فیدیبو نماینده قانونی انتشارات محراب قلم و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ماجرای خانم شارلوت ۵

کتاب ماجرای خانم شارلوت ۵
خدمتکار شگفت‌انگیز

نسخه الکترونیک کتاب ماجرای خانم شارلوت ۵ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب ماجرای خانم شارلوت ۵

کتاب «ماجرای خانم شارلوت ۵: خدمتکار شگفت انگیز» نوشته دومینیک دمرس ( -۱۹۵۶)،‌ نویسنده فرانسوی‌زبان کانادایی، است. او تاکنون بیش از ۳۰ عنوان رمان برای بچه‌ها نوشته و گاهی هم کتاب‌هایی برای بزرگ‌سالان می‌نویسد و تاکنون جوایز ادبی بسیاری دریافت کرده است که ازجمله می‌توان به جایزه ادبی کانادا برای مجموعه کتاب‌های «ماجراهای خانم شارلوت»‌ اشاره کرد. قهرمان این مجموعه خانم شارلوت نام دارد،‌ او زنی عجیب‌وغریب است‌، او عقیده دارد که در هر کاری باید «خوش گولان»‌! باشد. لابد می‌پرسید این چه کلمه‌ای است؟ اما زیاد تعجب نکنید این کلمه اختراع خود خانم شارلوت است که معنی‌اش یعنی لذت بردن و شادی است. خوش گولان بودن ضروری‌ترین اصلی است که همه ما باید در زندگی رعایت کنیم. با خواندن کتاب‌های خانم شارلوت همه یاد می‌گیریم چطور یک خوش گولان تمام‌عیار باشیم. در بخشی از این کتاب می خوانیم: « در تقاطع خیابان‌های پرانسیوال و سَنت‌زَنزوئن، در مرکز شهر لاکاپیتال، خانم بامزه و خنده‌داری توجه عابران پیاده را جلب کرده بود. او پیراهن بلند آبی‌رنگی پوشیده بود که کمی کهنه بود، با این حال قشنگ به نظر می‌رسید. ساکی قدیمی بافته شده از موهای فیل در دست داشت. کلاه عجیبی هم بر سر داشت که کمی شبیه کلاه جادوگرها بود، اما به جای این که نوک تیزی داشته باشد، برآمدگی کوچکی رویش بود. عابران عجول و شتاب‌زده، پشت چراغ قرمز منتظر ایستاده بودند و همگی فقط و فقط به یک چیز فکر می‌کردند: این خانم با این لباس عجیب‌وغریبش قطعاً خُل‌وچِل است. مَشنگ است. دیوانه است. چرا؟ چون بلندبلند با چکمه‌هایش حرف می‌زد!»

ادامه...
  • ناشر انتشارات محراب قلم
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 5.3 مگابایت
  • تعداد صفحات ۷۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب ماجرای خانم شارلوت ۵

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

فصل ۱ . شصت و سه دلار... و شصت و سه سنت!

در تقاطع خیابان های پرانسیوال و سَنت زَنزوئن، در مرکز شهر لاکاپیتال، خانم بامزه و خنده داری توجه عابران پیاده را جلب کرده بود. او پیراهن بلند آبی رنگی پوشیده بود که کمی کهنه بود، با این حال قشنگ به نظر می رسید. ساکی قدیمی بافته شده از موهای فیل در دست داشت. کلاه عجیبی هم بر سر داشت که کمی شبیه کلاه جادوگرها بود، اما به جای این که نوک تیزی داشته باشد، برآمدگی کوچکی رویش بود.
عابران عجول و شتاب زده، پشت چراغ قرمز منتظر ایستاده بودند و همگی فقط و فقط به یک چیز فکر می کردند: این خانم با این لباس عجیب وغریبش قطعاً خُل وچِل است. مَشنگ است. دیوانه است. چرا؟ چون بلندبلند با چکمه هایش حرف می زد!
او با چکمه هایش درد دل می کرد: «دلم برای سَنگول خیلی تنگ شده. چقدر دلم می خواست با او حرف بزنم؛ نوازشش کنم؛ با او به گردش بروم.»
چراغ سبز شد. عابران پیاده به سرعت از خیابان رد شدند و دوان دوان به سوی خانه یا محل کارشان رفتند و خانم غریبه ای را که پشت سرشان ظاهراً هنوز داشت با چکمه هایش حرف می زد، فراموش کردند. خانم شارلوت حتی ذرّه ای اضطراب و نگرانی به دل نداشت. او که با آرامش خاطر، تک وتنها، گوشه ی پیاده رو ایستاده بود، با شادمانی گفت: «خُب! فهمیدم چه کار کنم. می روم دنبال سَنگول!»
لحظه ای فکر کرد، بعد در ادامه گفت: «اما قبل از هر کاری، اول باید شصت و سه دلار و شصت و سه سنت پس انداز کنم.»



خانم شارلوت، شادمان و با گام های چالاک از خیابان رد شد. همان موقع، پشت سرش، صدای بوق و قیژ قیژ لاستیک خودرو ها و فحش های زننده و آبدار راننده ها غوغا به پا کرد. او پاک یادش رفته بود که به رنگ چراغ راهنمایی و رانندگی توجه کند! خانم شارلوت با این فکر که دوباره به سنگول باوفا و رازدار عزیزدُردانه اش می رسد، به قدری خوشحال شده بود که بی توجه به چراغ سبز از خیابان عبور کرده بود.
او، مدت ها پیش، قلوه سنگ گران بهایش را به دختربچه ای به نام ماری داده بود که در شهر دیگری زندگی می کرد. حالا می خواست پیش ماری برود و آن ها را ببیند. اما قبل از هر کاری، باید کار تازه ای دست وپا می کرد تا پول بلیت اتوبوس جور شود: خانم شارلوت شصت و سه دلار و شصت و سه سنت لازم داشت!

نظرات کاربران درباره کتاب ماجرای خانم شارلوت ۵

خیلی عالی، منو یاد بعضی از مسئولین و آقا زاده ها انداخت، ترجمه عالی
در 5 ماه پیش توسط گل پری بانو
عالی هست!.
در 1 سال پیش توسط s amirfeizi