فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب شرق بهشت

کتاب شرق بهشت
صد سال سینما، صد فیلمنامه

نسخه الکترونیک کتاب شرق بهشت به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب شرق بهشت

نمای عمومی از کشاورزان در کنار ماشین‌های کشاورزی. پسرکی در پی یک دختربچه می‌دود و سعی می‌کند او را بگیرد. دوربین با زنی که لباس تیره بر تن دارد، پن و تراولینگ می‌کند. دوربین کوچه‌ای از دهکده ماهیگیران را نشان می‌دهد. تورهای ماهیگیری را برای خشک شدن در آفتاب پهن کرده‌اند. زن از کوچه عبور می‌کند. قطع به نمایی از همین صحنه از سمت مقابل. در کوچه اتومبیل‌های مدل آغاز قرن و خانه‌های چوبی که روی سقف آن‌ها منبع آب قرار دارد، دیده می‌شود. مرد جوانی با پولوور زرد و پیراهن و شلوار سفید وارد قاب تصویر می‌شود. زن از پشت او عبور می‌کند. مرد جوان که کال نام دارد برمی‌گردد و به زن نگاه می‌کند. در نمای دیگری زن از روبرو دیده می‌شود که به‌طرف دوربین می‌آید. کال همچنان به او نگاه می‌کند. چند رهگذر و اتومبیل از کوچه عبور می‌کنند. دوربین با زن ــ که وارد یک بانک در نبش کوچه می‌شود ــ پن می‌کند.

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.71 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۴۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب شرق بهشت

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

درباره این مجموعه

فیلمنامه های تعداد اندکی از هزاران فیلم تاریخ سینمای جهان، توسط ناشران معتبر منتشر شده است؛ فیلمنامه های آثاری که دیر یا زود کلاسیک شده اند و یا به دلیلی مورد توجه قرار گرفته اند. در همه جای دنیا، چاپ شدن فیلمنامه یک فیلم، مایه اعتبار صاحب اثر است؛ به همین دلیل حتی عده ای فیلمنامه هایشان را با سرمایه خودشان منتشر می کنند. برای علاقه مندان جدی سینما، خواندن فیلمنامه های فیلم های کلاسیک و باارزش تاریخ سینما، وسیله ای ست برای نزدیک تر شدن به عمق این آثار. برای خیلی ها، خواندن فیلمنامه لذت خواندن قصه و رمان را ندارد (به خصوص از آن رو که فیلمنامه، خالی از توصیف درونیات است و توصیف، به شکلی خلاصه، فقط منحصر به ظاهر صحنه است) اما برای تماشاگر جدی سینما، فیلمنامه وسیله ای ست برای درک بهتر فیلم. شاید بتوان آن را نوعی «وسیله کمک آموزشی» توصیف کرد؛ هرچند خواندن برخی از فیلمنامه ها هم به اندازه یک رمان خوب، لذت بخش است. قطعاً به همین دلیل است که در میان انواع و اقسام نشریه های عمومی سینمایی، نشریاتی هم هستند که موضوع های محدودتری را انتخاب کرده اند؛ و ازجمله ماهنامه معروف فرانسوی L'Avant Scéne Cinema فقط به چاپ فیلمنامه اختصاص دارد و حدود ۳۶ سال است که هر ماه فیلمنامه دقیق یکی از آثار مهم تاریخ سینمای جهان را منتشر می کند (شرق بهشت نیز از یکی از شماره های همین مجله ترجمه شده است).
برای سینماگران نیز در هر مرتبه ای که باشند، خواندن فیلمنامه های آثار کلاسیک، همین خاصیت لذت و آموزش را دارد؛ به خصوص در سینمای ما که مدام صحبت از «مشکل فیلمنامه» است. پایه گذاری این مجموعه، از میان همین استدلال ها شکل گرفت؛ برای افزودن به منابع و مصالحی درخدمت عمیق تر کردن دانش سینماگران و تماشاگران جدی سینما. از میان فیلمنامه های کلاسیک تاریخ سینما، در همه سال هایی که ادبیات سینمایی و ترجمه در ایران پا گرفته، تنها کم تر از شصت فیلمنامه به فارسی ترجمه شده، که رقم ناچیزی است؛ هرچند اولین کتاب سینمایی که در ایران منتشر شد، یک فیلمنامه بود (شاه ایران و بانوی ارمن، ذبیح بهروز، ۱۳۰۶)، اما به خصوص در سال های اخیر، انتشار فیلمنامه های ایرانی (فیلم شده و فیلم نشده) رونق چشمگیری پیدا کرده است. این همه اشتیاقی که به فیلم ساختن و فیلم دیدن در این سرزمین وجود دارد، زمینه مناسبی ست برایِ ــ و نیاز مبرمی ست به ــ ترجمه فیلمنامه های آثار مهم و باارزش و ماندنی سینمای جهان؛ زیرا که از آن ها می شود بسیار آموخت.
بانی خیر این مجموعه، درواقع محسن مخملباف است که درحین گپی با او درباره فیلمنامه (که نمی دانم از کجا شروع شد)، صحبت به ضرورت انتشار فیلمنامه های آثار کلاسیک و مهم سینمای دنیا رسید و آرزوی هر دو که «ای کاش، بشود.» و او که همیشه مرد عمل است، مرا تشویق به حرکت در این زمینه کرد. بعد هم قراری گذاشت با مدیر «نشر نی» ــ ناشر آثار خودش ــ و در چند جلسه ای که درباره چندوچون ترجمه و انتشار یک مجموعه فیلمنامه بحث شد، با علاقه شرکت کرد و درکنار حسن نیت و علاقه ناشر، نقش تعیین کننده ای در به نتیجه رسیدن سریع بحث ها و شکل گیری این مجموعه داشت.
نام مجموعه را گذاشته ایم صد سال سینما، صد فیلمنامه. اما این، البته فقط یک اشاره به صدسالگی سینما، و همان بازی دلپذیر همیشگی با اعداد و کلمات است. امیدمان این است که تعدادی از فیلمنامه های باارزش تاریخ سینما در این مجموعه منتشر شود و حتماً کم تر از صد تا نباشد؛ اما اگر ــ برخلاف سنت مرسوم این دیار ــ به آن رقم جادویی رسیدیم، مطمئن باشید که ادامه کار را رها نمی کنیم. معیارمان در انتخاب فیلمنامه ها، بجز آن چه اشاره شد، و همچنین دردسترس بودن آن ها، قابل انتشار بودن فیلمنامه ها براساس ضوابط و قوانین نشر در این جاست. برای آن که از همین آغاز روراست باشیم، باید اعتراف کنیم که در همین فیلمنامه هایی هم که منتشر می شود، ناچاریم «اصلاحیه هایی» در حد چند کلمه و چند جمله (حذف یا تغییر، طوری که به معنا لطمه نزند و آن را دگرگون نکند) اعمال کنیم. سرسختانه تلاش و آرزو می کنیم که سنت غم انگیز ناکام بودن و متوقف ماندن چنین مجموعه هایی را بشکنیم. بنا را بر این گذاشته ایم که به طور متوسط، هر ماه یک فیلمنامه منتشر شود.
***
شرق بهشت از فیلم های معروف الیا کازان، و فیلمنامه اش اثر نویسنده ای با سوابق ادبی در نمایشنامه نویسی است. فیلم، یکی از شاخص های سینمای اجتماعی آمریکا، با مایه های روان کاوانه است؛ سینمایی که در دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، کازان یکی از پرچمدارانش بود. خوشحالیم که این مجموعه را با ترجمه یکی از پیشگامان ترجمه فیلمنامه در کشورمان آغاز می کنیم. بهرام ری پور جدا از فیلم های کوتاه و بلندی که ساخته، از پیش کسوت های مطبوعات سینمایی و نقد فیلم و ترجمه متون سینمایی ست که از اوایل دهه ۱۳۳۰ به طور مداوم و پیگیر و خستگی ناپذیر در این زمینه ها فعالیت کرده است. از او تاکنون ترجمه دو فیلمنامه از لوییس بونوئل (جذابیت پنهان بورژوازی و شبح آزادی). فریادها و نجواها (اینگمار برگمان) هر سه در سال ۵۲، و خال گل سرخ (قصه فیلم، اثر تنسی ویلیامز) منتشر شده است. نثر ترجمه، همچنان که انتظار می رود، روان و نشانه پشتوانه سال ها تجربه است.

هوشنگ گلمکانی

شرق بهشت

East of Eden
کارگردان: الیا کازان
فیلمنامه: پل آزبرن، براساس نوولی از جان استاین بک
فیلمبردار: تِد مک کورد (سینماسکوپ، وارنر کالر)
موسیقی: لئونارد روزنمن
تدوین: اُوِن مارکس
مدیر هنری: جیمز بیس وی، مالکوم بِرت
طراح صحنه: جرج جیمز هاپکینز
طراح لباس: آناهیل جانستن
صدابردار: استنلی جونز
مشاور فنی رنگ: جان همیلتن
گریم: گوردون بان
محصول ۱۹۵۵ کمپانی برادران وارنر، رنگی، ۱۱۵ دقیقه
بازیگران: جولی هریس (آبرا)، جیمز دین (کال تراسْک)، ریموند ماسی (آدام تراسک)، ریچارد داوالوس (آرون تراسک)، برل آیوز (سام کوپر، کلانتر)، جو وان فلیت (کیت)، آلبرت دکر (ویلیام همیلتن)، لویس اسمیت (آن)، هرولد گوردون (آلبریخت)، تیموتی کری (جو)، ماری سیلِتی (پیسکورا)، لونی چاپمن (روی ترنر)، نیک دنیس (رَنتانی)
نخستین نمایش عمومی: ۹ آوریل ۱۹۵۵، نیویورک
برنده جایزه «فیلم دراماتیک» جشنواره کن ۵۵ به خاطر رهبری استادانه بازیگران.
برنده اسکار بهترین بازیگر زن نقش دوم (جو وان فلیت)

عنوان های فیلم به رنگ زرد طلایی و حاشیه قرمز، به صورت حکاکی روی سنگ، روی تصاویری که با یکدیگر دیزالو می شوند، ظاهر می شوند. این تصاویر به ترتیب عبارتند از: نمای عمومی دریا، یک پرچین که منظره دریا در عمق آن دیده می شود، و برگ های درختان که با وزش باد به حرکت درآمده اند، کوهستان، دشت ها، خانه ها، و صخره ای در دریا به رنگ قرمز که امواج به آن ها می خورد. دوربین به سمت راست پن می کند و نوشته های زیر، روی تصویر ظاهر می شود:
«در کالیفرنیای شمالی، کوهستان سیاه و وحشی سانتالوچیا مانند دیواری میان شهر آرام کشاورزی سالیناس و بندر ماهیگیری پرتحرک و شلوغ مونتری کشیده شده است.»
نوشته دیگری با دیزالو روی تصویر ظاهر می شود: «مونتری، ۱۹۱۷، حومه شهر».
دوربین ثابت می شود و خلیج را نشان می دهد. در دوردست تعدادی خانه دیده می شود. صدای امواج شدت می یابد و موسیقی عنوان ها را می پوشاند.

دیزالو

خیابانی در مونتری، روز، خارجی

نمای عمومی از کشاورزان در کنار ماشین های کشاورزی. پسرکی در پی یک دختربچه می دود و سعی می کند او را بگیرد. دوربین با زنی که لباس تیره بر تن دارد، پن و تراولینگ می کند. دوربین کوچه ای از دهکده ماهیگیران را نشان می دهد. تورهای ماهیگیری را برای خشک شدن در آفتاب پهن کرده اند. زن از کوچه عبور می کند. قطع به نمایی از همین صحنه از سمت مقابل. در کوچه اتومبیل های مدل آغاز قرن و خانه های چوبی که روی سقف آن ها منبع آب قرار دارد، دیده می شود. مرد جوانی با پولوور زرد و پیراهن و شلوار سفید وارد قاب تصویر می شود.
زن از پشت او عبور می کند. مرد جوان که کال نام دارد برمی گردد و به زن نگاه می کند. در نمای دیگری زن از روبرو دیده می شود که به طرف دوربین می آید. کال همچنان به او نگاه می کند. چند رهگذر و اتومبیل از کوچه عبور می کنند. دوربین با زن ــ که وارد یک بانک در نبش کوچه می شود ــ پن می کند.

بانک، داخلی، روز

زنی با لباس سیاه جلوی یک باجه ایستاده است. در باجه ای دیگر، مرد جوانی با عینک و لباس تیره دیده می شود.
کارمند بانک: مبلغ زیادیه. کاسبی خوبی داری سالی!
زن سیاه پوش جلو می آید و نزدیک سالی می ایستد.

سالی: متشکرم (پول را در کیفش می گذارد و برمی گردد) روزبه خیر کیت!

زن سیاه پوش خارج می شود.
کیت: (به باجه نزدیک می شود و کیفش را روی پیشخوان می گذارد). این پول رو به حساب می ذارم.

کوچه ای در مونتری، روز، خارجی

بازگشت به نمای قبلی. کال همچنان در پیاده روی چوبی ایستاده است. مردم و اتومبیل ها درحال عبور هستند.

بانک، داخلی، روز

نمای درشت دست های کارمند بانک که پول ها را می شمارد. جلوی نما، دست های کیت با دستکش کرم رنگ دیده می شود.

کوچه ای در مونتری، خارجی، روز

بازگشت به نمای کال که برمی گردد و در پیاده رو به حرکت درمی آید.
بانک، داخلی، روز
نمای درشت دست های کارمند بانک که مشغول نوشتن است.

کارمند: عجب! باز یه پول حسابی. شما و سالی شغل خوبی انتخاب کردین!
مردی با لباس قهوه ای و یقه سفید و ارد صحنه می شود. ظاهراً مدیر بانک است.

کیت: من عجله دارم. خواهش می کنم زود باشین!
بعد ناگهان ورقه ای را که کارمند بانک پر کرده برمی دارد. کارمند بانک برمی گردد و با تعجب به مدیر بانک نگاه می کند.

کوچه ای در مونتری، خارجی، روز

نمای عمومی از روبروی بانک. کیت از بانک بیرون می آید. کاغذی را که در دست دارد در کیف می گذارد، برمی گردد و پشت به دوربین دور می شود. زنی متوجه او می شود. به زنی دیگر اشاره می کند و کیت را نشان می دهد. نمای متوسط از کال در حال حرکت. در آسمان یک پرچم آمریکا را باد به حرکت درآورده است.
برگشت به کیت در نمایی از پشت سر که در خیابان درحال حرکت است. کال درحالی که دست هایش را در جیب کرده، می دود تا خودش را به کیت برساند. دوربین با کال پن می کند. در نمای مقابل، کال پشت به دوربین دارد و کیت به طرف درخت های کنار جاده می رود و پشت آن ها ناپدید می شود. پس از یک لحظه تردید، کال درحالی که می دود، به دنبال او می رود. نمای نزدیک از کال که متوقف می شود. نمای نزدیک از کیت که همچنان درحال حرکت است. بعد وارد یک کوچه می شود که عده ای در آن درحال عبور هستند. کال با چشمانش کیت را تعقیب می کند. کیت از مقابل چند مرد که کنار کوچه نشسته اند، عبور می گذرد.
یک مرد روزبه خیر کیت!
مرد دیگر: سلام!
مرد سوم با لبانش صدایی درمی آورد و پایش را بلند می کند و طوری وانمود می کند که می خواهد جلوی او را بگیرد. کیت لبخند می زند و از صحنه خارج می شود. کال دور شدن او را می نگرد. کیت به طرف خانه ای بزرگ می رود و کال او را تعقیب می کند. کیت جلوی خانه می رسد. کال وارد صحنه می شود و کیت را می نگرد. صدای خنده ای شنیده می شود. کال برمی گردد و در نمای عمومی، خانه های چوبی با رنگ های روشن دیده می شود. پشت پنجره یکی از خانه ها پرده ای تکان می خورد. نمای نزدیک از کیت که می ایستد و به کال می نگرد و بعد راهش را از میان پرچین ها ادامه می دهد.

خانه کیت، خارجی، روز

کیت مقابل پله های خانه می رسد. دختر جوانی مشغول تمیز کردن جلوی خانه است. دختر موهای بلند بلوطی دارد، آستین های پیراهنش را بالا زده و پیش بند خاکستری رنگی روی دامن قرمزش پوشیده است.
کیت: (با لحنی خشک و جدی) همه جا را تمیز کردی؟
آن هنوز وقت نکردم خانم.
کیت: (داخل خانه می شود) اول باید همه جارو نظافت کنی (در پشت سرش بسته می شود. آن متوجه کال می شود و به او نگاه می کند. کال می ایستد و به طرف خانه نگاه می کند. در پشت سر آن، کیت در قاب پنجره ظاهر می شود و صدا می زند) آن!
دختر جوان که غافلگیر شده، ناگهان از جا بلند شده وارد خانه می شود.

نظرات کاربران درباره کتاب شرق بهشت