که همگی ضد صلح، ضد امنیت، ضد کرامت انسانی و ضدآرمان های بشری می باشند. از جمله این قالب های مفهومی، یکسان سازی جوامع و تعمیم ارزش های غربی به عنوان ارزش های جهانی است.
قالب دیگر، حفظ فرهنگ جنگ سرد و تقسیم دو اردوگاهی جهان به «مای برتر» و «دیگران دون تر» می باشد. قالب دیگر مفهومی، ایجاد ترس و تهدید، از برآمدن بازیگران نوظهور در جامعه جهانی است.
در چنین فضایی، خشونت های دولتی و غیردولتی، مذهبی و فرقه ای و حتی نژادی افزایش یافته و هیچ تضمینی وجود ندارد که دوران آرامش بین قدرت های بزرگ نیز در دام گفتمان ها، رفتارها و کردارهای خشن گرفتار نیاید. تاثیر فاجعه بار روایت های افراطی و خشن را نباید دست کم گرفت.
در این میان، خشونتِ راهبردی که در تلاش برای حذف بازیگران منطقه ای از فضای عمل طبیعی آنها، سیاست های موسوم به مهار، تغییر نظام های سیاسی از بیرون مرزها، و تلاشی که برای بر هم زدن حدود و ثغور سیاسی متبلور می شود، بسیار خطرناک و تنش زاست.
در گفتمان متعارف سیاسی بین المللی، یک مرکز متمدّن با حاشیه های غیرمتمدن به تصویر درآمده است. در این تصویر نسبتِ کانون قدرت جهانی و حاشیه ها، نسبتی آمرانه قلمداد شده است. گفتمان مرکزگرایی شمال و حاشیه گرایی جنوب سبب استقرار نوعی نظم تک گویی و مونولوگ در سطح روابط بین المللی شده است. ایجاد مرزهای نادرست هویتی و بیگانه ستیزی های خشن رایج نتیجه قهرمانی این گفتمان است.گفتمان های تبلیغاتی و بی اساس دین ستیزانه، اسلام هراسانه، شیعه هراسانه و ایران هراسانه به واقع تهدیدی جدی علیه ثبات جهانی و امنیت انسانی است.
این گفتمان تبلیغاتی، با طرح و القای تهدیدات فرضی و خیالی شکل خطرناکی به خود گرفته است. یکی از این تهدیدات خیالی، خطر موهوم ایران است. به بهانه این تهدید موهوم، چه اقدامات ناهنجار و چه جنایت ها، در سه دهه گذشته صورت نگرفته است؟ تسلیح صدام حسین به سلاح های شیمیایی و حمایت طالبان تنها نمونه ای از این جنایت هاست. صریحاً و با قاطعیت تمام و با استناد به مدارک و شواهد متقن اعلام می دارم که آنهایی که از تهدید ایران دم می زنند یا خود تهدید علیه صلح و امنیت بین المللی اند یا به تهدید دامن می زنند. ایران نه فقط تهدید نیست، بلکه در آرمان و عمل، پیوسته منادی صلحِ عادلانه و امنیت همه جانبه بوده است.
آقای رئیس، خانم ها، آقایان!
در کمتر نقطه ای از جهان، خشونت مانند غرب آسیا و شمال آفریقا خانمان سوز بوده است. مداخله نظامی در افغانستان، جنگ تحمیلی صدام حسین علیه ایران، اشغال کویت، مداخله نظامی علیه عراق و رفتار خشن سرکوبگرانه علیه مردم فلسطین، ترور شخصیت های سیاسی و مردم عادی در ایران و بمب گذاری در کشورهای منطقه نظیر عراق، افغانستان و لبنان نمونه هایی از خشونت در سه دهه گذشته در این منطقه است.
آنچه بر مردم مظلوم فلسطین می رود، چیزی جز یک خشونت ساختاری نیست. سرزمین فلسطین در اشغال است. حقوق اولیه فلسطینیان به طور فاجعه باری نقض می شود و آنها از بازگشت به خانه، محل تولد و دسترسی به سرزمین مادری محروم اند. جنایاتی که بر مردم بی گناه فلسطین می رود، خشونت نهادینه ای را به نمایش می گذارد که برای توصیف آن، آپارتاید مفهوم و واژه کم وزنی به نظر می آید.
فاجعه انسانی در سوریه نمونه دردناکی از گسترش فاجعه آمیز خشونت و افراط در منطقه ماست. از ابتدای بحران و از زمانی که برخی از بازیگران منطقه ای و بین المللی با سرازیر کردن منابع تسلیحاتی و اطلاعاتی و تقویت گروه های افراطی، سعی در نظامی کردن این بحران داشتند، ما تاکید کردیم که بحران سوریه راه حل نظامی ندارد. نمی توان اهداف استراتژیک و توسعه طلبانه و به هم ریختن توازن و تعادل های منطقه ای را با پنهان شدن پشت کلمات بشردوستانه، تحقق بخشید. هدف مشترک جامعه بین المللی باید خاتمه سریع کشتار مردم بی گناه باشد. ما ضمن محکوم کردن هرگونه استفاده از سلاح های شیمیایی، از پذیرش کنوانسیون منع سلاح های شیمیایی توسط سوریه استقبال می کنیم و بر این باوریم که دستیابی گروه های افراطی و تروریست به این سلاح ها بزرگترین خطر فراروی منطقه است که باید مدنظر قرار گیرد. همزمان استفاده غیرقانونی و ناکارامد از تهدید یا استفاده از زور، تنها به گسترش خشونت و بحران در منطقه دامن خواهد زد.
تروریزم و کشتن انسان های بی گناه، اوج افراط و خشونت است. تروریزم، بلایی خشن، فراگیر و فرامرزی است، اما خشونت ها و افراط هایی که تحت عنوان مبارزه با تروریزم و از جمله استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین علیه مردم بی گناه صورت می گیرد نیز محکوم است.
در اینجا باید از ترور دانشمندان هسته ای ایران توسط جنایتکاران نیز سخن بگویم. آنها به چه جرمی ترور شدند؟ سوالی که از ملل متحد و شورای امنیت باید پرسید، این است که آیا ترورکنندگان محکوم شدند؟
تحریم های غیرعادلانه، به عنوان جلوه دیگری از خشونت، ذاتاً ضد صلح و ضد بشری هستند که برخلاف تبلیغات تحریم گران، دولت ها و نخبگان سیاسی را هدف قرار نمی دهند، بلکه بیش از همه، مردمان عادی را قربانی دعواهای سیاسی خود می کنند. میلیون ها عراقی را فراموش نکنیم که در اثر تحریم هایی که با زَروَرق های حقوقی در نهادهای بین المللی پیچیده شده بودند، آسیب دیدند؛ جان باختند و هنوز عده قابل توجهی از آنها در سرتاسر زندگی باید زجر بکشند. این تحریم ها خشونت آمیزند. هوشمند و غیرهوشمند و یک جانبه و چندجانبه ندارند. این تحریم ها ناقض حقوق مسلم بشری، از جمله حق صلح، حق توسعه، حق دسترسی به بهداشت، حق آموزش و فراتر از همه حق حیات می باشند. نتیجه تحریم ها، علی رغم هرگونه لفاظی و بازی با واژه ها، همان آتش افروزی، جنگ طلبی و نابودی انسان هاست. این آتش فقط دامن قربانیان تحریم را نمی گیرد، بلکه به اقتصاد و زندگی مردمِ جوامع تحریم کننده نیز، لطمه وارد می کند.
آقای رئیس، خانم ها و آقایان!
خشونت و افراط امروز نه تنها ابعاد مادّی، که ابعاد معنوی زندگی انسان و جامعه امروز را در بر گرفته است. خشونت و افراط جایی برای مدارا و تفاهم که لازمه زندگی انسان و جامعه مدرن است نمی گذارد. نابردباری مسئله امروز جهان ماست؛ باید بردباری را در پرتو اندیشه های دینی، رویکردهای فرهنگی و رهیافت های سیاسی تقویت کرد. جامعه انسانی را باید از مرحله بردباری منفی به مرحله تعاون مشترک ارتقا داد. دیگران را نباید فقط تحمّل کرد، بلکه باید با دیگران کار کرد.
مردم جهان از جنگ، خشونت و افراط خسته اند و این فرصتی بی نظیر است. آنها امید به تغییر وضعیت کنونی دارند. جمهوری اسلامی ایران باور دارد که با ترکیب هوشمندانه ای از امید و اعتدال می توان همه چالش ها را مدیریت کرد. جنگ افروزان می خواهند امیدها را بخشکانند. در حالی که امید به تغییر مثبت، مفهومی فطری، دینی، فراگیر و جهانی است.
زیربنای امید، باور به اراده عمومی مردم جهان برای مبارزه با خشونت و افراط، تغییر پذیری، مخالفت با ساختارهای تحمیلی، بها دادن به گزینش و عمل مسئولانه انسانی است. بی تردید امید، یکی از بزرگ ترین نعمت های خداوند مهربان به همه انسان هاست. اعتدال نیز به معنای حرکت خردمندانه، هوشمندانه، زمان مند و مکان مند در تلفیق آرمان های والا، گزینش راهبردهای اثرگذار و در نظر گرفتن واقعیت هاست.
مردم ایران در انتخابات اخیر درحرکتی هوشمندانه به گفتمان امید و تدبیر و اعتدال رای دادند. ترکیب امید و تدبیر و اعتدال در سیاست خارجی به آن معناست که جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای نسبت به امنیت منطقه و جهان، مسئولانه برخورد می کند و آمادگی همکاری چندجانبه و همه جانبه با سایر بازیگران مسئول در این عرصه ها را دارد. ما از صلح مبتنی بر دموکراسی و صندوق رای در همه جای جهان از جمله در سوریه و بحرین و دیگر کشورهای منطقه دفاع می کنیم و معتقدیم راه های خشونت آمیز برای بحران های جهانی وجود ندارد و تنها به کمک خرد انسانی و با تعامل و اعتدال می توان بر واقعیت های تلخ جامعه بشری غلبه کرد. لذا تضمین صلح و دموکراسی و تامین منافع مشروع همه کشورها در جهان و از جمله در منطقه خاورمیانه، با نظامی گری محقق نمی شود.
ایران به دنبال راه حل مسائل و نه تولید مشکلات است. هیچ پرونده و موضوعی نیست که با امید و اعتدال، با احترام متقابل و با نفی خشونت و افراط قابل حل نباشد.
اجازه دهید به پرونده هسته ای ایران اشاره کنم. پذیرش حق طبیعی، قانونی و مسلم ایران، به فرموده رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، ساده ترین راه حل این موضوع است. این یک شعار سیاسی نیست، بلکه بر اساس شناخت عمیق وضعیت فناوری در ایران، شرایط بین المللی و پایان بازی ها با حاصل جمع صفر و ضرورت یافتن اهداف و منافع مشترک برای رسیدن به تفاهم و امنیت مشترک است. به عبارت دیگر، ایران و دیگر کنشگران باید دو هدف مشترک را به عنوان دو قسمت غیرقابل تفکیکِ راه حل سیاسی پرونده هسته ای ایران دنبال نمایند:

۱. برنامه هسته ای ایران و همه کشورهای دیگر می باید تنها در جهت اهداف صلح آمیز باشد. من اینجا به صراحت اعلام می کنم که این هدف، صرف نظر از مواضع دیگر بازیگران، هدف جمهوری اسلامی ایران بوده و خواهد بود. سلاح هسته ای و کشتار جمعی هیچ جایگاهی در دکترین دفاعی ایران نداشته و با باورهای بنیادین مذهبی و اخلاقی ما در تعارض است. منافع ملی ما ایجاب می کند که هر گونه نگرانی منطقی پیرامون برنامه هسته ای ایران را مرتفع نماییم.
۲. هدف دوم یعنی پذیرش اعمال حق غنی سازی و سایر حقوق هسته ای در خاک ایران تنها راه تامین هدف اول است. دانش هسته ای در ایران بومی شده و فناوری هسته ای از جمله غنی سازی به مرحله تولید انبوه رسیده است. لذا تصور اینکه با ممانعت از برنامه هسته ای ایران از طریق اعمال فشارهای غیرقانونی می توان صلح آمیز بودن چنین برنامه ای را تضمین کرد، موهوم و به غایت غیر واقع بینانه است.

لذا جمهوری اسلامی ایران ضمن پافشاری بر اعمال حقوق خود و ضرورت احترام و همکاری بین المللی در اعمال این حقوق، آماده گفتگوهای بدون تاخیر برای اعتمادسازی متقابل و رفع دوسویه ابهامات از طریق شفافیت کامل می باشد.
ایران به دنبال تعامل سازنده بر اساس احترام متقابل و منافع مشترک با دیگر کشورهاست و در این چارچوب در پی افزایش تنش با ایالات متحده امریکا نیز نیست. من سخنان امروز پرزیدنت اوباما را با دقت دنبال کردم، در صورت عزم سیاسی رهبران امریکا و خودداری از دنبال کردن منافع گروه های فشار جنگ طلب، می توان به چارچوبی برای مدیریت اختلافات رسید. در این چارچوب موضع برابر، احترام متقابل و اصول مسلم شناخته شده بین المللی باید مبنا باشد؛ البته در این زمینه انتظار ما از واشنگتن شنیدن صدای واحد است.

آقای رئیس، خانم ها و آقایان!
در این سال ها، یک صدای مسلط پیاپی شنیده شده است که «گزینه جنگ روی میز است»، اما امروز بگذارید در برابر این سخن ناکارآمد و غیرقانونی بگویم: «صلح در دسترس است». پس به نام جمهوری اسلامی ایران در گام نخست پیشنهاد می کنم طرح «جهان علیه خشونت و افراطی گری» در دستور کار سازمان ملل متحد قرار گیرد و همه دولت ها و سازمان های بین المللی و نهاد مدنی تلاش های جدیدی را برای سوق دادن جهان به این سو سامان دهند. باید به جای گزینه ناکارآمد «ائتلاف برای جنگ» در مناطق مختلف جهان به «ائتلاف برای صلح پایدار» در سراسر جهان اندیشید. امروز جمهوری اسلامی ایران شما و همه جامعه جهانی را به برداشتن گامی فراپیش می خواند؛ دعوتِ «جهان علیه خشونت و افراطی گری». ما باید بپذیریم و بتوانیم در اینجا افقی را بگشاییم که درآن به جای جنگ، صلح، به جای خشونت، مدارا، به جای خونریزی، پیشرفت، به جای تبعیض، عدالت، به جای فقر، برخورداری و به جای استبداد، آزادی درسراسرجهان بهتردیده شود. به گفته فردوسی، شاعر بلندآوازه ایران؛
بکوشید نیکی به کارآورید چو دیدید سرما، بهار آورید
علی رغم همه مشکلات، من عمیقاً به آینده امیدوارم. با همبستگی جهانی علیه خشونت و افراط، تردیدی ندارم که آینده روشن است. اعتدال، آینده جهان را درخشان خواهد کرد. امید من، علاوه بر تجارب شخصی و ملی، از این باور مشترک همه ادیان آسمانی نشئت می گیرد که جهان را سرانجامی نیکو و روشن است؛ «وَ لَقَد کَتَبنا فِی الزَّبور مِن بَعدِ الذِّکر انّ الارض یَرِثُها عَبادی الصّالِحون.»(انبیاء / ۱۰۵)

آقای رییس متشکرم

متن کامل سخنرانی آیت الله خامنه ای در مجمع عمومی سازمان ملل (۱۳)



عصرایران - آنچه می خوانید، متن کامل سخنرانی آیت الله خامنه ای در سازمان ملل است که در دوران ریاست جمهوری ایشان(بیست سال پیش) ایراد شده است:

خداوندا ! به نام تو آغاز می کنم و از تو هدایت و کمک می طلبم... زندگی و مرگ و نیاز و نیایش من متعلق به توست. تو خود روشنی و گیرایی سخن حق را به گفته هایم ببخش و آن را پیک «حقیقت» به سوی صدها میلیون گوش و دلی قرار ده که هم اکنون ملتهبانه آن را می طلبند و به سوی صدها برابر که در آینده چنین خواهند بود.

بارالها درودی سپاسگزارانه از سوی من و ملتم به روان پیامبران بزرگ، به ویژه ابراهیم و موسی و عیسی و محمد صلی الله علیه و آله بفرست که پیام رهایی و آگاهی انسان را به بهای جاه و با همه توان در جهان پراکندند و ابدی ساختند، و سلامی تکریم آمیز به دل های پاک و روشن که آن پیام را نیوشیدند، به ویژه آنان که بر سر آن جان باختند.

آقای رییس! آقای دبیرکل! حضار محترم!
من رییس جمهور کشوری هستم که در یکی از بلندترین و حساس ترین دوران های تاریخ، مهد تمدن و کانون فرهنگ بشریت بوده است، و اکنون نیز قلمرو نظامی است که بر همان پیشینه استوار بنا شده و به پشتوانه فرهنگ بی نظیر آن که اکنون به برکت بیداری اسلامی، غنای بیشتر یافته، تکیه کرده است. من از ایران می آیم که زادگاه پرآوازه ترین و در عین حال ناشناخته ترین انقلاب دوران های معاصر است. انقلابی بر پایه دین خدا و در امتداد راه پیامبران و مصلحان بزرگ الهی... راهی به درازای همه تاریخ بشر...
ریشه استوار و اندیشه زیربنایی این انقلاب «جهان بینی توحیدی اسلام» است.
تفسیر انسان، تفسیر تاریخ، تحلیل حوادث حال و گذشته و آ ینده، تفسیر طبیعت، تبیین همه علائقی که انسان را با دنیای بیرون از وجود او: جهان، انسان ها و اشیاء مرتبط می کند، و نیز فهم و درک آدمی از وجود خود، و خلاصه همه چیزهایی که نظام ارزشی جامعه را می سازد و آن را بر اداره مطلوب خود قادر می کند... همه و همه از این جهان بینی الهی، ریشه و مایه می گیرد و منشعب می شود.
در اندیشه الهی اسلام، همه هستی آفریده خدا و جلوه گاه علم و قدرت او و پوینده به سوی اوست، و انسان برترین آفریده و جانشین او.
انسان می تواند با استخراج گنجینه های استعداد که در نهاد اوست، خود را و جهان را ـ که برای او آفریده شده ـ به زیباترین وجهی بسازد و بیاراید و با دو بال علم و ایمان به عروج معنوی و مادی نائل آید. و می تواند با تضییع یا به انحراف کشاندن این استعدادها، جهنمی از ظلم و فساد در جهان بیافریند. چراغ هدایت بشر، ایمان او به خدا و تسلیم او در برابر امر و نهی الهی است. دنیا کشتزار آخرت است، و مرگ، نه پایان زندگی، که دروازه ابدیت و سرآغاز نشاه ئی جدید.
در اندیشه الهی اسلام، افراد بشر، برادران و خواهران یکدیگر و همه بندگان خدایند. میان نژادها، رنگ ها، مردم سرزمین ها هیچ تفاوت نیست، و اینها مایه برتری کس یا ملتی نیست. انسانیت، پیوسته است و تعرض به یک انسان، تجاوز به همه انسانیت است، بدون دخالت خصوصیات جغرافیایی و نژادی.
برتری جویی و انحصارطلبی، برادری را به جان برادری افکند و خونی که جاری شد دیگر فرو ننشست و شبیه آن ضربه و آن انگیزه جویی های خون به راه انداخت و میان برتری جویان و قربانیان برتری جوی، دریاهای خون پدید آورد... و آسایش از بشر گرفته شد.
پیغمبران، مردم را به بندگی خدا که پتکی بر سر خودخواهی و برتری جویی است، فرا خواندند و آیینی که بهشت صفا و آرامش را، حتی پیش از بهشت اخروی، به بشر ارزانی می داشت، بدو عرضه کردند. و او را به مهار کردن غریزه افزون خواهی و سلطه جویی تشویق نمودند و از تباه شدن و هرز رفتن استعدادها و غلتیدن در لجنزار فساد اخلاقی بر حذر داشتند، و سرچشمه های فضیلت و راستی و محبت و کار و ابتکار و دانش و آگاهی را در او جاری ساختند، و یاد خدا و عشق به او را که ضامن این همه و تعالی بخش روان اوست بدو تلقین کردند.
آنها، همچنین به او آموختند که بازوی خود را برای حراست از این ارزش ها نیرومند کند، و راه را بر شیطان های شر و فساد و انحطاط آفرین ببندد، با جهل و ظلم و استبداد بستیزد و از علم و عدل و آزادی، پاسداری کند. بدو آموختند که باید نه ستم کند و نه ستم پذیرد. باید برای اجرای قسط و عدل قیام کند و باید به راهزنان صلاح و فلاح انسان امان ندهد. تسلیم در برابر دشمنان فضیلت و عدالت و صلاح، رضا دادن به نابودی این ارزش ها و قبول رذیلت و ظلم و فساد است.
در اندیشه الهی اسلام، دین خدا، قالب و شکل زندگی بشر است و نه تنها گوهری بر تارک آن. دین، یک نظام اجتماعی به بشر ارائه می کند و نه فقط یک سلسله عبادات و عادات، هر چند که عبادات و عادات نیز ا نباشته از روح زندگی و در جهت همان نظام است. و این نظام ا جتماعی، مبتنی بر همان جهان بینی و ساخته به شکل آن است. آزادی، برابری انسان ها، عدل اجتماعی، خود آگاهی افراد جامعه، مبارزه با کجی و زشتی، ترجیح آرمان های انسانی بر آرزوهای شخصی، توجه و یاد الهی، نفی سلطه های شیطانی و دیگر اصول اجتماعی نظام اسلامی، و نیز اخلاق و رفتار شخصی و تقوای سیاسی و شغلی، همه و همه ملهم و زائیده آن جهان بینی و برداشت کلی از جهان و انسان است. اسلام، نظام های مبتنی بر زور و قلدری و زاینده ظلم، جهل، اختناق، استبداد، تحقیر انسان و تبعیض نژادها، ملت ها، خون ها و زبان ها را رد می کند و غلط می شمرد، و با هر آن نظام و کس که به ستیزه نظام اسلامی کمر بندد با شدت و مقاومت می ستیزد.... و به جز آنان، با همه انسان ها ـ چه همکیش و چه ناهمکیش ـ به محبت و مساعدت امر می کند.
بر چنین پایه ها و با چنین هدف هایی انقلاب اسلامی در ایران پدید آمد و نظام جمهوری اسلامی را بنا نهاد. بسیاری، پیدایش انقلاب اسلامی در بهمن ۵۷ (فوریه ۷۹) را ریشه جویی کرده و بسیاری به خطا در فهم درست این مساله دچار شده اند. ما این پدیده عظیم را از جمله ناشی از نارسایی سیستم های موجود جهان و پوچ در آمدن شعارهای آزادی، دموکراسی و برابری در این سیستم ها می دانیم. اسلام در این تاریکی دلهره آمیز توانست از لابلای غبار توهم و تحریفی که پیرامونش در طی چند قرن برانگیخته بودند، برق بزند. در ایران این برق، به درخششی و سپس به طوفانی انجامید و در بسیاری از نقاط دیگر جهان هنوز باید چشم به راه حوادث بود... نهضت بیداری مسلمانان در بسیاری از کشورهای اسلامی ـ بر خلاف آنچه تصور و تبلیغ می شود ـ فرزند انقلاب اسلامی ایران نیست، برادر آن است.
ایران در یکی از حساس ترین نقاط استراتژیک جهان قرار گرفته است، با تاریخی و پیشینه علمی و فرهنگی و نیز ذخائری کم نظیر. و انقلاب اسلامی ایران بر ضد رژیمی برپا شد که آن همه را در خدمت منافع قدرت های سلطه گر جهانی و در ۲۵ سال اخیر، بیش از همه در خدمت رژیم ایالات متحده آمریکا، گذاشته بود. هیچ کس از خود ملت ایران به دارایی های مادی و معنوی آن محتاج تر نبود، اما این همه از او بازداشته می شد. ادعاهای دهن پر کن آنان دروغ و فریب بود. هر چند دستگاه های تبلیغاتی غرب، مخصوصا آنچه به صهیونیست ها مربوط می شد، به آن آب و تاب زیادی می دادند. انقلاب اسلامی بر ضد چنین رژیمی و با هدف هایی بزرگ و استوار پدید آمد. از آن روز نزدیک به ۹ سال می گذرد، اما همچنان مسائل زیادی برای گفتن هستند. درباره ما و انقلابمان و اصول و نقطه نظرهایمان، بیش از معمول، سخن مغرضانه یا جاهلانه گفته شده است...
در انقلاب ما چند نقطه اختصاصی هست که می توان آن را استثنایی از سرگذشت معمولی انقلاب ها شمرد. من به آن نقطه ها می پردازم...و در پایان، پیام خودمان را خواهم گفت...

۱. این انقلاب حتی در شروع خود صددرصد مردمی بود. نه یک گروه چریکی مسلح، نه یک حزب فعال سیاسی ـ نظامی، نه گروهی از افسران انقلابی و آزادی خواه و نه هیچ یک از دیگر انواع رایج و معمولی که تحولات انقلاب کشورها را پدید می آوردند، در انقلاب ما وجود و حضور و فعالیت نداشتند. فقط مردم بودند و مردم، (آن هم کاملا بی سلاح) که در تهران و همه جای دیگر، چنان فضا را و خیابان ها را و محیط زندگی شهر را از وجود و حضور خود و شعارهای انقلابی خود پر کردند که دیگر جایی برای هیات حاکم و حکومتش باقی نماند.... و آنان مجبور شدند یکی یکی و دسته جمعی از کاخ ها و مراکز اقتدار خود و سپس از کشور خارج شوند... شاه، نخست وزیر، بزرگان ارتش، وزراء و دیگر سرجنبانان، هر کدام که توانستند، از مردم گریختند....
این پس از آن بود که در مدتی بیش از یک سال آنان با استفاده از همه توانایی خود ـ سیاسی، نظامی، پلیسی ـ کوشیده بودند مردم را متفرق سازند و به خانه ها یا مراکز کارشان برگردانند و در این مدت هزاران نفر از مردم جلو چشم دیگران، در خیابان ، در مسجد، در دانشگاه، در محیط کار کشته شده بودند، اما حضور مردم روز به روز بیشتر شده بود. در آخرین ماه ها خشونت دستگاه بیشتر و متقابلا حضور مردم هم بیشتر شد. رژیم که زیر فشار خشم مردم دست از جان شسته، قادر به مقاومت نبود مجبور شد بزرگترین امتیاز خود را بدهد: شاه رفت... و بعد از آن عقب نشینی هایش پی در پی و سریع شد. رهبر بزرگ انقلاب که کلمه کلمه سخنانش به تک تک ملت، روح و آگاهی و درس می داد، به اتکاء خداوند متعال که همه قدرت ها در ید قدرت اوست، و با اعتماد به همین اراده عظیم و خدشه ناپذیر مردم، دولت انقلاب را تشکیل داد.... دولت ستم شاهی خودبخود و بی آن که راه دیگری داشته باشد، مسند را رها کرد و گریخت... آخرین سنگرها، پادگان های خالی از سرباز و افسر بود... آنها هم گریخته بودند و بسیاری به صف مردم پیوسته. در آخرین لحظات، چند پادگان اندکی مقاومت کردند، اما بیهوده. در آنجا هم مردم حضور داشتند.... و معجزه این انقلاب، پیروزی مردم بود.... تنها پس از سقوط پادگان ها بودکه مردم به اسلحه دست یافتند، اما آن روز دیگر نظام پادشاهی سقوط کرده بود، این سلاح ها برای مراقبت از نهال نو رس انقلب به کار گرفته شد. مردم، جوانان و پیران، زنان و مردان، تنها کسانی بودند که رژیم پهلوی را که به نظر قوی و کاملا مسلح می رسید و از پشتیبانی بزرگترین قدرت ها برخوردار بود، شکستند و نظام جمهوری اسلامی را بر سر کار آوردند. سلاح آنان ایمانشان، اراده نیرومندشان و خونشان بود... و خون بر شمشیر پیروز شد.
سیاست پیروزی خون بر شمشیر، همان سیاست مقاومت مظلومانه است. رهبر ما پیش از پیروزی انقلاب، آن را اعلام کرد و اولین معجزه آن، پیروزی بر رژیم سر تا پا مسلح شاه بود که کاملا حمایت آمریکا و غرب را نیز با خود داشت... و پس از آن نیز پیروزهایی داشت که برخی حتی از غلبه بر رژیم شاه نیز بزرگتر بوده اند.
این تجربه بی نظیر ـ لااقل در یک قرن اخیر ـ بود و خو ب است مورد تامل و دقت قرار گیرد، هم از سوی کشورهای زیر سلطه، و هم نیز از سوی قدرت های سلطه گر جهانی.

۲. این انقلاب متکی به دین بود و به اسلام، بسیارند انقلاب هایی که ریشه های مبارزاتی آن از ایمان دینی تغذیه کرده است، هر چند در ساختار انقلاب، این ایمان چندان یا هیچ به حساب نیامده است. اما انقلاب ما همه چیزش را: هدف ها را، اصول را و حتی روش های مبارزاتی را و نیز شکل نظام نوین و نوع اراده آن را.... از اسلام گرفت.
این، ابعاد شگفت آوری به انقلاب می بخشد و تعریف تازه ای از پیروزی آن ارائه می دهد. چه، اسلام به خاطر دارا بودن این ظرفیت عظیم انقلابی و سازندگی، اکنون حداقل ۱۵۰ سال است که مورد تهاجم قدرت های استعمارگر و عوامل مرتجع و زبون آنان بوده است، به علاوه، اسلام در بیش از ۵۰ کشور و میان یک میلیارد انسان، یک ایمان مقدس، یک دین الهی است، پیروزی انقلابی که روح و محتوایش اسلام است، در حقیقت پیروزی بر همه آن مهاجمان و در عرصه زندگی همه این یک میلیارد است. صدها میلیون مرد و زن مسلمان در دهه ها کشور، از پیروزی انقلاب ما، احساس پیروزی کردند.
این خصوصیت همچنین راه عقب نشینی، شکست، ضعف و ترس را بر مردم و رهبر انقلاب و مدیران آن می بندد: در راه خدا شکست نیست تا ضعف و ترس و عقب نشینی باشد.

۳. عدم اتکاء به شرق یا غرب، خصوصیت استثنایی دیگر این انقلاب بود و هم اکنون نیز سیاست قاطع نظام انقلابی ما است. این خود یکی از مظاهر اعتقاد و اتکاء به خدا در همه صحنه های حیات فردی و اجتماعی ما است. امروز تفکر مسلط بر دنیای سیاست در سراسر جهان این است که بدون اتکاء به یکی از قطب های قدرت نمی توان در صحنه سیاسی معاصر زنده ماند اگر در شدت و ضعف این اتکاء اختلاف نظر باشد در اصل آن حرفی نیست. حتی آنان که در اندیشه، عدم اتکاء و عدم تعهد را پذیرفته اند معتقدند در عمل نمی توان چنین بود. انقلاب ما در چنین جوی، یک فلسفه جدید را عرضه کرد و تا امروز به آن پایبند ماند. انقلاب ما ثابت کرد که می توان قدرت های سلطه گر را به خود راه نداد و قلدری آنان را جدی نگرفت و به آنان باج نداد، مشروط بر این که نقطه اتکائی قوی تر از هر قدرت مادی را باور داشت: خدا را.
ما دانسته ایم که برای این عقیده و این راه، بهای سنگینی نیز باید پرداخت و خود را آماده کرده ایم.
بگذارید این تجربه، ملت ها را به استقلال واقعی و خدشه ناپذیر و در نهایت نفی کامل سلطه های بزرگ جهانی، رهنمون شود؛ روند کنونی تقسیم قدرت، بشریت را به آینده باز هم تلخ تری تهدید می کند.

۴. یک خصوصیت استثنایی دیگر نیز در انقلاب ما بود و هست، و آن خصومت ها و ضربه های استثنایی علیه آن است. هیچ انقلابی از دشمنی نظام «سلطه» در جهان بر کنار نمی ماند، اما تنوع، عمق، گستردگی و خشم آلودگی خصومت هایی که در طول ۹ سال با ما شده حکایتی استثنایی و شنیدنی است:
هنوز انقلاب به پیروزی نرسیده بود که دشمنی با آن شروع شد، و بیشتر از سوی آمریکا... دست اندرکارانی که گذشت زمان را مجوز افشای رازهای نهان دانسته اند امروز اعتراف می کنند که در ماه های آخر عمر رژیم ستم شاهی، دستگاه ریاست جمهوری آمریکا، مشاور امنیتی رییس جمهور و شخص او، به شاه دلگرمی می داده و او را تشویق به «قاطعیت» می کرده اند! مقصود از این قاطعیت همان چیزی است که بعدها به صورت مشخص تر در گفته های شخصی به نام ژنرال هایزر شنیده شد، شخصی که با ماموریت ویژه از سوی رییس جمهور آمریکا به تهران آمده بود.... از نظر او و طبق توصیه هایی که به او شده بود، باید رژیم شاه ولو به بهای کشته شدن ده ها هزار نفر محفوظ بماند... با این استدلال موجه که: این بهتر از آن است که بعدها چند برابر این کشته شوند!! به نظر رژیم ایالات متحده آمریکا این فرض که با عدم مداخله آمریکا در امور داخلی ایران می توان خون ده ها هزار نفر در آن روز و چند برابر آن را پس از آن بر زمین نریخت، کاملا مردود بوده است!
یقینا ناکام ماندن ماموریت های هایزر و فرار او از تهران و به دام افتادن یا فراری شدن همه کسانی که آمریکا برای اجرای آن نقشه شوم به آنها امید داشت، دلیلی جز کوبندگی موج انقلاب و قدرت عظیم ملتی که برای خدا قیام کرده و از هیچ چیز جز خدا نمی ترسد، نداشت. این دشمنان انقلاب نبودند که کوتاه آمدند، این انقلاب بودکه هر دشمنی را از میدان می راند، دشمن قبلا نیز به دست شاه خائن، هر فشاری را که ممکن بود وارد آورده بود.
پس از پیروزی انقلاب، توطئه های خصمانه به شکل های دیگری آغاز شد: اولین کار، تلاش همه جانبه برای نفوذ دادن ایادی دشمن در مدیریت های انقلاب بود، و سپس با استفاده از جو باز سیاسی پس از یک دوره اختناق چند ده ساله، سازماندهی احزاب و گروه های مخالف انقلاب بود. در مورد اول این نمونه جالب است که مهره سرسپرده ولی نه چندان معروفی که چند هفته پس از پیروزی انقلاب در دادگاه انقلاب، خائن و مجرم شناخته شد، در اولین روزهای پیروزی با برانگیختن وسائل و وسائط، توانست فرمانده نیروی هوایی شود! و در مورد دوم کافی است گفته شود که طیفی از سلطنت طلب تا کمونیست و از تجزیه طلب تا پان ایرانیست را شامل می شد و لازم است فراموش نشود که برخی سفارت خانه های مقیم تهران، از جمله سفارت آمریکا ـ مرکزی برای هدایت و حمایت بعضی از این گروه ها بودند!
تروریسم خشن، یکی دیگر از خصومت های انتقام آمیز با انقلاب بود، گروهک های فاقد پایگاه مردمی با دزدی سلاح و مواد، که آن روزها کار دشواری نبود و سپس با پشتیبانی دولت های خارجی، بزرگترین شبکه تروریستی را در ایران ایجاد کردند.
ترور فردی و جمعی، انفجارهای مهیب، هواپیما ربایی، آدم ربایی، شکنجه و کشتارهای هولناک، کاری بود که به دست چندین گروه تروریستی مورد حمایت و تشویق دشمنان بزرگ انقلاب، در ایران اتفاق افتاد. قربانیان این موج قساوت و خشونت را همه ی قشرها تشکیل می دادند: از بزرگترین مدیران انقلاب و کشور، تا افراد عادی جامعه، کارگران، زحمتکشان، زنان و کودکان و رهگذران بی خبر.
امروز افراد و سران همان تروریست ها که غالبا مسئوولیت جنایات خود را نیز بر عهده گرفته اند در آمریکا و فرسانه و برخی دیگر از کشورهای غربی مصونیت و زندگی راحت دارند و به نام «اپوزیسیون انقلاب» نامیده می شوند.... و آن کشورها غالبا جمهوری اسلامی را به تروریسم متهم می کنند.... از شگفت ترین بازی های سیاست این که مظلوم ترین قربانیان تروریسم کور و خشن، به تروریسم متهم می شوند، آن هم از سوی کسانی که خود در پیش راندن تروریست ها به سوی آن و سپس پناه دادنشان، نقشی بزرگ داشته اند!
من به عنوان رییس جمهور و خدمتگزار کشورم و به نام کسی که خود نیز هدف یکی از این جنایت های خشن قرار گرفته و خدا آن را ناکام گذارده، افتخار می کنم که ملتم در برابر این قساوت ها نلرزید و حوادث بی نظیری که فقط در یکی از آنها ۷۲ نفر از رهبران و کارگزاران بلندپایه انقلاب (شامل چند وزیر، چندین نماینده مجلس، تعدادی مسوولان بزرگ و شخصیت کم نظیر، شهید بهشتی) و در یکی دیگر رییس جمهور و نخست وزیر با هم به شهادت رسیدند، تنها ایمان و توکل او به خدا و خشم انقلابیش را افزایش داده است.
کودتا، تجربه خونین سنتی و معمول قدرت ها با همه انقلاب ها، نیز در ایران بارها سازماندهی شد و در یک مورد تا مراحل بسیار نزدیک و خطرناک پیش رفت... اگر هوشیاری ماموران و کمک مردم نمی بود باید همان پیش بینی ژنرال آمریکایی اتفاق می افتاد: حمام خون و کشتارهای میلیونی، آن هم بیش از یک بار.... بزرگترین، دردناک ترین و فاجعه آمیز ترین خصومت دشمنان ما به راه انداختن جنگ تحمیلی بود: تحریک حس جاه طلبی یک همسایه، تشویق او به حمله، و دلگرم کردن او به پشتیبانی و کمک....
امروز دیگر پس از گذشت هفت سال همه به روشنی می توانند یقیین کنند که حمله ارتش عراق در ۳۱ شهریور ۵۹ یعنی نوزده ماه بعد از تشکیل جمهوری اسلامی که با ۱۰ لشکر و صدها فروند جنگنده از زمین و هوا و دریا انجام شد، به جز توسعه طلبی و انضمام بخشی از ایران به عراق ـ چیزی که بارها در کتب و مطبوعات عراقی یا غیر عراقی جیره خوار بدان تصریح شده ـ شکست انقلاب و سرنگونی جمهوری اسلامی را هم هدف گرفته بوده است. آنها بارها هر دو هدف را به صراحت گفته و خود را افشاء کرده اند.
نتایج بزرگی که عراق از پیروزی این جمله می توانست به دست آورد غیر از تثبیت وضع داخلیش، ظهور در صحنه منطقه و حتی در عرصه عربی به عنوان یک قدرت فائقه بود. و این برای بی سر و پایان حاکم بر عراق، چیز زیادی است.... و نیز دستیابی به مرز قابل توجهی در حوضه بسیار مهم خلیج فارس.
با این پیروزی که ناگزیر می باید شکست ایران و تجزیه آن و سقوط نظام جمهوری اسلامی را همراه داشته باشد، قدرت های سلطه اندیش نیز به هدف بزرگی می رسیدند: حذف نظامی که با ظهور خود معادلات سیاسی ـ اقتصادی منطقه را عوض کرده و دست استکبار مخصوصا آمریکا را از کشور بزرگ ایران کوتاه کرده بود. برای آمریکا و بعضی دیگر، در صورت شکست ما، آب رفته به جوی برمی گشت و همان داستان همیشگی نفوذ اقتصادی و سیاسی و... تکرار می شد.
ما اول غافلگیر شدیم. این را اعتراف می کنیم. سرگرمی به مسائل بی شمار انقلاب در داخل کشور و عدم تجربه کافی، آن را بر ما تحمیل کرد....ولی ویژگی های انقلاب به دادمان رسید....ظرف چند ماه مردم و نیروهای مسلح با حضور و تلاش معجزه آسای خود حماسه بزرگی آفریدند و بخش مهمی از سرزمین های مغصوب آزاد شد... ولی فاجعه ای که در این مدت اتفاق افتاده بود حقیقتا غیر قابل وصف است.... چه شهرهای آبادان همچون خرمشهر، آبادان، هویزه، قصرشیرین که با خاک یکسان شد و تنها، شهر دزفول مورد اصابت بیش از ۲۵۰ موشک زمین به زمین قرار گرفت، چه روستاهای آبادی که از آن، حتی دیوار نیمه خرابی بر جای نماند، چه کارخانه هایی که به آهن پاره ی تبدیل گشت و چه مزارعی که در آن نشانی از آبادی نماند. و چه آثار گران بهای فرهنگی که مورد آسیب قرار گرفت و از همه عزیزتر، چه جان های گرامی و انسان های بیگناهی که به قتل رسیدند.
ارتکاب جنایات جنگی از حمله وحشیانه به مناطق مسکونی غیر نظامی تا کشتار بی رحمانه هزاران کودک و زن بی دفاع و به اسارت گرفتن مسافران عادی در جاده های اشغالی (در هفته های اول جنگ) و زیر پا گذاشتن تعهدات و مقررات بین المللی و به کارگیری حجم گسترده ای از سلاح های شیمیایی و بمباران کشتی های تجاری، هواپیماهای غیر نظامی و مسافربری، قطارهای مسافران عادی از جمله کارهای همیشگی و شناخته شده عراق در طول این جنگ است.
ملت ایران در اولین وهله ای که پس از تلاش های آغازین جنگ توانست حوادث را مورد تدبیر و جمع بندی قرار دهد، به حقیقتی تلخ دست یافت، و آن این که بنیان امنیتی که با اعتماد بر قول و قرار عنصری متجاوز و آتش افروز نهاده شده باشد، بسی سست و بی اعتبار است و اعتماد به چنین امنیتی ساده لوحانه و غیر منطقی است.
رییس رژیم عراق صریحا اعلان می کرد که قرارداد قبلی اش با دولت ایران در سال ۱۹۷۵، معروف به قرارداد الجزایر، چون در هنگام ضعف عراق بوده اکنون لازم الاجرا نیست؛ قرارداد را پاره کرد و پس از روزهای معدودی، حمله را آغاز نمود.
این برای ملت ما درسی تلخ و آموزنده بود... از آن لحظه ملت بیدار و انقلابی ما تصمیم خود را گرفت و هدف خود را مشخص کرد؛ این هدف تنها باز پس گرفتن زمین های اشغالی یا گرفتن غرامت جنگی نبود ـ هر چند که این هر دو حق مسلم ملت ایران بود و هر چند که بسی خسارت ها قابل جبران نبود ـ بلکه هدف مهم تر، تنبیه متجاوز و برچیدن بساط تجاوز بود.
با طرح مساله تنبیه متجاوز ما نه فقط یک تکیه گاه مطمئنی برای امنیت ملی خود جستجو می کردیم، بلکه این برای همه ی منطقه متضمن امنیت و ثبات بود و هست. اگر یک بار متجاوزی به دلیل تجاوز، از سوی خانواده بین المللی مجازات شود می توان مطمئن شد که دست کم تا سالیانی، این انگیزه ـ که همواره در عناصر شریر و فرصت طلب قابل جستجو است ـ فرو خواهد نشست و منطقه و شاید جهان مصیبت های یک جنگ متجاوزانه و بی دلیل را تحمل نخواهد کرد.
دادگاه نورنبرگ توانسته است بیش از ۴۰ سال صلح و امنیت اروپای جنگ خیز را تضمین کند. چرا نباید از آن تجربه استفاده کرد؟
قدرت های بزرگ، حتی در هنگامی که هزاران کیلومتر مربع از خاک ما در زیر چکمه های اشغال گران متجاوز بود با استفاده از ابزار فوق العاده نیرومند، ما را زیر فشار قرار می دادند که آتش بس را بپذیریم. در مقابل این وعده که کمیته ای تشکیل خواهد شد که ترتیب بازگشت متجاوز به مرزهای بین المللی را بدهد. این بدان معنی بود که ما بخشی از وجود خود را، بخشی از شرف خود را در زیر دست و پای دشمن رها کنیم و به امید بازگرداندن آن به دریوزگی این یا آن کمیته بین المللی برویم! برای یک ملت بزرگ و پر افتخار و انقلابی هیچ اهانتی از این بالاتر نیست. بی هوش ترین انسان های عالم هم برای رد چنین پیشنهاد ظالمانه ی، سرگذشت غم انگیز و خونبار ملت فلسطین را به عنوان دلیلی بزرگ و زنده در پیش روی خود دارند...
اگر آتش بس های تحمیلی و وعده های فریبنده و پوچ توانسته است ملت فلسطین را به حق واضح و مسلم خود برساند هر ملت دیگر را هم خواهد رساند.
ما امروز هم که بیشترین بخش از سرزمین های اشغالی را با مجاهدت قهرمانانه ملت خود و با نثار هزاران جان عزیز آزاد کرده ایم – و البته هنوز بخش هایی از آن از جمله نفت شهر در تصرف ارتش متجاوز است – مهمترین هدف خود را تنبیه متجاوز می شماریم، و امروز با نگاه به سرمایه عظیم و غیرقابل جبرانی که جنگ تحمیلی از ما گرفته، بیش از همیشه به آن اهمیت می دهیم و هر دستاورد دیگری را بدون آن برای ملت خود خسارت می دانیم،... ما که بار سنگین جنگ تحمیلی هفت ساله ای را بر دوش داریم از هر کسی به صلح تشنه تریم، اما صلح را، صلح پایدار را فقط در سایه مجازات تجاوزگری که گناه تجاوز را با گناهان فراوان دیگر در جنگ همراه کرده قابل دسترسی می دانیم و بس.
امروز نیز مانند سال ۱۹۷۵ عراق در موضع ضعف است و این را همه دنیا می داند. صلحی که امروز از سوی آن رژیم قبول شود چند سال بعد – آنگاه که وی به خود گمان قدرت ببرد – در یک لحظه دود خواهد شد و منطقه را دوباره آتش جنگ فرا خواهد گرفت. تنها تضمین برای آینده آن است که متجاوز مجازات شود.
صلح، بی شک کلمه ای زیبا و جذاب است، تا آن حد که حتی آتش افروزان بزرگ بین المللی و پدیدآورندگان سلاح های جهانسوز نیز بدان علاقه نشان می دهند و ریاکارانه از آن دم می زنند. اما به نظر ما، عدالت – واژه ای که زورمندان و متجاوزان همواره با ترس و احتیاط به آن می نگرند – از صلح بالاتر و مهم تر است.
ای بسا مظلومانی که زندگی را و رفاه را و صلح را به خاطر رسیدن به عدالت فدا کرده اند. اینها همواره قهرمان شناخته شده اند. شهرهای اروپا هنوز به مقاومت خود در برابر تجاوز هیتلری افتخار می کنند و لنینگراد هنوز به خودسوزی اش که ارتش ناپلئون را ناکام و مبهوت کرد و به مقاومت چهارساله اش در محاصره مهاجمین نازی، به خود می بالد.
سازمان ملل – بخصوص – بنا بر اولین ماده منشور خود موظف به تامین عدالت در شکل ویژه اش، یعنی مقابله با متجاوز است. ما همین را از دنیا و از سازمان ملل می طلبیم.
قدرت های بزرگ، ریاکارانه، این جنگ را که بر ما تحمیل شده «بی معنی» می نامند و این در حالی است که خود همواره از آغازگر متجاوز آن، حمایت نظامی، سیاسی و اقتصادی کرده اند.
شک نیست که به راه انداختن چنین جنگی همواره بی معنی است؛ ولی آنان تا وقتی هنوز متجاوز از دست یافتن به هدفهای شومش مایوس نشده بود، چنین تعبیری نمی کردند.
اما امروز این جنگ برای ملت ما دارای معنایی بسیار مهم است: کوشش مجاهدت آمیز و فداکارانه برای سوزاندن ریشه تجاوز و اثبات این که یک ملت قادر است علیرغم خواست قدرتهای بزرگ، از انقلاب و ثبات و شرف خود دفاع کند. ملت ما با فداکاری و ایثار خود، در حال شکستن و ابطال معادله ای است که همیشه مشوق تجاوز و جنگ بوده است، و آن معادله این است که تکیه بر سلاح پیش رفته و تکیه بر حمایت قدرتها، تضمین کننده موفقیت است.
ملت ایران درمدت این هفت سال پاسخ به سوال بزرگی را جستجو کرده است. من مایلم از این تریبون آن سوال را مطرح کنم. سوال این است است که چرا دولتهایی که به روشنی و قاطعیت دانسته اند که رژیم عراق برافروزنده آتش جنگ و اقدام کننده به تجاوز است – و کم نیستند کسانی که این حقیقت را می دانند – در مقابل این جرم بزرگ و گناه بین اللمللی سکوت کرده اند؟ و چرا رسانه های گروهی عالم، مسوولیت عظیم خود در برابر وجدان بشریت و استیضاح تاریخ را در این مورد به فراموشی سپرده اند؟ ممکن است آشنایی به وضع رابطه سیاسی در دنیای امروز و هندسه معیوبی که سلطه قدرتهای بزرگ در روابط جهانی به وجود آورده، کلید حل این معما باشد! و این از نظر ملت ما پوشیده نیست...
اما سوالی که هیچ پاسخ قانع کننده برای آن نمی توان یافت این است که چرا شورای امنیت سازمان ملل – ارگانی که اساسا برای مقابله با تجاوز و تامین امنیت بین المللی به وجود آمده – در قبال این تجاوز بکلی وظیفه خود را از یاد برد و حتی ضد آن عمل کرد. خوب است همه بدانند که شورای امنیت در شروع حمله عراق که در جبهه ای به عرض هزار کیلومتر واقع شد هیچ عکس العملی نشان نداد... ارتش عراق ظرف یک هفته مرزهای بین المللی را در نوردید و در برخی از نقاط تا عمق ۷۰-۸۰ و ۹۰ کیلومتری پیش رفت و در آن مستقر شد، و چنان که برخی از سران عراق گفتند، با این نیت که هرگز از آن خارج نخواهد شد!
تنها پس از آن بود که اولین قطعنامه شورای امنیت صادر شد: (۲۸ سپتامبر ۱۹۸۰) این قعطنامه نه به تجاوز اشاره کرد، نه به اشغال، و نه به بازگشت به مرزهای بین المللی را لازم شمرد... بلکه به جای این همه – با کمال تعجب – طرفین را به عدم توسل "بیشتر " به زور دعوت کرد! این عبارت در حقیقت از آنچه تا آن روز توسط قوای قهریه عراق تصرف شده بود چشم پوشی می کرد و فقط از او می خواست بیش از آن پیشروی نکند، و از ایران نیز می خواست که از جنگ برای عقب راندن متجاوز خودداری کند.
این اولین اقدام شورای امنیت بود که در آن، وظایف اصلی شورا یعنی نگاهبانی از صلح و امنیت بین المللی، به شکل زشت و تاسف انگیزی به وسیله خود آن شورا پایمال می شد!
پس از آن شورای امنیت را سکوتی مرگبار فرا گرفت. و تا آزادی خرمشهر -عملیاتی که در آن ستون فقرات نیروهای اشغالگر شکست و هزاران نفر از آنان به وضعی ذلت بار اسیر شدند – جنگ خونین و مستمری را که خبرهای آن در صدر اخبار جهان بود فراموش کرد! در این مدت، قهرمانیهای ملت ما و شکل گیری نیروهای رزمنده ما، سر بر آوردن یک نیروی جوان، انقلابی و تعیین کننده در منطقه را خبر داد و قدرتهای جهانی را از دست یافتن به هدفهای شومی که در حمله عراق به ایران جستجو می کردند، بکلی مایوس ساخت.
این بود که بار دیگر شورای امنیت به یاد جنگ ایران و عراق افتاد: چند هفته پس از فتح خرمشهر، دومین قطعنامه شورا صادر شد (۱۲ ژوئیه ۱۹۸۲): این قطعنامه "بازگشت به مرزهای بین المللی " را درخواست می کرد. یعنی چیزی را که بخش اعظم آن با فداکاری ملت ما و با شجاعت بی نظیر رزمندگان ما، خود حاصل شده بود! در این قطعنامه نیز نه سخنی ازتجاوز، نه نامی از متجاوز، نه یادی از خسارتها و چاره ای برای جبران آن، و نه بالاخره تضمینی برای امنیت و ثبات حقیقی و تنبیهی برای عمل ناامنی، وجود نداشت.
بار دیگر، ما خود را در تلاش برای احقاق حق خود تنها یافتیم. تا امروز شورای امنیت همواره در مورد جنگی که بر ما تحمیل شده، با همین روش، موضع گرفته است.
ابتکارات مستقل دبیرکل می رفت تا راهگشا شود و سازمان ملل را در وصول به هدف های خود کمک کند، ولی از این امکان بهره ای گرفته نشد؛ من در اینجا لازم می دانم خشنودی خودمان را از تلاشهای ایشان ابراز دارم و همچنین از نخست وزیر فقید سوئد آقای اولاف پالمه که در سمت نماینده دبیر کل، تلاش های دلسوزانه ای کرد، به نیکی یاد کنم.
آیا شورای امنیت برای تخلف از اولین وظیفه خود یعنی مقابله با تجاوز – که در ماده اول منشور از همه هدفهای دیگر ارجح شمرده شده – استدلالی دارد؟
آیا برای مقابله با "تهدید صلح " و "نقض صلح " و "توسل به زور " (مفاد مواد فصل هفتم) چقدر عراق را تحت فشار گذارده است؟
بی طرفی کمترین چیزی است که جمهوری اسلامی که قربانی تجاوزگری خونین و خسارتبار قرار گرفته می تواند از شورای امنیت انتظار داشته باشد زیرا وظیفه آن شورا مقابله با تجاوز و حمایت از قربانی تجاوز است و نه بی طرفی میان این دو. اما آیا شورای امنیت می تواند ادعا کند که در این رابطه حتی بی طرف بوده است؟
احساس ما این است که شورای امنیت تحت تاثیر خواست و اراده برخی از قدرتهای بزرگ مخصوصا آمریکا در موضعی چنین ناشایسته و محکوم شونده قرار گرفته است. در این صورت باید گفت بنای امنیتی که به پشتیبانی چنین شورای امنیتی نهاده شده، کاخی پر زرق و برق از مقوا است! ملتها، مخصوصا ملتهای جهان سوم و بویژه آنان که مایلند کاملا مستقل از ابرقدرتها زندگی کنند، هرگز نمی توانند تضمین امنیت خود را از این شورای امنیت بخواهند.
خودداری از محکوم کردن عراق به عنوان متجاوز، آتش جنگ تحمیلی را مشتعل نگهداشته و حتی گسترش داده است.
اکنون خلیج فارس به خاطر حضور نظامی آمریکا و دیگر کشورهایی که به دنبال شیطان بزرگ و بنا به اصرار و فشار او وارد آن منطقه شده اند، تبدیل به انبار باروتی خطرناک شده است.
من لازم می دانم مجمع عمومی سازمان ملل و نیز افکار عمومی ملت آمریکا را به خطر بسیار بزرگ و بسیار نزدیکی که اکنون رژیم آمریکا با اقدام اخیر خود در خلیج فارس همه دنیا را و نه فقط منطقه را با آن تهدید می کند معطوف سازم.
دیروز ناوهای امریکایی یک کشتی تجاری، ایرانی بنام "ایران – اجر " را مورد حمله قرار داد، پنج نفر کشته، چهار مجروح بجای نهاد، کشتی را تصرف و تعدادی را دستگیر کرد و به گروگان گرفتند، دیروز تلویزیون آمریکا این را به عنوان زدن یک قایق در حال مین ریزی پخش کرد و طبق معمول به افکار عمومی دنیا دروغ گفت اما من اینک اعلام می کنم که این یک کشتی تجاری و موسوم به "ایران – اجر " بوده است و نه یک قایق تندر و جنگی، این آغازی است برای حوادثی که بی شک عواقب تلخ آن به خلیج فارس منحصر نخواهد ماند و مسئولیت های همه پیشامدهای بعدی به عهده شروع کننده یعنی آمریکاست.
آیا ادعاهای بی تابانه آمریکا برای صلح در خلیج فارس را باید باور کرد، یا این آتش افروزی عملی آشکار را؟
من صریحا اعلام می کنم که آمریکا پاسخ این اقدام زشت را دریافت خواهد کرد.
این تنها یکی از دنباله های شوم جنگ تحمیلی و نتیجه ناتوانی شورای امنیت در مقابله با تجاوز عراق است. اگر شورای امنیت عراق را به خاطر شروع جنگ تحمیلی، و سپس شروع جنگ شهرها و آنگاه شروع جنگ کشتیها محکوم می کرد، امروز آمریکا نمی توانست علیرغم فشار افکار عمومی جهان و حتی داخل آمریکا دست به چنین تهدید آشکاری علیه صلح و امنیت جهانی بزند، آن هم بلافاصله و علیرغم قطع نامه ۵۹۸ که خود عامل اصلی تهیه و صدور آن بود.
آیا قطعنامه ۵۹۸ فقط برای فشار بر جمهوری اسلامی تهیه شده است؟
من باید به همه جهان و مخصوصا به ملت بزرگ آمریکا اعلام کنم که حضور نظامی تهدید کننده آمریکا در خلیج فارس، تنها یکی از خصومت های آشکار رژیم ایالات متحده با ملت ما است.
تاریخ ملت ما در فصلی سیاه، تلخ و خونین، آمیخته به انواع دشمنی ها و کینه ورزیهای رژیم آمریکا است: ۲۵ سال حمایت از رژیم دیکتاتور و جلاد پهلوی با آن همه جنایتی که وی نسبت به ملت ما مرتکب شد، غارت اموال این ملت با همدستی شاه، مقابله جدی با انقلاب در آخرین ماههای عمر رژیم شاه و تشویق وی به سرکوب تظاهرات میلیونی مردم، کارشکنی نسبت به انقلاب به وسایل گوناگون در اولین سالهای پیروزی، تماس تحریک آمیز سفارت آمریکا در تهران با عناصر ضد انقلاب، کمک به کودتاچیان، کمک مستمر به عناصر تروریست و ضد انقلاب در خارج از کشور، بلوکه کردن نقدینه ها و اموال ایران و عدم تحویل اجناسی که بهای آن مدتها قبل دریافت شده است، عدم تحویل اموالی که شاه از بیت المال برداشته و به نام خود در بانکهای آمریکا گذارده بود، تلاش برای محاصره اقتصادی و ایجاد جبهه متحد غرب علیه ملت ما، حمایت آشکار و موثر از عراق در جنگ علیه ما، و بالاخره لشکرکشی بی منطق قلدرمآبانه به خلیج فارس و در خطر قرار دادن جدی امنیت و آرامش منطقه... اینها بخشی از ادعانامه ملت ما علیه رژیم ایالات متحده آمریکا است.
ادعانامه ای که می تواند کلیه ادعاهای صلح طلبی و اظهارات سران این رژیم در مورد حسن نیت نسبت به جمهوری اسلامی را – که ظاهرا هدفی جز حل مشکلات داخلی شان ندارد – مورد تردید جدی قرار دهد.
آخرین نمونه از طومار خصومت های آمریکا با ملتمان فاجعه خونینی است که نسبت به حجاج بی دفاع و مظلوم در سرزمین مقدس مکه و در حرم امن الهی آفریده شد و در آن نزدیک به چهارصد نفر ایرانی و غیر ایرانی که اکثرا زنان بودند به شهادت رسیدند و چندین برابر مجروح و مصدوم و مضروب شدند. بنا به قرائنی دست آمریکا در این فاجعه بی نظیر تاریخی، موثر بوده است.
آیا رژیم آمریکا و دست نشاندگان سعودی اش برای کشتار این تعداد زن و مرد مظلوم و بی گناه، پاسخ قانع کننده ای می توانند ارائه دهند؟
بی شک فاجعه آفرینان برای توجیه عمل خود ناگزیرند بهانه ای بتراشند و تهمتهایی بزنند، اما طبیعت حادثه ای که یک طرف آن قریب چهارصد تن مسافر کشته – و بیشتر بانوان – است و یک طرف پلیس محلی مسلح به مسلسل و چماق و گاز سمی، راه هر بهانه را می بندد.
درست است که خون – خونی که به ناحق و از سر ظلم و قساوت ریخته شود – پیام رسایی را، نه فقط برای امروز، که برای همه زمانها با خود حمل می کند و دست خونریز را افشاء می کند، اما حادثه مکه، از این جهت که هماهنگی سیاست آمریکا با ارتجاع عرب را نشان می دهد و پرده از پنهانکاریهای این دو، در منطقه خلیج فارس بر می دارد، دارای ابعادی جهانی است و در خور آن که در مجامع بین المللی به دقت در آن نگریسته شود.
من لازم می دانم که موکدا بگویم که این ادعانامه علیه سردمداران رژیم آمریکا است و نه علیه ملت آمریکا که خود در صورت اطلاع از آنچه دولتش با ملتی کرده، پای آن ادعانامه را امضاء خواهد کرد.
ملت ما نشان داده است که به هدفهای خود مومن و در راه آن تا سر حد نثار جان ایستاده است.
چنین ملتی از آمریکا و از هیچ قدرتی نمی ترسد. و به یاری خدا نشان خواهد داد که پیروزی از آن حق و مومنان به حق است.

آقای رئیس! آقای دبیرکل! حضار محترم!
این بود سرگذشت انقلاب ما، انقلابی که اگر موج امیدی گسترده میان ملتهای رنجدیده از سلطه استکبار پدید آورد، موج مخالفتی به همان گستردگی نیز میان قطبهای سلطه بین المللی ایجاد کرد. و این مخالفتها هر چند جدی، عمیق و متنوع بود نتوانست نهالی را که ریشه در اعماق داشت و روز به روز استوارتر می شد از پا بیندازد، هر چند سنگ و زخم فراوان به آن زده شده...
اکنون همه دنیا ببیند و می بیند که ما به رغم انف سلطه ها زنده ایم و زنده خواهیم بود، سنتهای الهی در تاریخ این را حکم کرده و جز این نخواهد بود. و این زنده ترین و گویاترین پیام ما است.
نظام سلطه همواره خواسته است عکس این را ثابت کند و اراده خود را برای ملتها و کشورهای جهان سوم سرنوشت ساز بداند.
ما این را تخطئه کردیم. شک نیست که نظام سلطه، حیات و استمرار جمهوری اسلامی را نمی خواست ولی اراده ما غالب شد.
پیام ما به همه ملتها و دولتهایی که می خواهند مستقل و بی اعتنا به خواست و اراده سلطه های بزرگ جهانی بمانند این است که از آنان نترسند و به خود و ملت خود اعتماد کنند.
انقلاب ما، همچنین پیام بزرگ خود را نفی نظام سلطه در جهان می داند...
امروز عملا جهان میان قدرتهای بزرگ و سلطه گر تقسیم شده است و آنان خود را صاحب اختیار دنیا می شمرند.
به اعتبار دیگر، جهان به دو بخش سلطه گر و سلطه پذیر تقسیم شده است و بخش اول خود را مالک سرنوشت بخش دوم می داند. نظام سلطه عبارت از وجود همین روابط نابرابر میان این دو بخش از جهان است.
نظام سلطه، به میل خود، انقلاب ها را نفی و برای رژیم های انقلابی مشکل تراشی می کند. نیکاراگوئه و کشورهای انقلابی جنوب آفریقا چند مثال زنده این حقیقت اند.
نظام سلطه علی رغم ملت ها برای آنان تصمیم می گیرد. فلسطین مظلوم نمونه کامل و افغانستان نمونه دیگر این حقیقت اند.
نظام سلطه، با مفاهیم به میل خود بازی می کند و آن را بر طبق مصالح خود تغییر می دهد و همه امکانات خود را برای جا انداختن آن به کار می برد، تروریسم و حقوق بشر نمونه هایی از مفاهیم دستکاری شده اند.
نظام سلطه برای همه دنیا و به عوض همه ملت ها تصمیم می گیرد، نمونه دیروز آن هیروشیما است و امروز هم رئیس جمهور آمریکا به کار هولناک اسلاف خود افتخار می کند با این استدلال که: اگر ما این چندین هزار را نمی کشتیم بعدا ممکن بود بیشتر از آن در همه دنیا کشته شوند! و بدین ترتیب دلسوزی قیم مآبانه آمریکا نسبت به همه دنیا را به رخ می کشد!
نظام سلطه از رژیم های فاشیست و نژادپرست مانند: اسراییل و آفریقای جنوبی حمایت می کند و آنان را چون دست مسلح و خونریزی به جان ملت های مظلوم می اندازد؛ لبنان مسلمان که صبورانه و مقاوم در برابر تجاوزهای جنایت آمیز صهیونیست ها می ایستد نمونه بارز و کوشرهای خط مقدم جنوب آفریقا نمونه های دیگر آن است.
نظام سلطه به خود حق می دهد که سازمان های بین المللی را زیر فشار قرار دهد: نمونه حاضر آن فشار آمریکا بر شورای امنیت و یونسکو است.
نظام سلطه منافع سلطه گران را مطلق و موجب نادیده انگاشتن منافع دیگران می شمرد، نمونه آن حضور تشنج زا و خطر آفرین ناوهای آمریکا در خلیج فارس است که به استدلال «حفظ منافع آمریکا» و بدون توجه به منافع کشورهای منطقه انجام گرفته است.... و خلاصه نظام سلطه، تبلیغات جهانی را در دست می گیرد و به کمک آن، همه حقایق را واژگونه و همه این شیطنت ها را خدمت جلوه می دهد و راه مقابله با خود از سوی افکار عمومی عالم را می بندد.
پیام ما به همه ملت ها و دولت های جهان سوم و نیز به ملت هایی که دولت های آنان خود به جود آورندگان نظام سلطه اند، این است که دنیا بیش از این نباید این وضع ناهنجار را تحمل کند. باید به قدرت ها و دولت های بزرگ از سوی همه گفته شود: در خانه های خودتان بنشینید و دنیا را به همه مردم دنیا بسپرید! شما قیم آنها نیستید!
در سازمان ملل، دو تبعیض ناروا هست: حق وتو و عضویت دائم در شورای امنیت، این دو تبعیض باید برداشته شود. این تنها چیزی است که می تواند سازمان ملل و شورای امنیت را به راستی همان کانونی کند که همه ملت ها به آن دل ببندند و مسائل فی مابین خود را در آن حل کنند، و گرنه همیشه مثل امروز شورای امنیت جایی خواهد بود برای صدور احکام بی اعتبار و دستورهای بی عمل. و همیشه مثل امروز ملت ها احساس خواهند کرد که جایی برای حل مسائل بین المللی وجود ندارد و خشونت تنها راه پیشبرد کارها است.
پیام ما به دولت های جهان سوم این است که تا نظام سلطه و وضع کنونی باقی است در راه اتحاد میان خود بکوشند. این بهترین راه برای قوی شدن است. سلطه های جهانی از قوت و قدرت هیچ نمی فهمند و در برابر زبان قدرتی که آنان به کار می گیرند با زبان قدرت باید سخن گفت.
بیداری ملت ها و آگاهی یافتن آنان از ماهیت و نقش نظام سلطه، بزرگترین پشتوانه دولت های جهان سوم و مایه قدرتی حقیقی در برابر سلطه گران است. رهبران این دولت ها هیچ بازوی قدرتمندی و نیز هیچ چاره ای جز، فکر روشن و اراده نیرومند ملت های خود ندارند.
اتحادی که ما به کشورهای جهان سوم پیشنهاد می کنیم، اتحاد برای جنگیدن با قدرت های بزرگ نیست، اتحاد برای دفاع از خود و جلوگیری از تضییع حقوق حقه خود است.
قدرت های سلطه گر بزرگترین عامل توجیه و نشر فسادند... فساد اخلاقی، فساد جنسی و فساد اعتقادی... همه و همه در انگیزه های سیاسی و اقتصادی و جاسوسی این قدرت ها، پشتوانه ها و مروجین عمده و اصلی خود را می یابند... و چنین شده است که امروز در دینای سیاه و تلخی که این بار شامل خود ملت های متعلق به قدرت های بزرگ نیز می شود، ارزش های اخلاقی بر باد رفته، بنیان خانواده سست و لرزان، دیو الکلیسم و اعتیاد به مواد مخدر از همیشه مسلط تر و جاذبه معنویت و اخلاق از همیشه کمتر ا ست.
ما باید در کشورهای خود با فساد مبارزه ی جدی آغاز کنیم، باید بنیان خانواده را محکم و نخستین و اصلی ترین پرورشگاه آدمی را کانون محبت، صفا، عاطفه و معنویت سازیم. باید حراست از حقوق و ارزش های زن را مورد تاکید قرار داده، در معیارهای کنونی آن که ساخته دست و پندار همین نظام سلطه است تجدید نظر کنیم و زن را جدا از «وسیله ای برای التذاذ» که فرهنگ سلطه غرب عملا بر او تحمیل کرده رها سازیم. زن یک عالم، یک سیاستمدار، یک مدیر، یک شخصیت برجسته و برتر از همه یک همسر و یک مادر، آری؛ اما یک وسیله برای کامجویی و سرگرمی، نه؛ این است آنچه خواهد توانست به نیمی از بشریت، هویت و شخصیت حقیقی اش را اعطا کند و خانواده را بنیانی ماندگار و مقدس ببخشد.
اینها پیام های انقلاب ما است. نه فقط به آنان که گوش خود را آماده شنیدن نگهداشته اند، بلکه به همه آنان که می توانند حجاب های شنیدن را کنار زنند و به قضاوت عادلانه روی آورند....

والسلام

شصت و دومین دوره مجمع عمومی سازمان ملل متحد

متن کامل سخنرانی احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل متحد (۱۰)




متن کامل سخنرانی احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل متحددکتر محمود احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی ایران در شصت و دومین مجمع عمومی سازمان ملل متحد گفت: در میان همه سازمانهای ناکارآمد، متاسفانه شورای امنیت سازمان ملل در صدر قرار دارد.
رییس جمهوری اسلامی ایران بابیان اینکه موضوع هسته ای ایران خاتمه یافته و به یک امر عادی در آژانس بین المللی انرژی اتمی بدل شده است، تاکید کرد: ملت ایران برخلاف قدرتهای انحصار طلب آماده است دستاوردهای خود درزمینه دستیابی به فناوری صلح آمیز هسته ای را در اختیار دیگر کشورها قرار دهد.
محمود احمدی نژاد عصر امروز به وقت محلی در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد، با اشاره به رفتارهای ناشایست برخی قدرت ها در برخورد با ملت ایران در مساله هسته ای گفت: به کسانی که حدود پنج سال مزاحم ملت ایران شدند نصیحت می کنم که از تاریخ و اقدامات اخیرخود عبرت بگیرند و با دیگر اعضاء سازمانهای بین المللی چنین نکنند و آبروی سازمانهای جهانی را قربانی خواسته های خود نکنند زیرا امروز ملتها بیدارند و می ایستند.
رییس جمهوری اسلامی ایران در بخش دیگری از سخنان خود، برخی چالش های امروز جهان را برشمرد و با تاکید بر اینکه دوران مناسبات برخاسته از جنگ دوم جهانی و دوران اندیشه های مادی مبتنی بر خودخواهی و سیطره طلبی پایان یافته است، تصریح کرد: ملتها و دولت ها مجبور نیستند که تابع بی عدالتی برخی قدرتهایی باشند که شایستگی رهبری و تدبیر امور جهان را از دست داده اند.
احمدی نژاد با بیان اینکه بشر از یک گردنه سنگین تاریخی عبور کرده و دوران گرایش به توحید، پاکی، مهرورزی، احترام به دیگران، عدالت و صلح طلبی واقعی آغاز شده است، اظهارداشت: طبق وعده الهی حق پیروز است و زمین به انسانهای صالح به ارث خواهد رسید و آزادگان، مومنان و مردم جهان باید با خدمت به انسانها و عدالت خواهی، فرصت تحقق این وعده بزرگ الهی را فراهم کنند.
متن کامل سخنرانی رییس جمهوری اسلامی ایران به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و السلام و الصلوه علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و اصحابه المنتجبین
«اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه»

▪ رئیس محترم، هیات های محترم نمایندگی، خانمها و آقایان
از اینکه توانستم بار دیگر در این مجمع مهم جهانی شرکت کنم خوشحالم و خدای بزرگ را سپاسگزارم.
در فضای پر التهاب کنونی و غلبه فریادها، تهدیدها و تنش ها و در دورانی که تدابیر قدرتهای بزرگ از حل مشکلات ناتوان، عدم اعتماد در عرصه های منطقه ای و بین المللی روز افزون و امنیت روانی جوامع، تحت هجوم سنگین طراحی های تبلیغاتی و سیاسی مخدوش و ناامیدی از اثر بخشی سیاستها و اقدامات سازمانهای بین المللی در برقراری صلح و امنیت پایدار و صیانت از حقوق ملتها رو به گسترش است، قصد دارم به برخی چالش های مهم و اصلی امروز جهان و علل و ریشه های آن اشاره و راههای برون رفت از آنها را بررسی نمایم. از ضرورت اصلاح وضع موجود و چشم انداز امید بخش و روشن آینده، دوران تجلی همه زیبایی ها، عشق ها و کرامت ها، برپایی عدالت و شکوفایی همه استعدادهای الهی انسان و حاکمیت خداپرستی و تحقق وعده خداوند حکیم با شما سخن بگویم. سپس موضوع هسته ای ایران را به عنوان یک واقعیت و آزمایشگاه سنجش صداقت ها وکارآمدی ها و ایستادگی ها و پیروزی ها در معرض قضاوت شما قرار دهم و در پایان پیشنهادات خود را ارائه نمایم.

▪ دوستان و همکاران گرامی
می دانید که بشریت، امروز با چالش های مهم، متعدد و متنوعی مواجه است که به برخی از آنها اشاره می کنم؛
۱) تلاش سازمان یافته برای فروپاشی خانواده و کاهش منزلت زن
خانواده مقدس ترین و با ارزش ترین بنیاد انسانی است که به منزله کانون پاکترین عشق ها و محبت متقابل مادران، پدران و فرزندان و محیط امن برای تربیت نسلهای بشری و بستر شکوفایی عاطفه ها و استعدادها، همواره مورد احترام همه اقوام و ادیان و فرهنگها بوده است.
امروز شاهد یک هجمه سازمان یافته از ناحیه دشمنان انسانیت و چپاولگران اقتصادی برای فروپاشی این نهاد اصیل هستیم که با ترویج لا ابالی گری و خشونت و شکستن حریم های عفت و پاکدامنی در صدد انجام آن هستند.
وجود ارزشمند زن به عنوان مظهر جمال الهی و نقطه جوشش محبت، عاطفه و پاکی، دردهه های اخیر دستخوش سوء استفاده گسترده اصحاب قدرت، رسانه و ثروت شده است. در برخی از جوامع، این وجود عزیز را در حد ابزار تبلیغاتی ساقط کرده اند و همه پرده های عفت و حریم زیبائیها و پاکی ها را شکسته اند. این یک خیانت بزرگ به جامعه بشری و نسل های متوالی و ضربه ای جبران ناپذیر به پایه انسجام اجتماعی یعنی خانواده است.
۲) نقض گسترده حقوق بشر، توسعه تروریسم و اشغالگری
امروز متاسفانه حقوق بشر به طور وسیع توسط برخی قدرتها به ویژه از ناحیه مدعیان انحصاری آن مورد تعرض قرار می گیرد. برپایی زندانهای مخفی، ربایش افراد و محاکمه و مجازات مخفیانه و بدون رعایت معیارهای دادرسی، شنود گسترده مکالمات، بازگشایی نامه ها و احضارهای مکرر به مراکز پلیسی و امنیتی به امری عادی بدل شده است. با اعلام نظر دانشمندان و مورخان در موضوعات مهم جهانی مخالفت و آنان را محاکمه و زندانی می کنند.
به بهانه های گوناگون کشورها را اشغال و نا امنی و اختلاف ایجاد می کنند و همین ها را بهانه استمرار اشغالگری قرار می دهند. بیش از شصت سال سرزمین فلسطین به عنوان جبران خسارتی که در جنگ در سرزمین اروپا دیده اند در اشغال رژیم غیر قانونی صهیونیستی است، مردم آن آواره و یا تحت فشارهای سنگین نظامی و تحریم های اقتصادی و یا در زندانهای مخوفند. اشغالگران حمایت و تمجید می شوند و مردم مظلوم مورد هجوم سیاسی و نظامی و تبلیغاتی قرار می گیرند. به جرم آزادی خواهی آب و برق و دارو را بر مردم فلسطینی و در شهر و دیار خودشان می بندند و با دولت بر آمده از رای آنها مخالفت می کنند. جریانات تروریستی زیر سایه سیاستمداران و نظامیان قدرتهای بزرگ سازمان می یابند و به جان و مال ملتها تعرض می کنند. با اعلام قبلی، صهیونیست های بی فرهنگ، مردم را در خانه و شهرشان ترور می کنند و تروریست ها مدال صلح می گیرند و حمایت می شوند. از طرف دیگر عده ای از مردم یهودی را با تبلیغات دروغ و به بهانه رفاه و شغل و غذا از نقاط مختلف دنیا آواره و در سرزمین اشغالی فلسطینی اسکان می دهند و آنان را تحت سخت ترین محدودیت ها، فشار روانی و تهدید دائمی نگهمیدارند. از بازگشت آنان به وطن اصلی شان جلوگیری می کنند و با زور و تبلیغ آنان را وادار به کینه ورزی نسبت به مردم بومی فلسطین می کنند.
سرزمین عراق به بهانه اسقاط دیکتاتور و کشف سلاح کشتار جمعی اشغال می شود. دیکتاتور عراق که زمانی طولانی مورد حمایت همین اشغالگران بود می رود و سلاحی کشف نمی شود ولی اشغالگری به بهانه های گوناگون همچنان ادامه می یابد. هر روز مردم کشته، زخمی و آواره می شوند و اشغالگران نه تنها پاسخگو و شرمنده نیستند بلکه در گزارشی، ایجاد بازار فروش سلاح را به عنوان دستاورد لشگرکشی خود معرفی می کنند. حتی با قانون اساسی، مجلس و دولت برآمده از رای مردم عراق نیز مقابله و مخالفت می کنند و در عین حال شجاعت پذیرش و اعلام شکست قطعی خود و خروج از عراق را نیز ندارند.
متاسفانه شاهد این واقعیت تلخ هستیم که برخی قدرتها جز برای خود و حزب و گروهشان برای هیچ انسان و ملتی ارزش قائل نیستند. از نظر آنان حقوق بشر، برابر با درآمد ها و منافع کمپانیهای آنان و دوستانشان است. حقوق و حیثیت مردم امریکا نیز قربانی خود خواهیهای برخی قدرتمندان است.
۳) هجمه به فرهنگهای بومی و تحقیر ارزشهای ملی ملتها
فرهنگ، نماد هویت و رمز ماندگاری ملتها و اساس تعامل آنان با دیگران است. در یک حرکت سازمان یافته، فرهنگهای بومی که پیام آور یکتا پرستی، عشق و برادری اند مورد هجوم گسترده تخریبی قرار می گیرند، سنت ها و ارزشهای ملی تحقیر و خودباوری و شخصیت ملتها مورد توهین و تمسخر قرار می گیرد. هدف از این، ترویج روحیه تقلید، مصرف گرایی، دوری از خدا و ارزش های انسانی و شکستن مقاومت ملتها و چپاول منابع آنان توسط قدرتهای بزرگ است.
۴) گستره فقر، بی سوادی و محرومیت از بهداشت و فاصله فقیر و غنی در جهان
در حالی که بخش مهمی از منابع طبیعی در آسیا، افریقا و امریکای لاتین با تسلط سیاسی و اقتصادی برخی قدرتها به یغما می رود، وضعیت فقر و محرومیت بسیار هشدار دهنده است. به برخی آمارهای منتشره توسط سازمان ملل متحد توجه کنید.
- روزانه حدود ۸۰۰ میلیون نفر گرسنه سر بر بالین می گذارند و حدود ۹۸۰ میلیون نفر در فقر مطلقند. یعنی روزانه کمتر از یک دلار قدرت خرید دارند.
- مردم ۳۱ کشور یعنی ۹ درصد جمعیت جهان دارای طول عمر متوسط ۴۶ سال یعنی ۳۲ سال کمتر از متوسط کشورهای برخوردار هستند.
- نسبت برخورداری بین غنی و فقیر در برخی نقاط به ۴۰ برابر رسیده است.
- در بسیاری از کشورها، اکثریت مردم از آموزش و تعلیم و تربیت محرومند.
- در کشورهای در حال توسعه از هر یکصد هزار مادر در هنگام زایمان ۴۵۰ نفر می میرند. این نسبت در کشورهای برخوردار ۷ است و نسبت کودکانی که درهنگام تولد می میرند ۵۹ در برابر ۶ است.
- یک سوم مرگ و میر در جهان یعنی روزانه ۵۰ هزار نفر ناشی از عوامل مربوط به فقر است.
گمان می کنم همین تعداد عدد و رقم گویای واقعیت بسیار تاسف بار حاکم بر مناسبات اقتصادی در جهان است.
۵) نادیده گرفتن ارزشهای متعالی و ترویج فریب و دروغ
برخی قدرتها تمام ارزش های بشری نظیر صداقت، پاکی و امانتداری را برای پیشبرد اهداف خود قربانی می کنند. تردید و فریب کاری را در مناسبات بین دولتها و بین مردم رواج می دهند. آشکارا دروغ می گویند، تهمت می زنند، بر خلاف قانون عمل می کنند و فضای اعتماد و دوستی را به شدت تخریب می کنند. آنان رسما اخلاق و ارزش های متعالی را از مناسبات کنار گذاشته اند و خودخواهی،برتری جویی، کینه ورزی و تحمیل را جایگزین عدالت، احترام به دیگران، عشق، محبت و صداقت کرده اند. اینان همه خوبیها و زیبائیهای زندگی را فدای مطامع خود می کنند.
۶) نقض قوانین و حقوق بین الملل و نادیده گرفتن تعهدات
برخی از کسانی که خود واضع قوانین بین المللی هستند آشکارا و به راحتی آن را نقض و سیاست تبعیض آلود و دوگانه اعمال می کنند. قانون خلع سلاح اتمی را وضع می کنند ولی هر روز نسل های جدیدی از آن را آزمایش و انبارها را پر می کنند. منشور ملل متحد را تنظیم کرده اند ولی حق استقلال و حاکمیت بر سرنوشت ملت ها را محترم نمی شمارند. قراردادهای رسمی خود را به راحتی و با تغییر سیاست زیر پا می گذارند. به قوانین مربوط به حفظ محیط زیست تن نمی دهند. بیشترین تخلف از قوانین توسط چند قدرت جهانی انجام می شود.
۷) گسترش سایه تهدید و مسابقه تسلیحاتی
برخی قدرتها در مناسبات جهانی و هر کجا که منطق آنان در می ماند به راحتی از زبان تهدید استفاده می کنند. رقابت سنگین تسلیحاتی سایه تهدید را بر جهان می گستراند. مردم اروپا که قربانی دو جنگ بزرگ و چند جنگ دیگر خانمانسوز و چند دهه جنگ سرد در قرن گذشته بودند، امروز نیز زیر سایه تهدید زندگی می کنند و منافع، امنیت و سرزمین آنان در سایه مسابقه تحمیلی از سوی برخی قدرتها در خطر قرار می گیرد.
یک قدرت زورگو به خود حق می دهد که با استقرار سامانه موشکی، زندگی را به کام مردم یک قاره تلخ کند و زمینه ساز رقابت تسلیحاتی گردد.
برخی حاکمان به ظاهر قدرتمند که تصور می کنند وسیله اقتداری در اختیار دارند، بی صبرانه و در هر موضعی و هر زمانی از زبان تهدید استفاده می کنند و به این ترتیب سایه ناامنی را بر مردم، ملتها و مناطق می افکنند.
و بالاخره؛
۸) ناتوانی سازو کارهای بین المللی برای رفع این چالش ها و برپایی صلح و امنیت پایدار
آشکارا مشاهده می شود که سازمانها و سازوکارهای موجود فاقد ظرفیت و توانمندی لازم برای حل مشکلات، رفع چالش ها و تنظیم عادلانه مناسبات و برقراری صلح و برادری و امنیت هستند. کمتر دولت و ملتی است که برای احقاق حقوق و یا دفاع از استقلال،تمامیت ارضی و منافع ملی خود امیدی به این سازو کارها داشته باشد.

▪ دوستان و همکاران صمیمی
چالشها بیش از این است و می دانم اگر هریک از شما در این موضع سخن می گفتید موارد فراوان دیگری را ذکر می کردید، لیکن به همین بسنده می کنم.
اینک سئوال مهم و تعیین کننده این است که ریشه این چالش ها و نابسامانیها چیست و در کجاست؟
در یک ارزیابی علمی و دقیق ریشه این وضعیت در دو عامل اساسی خلاصه می شود.
بدون تردید عامل اول را باید در مناسبات برآمده از جنگ دوم جهانی جستجو کرد. آنجا که برخی قدرتهای پیروز، نقشه سلطه برجهان را ترسیم و سیاستهای خود را نه بر اساس عدالت بلکه بر اساس تضمین منافع پیروزمندان در برابر شکست خوردگان تنظیم کردند. از این رو سازوکارهای برآمده از این رویکردها و سیاست ها نیز ۶۰ سال است که از حل عادلانه مسائل جهانی عاجز است.
برخی قدرتهای بزرگ همچنان رفتار پیروزمندان در جنگ جهانی را دارند و سایر دولتها و ملتها، حتی آنان که در جنگ هیچ مشارکت و دخالتی نداشته اند را شکست خوردگان جنگ به حساب می آورند و از موضع ارباب و رعیتی، ملت ها را تحقیر و از آنان باج خواهی می کنند.
برای خودشان حقوق برتر قائلند و در برابر هیچ سازمان و مرجع بین المللی پاسخگو نیستند

▪ همکاران، جناب رئیس، خانم ها و آقایان
در میان همه سازمانهای ناکارآمد، متاسفانه شورای امنیت سازمان ملل در صدر قرار دارد.
شرایطی ایجاد کرده اند که برخی قدرتها با حق ویژه و انحصاری در شورای امنیت، چه شاکی باشند و چه متهم، همزمان دادستان، قاضی و مجری حکم هم هستند. بسیار طبیعی است که کشورها و ملت های مورد تعرض آنان امید نداشته باشند از طریق آن شورا حقوق خود را تادیه کنند.
بشریت شاهد بود که متاسفانه در تمام جنگهای طولانی نظیر جنگ کره و ویتنام، جنگ صهیونیستها علیه فلسطینیان و لبنان، جنگ صدام علیه ملت ایران و جنگهای نژادی در اروپا و آفریقا همواره برخی از قدرتهای عضو در شورای امنیت در یک طرف مخاصمه بوده اند و یا از یک طرف که غالباً متجاوز بوده است و یا از اصل مخاصمه حمایت کرده اند.
عراق را ببینید، ابتدا سرزمین را اشغال و سپس از شورای امنیت تقاضای مجوز کردند. شورایی که همین اشغالگران با حق وتو در آن حضور دارند.
مردم عراق باید از چه کسی و به کجا شکایت کنند و امید احقاق حق خود را داشته باشند؟
در لبنان دیدیم که برخی قدرتها مدت سی و سه روز شورای امنیت را، به امید غلبه رژیم صهیونیستی، از تصمیم گیری بازداشتند و زمانی که از پیروزی آن رژیم اشغالگر مایوس شدند اجازه دادند قطعنامه آتش بس صادرشود. در حالی که وظیفه اصلی شورای امنیت جلوگیری از گسترش نزاع، برقراری آتش بس و متعاقب آن صلح و امنیت است. مردم لبنان باید به چه کسی و کدام سازمانی شکایت کنند؟

▪ عالیجنابان، خانم ها و آقایان
حضور برخی قدرتهای انحصار طلب، شورا را از انجام وظایف اصلی خود یعنی پاسداری از صلح و امنیت بر پایه عدالت بازداشته است. اعتبار شورا مخدوش و کارآیی آن در دفاع از حقوق اعضای سازمان ملل از بین رفته است. بسیاری از ملتها اعتماد خود را به این شورا از دست داده اند.
برخی دیگر از ساز و کارها مثل ساز و کارهای پولی و بانکی نیز وضعیت مشابهی داشته و به ابزار تحمیل خواسته برخی قدرتها تبدیل شده اند.
روشن است که این ساز و کارها توان پاسخگویی به نیازهای امروز و حل چالش ها و برقراری مناسبات عادلانه و پایدار را ندارند.

▪ همکاران عزیز
باز بدون تردید عامل دوم و مهمتر، روی گردانی برخی از قدرتهای بزرگ از اخلاق، ارزش های الهی و آئین پیامبران و نادیده گرفتن دستورات خدای حکیم و همچنین حاکمیت انسانهای ناصالح است. افراد ناصالحی که نمی توانند خود را اداره و کنترل کنند چگونه می توانند بر بشریت حکومت و امور انسانها را اصلاح کنند؟
متاسفانه آنان خود را به جای خدا قرار داده اند! تابع هوس های خود هستند و همه چیز را برای خودشان می خواهند. برای آنان کرامت انسانی، جان و مال و سرزمین دیگران اعتباری ندارد.
قرنهاست بشر زخم عمیق برخی قدرتهای ناصالح را بر تن خسته خود دارد و هم امروز نیز ریشه اصلی مشکلات جهان، بی اعتنایی به ارزش ها و اخلاق و مدیریت انسانهای خود خواه و ناشایسته است.

▪ دوستان، خانمها، آقایان
تنها راه اصلاح پایدار، بازگشت به تعلیمات انبیای الهی، یکتا پرستی، احترام به کرامت انسانها و جاری شدن عشق و محبت در همه تعاملات، مناسبات و قوانین و سپس اصلاح ساختارها بر همین اساس است.
برای تحقق این هدف از همگان دعوت می کنم تا جبهه برادری، دوستی و صلح پایدار برپایه خداپرستی و عدالت را تحت عنوان ((همبستگی برای صلح))تشکیل دهیم و ازتجاوزها و خودخواهی ها جلوگیری و فرهنگ محبت و عدالت را ترویج کنیم و اعلام می کنم که جمهوری اسلامی ایران با کمک همه دولتها و ملتهای مستقل، صلح طلب و عدالت خواه در این مسیر حرکت خواهد کرد.
خدا پرستی، عدالت و عشق به انسانها باید بر همه ارکان سازمان ملل حاکم شود و این سازمان باید مرجع عدالت محوری باشد که هر عضو آن از حمایت های معنوی و حقوقی برابر با دیگران برخوردار باشد.
مجمع عمومی به نمایندگی از جامعه بین المللی باید به عنوان اصلی ترین رکن این سازمان شناخته شود تا به دور از فشارها و تهدیدهای قدرتهای بزرگ نسبت به اصلاح ساختارهای سازمان ملل اقدام کند و به ویژه شورای امنیت را از وضعیت موجود تغییر دهد و ساختار جدیدی مبتنی بر عدالت و دموکراسی برای آن تعریف نماید تا بتواند پاسخگوی نیازهای موجود و حل چالش ها و برقراری ثبات و امنیت پایدار باشد.

▪ جناب رئیس، عالیجنابان
موضوع هسته ای ایران یک نمونه آشکار از عملکرد این سازو کارها و اندیشه حاکم بر آنان است.
همه میدانید، ایران عضو رسمی آژانس و پایبند به قوانین و مقررات آن است و بیشترین همکاری را در تمام زمینه ها داشته است. همه فعالیت های ایران صلح آمیز و کاملاً شفاف بوده است.
طبق اساسنامه هر عضو آژانس حقوق و تکالیفی دارد. مکلف است در مسیر صلح آمیز حرکت و تحت نظر آژانس به دیگر اعضاء برای بهره مندی از چرخه تولید سوخت یاری کند و حق دارد که از حمایت آژانس برخوردار باشد و طبق قوانین با کمک سایر اعضاء و آژانس چرخه تولید سوخت را دراختیار بگیرد.
ایران تاکنون همه تکالیف خود را بجا آورده است ولی از حق کمک های فنی سایرین و آژانس و در مقاطعی از حمایت آژانس نیز بی بهره بوده است.
حدود پنج سال برخی از همان قدرتهایی که ذکر کردم با فشار سنگین بر آژانس بین المللی انرژی هسته ای تلاش کردند از بهره مندی ملت ایران از حقوق خود جلوگیری کنند.
موضوع هسته ای را از مسیر قانونی خارج و بافضاسازی سیاسی از همه توان خود برای تحمیل خواستهایشان بهره بردند. دولت ایران برای اعتماد سازی، تمام راه ها را طی کرد ولی آنان به چیزی جز توقف کامل همه تحقیقات و فعالیت ها و حتی رشته های دانشگاهی و محروم کردن ملت ایران از همه حقوق خود قانع نبودند تا جایی که حتی مراکزی که جزء چرخه تولید سوخت و نیازمند نظارت آژانس نبود نیز تعطیل شد. پس از سه سال مذاکره و تلاش برای اعتماد سازی، ملت ایران به این باور قطعی رسید که دغدغه این قدرتها انحراف احتمالی فعالیت های هسته ای ایران نیست بلکه این بهانه ای برای جلوگیری از پیشرفت علمی او است و اگر روند ادامه یابد تا ۲۰ سال بعد هم احتمال برخورداری از حقوقش وجود ندارد. بهمین دلیل تصمیم گرفت کار را از همان مسیر درست حقوقی یعنی آژانس دنبال کند و تحمیل های سیاسی و غیرقانونی قدرتهای زیاده خواه را کنار بگذارد.
در مدت دو سال اخیر بارها و بارها ملت ایران به واسطه سوء استفاده قدرت ها از شورای امنیت مورد اتهام و حتی تهدید نظامی و تحریم های غیرقانونی قرار گرفت ولی به لطف ایمان به خدا و وحدت ملی، گام به گام جلو رفت و اینک کشور ایران به عنوان دارنده چرخه تولید صنعتی سوخت هسته ای با کاربرد صلح آمیز شناخته شده است. متاسفانه شورای امنیت در این موضوع بسیار روشن حقوقی تحت تاثیر فشار برخی قدرتهای زورگو نتوانست عدالت را برپا دارد و از حقوق ملت ایران پاسداری کند.
خوشبختانه اخیراً آژانس مجدداً در صدد بازیابی نقش قانونی خود یعنی حمایت از حقوق اعضاء در کنار نظارت بر فعالیتها برآمده است. ما این را رویکرد درست و عملکرد صحیح این سازمان ارزیابی می کنیم. قبلاً، به طور غیر قانونی اصرار بر سیاسی کردن موضوع هسته ای ملت ایران داشتند ولی امروز به لطف ایستادگی ملت ایران، کار به آژانس برگشته است و من رسماً اعلام می کنم که از نظر ما موضوع هسته ای ایران خاتمه یافته و به یک امر عادی در آژانس بدل شده است. امروز سوالهای مهم و فراوانی درباره فعالیت های هسته ای برخی از همین قدرتها در آژانس مطرح است که باید بررسی شود. البته ملت ایران همواره آماده گفتگوی سازنده با همگان بوده و خواهد بود.
می خواهم از همه دولتها و ملتهایی که در این دوره سخت، ازحقوق قانونی ملت و سرزمین من حمایت کردند و از کشورهای عضو جنبش عدم تعهد و دیگر دوستان در شورای امنیت و شورای حکام و از کارشناسان قانونمدار و متعهد آژانس و از مدیرکل آن به خاطر ایستادگی بر قانون تشکر کنم و اعلام کنم که برخلاف قدرتهای انحصار طلب، ملت ایران آماده است طبق تکالیف اساسنامه آژانس و زیر نظر این سازمان تجربیات خود را در قالب برنامه آموزشی در اختیار دیگر اعضا قرار دهد.
اینک خطاب به کسانی که حدود پنج سال مزاحم ملت ایران شدند، به مردم با فرهنگ و تمدن ساز سرزمینم توهین کردند و اتهام ها زدند، نصیحت می کنم که؛ از تاریخ و ازاقدامات اخیرخود عبرت بگیرند. با ملت بزرگ ایران بسیار بدرفتاری کردند ولی توجه کنند که با دیگر اعضاء سازمانهای بین المللی چنین نکنند. آبروی سازمانهای جهانی را قربانی خواسته های خود نکنند. امروز ملتها بیدارند و می ایستند. شما خودتان را اصلاح کنید دنیا اصلاح می شود.
ملتها خوبند و می توانند با هم در صلح و صفا زندگی کنند. آنها بکوشند به ملت های خودشان خدمت کنند، دیگران نیازی به آنها ندارند.
آیا وقت آن نرسیده است که آنها از مسیر خودخواهی و تبعیت از شیطان به مسیر خداپرستی برگردند؟!
آیا دوست ندارند که از آلودگی ها پاک شوند، تسلیم امر خدا شوند و به او ایمان بیاورند؟
ایمان به خدا یعنی ایمان به صداقت، پاکی، عدالت و عشق به دیگران!
آنان بدانند که از پاکی، صداقت، عدالت، دوست داشتن و احترام به کرامت انسانها ضرر نمی کنند و مطمئن باشند در نزد ملتها این ارزش ها زیباتر و پسندیده تر است.
این دعوت همه پیامبران الهی از حضرت آدم تا نوح و ابراهیم، موسی کلیم الله، عیسی روح الله و حضرت محمد رسول الله(ص) است.
اگر دعوت را اجابت کنند نجات می یابند و اگر اجابت نکنند به سرنوشت گذشتگان دچار می شوند.
قرآن کریم می فرماید:
«و هرکس دعوت حق را اجابت نکند خدا را در زمین ناتوان نمی کند و برای او یاورانی جز خدا نخواهد بود و او در گمراهی آشکار است.» سوره احقاف آیه ۳۲
آنان هیچ چیز از خود ندارند و نمی توانند از سیطره حکومت و اراده خدا فرار کنند.
در این اجتماع مهم باید این سخن خدای بزرگ در قرآن کریم را به آنان یادآور شد که:
«آیا به قدرتها و دولتهای قبل از خود نمی نگرند. اگر گذشتگان صاحب چیزی بودند، آنرا نگه می داشتند و اجازه نمی دادند شما جایگزین آنان شوید. خدا به واسطه گناهانشان آنانرا نابود کرد و کسی در برابر خدا از آنان حفاظت نکرد.»
آنان بدانند راه و رسم و اندیشه مبتنی بر بی عدالتی و ظلم از بین خواهد رفت. آیا نشانه های بیداری و مقاومت مبتنی بر خداپرستی، انسان دوستی و عدالت طلبی ملتها را نمی بینند. آیا متوجه نیستند که غروب امپراتوری ها نزدیک است.
امیدوارم این دعوت پاسخ عملی داشته باشد.

▪ عالیجنابان
ملتها و دولت ها مجبور نیستند که تابع بی عدالتی برخی قدرتها باشند. آنان به دلایلی که ذکر شد شایستگی رهبری و تدبیر امور جهان را از دست داده اند.
من رسما اعلام می کنم که؛ دوران مناسبات برخاسته از جنگ دوم جهانی و دوران اندیشه های مادی مبتنی بر خودخواهی و سیطره طلبی پایان یافته است.
بشر از یک گردنه سنگین تاریخی عبور کرده است و دوران گرایش به توحید، پاکی، مهرورزی، احترام به دیگران، عدالت و صلح طلبی واقعی آغاز شده است.
وعده الهی است که حق پیروز است و زمین به انسانهای صالح به ارث خواهد رسید.
ای آزادگان، مومنان و مردم جهان به خدا امیدوار باشید و ای تشنگان ارزشهای متعالی در هر کجا که هستید بکوشید تا با خدمت به انسانها و عدالت خواهی، فرصت تحقق این وعده بزرگ الهی را فراهم کنید.
دوران تاریکی ها پایان می پذیرد، اسیران به خانه های خود برمی گردند، سرزمینهای اشغالی آزاد می گردد، فلسطین و عراق از سلطه اشغالگران آزاد می شود و مردم اروپا و امریکا از فشار صهیونیستها رهایی خواهند یافت. دولتهای مهربان و دوستدار انسانها جایگزین دولتهای خشن و زورگو خواهند شد. کرامت انسانی اعاده می گردد. عطر دل انگیز عدالت منتشر خواهد شد و مردم با محبت و برادری در کنار یکدیگر زندگی خواهند کرد.
تلاش در این راه و برای حاکمیت انسانهای صالح و انسان صالح کامل، آخرین برگزیده خدا و موعود امم، در حقیقت مرهم نهایی زخمها و حلال همه مشکلات و بر پا کننده عشق، زیبایی، عدالت و حیات سعادتمند در همه دنیاست. همین اعتقاد و تلاش، رمز وحدت و تعامل سازنده بین ملتها و دولتها و آحاد جامعه بشری و همه عدالتخواهان واقعی است.
بدون تردید موعود امم و مصلح کل و نجات بخش نهایی و آخرین پیک آسمانی می آید و همراه همه خداپرستان، عدالت طلبان و مهرورزان، آینده درخشان را بر پا و جهان را پر از عدل و زیبایی خواهد کرد. این وعده خداست و وعده خدا تخلف نمی پذیرد.
بیائید ما هم سهمی در تحقق این همه شکوه و زیبایی داشته باشیم.
به امید آینده روشن بشری و طلوع صبح رهایی و آزادی همه انسان ها و محو مظاهر ظلم، نفرت و خشونت و حاکمیت کامل عشق و محبت در سراسر جهان.
آینده ای که آن را نزدیک می بینم.

روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل چه می گوید؟ (۶)

از میان هفت رئیس جمهوری که انقلاب اسلامی ایران پس از پیروزی بر رژیم طاغوت به خود دیده است تاکنون، حضرت آیت الله خامنه ای (مهرماه سال ۶۶ و در زمان ریاست جمهوری)، حجت الاسلام سید محمد خاتمی، محمود احمدی نژاد و حجت الاسلام حسن روحانی در جلسات مجمع عمومی سازمان ملل حضور پیدا کرده و به سخنرانی و دفاع از مواضع جمهوری اسلامی ایران پرداخته اند.
به گزارش «تابناک»، شهید رجایی نیز نخستین مقام بلندپایه ای بود که پس از انقلاب و در سال ۱۳۵۹ به نمایندگی از جمهوری اسلامی ایران به نیویورک ـ محل استقرار سازمان ملل ـ رفت و در جلسه شورای امنیت سخنرانی کرد.
همچنین آیت الله هاشمی رفسنجانی به عنوان چهارمین رئیس جمهوری اسلامی ایران در دوره هشت ساله ریاست جمهوری اش هیچ گاه برای سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک نرفت، به همین دلیل، ایران در این سال ها تنها در سطح وزیر امور خارجه در مجمع عمومی سازمان ملل شرکت کرد.
در این دوره ها مسائل متعددی از سوی روسای جمهور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل مطرح و پیگیری شد که از جمله آن می توان به انتقاد حضرت آیت الله خامنه ای در چهل و دومین مجمع عمومی سازمان ملل نسبت به تبعیض درباره عضویت دائم چند کشور خاص در شورای امنیت و حق وتو آنها اشاره کرد؛ موضوعی که همواره یکی از انتقادات جدی جمهوری اسلامی ایران نسبت به ساز و کارها و سیستم سازمان ملل متحد مطرح بوده است.
یکی از موضوعات و طرح های دیگری که از سوی روسای جمهور ادوار ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد مطرح شده، «گفت و گوی تمدن ها»ست که سال ۱۳۷۷ از سوی سید محمد خاتمی مطرح شد تا جایی که سال ۲۰۰۱ در تقویم سازمان ملل با همین موضوع، نامگذاری شد. از سوی دیگر محمود احمدی نژاد اولین رئیس جمهور ی اسلامی ایران بود که در هشت سال حضورش در مسند قدرت، همواره در ماه سپتامبر (اواخر شهریور و اوایل مهر) برای سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک سفر کرد.
احمدی نژاد به عنوان رکورددار سفر به نیویورک و حضور در سازمان ملل در بین روسای جمهور ایران، طی سخنرانی های خود از شصت تا شصت و هشتمین اجلاس مجمع عمومی موضوعاتی نظیر "خلع سلاح، مبارزه با تروریسم و مساله فلسطین، اصول هسته ای ایران"، "حقوق و ارزش زن و انتقاد از قوانین سازمان ملل"، "انتقاد از عملکرد آمریکا در عراق"، "پیشنهاد تاسیس جبهه همبستگی برای صلح"، "انتقاد از عملکرد آژانس بین المللی انرژی اتمی"، "انتقاد از سازمان ملل و رویه حاکم بر مناسبات بین المللی"، "ابراز نگرانی نسبت به از بین رفتن فرهنگ بومی در جهان"، "کالبدشکافی ۱۱ سپتامبر و پیشنهاد مناظره با مسئولان آمریکایی در سازمان ملل متحد"، " پیشنهاد سال بعد سال انرژی هسته ای برای همه و بمب هسته ای برای هیچ کس"، "نامگذاری یک دهه، به نام دهه مدیریت مشترک جهانی"، "آسیب شناسی مشکلات جهانی و طرح شعار معروف «زنده باد بهار!»" را مطرح کرد.
هفتمین رئیس جمهور ایران (حسن روحانی) مهرماه سال ۱۳۹۲ در فاصله چند ماه پس از برگزاری مراسم تنفیذ و تحلیف ریاست جمهوری اش، قدم به نیویورک گذاشت تا در مجمع عمومی سازمان ملل به سخنرانی بپردازد؛ او در اولین حضورش در مجمع عمومی سازمان ملل طرح "جهان عاری از خشونت" را ارائه کرد که اتفاقا به تصویب شورای امنیت سازمان ملل متحد هم رسید و با اقبال کشورهای دنیا مواجه شد. البته سفر روحانی به نیویورک با یک اتفاق غیرمنتظره دیگر هم مواجه شد؛ جایی که وی در مسیر برگشت و در راه فرودگاه با "باراک اوباما" رئیس جمهور آمریکا تلفنی گفت و گو کرد.
" انتقاد از اشتباهات غرب در تبدیل خاورمیانه به بهشت تروریست ها"، "آمادگی ایران برای مشارکت راهبردی و سازنده با همسایگان و انتقاد از مساله ایران هراسی"، "تاکید بر اینکه مذاکره تنها راه حل موضوع هسته ای ایران است"، "انتقاد از تحریم های ظالمانه غرب علیه ملت ایران"، " انتقاد شدید از سعودی ها به واسطه حادثه منا و تاکید بر پیگیری این موضوع از سوی عربستان و ارائه پاسخ به جمهوری اسلامی ایران و دیگر کشورهای مسلمان"، "تاکید بر اجرای تعهدات منعقد شده در برجام از سوی طرف های مقابل" و"تاکید بر موضوع خلع سلاح طبق معاهده NPT" هم از موضوعاتی بوده که حسن روحانی در سفرهای اخیر خود به نیویورک و سخنرانی هایش در مجمع عمومی سازمان ملل به آن اشاره کرده است.
اما تا کمتر از یک هفته دیگر "حسن روحانی" در آخرین حضورش در دوره چهار ساله ریاست جمهوری اش پس از پایان سفرش دوره ای به برخی کشورهای آمریکای جنوبی، به نیویورک سفر می کند تا در هفتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل کند. دوره ای که آبستن اتفاقات زیادی خواهد بود، زیرا "باراک اوباما" رئیس جمهور آمریکا، برای آخرین بار در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی خواهد کرد. همچنین "بان کی مون" که در پایان سال ۲۰۱۶ پس از ۱۰ سال سمتش را به عنوان دبیرکل سازمان ملل ترک می کند، برای آخرین بار در جلسه مجمع عمومی حاضر خواهد بود.
از سوی دیگر، مقامات برخی کشورها نظیر، "ترزا می" نخست وزیر انگلیس، "جاستین ترودو" نخست وزیر کانادا و "میشل تمر" رئیس جمهور جدید برزیل که به تازگی جانشین "دیلما روسفی" شده که از سمتش خلع شده است، برای نخستین بار است در جلسه مجمع عمومی سازمان ملل حاضر خواهند شد و به سخنرانی می پردازند.
گفته می شود، "حجت الاسلام حسن روحانی" رئیس جمهور کشورمان روز پنجشنبه در جلسه مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی خواهد کرد. خبرگزاری فرانسه در همین خصوص نوشته که "محمود عباس" و "بنیامین نتانیاهو" هم روز پنجشنبه به فاصله چند ساعت از سخنان "دکتر روحانی" سخنرانی خواهند کرد که اتفاقی کم سابقه است.
البته برخی رسانه های خارجی جدای از اخباری که درباره جزئیات برگزاری جلسه مجمع عمومی سازمان ملل منتشر می کنند، در حال دامن زدن به مسائلی هم هستند که مقامات ایرانی را با چالش هایی در خصوص شرایط داخلی و همچنین جهت گیری های بین المللی مواجه کنند. طرح موضوعاتی نظیر "حقوق بشر" یکی از مسائلی است که تحلیل ها و گزارش های زیادی از سوی برخی رسانه های خارجی درباره آن منتشر شده و حتی بعضا این مساله را به عنوان یکی از سوالاتی مطرح کرده اند که باید از رئیس جمهور و وزیر امور خارجه کشورمان در جریان سفر به نیویورک پرسیده شود؛ موضوعی که با موضع قاطع و پاسخ متقن کشورمان مواجه شده و مسئولان قضایی و دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی برای انجام گفت و گو با طرف های اروپایی در این زمینه اعلام آمادگی کرده اند.
عدم موفقیت در جذب سرمایه گذاران خارجی پس از برجام به دلیل شرایط داخلی و تاثیر این موضوع بر ادامه رکود در کشور، اقدامات نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران از جمله سپاه پاسداران در انجام وظایف مستشاری نظامی برای مقابله با تروریست ها در منطقه، همکاری نظامی با روسیه برای هدف قرار دادن مواضع تروریست های تکفیری از جمله داعش، جوسازی های نیروهای آمریکایی مستقر در خلیج فارس با عناوینی نظیر آنچه آنها با عنوان "اقدامات غیر حرفه ای و غیر ایمن!" از آن یاد می کنند، انتشار فایل صوتی آیت الله منتظری و... از مهمترین موضوعاتی است که در تحلیل های بیشتر رسانه های غربی به آن اشاره شده تا در جریان سفر هیات ایرانی به نیویورک و حضور در مجمع عمومی سازمان ملل از مقامات کشورمان پرسیده شود.
اما آنچه به نظر می رسد، این است که پاسخ های قاطعی از سوی رئیس جمهور و وزیر امور خارجه در پاسخ به اینگونه سوالات در صورت مطرح شدن ارائه خواهد شد، چرا که در موضوع برجام قطعا یکی از عوامل اصلی که اتفاقا مورد انتقاد شدید جمهوری اسلامی ایران نیز هست، بحث عدم انجام دقیق و کامل تعهدات از سوی طرف های مقابل به ویژه آمریکایی هاست تا جایی که درباره این کارشکنی ها و بد عهدی ها، بارها و بارها از سوی مسئولان اجرایی برجام به طرف مقابل تذکر داده شده است.
در ارتباط با مساله تروریست ها، طبیعتا بر کسی پوشیده نیست که آنها دست پرورده غربی ها هستند و سلاح هایی دارند که تولید همین کشورهایی است که امروز ائتلاف بین المللی برای نابودی تروریست ها تشکیل داده اند. در این رابطه، شاید یکی از درست ترین سخنان را "محمد جواد ظریف" وزیر امور خارجه کشورمان مطرح کرده است، جایی که او در «موسسه بین المللی مطالعات صلح» در استکهلم، با اشاره به «داعش» می گوید: «گاهی سوال می کنم چه طور می شود افرادی که سرِ انسان های بی گناهی را در سوریه و عراق از تن جدا می کنند، انگلیسی و فرانسه را مثل زبان مادری‎شان حرف می زنند؟ آیا آن ها محصول دیکتاتوری در منطقه ما هستند و یا محصولِ به اصطلاح دموکراسی های لیبرال اند؟» این پاسخ ظریف هم به موضوع ایجاد تروریسم در خاورمیانه توسط غرب اشاره دارد و هم اشکالات حقوق بشر غربی را به صورت واضح هدف قرار داده است.
طبیعتا وقتی غرب جنگ نیابتی را با تجهیز گروه های تروریستی در منطقه آغاز کرده است، جمهوری اسلامی ایران در وهله اول برای دفاع از مسلمانان مظلوم که جزو ایده ها و استراتژی های اصلی و اساسی انقلاب اسلامی است، اقدام به اعزام مستشاران نظامی به برخی کشورهای مسلمان منطقه کرده است و در ثانی این ارائه این مشورت ها و انتقال تجربیات نظامی به کشورهای همسایه برای برخورد قاطع با تروریست های تکفیری راهکاری است که علاوه بر نابودی آنها به تامین امنیت مرزهای جغرافیایی کشورمان نیز می انجامد.
در ارتباط با مساله فایل صوتی آیت الله منتظری هم قطعا هر کسی در هر کجای دنیا می داند تنها جرمی که در همه جای دنیا مجازاتی جز اعدام برای آن در نظر گرفته نمی شود، همکاری با دشمنی است که در حال جنگ با یک کشور است. هرچند گروهک منافقین در مقابله با هم وطنان خود و خاک میهنشان دست به سلاح بردند و ضمن همکاری با دشمن بعثی چندین عملیات نظامی علیه کشور در شرایط جنگی ترتیب دادند، از طریق جاسوسی برای دشمن اطلاعات کشور در اختیار دشمن قرار می دادند و به وسیله ترور جان هزاران تن از مردم بی گناه هموطن شان را گرفتند و آنها را به شهادت رساندند، اما امام خمینی(ره) در همان سال ها به اذعان مقامات وقت و اسناد موجود چندین بار کمیته عفو به ریاست آیت الله منتظری تشکیل دادند و ضمن بررسی شرایط زندان ها، افراد زیادی (هزاران نفر) را عفو کردند.
انتظار می رود رئیس جمهوری اسلامی ایران همچنین در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل همچون سخنانش در اجلاس عدم تعهد به نقش قدرت های دنیا در جلوگیری از پیشرفت و ایجاد بحران در کشورهای در حال توسعه نیز اشاره و از طرفی هم با برشماری اقدامات جمهوری اسلامی در اجرای دقیق برجام ضمن گلایه از عدم پایبندی طرف های مقابل به برخی تعهدات شان افکار عمومی دنیا را به سمت ایجاد فشار بر کشورهای ۱+۵ به منظور اجرای دقیق مفاد برجام بسیج کند. اشاره به مناقشه های خاورمیانه نظیر تحرکات تروریست ها در سوریه و جنگ در یمن، از دیگر موضوعاتی است که به نظر می رسد "روحانی" در جریان سخنرانی خود به آنها اشاره خواهد کرد؛ طرح این مساله که بهبود شرایط این کشورها به جز راه حل سیاسی، هیچ راه حل دیگری ندارد، از موضوعات محتمل در سخنرانی رئیس جمهوری اسلامی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل خواهد بود.
به گزارش «تابناک»؛ مجمع عمومی سازمان ملل متحد رکن اصلی، جهانی و مشورتی سازمان ملل متحد است. هر ۱۹۳عضو سازمان ملل در جلسه مجمع شرکت دارند. مجمع عمومی به طور منظم دوره های اجلاسیه سالیانه خود را از سپتامبر تا دسامبر یا ژانویه تشکیل می دهد و در موارد استثنایی به درخواست شورای امنیت و یا به درخواست یک عضو که مورد موافقت اکثریت اعضا باشد دوره های اجلاسیه فوق العاده خواهد داشت.

متن و حاشیه مسافران نیویورک / روسای جمهور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل چه گفتند؟ (۷)



اجلاسی که اگرچه سه رییس جمهور پیش از احمدی نژاد تنها سه بار در آن شرکت کرده اند اما احمدی نژاد به تنهایی ۸ بار در آن حاضر شده است و حالا روحانی برای سومین بار قصد شرکت در آن را دارد. این البته نخستین حضور روحانی در این اجلاس بعد از توافق و حل پرونده هسته ای ایران است. حضور روسای جمهور ایران در این سالها در نیویورک اما در کنار متن اصلی با حاشیه هایی نیز همراه بوده است.

شهید رجایی و نمایش آثار شکنجه دوران شاهنشاهی

شهید رجایی اولین مقام بلندپایه ایرانی بود که بعد از انقلاب اسلامی (۲۴مهرماه ۱۳۵۹) به سازمان ملل رفت. او البته نه برای شرکت در مجمع عمومی که برای شرکت در جلسه شورای امنیت سازمان ملل به نیویورک سفر کرد. شهید رجایی در آن سال در راس هیئتی ۱۱ نفره به نیویورک رفت و طی سخنانی حمایت همه جانبه غرب از عراق را با ارائه مستنداتی به باد اننقاد گرفت. رجایی در سخنان خود در شورای امنیت گفت: «حضور ما در این شورا صرفا به دلیل رساندن ندای مظلومیت ملت مسلمان و به پاخاسته ایران به گوش مردم سراسر جهان و هشدار به آنها از بابت خطر سرکوب انقلاب و بازتاب آن بر مبارزات کلیه خلق های دربند است.» او همچنین با اشاره به وقوع جنگ میان ایران و عراق و حمایت غرب و شرق از عراق گفت: «در این جنگ تحمیلی، ایمان اسلامی و انقلابی مردم برنده واقعی و اصلی خواهد بود، نه آواکس های آمریکایی و نه توپولوف های روسی.» ریشه یابی جنگ هم محور دیگر سخنان رجایی بود. او گفت: این جنگ نه به خاطر «اصلاح مرز» که برای «نابودی انقلاب اسلامی» بوده است. اما از حاشیه های این سفر این بود که شهید رجایی برای اثبات رفتار ظالمانه غرب از نظام شاهنشاهی ایران در جمع خبرنگاران، پاهایش را نشان داد تا آثار شکنجه را به آنها نشان دهد.

آیت الله خامنه ای اولین رییس جمهور ایرانی شرکت کننده در مجمع عمومی

هفت سال بعد (مهرماه سال ۶۶) از این ماجرا اما آیت الله خامنه ای اولین رییس جمهور ایران بود که برای نخستین بار پس از انقلاب اسلامی، برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل عازم نیویورک شد. طبیعی بود که بخشی از سخنان آیت الله خامنه ای در مجمع عمومی در شرایطی که ۷ سال از شروع جنگ تحمیلی می گذشت تحت تاثیر این موضوع و انتقاد از حامیان عراق در این جنگ باشد. آیت الله خامنه ای در سخنرانی خود، صدام را به هیتلر تشبیه کرده و خواستار استفاده از تجربه دادگاه نورنبرگ و طرح تنبیه عراق به عنوان متجاوز به منظور تضمین امنیت منطقه شدند. آیت الله خامنه ای در چهل و دومین مجمع عمومی علاوه بر این از دو تبعیض در تشکیلات سازمان ملل یعنی عضویت دائم چند کشور خاص در شورای امنیت و حق وتو نیز انتقاد کردند.

رییس جمهوری که هرگز در مجمع عمومی سازمان ملل حاضر نشد

حضور روسای جمهور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل اما از سال ۶۶ با وقفه ای طولانی مواجه شد. آیت الله هاشمی به عنوان رییس جمهور ایران در دوره هشت ساله ریاست جمهوری خود ترجیح داد که هرگز برای سخنرانی در مجمع عمومی حاضر نشود. به همین دلیل ایران در این سال ها تنها در سطح وزیر امور خارجه در مجمع عمومی شرکت کرد.

سیدمحمد خاتمی و طرح گفت و گوی تمدن ها

تابستان سال ۱۹۹۳ وقتی که ساموئل هانتینگتون نظریه برخورد تمدن ها را مطرح کرد شاید هرگز گمان نمی کرد که حدود ۵ سال بعد، رییس جمهور یک کشور با طرح "گفتگوی تمدن ها" از تریبون سازمان ملل نظریه او را به چالش بکشد. شهریور سال ۷۷ محمد خاتمی با طرح گفتگوی تمدن ها در سخنرانی خود موجب نامگذاری سال ۲۰۰۱ به همین نام در تقویم سازمان ملل شد؛ از حاشیه های جالب این سفر آن بود که برای نخستین بار رییس جمهور آمریکا هنگام سخنرانی رییس جمهور ایران سالن را ترک نکرد تا کلینتون شنونده سخنان خاتمی باشد. از سوی دیگر اما امتناع خاتمی از روبه رو شدن و ملاقات با بیل کلینتون رییس جمهور وقت آمریکا از حاشیه های دیگر سفر رییس دولت هفتم به نیویورک بود که رسانه های خارجی مانور زیادی روی آن دادند. خاتمی در سال ۸۰ نیز برای مرتبه دوم به نیویورک سفر کرد و در خلال سخنانی که در مجمع عمومی سازمان ملل ایراد کرد از نظریه گفتگوی تمدن های خود دفاع کرد.

محمود احمدی نژاد؛ هشت سال حضور در مجمع عمومی

اما وقفه های مکرر در حضور روسای جمهور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل، در زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد جبران شد. او رکوردار سفر به نیویورک است و در دوران ریاست جمهوری اش هر سال در مجمع عمومی سازمان ملل حاضر شد. احمدی نژاد در سفر اولش موضوع خلع سلاح، مبارزه با تروریسم و مساله فلسطین را مطرح کرد و در ادامه اصول هسته ای ایران را مطرح کرد. در سفر دوم حقوق و ارزش زن و انتقاد از قوانین سازمان ملل مورد نظر رئیس جمهور وقت ایران بود، اما احمدی نژاد از عملکرد آمریکا در عراق هم انتقاد کرد، پیشنهاد تاسیس جبهه همبستگی برای صلح را داد و در قالب مساله هسته ای از عملکرد آژانس بین المللی انرژی اتمی هم انتقاد کرد. در سفر سوم احمدی نژاد ترجیح داد سخنانش رویکردی دینی و اخلاقی به خود بگیرد؛ آنجا که او چالش های مهم بشریت را برشمرد و بعد از آن به آسیب شناسی این چالش ها پرداخته و رویکردانی از اخلاق و آیین الهی را به عنوان نخستین دلیل مشکلات بشری برشمرد. موضوع هسته ای هم در انتهای سخنرانی احمدی نژاد مطرح شد. در سخنرانی سال ۸۷ احمدی نژاد مسئله فلسطین پررنگ تر از همیشه مطرح شد. اما او در سال ۸۸ ترجیح داد به انتقاد از سازمان ملل و رویه حاکم بر مناسبات بین المللی بپردازد. موضوع جالب در سخنرانی سال ۸۹ احمدی نژاد نگرانی او نسبت به از بین رفتن فرهنگ بومی در جهان بود.
سخنان احمدی نژاد در شصت و پنجمین مجمع عمومی سازمان ملل اما پرحاشیه دارتر از همیشه بود؛ آنجا که او به کالبدشکافی ۱۱ سپتامبر پرداخت و پیشنهاد مناظره با مسئولان آمریکایی در سازمان ملل متحد را داد. او همچنین پیشنهاد داد سال بعد سال انرژی هسته ای برای همه و بمب هسته ای برای هیچ کس نامگذاری شود و این دهه، دهه مدیریت مشترک جهانی باشد؛ پیشنهادهایی که البته به تصویب نرسید. مدیریت جهانی و مشکلاتی که از نبود مدیریت صحیح بر جهان برآمده، محور سخنان سال بعد احمدی نژاد بود. سخنرانی آخر احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل هم وجهه آسیب شناسی مشکلات جهانی را داشت و با شعار معروف در سال آخر ریاست جمهوری او تمام شد: «زنده باد بهار!»؛ شعاری که انتخاباتی بود و از تریبون سازمان ملل برای رقبا و هوادارنش در داخل مطرح شد.
در طول هشت سال حضور احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل اما صندلی های مجمع عمومی به هنگام سخنرانی او هر سال بیشتر از سال قبل خالی می شدند. در حالی که انتقادات به نتیجه بخش بودن سفرهای هر ساله احمدی نژاد بالا می گرفت تعداد زیاد همراهان او در سفرها به ویژه در دو سال پایانی حاشیه ساز شد.
احمدی نژاد در سفر سال ۹۰ خود، همسر، پسر، عروس، دختر، داماد و نوه خود را همراه برد؛ البته علاوه بر احمدی نژاد، خانواده برخی از نزدیکان وی از جمله همسران برخی معاونان و مشاوران رئیس جمهور نیز در سفر نیویورک حضور داشتند.
هشتمین و آخرین سفر احمدی نژاد به مقر سازمان ملل در سال ۹۱ نیز حاشیه ای مشابه سال قبل از آن داشت؛ در آن سفر برای ۱۶۰ نفر همراه درخواست ویزا از آمریکا شده بود که با توجه به بحران نوسانات ارزی و اقتصادی در آن سال و شعارهای عدالت طلبانه احمدی نژاد اقدامی سوال برانگیز بود.

حسن روحانی و حضوری که ادامه دارد

مهرماه سال ۹۲ در شرایطی که فضای سیاسی ایران با پیروزی اعتدالگرایان دچار تغییر محسوسی شده بود روحانی برای نخستین بار عازم نیویورک شد. این سفر البته تحت تاثیر حل و فصل پرونده هسته ای ایران و کنار گذاشتن مشی منفعلانه در سیاست خارجی بود که طی ۸ سال پیش از آن باب شده بود.
روحانی در اولین حضورش در مجمع عمومی سازمان ملل با دست پر حاضر شد و طرح "جهان عاری از خشونت" را ارائه کرد تا بعد سیدمحمد خاتمی دومین رییس جمهور ایران باشد که طرحی به مجمع عمومی سازمان ملل می برد. طرحی که در شورای امنیت سازمان ملل به اتفاق آرا رای آورد و توانست به مصوبه ای در این شورا تبدیل شود.
حسن روحانی آن سال در سخنرانی خود در شصت و هشتمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل توانست با جملات کوتاه و روشن همه پیام های ایران را به گوش دنیا برساند. جایی که او گفت: ملت ایران برای همکاری با جامعه جهانی و همه بازیگران منطقی بر اساس گام های برابر و احترام متقابل آماده است. یا وقتی خطاب به باراک اوباما، رئیس جمهور امریکا گفت اگر خواهان «حل اختلاف ها» با تهران است، باید «منافع کوته بینانه گروه های فشار جنگ طلب» را نادیده بگیرد. روحانی همچنین با تاکید بر اینکه ایران تهدیدی برای جهان نیست این را هم گفته بود که: «ترکیب امید و تدبیر و اعتدال در سیاست خارجی به آن معناست که جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای نسبت به امنیت منطقه و جهان، مسئولانه برخورد می کند و آمادگی همکاری چند جانبه و همه جانبه با سایر بازیگران مسئول در این عرصه ها را دارد.» رئیس جمهور تصریح کرده بود: «سلاح هسته ای و کشتار جمعی هیچ جایگاهی در دکترین دفاعی ایران نداشته و با باورهای بنیادین مذهبی و اخلاقی ما در تعارض است.» روحانی همچنین گفته بود: «جمهوری اسلامی ایران ضمن پافشاری بر اعمال حقوق خود و ضرورت احترام و همکاری بین المللی در اعمال این حقوق، آماده گفت وگوهای بدون تاخیر برای اعتمادسازی متقابل و رفع دو سویه ابهامات از طریق شفافیت کامل می باشد.» وی تاکید کرده بود: «ایران به دنبال تعامل سازنده بر اساس احترام متقابل و منافع مشترک با دیگر کشورهاست و در این چارچوب در پی افزایش تنش با ایالات متحده نیز، نیست.»
سخنان روحانی در دومین سفر خود به نیویورک و در شصت و نهمین مجمع عمومی سازمان ملل تحت تاثیر ناامنی های منطقه و داعش بود. روحانی در آن سخنان با اعلام اینکه خاورمیانه با اشتباهات غرب به بهشت تروریست ها بدل شده، تاکید کرد: رویکرد اصولی ما، پایان بخشیدن به توهم ایران هراسی و زمینه سازی برای مشارکت راهبردی با همسایگان است.
روحانی از کشورهای دنیا خواست تا علیه تروریسم متحد شوند. آنجا که گفت: با کمال تاسف، تروریسم، جهانی شده و از نیویورک تا موصل، از دمشق تا بغداد، از شرقی ترین تا غربی ترین نقطه جهان، از القاعده تا داعش، افراطیون جهان یکدیگر را یافته اند و ندا سر داده اند که متحد شوید اما آیا ما در برابر افراطیون متحدیم؟! همه آنان که در ایجاد و تقویت این گروه های تروریست نقش داشته اند، باید به اشتباهات خود در پدیدار شدن افراطی گری اعتراف کنند و نه تنها در پیشگاه گذشته که در برابر آینده هم عذرخواهی کنند.
روحانی در سخنان سال گذشته خود اشاره ای هم به موضوع مذاکرات هسته ای داشت. او تداوم تحریم های ظالمانه علیه ایران، تداوم اشتباهی راهبردی علیه یک ملتِ معتدل و مستقل، خواند و گفت: ما در یک سال گذشته، به شفاف ترین گفت وگوها، برای اعتمادسازی در موضوع هسته ای ایران دست زده ایم؛ و نه در اثر تهدید و تحریم که بر مبنای اراده ملت خود، مذاکره جدی و صادقانه را در دستور کار قرار داده ایم زیرا براین باوریم که موضوع هسته ای، یک راه حل، بیشتر ندارد و، آن فقط مذاکره است و اگر برخی در تخیل خویش، به راه های دیگری می اندیشند، در اشتباهند.
رییس جمهوری گفت: هرگونه تاخیر در حصول توافق نهایی، تنها هزینه ها را بالا می برد و این هزینه ها نه فقط بر ما، که بر اقتصاد و تجارت طرف مقابل و بر توسعه و امنیت منطقه ای تحمیل می شود و هیچکس نباید در این حقیقت تردیدی داشته باشد که مصالحه و توافق با ایران، به نفع همگان، بخصوص کشورهای منطقه است.

حاشیه های پررنگ تر از متن!

سخنان روحانی در اولین حضورش در سازمان ملل در حالی بود که برخلاف سال های قبل کمتر صندلی در مجمع عمومی خالی شد. در حاشیه سفر رییس جمهور بر خلاف سال های قبل دیدارهای دیپلماتیک در عالی ترین سطوح با ۱۱ نفر از روسای دولت ها از جمله کشورهای اروپایی و آمریکایی برگزار شد تا هیئت ایرانی هیچ فرصتی را برای حل پرونده هسته ای و تعامل با کشورهای دنیا از دست ندهد. در اولین سفر روحانی به نیویورک، گفت و گوی تلفنی رییس جمهور آمریکا با حسن روحانی که در آخرین روز اقامت او انجام شد و بعد از پیروزی انقلاب عالی ترین رابطه میان مسئولین بلندپایه دو کشور محسوب می شد، واکنش های زیادی در پی داشت. از جمله وقتی روحانی و هیئت همراهش به ایران بازگشت در میان حامیان استقبال کننده از او جمعیتی صد نفره به طرف خودروی حامل رییس جمهور حرکت کرده و با پرتاب کفش اعتراض خود را به سیاست خارجی دولت تدبیر و امید نشان دادند.سفر نخست روحانی به نیویورک حاشیه های دیگری هم داشت. از جمله این حواشی عدم شرکت هیئت دیپلماتیک ایران در ضیافت ناهار به میزبانی بانکی مون بود که به دلیل سرو مشروبات الکلی برای مهمانان این ضیافت بود. با این حال اما دومین سفر روحانی سفری آرام و بدون حاشیه بود.



هفتادمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد (۸)

متن کامل سخنرانی دکتر حسن روحانی -۱۳۹۴

متن کامل سخنان رییس جمهوری به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله و الصلوه علی رسول الله و آله و صحبه.
آقای رییس! عالیجنابان!
من به نمایندگی از سوی ملت بزرگی سخن می گویم که امروز در غم از دست دادن هزاران زائر مسلمان و صدها نفر از هموطنان خود به سوگ نشسته است؛سالمندان، جوانان،زنان و مردانی که برای انجام مناسک مذهبی در گردهمایی عظیم معنوی و جهانی حج شرکت کرده بودند؛ولی متاسفانه قربانی بی کفایتی و سوء مدیریت مجریان شده و حتی به دلیل عدم پاسخگویی مسئولان، از شناسایی مفقودین و بازگرداندن سریع پیکر قربانیان به خانواده های عزادارشان دریغ شده است. ابعاد فاجعه جان باختن و مجروح شدن هزاران انسان بی گناه از چهارگوشه جهان، فراتر از آن است که در حد یک سانحه طبیعی یا یک مسئله محلی با آن برخورد شود. خسارت جریحه دار شدن عواطف میلیون ها مسلمان بزرگتر از آن است که صرفاً با محاسبات مادی قابل جبران باشد. افکار عمومی خواستار آن است که مسئولان دولت عربستان سعودی بی درنگ، به مسئولیت بین المللی خود در تامین دسترسی کنسولی فوری برای شناسایی سریع و بازگرداندن بدون تاخیر اجساد مطهر عمل نمایند. همچنین ضروری است شرایط لازم را برای بررسی مستقل و دقیقِ علل و عوامل این فاجعه و روش های پیشگیری از تکرار آن، در آینده فراهم نمایند.

آقای رییس! آقای دبیرکل!
خانم ها! آقایان!
من به نمایندگی از ملتی سخن می گویم که دو سال قبل به تعامل سازنده با جهان رای داد و اینک با افتخار می توانم اعلام کنم که «امروز، فصل جدیدی در روابط ایران با جهان آغاز شده است».
دو سال پیش، مردم ایران در یک انتخابات توام با رقابت به برنامه ای رای دادند که ضمن حفظ حقوق، منافع و امنیت ملی، خواستار تحکیم صلح، و گفتگوی سازنده با جهان شدند. این اراده ملی با یک برنامه دقیق و روشن دیپلماتیک ـ در «برنامه جامع اقدام مشترک» میان جمهوری اسلامی ایران و ۶ قدرت جهانی متجلی شد که بلافاصله پس از توافق، با تصویب شورای امنیت سازمان ملل متحد به یک سند بین المللی بَدَل گردید. این سند از نظر حقوق بین الملل، سازه استواری است که برای اولین بار در تاریخ ملل، دو طرف، به جای مذاکره پس از جنگ برای دستیابی به صلح، پیش از مخاصمه، به مصالحه دست یافتند.
من در اینجا لازم می دانم بر نقش همه مذاکره کنندگان در دستیابی به این توافق تاکید کنم. ما تصمیم گرفته بودیم با حفظ اصول خود، فضایی تازه را رقم بزنیم و این کار را کردیم. آنجا که لازم بود جلو رفتیم و آنجا که لازم بود شهامت انعطاف را داشتیم؛ و در همه جا از ظرفیت حقوق بین الملل استفاده کردیم و توانمندی گفتگوی سازنده را به خوبی آشکار ساختیم. نکته کلیدی در موفقیت گفتگو، این واقعیت است که، هر بازیگری در نظام بین الملل که در پی خواسته های حداکثری باشد و جایگاهی برای طرف مقابل خود باز نکند نمی تواند سخن از صلح، ثبات و توسعه یافتگی بزند. همانگونه که در تجارت و فعالیت اقتصادی، باید منافع طرفین در نظر گرفته شود، در سیاست نیز چند جانبه گرایی و بازی های برد ـ برد، باید مبنا واقع شود.

آقای رئیس!
سازمان ملل متحد، برای تضمین صلح و امنیت جهانی پس از دو جنگ جهانی، به وجود آمد، اگرچه متاسفانه در اکثر موارد این نهاد مهم بین المللی، موفق یا موثر نبوده. اما این بار باید گفت سازمان ملل تصمیم درستی گرفته است.
ما با وجود آن که به تصویب قطعنامه های ناعادلانه علیه جمهوری اسلامی ایران و تحریم ملت ایران در اثر سوءتفاهمات و بعضاً دشمنی های آشکار برخی کشورها، معترضیم اما آن ضرب المثل قدیمی ایرانی، معتقدیم که هرجا که جلوی ضرر گرفته شود، منفعت است. امروز همان روزی است که جلوی ضرر گرفته شده است.
قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت با وجود برخی کاستی های جدی،تحولی مهم و مبنایی برای لغو قطعنامه های تحریم علیه ایران بود. ما عملکرد شورای امنیت در گذشته را غیر منصفانه می دانیم و تاکید می کنیم که ایران به دلیل فتوای مهم رهبری و نیز دکترین دفاعی خود هرگز قصدِ تولید سلاح هسته ای را نداشته و بنابراین قطعنامه های تحریمی علیه ایران ناعادلانه و غیرقانونی بوده اند. تحریم های شورای امنیت و نیز تحریم های یکجانبه برخی از کشورها بر اساس توهمات و اتهامات بی پایه اِعمال شدند و شرایط سختی را به مردم ما تحمیل کردند. اما این تحریمها هیچگاه در سیاستی که اتخاذ کرده بودیم و در نحوه برخورد ما با مذاکرات، موثر نبودند. ما در این مذاکرات ثابت کردیم که روی میز ایران، چیزی جز منطق، استدلال و اخلاق و نیز در صورت لزوم، دفاعِ مشروع و قاطع از خود و منافع خویش در برابر هر گونه تجاوز چیز دیگری وجود ندارد. که نهایتا ایالات متحده نیز وادار شد تا تحریم و فشار را کنار گذاشته و میز مذاکره را برگزیند.
هفت کشور و اتحادیه اروپایی در این مذاکرات، زمان و سرمایه دیپلماتیک فراوانی صرف کردند و لذا باید برای حفظ و اجرای توافق نیز، تمام تلاش خود را بکار گیرند.پایبندی طرفین به انجام تعهداتشان را، اصلی ترین عامل موفقیت در روند اجرایی مذاکرات می دانیم.
به موازات اجرای برجام، ما همچنین انتظار داریم که کشورهای هسته ای گامهای لازم را در جهت اجرای تعهدات خود بر طبق ماده ۶ ان پی تی، یعنی خلع سلاح کامل هسته ای، بردارند. همچنین انتظار داریم که آنها در جهت ایجاد منطقه عاری از سلاح هسته ای در خاورمیانه، نقشی مثبت ایفاء کنند و اجازه ندهند رژیم صهیونیستی همچنان، تنها مانع بر سر راه تحقق این مهم باشد.

آقای رئیس!
توافق هسته ای که نمونه درخشانی از «پیروزی بر جنگ» بود، توانسته سایه تخاصم و حتی جنگی دیگر و تنشی دامنه دار را از سر خاورمیانه دور کند، می تواند و باید، سرآغاز دوره ای جدید و موجب نتایجی مثبت برای صلح و ثباتی پایدار در منطقه نیز باشد. از نظر ما توافق حاصله، هدف نهایی نیست، بلکه تحولی است که می تواند و باید، مبنای دستاوردهای بیشتری باشد. با توجه به اینکه این توافق هم مبنایی عینی فراهم کرده و هم الگوی مناسبی به دست داده، می تواند در جهت تحولی اساسی در منطقه، عمل نماید.
سیاست ما این است که در فضای جدید، حرکت صلح جویانه خود را در منطقه، بر مبنای همان قاعده برد ـ برد، ادامه دهیم و به نحوی عمل کنیم که همه، در منطقه و جهان از مزایای این فضای جدید بهره مند شوند. می توانیم از این فرصت برای توجه به آینده و اجتناب از تمرکز بر گذشته استفاده کنیم و روابط خود را با کشورهای منطقه، بویژه همسایگانمان، بر اساس احترام متقابل و منافع مشترک و جمعی، بازسازی کنیم.
متاسفانه، منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا به یکی از متلاطم ترین مناطق جهان تبدیل شده است.تداوم و تشدید چنین وضعی می تواند موجب سرایت تشنج به دیگر مناطق جهان شود. در جهانِ به هم پیوسته و بدون مرز کنونی، کشورها و مناطق مختلف، به سختی می توانند مرزهای خود را نفوذ ناپذیر کنند و مانع اشاعه ناامنی و بی ثباتی شوند.
خطر بزرگ و اصلی در جهان امروز آن است که، سازمان های تروریستی به حکومت های تروریستی تبدیل شوند. ما متاسفیم که قیام های ملی در منطقه ما توسط تروریست ها به انحراف کشیده شدند و به جای صندوق رای، اسلحه و ترور سرنوشت ملت ها را می خواهد تعیین نماید.
ما پیشنهاد می کنیم که مبارزه با تروریسم به یک سند و قاعده الزام آور بین المللی بدل شود و هیچ دولتی حق نداشته باشد از تروریسم به عنوان یک روش مداخله جویانه در امور ملت ها حمایت کند. ما آماده ایم که برای نابودی تروریسم و بسترسازی برای تحولات دموکراتیک در منطقه کمک کنیم و اجازه ندهیم اسلحه به ابزار تحول، بدل شود. ما همان گونه که در عراق و افغانستان به استقرار دموکراسی کمک کردیم آماده کمک به دموکراسی در سوریه و نیز یمن هستیم. ما از تداوم قدرت با رای ملت و نه اسلحه حمایت می کنیم. ما از حکومت اکثریت با حفظ حقوق اقلیت دفاع می نماییم.
ایران امروز با حفظ میراث تاریخی و فرهنگی خود، نگاه به آینده دارد. نه فقط آینده ای دور بلکه آینده ای نزدیک با چشم اندازی روشن از همکاری و همزیستی. من خطاب به همه دولت ها و ملت ها می گویم: ما گذشته را فراموش نمی کنیم اما نمی خواهیم در گذشته بمانیم. ما جنگ و تحریم را از یاد نمی بریم، اما به صلح و توسعه فکر می کنیم. ما در «برنامه جامع اقدام مشترک» تنها، در پی دستیابی به یک توافق هسته ای نبودیم. ما می خواهیم حرکتی تازه و سازنده را برای بازآفرینی نظم جهانی پیشنهاد کنیم. نظمی براساس احترام متقابل،عدم دخالت در امور داخلی دیگران، همکاری مستمر و همزیستی دائم میان اعضای ملل متحد.برای آنکه آینده ای صلح آمیز بسازیم باید از گذشته های تلخ عبرت بیاموزیم ما می دانیم که تنها راه حفظ و تداوم صلح، توسعه است. صلح بدون توسعه تنها یک زنگ تفریح است تا انبارهای خشم و کینه انباشته شود. اما صلحِ همراه توسعه، خالی کردن آن انبارها از خشم و کینه و انباشتن آنها با امید و احترام ملت ها به دیگران است. ما بارها گفته ایم که تنها راه ریشه کنی تروریسم در خاورمیانه از بین بردن زمینه های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن است.
تعامل اقتصادی بر پایه منافع متقابل می تواند امنیت پایدار را به ارمغان آورد و منطقه را به کانونِ صلح و توسعه تبدیل کند.
ایرانِ پس از برجام آمادگی دارد نشان دهد که راه عملی امنیت و ثبات، توسعه در سایه تعامل اقتصادی است.
ایران با همه ظرفیت های اقتصادی و فرهنگی خود آمادگی دارد که به کانونی برای مشارکت در سرمایه گذاری صادرات گرا تبدیل شود و نشان دهد که به جای صلح ناپایدار مبتنی بر تهدید،می توان صلح مبتنی بر توسعه و منافع مشترک را انتخاب کرد، که حاصل آن امنیت پایدار خواهد بود.
ما امیدواریم با همسایگان خود در همه عرصه های اجتماعی و اقتصادی همکاری های گسترده ای داشته باشیم و از طریق همگرایی اقتصادی به تفاهم سیاسی و حتی همکاری های ساختاری امنیتی نیز دست یابیم. در نظام بین الملل امروز پیوند متقابل اقتصاد کشورها به یکدیگر مهمترین عامل برای تسهیل تعامل سیاسی و کاهش چالشهای امنیتی است.

آقای رئیس!
من در سال ۲۰۱۳ از همین جایگاه، ندای مبارزه با خشونت و افراط گرایی و تروریسم سر دادم؛ و شما نمایندگان جامعه جهانی با آراء یکپارچه و گرانقدر خود، بر آن مُهر تایید زدید و قطعنامه wave پدید آمد. اندیشه اجرایی کردن wave، نیازمند راهکارهای مصلحانه و تجربه شده در عرصه دیپلماسی است و خوشوقتم که اینک می توان با پیوند تجربه برجام و آراء گران سنگ حامیان wave، طرح مناسبی برای حل مشکل منطقه خاورمیانه خُرد شده در زیر پنجه های قساوت و شقاوت، تدوین نمود.
من برای مقابله با جهل، دیکتاتوری، فقر، فساد، تروریسم و خشونت، و مقابله با اثرات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و امنیتی آن، جهان و بویژه کشورهای منطقه را به تدوین یک «برنامه جامع اقدام مشترک» برای این مبارزه و ایجاد «جبهه متحد مبارزه با افراط گرایی و خشونت»، دعوت می نمایم.
جبهه ای که باید:
از طریق گفت وگو، حرکتی جمعی و جهانی برای حل جدّی معضلات منطقه ای ایجاد نماید؛ از کشتار مردم بیگناه و بمباران غیر نظامیان، و ترویج خشونت و انسان کشی جلوگیری نماید؛ و با حمایت از حکومت های مرکزی مستقر، ثبات را فراهم نماید و بالاخره پس از ایجاد آرامش و ثبات، دموکراسی و حکومت مردم سالار را در خاورمیانه برقرار نماید.

خانم ها! آقایان!
عراق، سوریه و یمن، مدل های یکسانِ بحران آفرینی از طریق ترور، افراطی گری، خشونت، کشتار، تجاوز، و بی تفاوتی جامعه جهانی هستند؛ نمونه های همسانِ آوارگی، پناهندگی، بی خانمانی، و گریز از وحشتِ جنگ و بمباران ؛ کشورهائی همانند، با درماندگی جامعه جهانی برای حل معضلات پدید آمده بر اساس خواست های نادرست تازه واردان منطقه ای و خوش باوران عرصه فرامنطقه ای ؛ که اینک موج خسارت های آن از جهان عرب تا اروپا و آمریکا را درنوردیده و به نابودی آثار مدنیت و تمدن های دیرپا و ارزشمند، و در وجهی کلان تر به کشتار انسانیت انجامیده است.
فراموش نکنیم که ریشه های جنگ و ویرانی و ترور امروز، در اشغالگری و تجاوز و مداخلات نظامی دیروز نهفته است. اگر تجاوز نظامی آمریکا به افغانستان و عراق نبود و اگر حمایت بی حساب آمریکا از اقدامات ضد انسانی رژیم صهیونیستی علیه ملت مظلوم فلسطین نبود، امروز تروریستها بهانه ای برای توجیه جنایات خود نمی یافتند.
ضروری است دولت آمریکا به جای تحریف واقعیت های منطقه و ایراد اتهامات ناروا علیه دیگران سیاستهای خطرناک خود و متحدان منطقه ای اش را که به افراطی گری، خشونت و فرقه گرایی در منطقه دامن می زند؛ پایان دهد و با آرمانها و خواست مردم منطقه هماهنگ شود.

آقای رئیس!
علیرغم مشکلات موجود در منطقه، ما به آینده ای پر امید باور داریم، و تردید نمی کنیم که با سرپنجه تدبیر می توانیم با بهره گیری از ظرفیت های قوی و جدیدی که برشمردیم و تکیه بر پشتوانه تمدنی و عزم جدی بر این مشکلات غلبه نماییم.ما در پرتو تعالیم آسمانی، به آینده روشن بشریت برای زندگی انسانها در صلح و آرامش و معنویت ایمان داریم. ما به اراده ملت ها در انتخاب نیکی و پاکی باور داریم. ما باور داریم که «والعاقبه للمتقین»؛ پیروزی پایانی از آنِ پارسایانِ پاک طینت خواهد بود.

از توجه شما سپاسگزارم.

نظرات کاربران درباره کتاب مجمع عمومی سازمان ملل متحد

عالی بود
در 1 سال پیش توسط
کدوم حقایق تاریخی رو کتمان کردم؟ در ضمن من طرف هیچ حزبی نیستم
در 2 سال پیش توسط
خیلی جالبه، کل اطلاعات مجمع عمومی در این کتاب هستش، مرسی فیدیبو. ضمنا اون دوستمون هم یادش نره که نمی شه حقایق تاریخی رو کتمان کرد و در خبرگزاریهای خودمون بارها اون عکس منتشر شده.
در 2 سال پیش توسط
با عکسی که خبرگزاری دولت گذاشته رییس جمهوری ایران باز هم برای صندلی های خالی سخنرانی کرد خواهشا یکم استاندارداتون رو ارتقا بدید یا حداقل دوگانه رفتار نکنید آیندگان بهمون خواهند خندید
در 2 سال پیش توسط
کتاب خوبی بود تشکر از زحمت شما .
در 2 سال پیش توسط