کریشتف کیشلوفسکی شاید شاخصترین و محبوبترین فیلمساز سینمای اروپا در دهه ۱۹۹۰ بود؛ با آثاری یادآور سنت باشکوه و روبهزوالِ سینمای هنریِ اورپا در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰؛ و زندگی دوگانه ورونیک شاید نمونهایترین فیلم اوست؛ با داستانی بهغایت پیچیده و رازآلود، کارگردانی و (بهویژه) وجوه بصریِ خارقالعاده، و بازیهای در حد کمال. شاید این فیلم بهلحاظ دشواریِ موضوع جاهطلبانهترین اثر اوست که موفق میشود به وقایع عجیب و باورنکردنیِ قصه جذابش، بدون نادیدهگرفتنِ حضور پرقدرت «تقدیر» بهعنوان مضمونی فراگیر، شکلی سببی ببخشد. بسیاری از ما در زندگیمان در موقعیتهایی قرار گرفتهایم که به نظرمان آشنا آمده است و از خود پرسیدهایم «آیا این موقعیت را پیشتر تجربه نکردهام؟، آیا این غریبه را پیشتر ندیدهام؟ آیا...». ورونیک میکوشد چنین موقعیتی را جلوهای دراماتیک ببخشد.