فیدیبو نماینده قانونی انتشارات پوینده و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب از پاییز...

کتاب از پاییز...

نسخه الکترونیک کتاب از پاییز... به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب از پاییز...

انده زرد چون اشک که می‌تراود از چشمی، بر شاخ شکسته شور می‌بارد، در انده زرد روز پاییزی... در حنجره‌ی پرنده فریادی است، در قلب درخت وحشت پایان. از ابر صدای گریه می‌آید، از پنجره‌ها ترانه‌ی باران!...

  • ناشر انتشارات پوینده
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 1.13 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۳۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب از پاییز...

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



یادداشت

دفتر «از پاییز» درواقع تنها یک پنجره است، پنجره یی برای دیدار، دیداری ویژه، آن هم تنها به یک منظره، به پاییز، پاییز افسونگر!..
از همان آغاز کار برای ام هیچ اهمیت نداشت که شاعر یکی از آثار انتخابی نام آشنا باشد یا گمنام و جویای نام، کتابی چاپ کرده باشد یا این که تنها یکی دو شعر در نشریات چاپ کرده باشد، خوب، متوسط یا بد، نوپرداز یا کهنه گو، یا حتی شیوه ی ارائه ی آن، هیچ کدام مهم نبودند، تنها احساس، خیال بندی و نوع نگاه به پاییز را در نظر داشتم، از گذشته تا حال، به این بخش از سال در گذر زمان و تاثیری که برگ ریزان پاییز که به راستی جادویی ترین فصل سال است، بر شاعر گذاشته است!
و به همچنین می خواستم با همه ی سادگی گردآوری ویژه یی باشد، آماده برای یک بررسی علمی تر!.. و چون به این فصل عشق می ورزم و بیشتر شعرهای ام پاییزی است برخی از آن ها را در این مجموعه جای دادم، و از دیگران هم هرچه به دست ام رسید به آن افزودم و سرانجام این دفتر را آماده کردم، چه خوب و کامل، چه بد و ناقص، ارمغان تمامی پاییزدوستان. و کلام آخر، نه برگ سبز، که برگ های زردی است از سوی شاعری که از زبان شاعر محبوب اخوان، پاییز را به راستی پادشاه فصل ها می داند!

پوران فرخ زاد
پاییز ۱۳۹۳

درنگی در چیستی پاییز و چونی خزان

پاییز را فرهنگ نویسان، با خزان، یکی می دانند. با این گمان و برداشت که: چون این نامواژه، از نگاه گاه شماری، در گردش سال های خورشیدی، تنها برای زمانی ویژه، با رویدادها و نمودهایی یکسان ساخته و برگزین شده، پس باید که یک نهاد و درونمایه ی یگانه ای داشته باشند! بی آنکه سرشت این دو نامواژه، یا چرایی زایش آنها، و چه بودگی ساختارِ واژگانی هریک، بررسی و به نمایش گذارده شود.
برای همین هم، در فرهنگ ها و واژه نامه های مان، هریک از این دو نامواژه را، برای نشان دادنِ درونمایه ی آن دیگری، روبروی هم نهاده و به خوانندگانِ خود می نمایانیم!
ناگفته نماند که چاره ی دیگری هم پیش رویمان نبوده! زیرا ما هیچگاه زمانِ آن را نیافته ایم که بتوانیم دستی به سوی کارهای خود دراز کنیم، و خودمان سر و سامانی به آنها داده! و گامی هم خودمان، به همراهِ کارهای دیگر، برای زبانمان برداریم. - اگر هم بررسی هایی شده، یا دیدگاه هایی مردمی و گمانی ست، نه بررسی های زبان شناسانه! و یا، هنوز آن گونه که می باید در دسترس همگان گذاشته نشده، و نمی توانیم به آنها نگاه و بازگشتی همه پذیر داشته باشیم!- هر زمان که گرم شدیم، و کوره راهی برایمان باز شد، تا آمدیم به خودمان بیاییم و کاری بکنیم، آواری ناگهانی از آسمان بر سرمان فروریخت، و راه بندانی تازه را پیش پایمان برافراخت، و یخ زده برجای خود، میخکوبمان کرد!
برای همین هم هست که اکنون ما ایرانیان، آنچه را که در دست داریم، تنها همان هایی ست که دیگرانِ بیگانه - تنها دستشان که نه، جان والا و اندیشه و دانایی شان پربار- بخشی اندک را، آن هم با سرمایه ها و دانشمندانی آنچنانی، با مهر و دوستی، برایمان آماده کرده، پیش رویمان گذاشته و می گذارند! و ما همچنان شادمان که چنین بوده و چنانیم! و...
به هر روی؛ اینک نگاهی به واژه ی پاییز.
اگر بخواهیم درباره ی نامواژه ی پاییز از دیدِ زبان شناسی و نگاه های زبان شناسان جهان و ایران، بنگریم، ناچار باید که زمانی دراز و راهی پرنشیب و فراز را در پیش گیریم و به بررسی آنچه که آن دانشمندان تاکنون، در این باره گفته، نوشته، و همچنان در دست نقد و بررسی دارند، بپردازیم! که بی گمان این کار، ما را از راهی که در پیش داریم بسیار به دور خواهد کشانید. بهتر است در اینجا، کار ما تنها به برآیندِ کوشش های آنان و آنچه که آن بزرگان و دانشمندان - درست یا نادرست!- تاکنون برای ما بررسی و آماده ی بهره وری ساخته و پیشکشِ دوستداران آن کرده و می کنند، آغاز و پایان یابد. باشد که روزگاری ما نیز خودمان بتوانیم دامنِ پایمردی به کمر بزنیم، و پای در میدان کار بگذاریم!
فردریش مولر(۱)، درباره ی نامواژه ی پاییز، گمانش این بوده که: پاییز، از ریشه ی پتی دئیزا (Patidaiza)ی فارسی باستان و نیز پئیتی دئزا (Paitidaeza)ی اوستایی که درونمایه ی «کُپه»، «توده» و «خرمن» دارد، بایستی برآمده باشد. و پیش از آن نیز واژه های پهلوی ساسانی: «پاتِژ» (Patej)، و یا پازند: «پادِز» (Padez) و همچنین آسی: «فازاگ» (Fazzag)، و سریکلی: «پیژ» (Pij)، را که نماهای دیگری از پاییزند نیز، به همراه آن در دید خوانندگانش می گذارد. جز که این برداشت از نگاه هُرن(۲) زبان شناس و پژوهشگر دیگر، چندان پذیرفتنی نبوده، تنها دیدگاهِ مولر و دیگرانی را که چنین نگاهی دارند، تا آنجایی که به ریشه های پارسی باستان و اوستایی بستگی ندارد می پذیرد و می نویسد: من آن را تنها تا گونه ی پهلوی، «پاتز» (Patez) یا «پاتچ» (Patec) که در «مینوی خرد» آمده، و نیز در پازند، تا «پادژ» (Padez) می توانم بپذیرم. وبه دنبال می افزاید: «... توجیه فریدریش مولر مرا قانع نمی کند!...»(۳)
زنده یاد استاد محمد معین(۴) نیز در فرهنگ «برهان قاطع» با آوردن همه ی آنچه که در بالا از دیدتان گذشت، و آوردنِ نامواژه ی پاییز، در گویش های گیلکی، فریزندی، نطنزی، سمنانی، سنگسری، لاسگردی، نهادِ پاییز را، از دیدِ دانشمندانِ دیگر یا خودش، با درونمایه و کاربردهایی همچون: «جمع آوری» و «گرد کردن» -که بی گمان مفهوم گردآوری و انباشتن خرمن در آن زمان ویژه، می تواند باشد- می نگارد، و در دسترس خواننده می گذارد.(۵)
استاد جلال خالقی مطلق- که زندگانیشان دراز باد- نیز، در این باره می نگارند: (و نیز پاذیز: «... و در سنه سته به فصل پاذیز قصد بغداد کرد... فصل پاذیز بود... راحه الصدور، ص۲۴۵، سطر۲. دو نسخه از میان نسخ خطی موجود از ترجمه تقویم الصحّه، یعنی نسخه کتابخانه فاتح استانبول و نسخه کتابخانه چستربیتی به کرّات پاذیز استعمال کرده اند و رک: تقویم الصحه، فهرست لغات و ترکیبات، ذیل پاذیز...») سپس ما را بازگشت داده اند به نگاهِ دانشمندِ نامدارِ ایران شناس، کریستن سن.(۶) و نیز همان بررسی هایی که در بالا آمد و دیده شد.
چنانچه می بینیم استادانی که در بالا نامشان آمد، تنها به واژه ی پاییز پرداخته و هنوز درباره ی خزان چیزی نگفته و نشانی از آن، به دست ما نداده اند!
به هر روی...آنچه که درباره ی واژه ی خزان، تاکنون در دست ماست، دیده و یا می توانیم دید اینهاست:
«برهان قاطع» زیر این واژه می نویسد: «... خزان - بر وزن وزان، نام ماه هشتم است از سال ملکی، و نام روز هشتم باشد از شهریور ماهِ قدیم و این روز جشن مغان است بنابر قاعده ی کلی که میان ایشان معمول است که چون نام ماه و روز موافق آید جشن کنند، و بعضی گویند نام روز هجدهم است از شهریور ماه و بعضی نام روز سیم گفته اند الله اعلم - و فصلی است از فصول اربعه و به عربی خریف گویند - و بمعنی خزیدن یعنی بآهستگی بجایی دررفتن هم هست - و زرد شدن برگ درخت را نیز گویند.»
در زیرنویسِ همین واژه نیز، استاد محمد معین درباره ی بخش نخست نوشته ی بالا، یادآور می شوند که: (روز سوم هر ماه شمسی «اردیبهشت» و روز هیجدهم «رشن» نام دارد.) سپس بازگشت می دهند به نگاشته ی ابوریحان بیرونی در کتاب «التفهیم»، بدین گونه: «...خزان چیست؟ گفتند که خزان سغدی نیست هرچند سغدیان بکار دارند، و تخاریان این را نشان گشتن هوا دارند به سرما. و خزان خاصه روز هژدهم بُوَد از ماه شهریور. و خزان عامه روز دوم از مهرماه و هر دو عیدند و پنداری که از بهر آغاز چرخشت است و فشردن انگور.»
و اما درباره ی چیستی واژه ی خزان. چنان که می دانیم زایش هر واژه، در هر زمان بر پایه ی نماد و نمودِ ریشه یا ریشه هایی است که بتوان به یاریگریشان، آن نیاز ویژه را برآورده ساخت. برای نمونه، نامواژه ی تابستان، آمیزه ای است از واژه ی تاب «تابیدن و تابش» و ستان «جایگاه و هنگام» که معنای آن اشاره ای است به هنگام تابش خورشید و گرما. یا زمستان که آن نیز اشاره ای به هنگام سرما و سردی هوا. و واژه ی بهاران به هنگامِ بهی هوا، جوانه زدن درختان، و شکوفه برآوردن آن گیاهان است.
بدین سان، نامواژه ی خزان نیز، همین راه را رفته و می باید از همین نهادهای ویژه سرچشمه گرفته و برآمده باشد... برآمده از باران های موسمی و نمای خیسی و خیس شدن زمین! اشاره به زمانی که زمین در انتهای گرمای تابستان آب های جمع شده در پهنه ی زیرین خود را وانهاده، غرقه در تشنگی است و به باران های خزانی نیاز مبرم دارد!
بدین گونه می توان گفت اگر تابستان هنگام تابش آفتاب و فرارسیدن فصل گرما و زمستان هنگام بارش برف و فرارسیدن سرما و بهاران هم هنگام بهی وجوانه زدن درختان و شکوفه برآوردنست، خزان نیز هنگام وزش بادهای سرد، برگ ریزان، خزان کردن گیاهان، خیس شدن زمین و بر نشانیدن برگها در خاکست! پس واژه ی خزان، هنگام خیسی یا خیس شدن باید باشد! خیسان، خزان! و بی گمان مصرع دیرآشنای همگان نیز، که منوچهری گفت:
خیزید و خز آرید که هنگام خزان است... آن زمان را، زمانِ ریزش باران یا خیسان را به یادمان می آورد!
برآیند این فشرده شاید بتواند شیره ی بررسی های تمامی نامداران شناخته شده، که دل در گرو فصل زیبای پاییز و باران های دلنواز خزانی دارند، باشد. اگرچه بایاست بسی بیشتر از این ها درباره ی این گونه واژه ها بررسی شود! تا با چیستی واژه ی پاییز و چگونی خزان، آشنایی بیشتری بیابیم. هم چنان که کوشیده ایم با گردآوری اشعار خزانیِ شاعران پارسی گوی- چه پیشینیان و چه کنونیان- در این دفتر، تا حد ممکن با دیدگاه های آنان نیز آشنا شویم...

آغاز خزان ۱۳۹۳
پوران فرخ زاد

از کهن ها...

مسعود سعد سلمان

باد خزان

باد خزان روی به بستان نهاد
گردِ جهان، باز دگرگون نهاد!

شاخ خمیده چو کمان برکشید
سرما از کنج، کمین برگشاد

از چمن دهر بشد ناامید
هر گل نورسته، که از گل بزاد

شاخک نیلوفر، بگشاد چشم
بید به پیش اش به سجود ایستاد

جوی روان، سیمین گشته ز آب
برگ رزان، زرین گشته ز باد!...

مسعود سعد سلمان

طبع هوا

طبع هوا، بگشت و دگرگونه شد جهان
حال زمین بگشت و دگر گشت آسمان

دور سپهر گشت رحائی و چون رحی(۷)
کافور سوده بارد، بر باغ و بوستان

باد خزان همی جهد از هر طرف چو تیر
تا گشته شاخ گلبن، خم گشته چون کمان

تا آبِ همچو باده، همی خورد شاخ گل
چون روی مست، لعل همی بود بوستان

اکنون ز هول باد خزان، گشت زرد روی
برگ اش چو زعفران شد، شاخ اش چو خیزران

تا تاج زر نهاد به سر بر درخت، بست
گلبن به خدمت اش کمر زرد بر میان

تا آب جویبار چو تیغ زدوده شد
پوشیده آبگیر، زره ها ز بیم آن.

تا پر ستاره بود ز گل باغ را چمن
پیوسته، بود بلبل، در باغ پاسبان

اکنون که برگ شاخ چو خورشید زرد شد
بلبل چو پاسبانان، معزول گشت از آن

گویی که کاروانی از زعفران تر
آمد به باغ و باد بزد راه کاروان

باد وزان همی جهد اکنون از این نشاط
که اش هست بی کرانه و بی مرز زعفران...

نظرات کاربران درباره کتاب از پاییز...

// ◄ فیدیبو:با سلام قیمت درنظر گرفته شده، علاوه بر حق ناشران نویسنده یا مترجه شامل هزینه های مختلف تولید و عرضه کتاب ها بر بستری مناسب و با کیفیت جهانی است. هدف این است که کتاب ها با مناسب ترین قیمت در اختیار شما قرار گیرد. بامهر // آقای فیدیبو قیمت گذاریت خیلی تخیله!
در 2 سال پیش توسط
بسیار زیبا....
در 2 سال پیش توسط