فیدیبو نماینده قانونی انتشارات شهید کاظمی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب اقتصاد مقاومتی سکوی پیشرفت و عدالت

کتاب اقتصاد مقاومتی سکوی پیشرفت و عدالت
مدظله، تبیین اقتصاد مقاومتی در بیان مقام معظم رهبری

نسخه الکترونیک کتاب اقتصاد مقاومتی سکوی پیشرفت و عدالت به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب اقتصاد مقاومتی سکوی پیشرفت و عدالت

اقتصاد مقاومتی واقع یک الگوی بومی و علمی است که برآمده‌ی از فرهنگ انقلابی و اسلامی ما است؛ متناسب با وضعیت امروز و فردای ما است... مربوط به وضع کنونی و شرایط کنونی کشور نیست، این یک تدبیر بلندمدت برای اقتصاد کشور است؛ می‌تواند اهداف نظام جمهوری اسلامی را در زمینه‌ی مسائل اقتصادی برآورده کند؛ می‌تواند مشکلات را برطرف کند؛ درعین‌حال پویا هم هست؛ یعنی ما این سیاست‌ها را به صورت یک چهارچوب بسته و متحجر ندیده‌ایم، قابل تکمیل است، قابل انطباق با شرایط گوناگونی است که ممکن است در هر برهه‌ای از زمان پیش بیاید و عملاً اقتصاد کشور را به حالت «انعطاف‌پذیری» می‌رساند؛ یعنی شکنندگی اقتصاد را در مقابل تکانه‌های گوناگون برطرف می‌کند... عمل در این‌جا یک عمل صالح است؛ هرکسی که در این زمینه اقدام و عمل بکند، قطعاً مصداق «وَ عَمِلوا الصالِحات» خواهد بود. مقام معظم رهبری

ادامه...
  • ناشر انتشارات شهید کاظمی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.88 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۳۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب اقتصاد مقاومتی سکوی پیشرفت و عدالت

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



طرح دغدغه

ملت بزرگ ایران در انقلاب اسلامی کبیر خود در سال ۱۳۵۷ به اولین پیروزی تاریخی خود رسید و یکی از زیباترین و شگفت انگیزترین نمایش ها را اینگونه در صحنه ی تاریخ اجرا کرد.(۲) خصوصیت این انقلاب عظیم اسلامی این بود که به فضل الهی آن بهار تا امروز خزان نداشته. این ایستادگی، این ثبات، این تداوم، این پایبندی به ارزش ها و اصولی که انقلاب برای این مردم آورد، همان چیزی است که امیدها را در دل های ناظران در سرتاسر دنیایی که می بینند و نگاه می کنند، پایدار می کند. این اتفاق در انقلاب ما افتاده است.(۳) امروز انقلاب کبیر اسلامی و نظام والایی که بر بنیان های مستحکم آن بنا شد، در عنفوان جوانی و بالندگی ست. دشمنان اسلام و ایران با همه ی توطئه ها و یورش های نظامی و اقتصادی و فرهنگی نتوانستند این کلمه ی طیبه را از رشد و تکامل باز دارند و ملت ایران با پیشتازی شهیدان و ایثارگران و رزمندگان خود با تمسک به اسلام و ایمان صادقانه و هوشمندانه توانست دستاورد گران بهای خود را پاسداری کند و به نقطه ی ثبات و استحکام برساند.(۴)
عزیزان من! این انقلاب، پدیده ی بسیار عظیمی است. مساله ی این انقلاب، حتّی به تشکیل نظام جمهوری اسلامی، محدود نمی شود. این انقلاب، تاریخ را عوض کرده و یک راه جدید در مقابل بشر به وجود آورده است -چه برسد به ملت های اسلامی- این انقلاب، حادثه ی بی سابقه ای است. من یک وقت تاریخ انقلاب ها را مقایسه ای کوتاه کردم -میان این انقلاب و انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ شوروی سابق و انقلاب کبیر فرانسه در سال ۱۷۸۹؛ دویست و چند سال قبل- این ها با هم خیلی تفاوت دارد. اصلاً این انقلاب از نوع آن انقلاب ها نیست؛ پدیده ی عجیبی است. سیاستمدارانِ باهوش صهیونیستِ دنیا دیده ی پاردُم ساییده(۵) ی رِند، فهمیدند که این انقلاب، انقلاب عظیمی است و باید با آن مقابله کنند. آن ها با این نیت، برنامه ریزی می کنند. آنها در واقع از این حرکت عظیم در سطح تاریخ واهمه دارند؛ لذا برنامه ریزی های بلند مدّت می کنند، برای این که بتوانند ملت و در درجه ی اوّل جوانان را -که جوانان امروز، در واقع همه ی جمعیت فرداست- از این انقلاب، جدا کنند.(۶) هنگامی که انقلاب اسلامی در ایران پیروز شد، از آن جا که پیش بینی می شد که جاذبه و محبوبیت انقلاب، ملت های مسلمان و حتی بعضی غیرمسلمان ها را شیفته ی اسلام کند، همه ی دست های استعماری به کار افتاد، تا از نفوذ معنوی اسلام جلوگیری کند. تلاش وسیع و همه جانبه ی استکبار در برابر نفوذ اسلام، هیچ موجبی جز این ندارد که گسترش اسلام و مفاهیم اسلامی در هر نقطه ی جهان، به معنای جمع شدن بساط استکبار و ایادی آن در آن نقطه است.(۷)
نظام اسلامی با ملت ها طرف نیست، با مردم طرف نیست، با انسان ها طرف نیست، نظام اسلامی با استکبار طرف است. از زمان ابراهیم خلیل و نوح پیغمبر و پیغمبران بزرگ و پیغمبر اسلام تا امروز هم همین بوده: جبهه ی حق در مقابل استکبار قرار داشته است. چرا؟ مقابله ی امروز نظام اسلامی با استکبار از چه رو است؟ چون استکبار قادر نیست نظام اسلامی ای مثل نظام جمهوری اسلامی ایران را تحمل کند. چون نظام جمهوری اسلامی اساساً در اعتراض به استکبار پدید آمده است؛ انقلاب در اعتراض به استکبار و عوامل استکبار در ایران به وجود آمد و بر این اساس تشکیل شد، رشد پیدا کرد، قوی شد، منطق استکبار را به چالش کشید. [استکبار] نمی تواند تحمل کند، مگر وقتی که مایوس بشود. . . برای دستگاه استکبار و امروز برای دولت ایالات متحده ی آمریکا بسیار دشوار است که ببیند در این منطقه ی حساس عالم، در غرب آسیا -[که ] یکی از حساس ترین مناطق دنیا است؛ هم از لحاظ سیاسی، هم از لحاظ اقتصادی، حوادث این جا بر همه ی عالم اثرگذار است- یک کشوری، یک نظامی، یک ملّتی سربرآورده است که خود را متّصل و مربوط و تبعِ به آن قدرت ابر قدرت -که خودش را اَبَر قدرت می داند- نمی داند، مستقل حرکت می کند؛ علیه او این همه مخالفت انجام می گیرد، [امّا] از همه ی این مشکلات و سختی ها نظام اسلامی عبور می کند و به اعتراف خود آن ها نفوذ آمریکا را در این منطقه به چالش می کشد و نفوذ خودش را گسترش می دهد و به عنوان یک نمونه و الگویی برای ملت های منطقه در می آید؛ تحمل این برای آن ها خیلی سخت است.(۸)
انقلاب، یک تحول بنیادین براساس یک سلسله ارزش هاست و یک حرکت به جلو محسوب می شود. آنچه در کشور ما واقع شد، انقلاب اسلامی است که تحول عظیمی در ارکان سیاسی و اقتصادی و فرهنگی جامعه و یک حرکت به جلو و یک اقدام به سمت پیشرفت این کشور و این ملت بود. (۹)
پیشرفت برای همه ی کشورها و همه ی جوامع عالم، یک الگوی واحد ندارد. پیشرفت یک معنای مطلق ندارد؛ شرایط گوناگون -شرایط تاریخی، شرایط جغرافیائی، شرایط جغرافیای سیاسی، شرایط طبیعی، شرایط انسانی و شرایط زمانی و مکانی- در ایجاد مدل های پیشرفت، اثر می گذارد. ممکن است یک مدل پیشرفت برای فلان کشور یک مدل مطلوب باشد؛ عیناً همان مدل برای یک کشور دیگر نامطلوب باشد.(۱۰) البته در نظامی که براساس انقلاب به وجود آمد، ما از شرق و غرب الگو نگرفتیم. این نقطه بسیار مهمی است. ما نمی توانستیم از کسانی الگو بگیریم که نظام های آنها را غلط و برخلاف مصالح بشریت می دانستیم.(۱۱)
اما چرا از آن دو رژیم جهانی -رژیم شرقیِ کمونیستی و رژیم غربیِ سرمایه داری- الگو نگرفتیم؟ چون رژیم های باطلی بودند. رژیم های کمونیست، رژیم های مستبدی بودند که با شعار حکومت مردمی سرِ کار آمده بودند؛ اما اشرافی هم بودند! با این که دم از ضدّیت با اشرافی گری می زدند، اما عملاً حکومت های اشرافی بودند. از لحاظ استبداد، در نهایت درجه استبداد بودند و حاکمیت مطلق دولت بر اقتصاد، بر فرهنگ، بر سیاست و بر فعالیت های گوناگون اجتماعی و غیره به چشم می خورد! در رژیم های شرقی، مردم هیچ کاره محض بودند.(۱۲)
از غرب هم نمی خواستیم و نمی توانستیم الگو بگیریم؛ چون غرب چیزهایی داشت، اما به قیمتِ نداشتن چیزهای مهمتری. در غرب، علم بود، اما اخلاق نبود؛ ثروت بود، اما عدالت نبود؛ فناوری پیشرفته بود، اما همراه با تخریب طبیعت و اسارت انسان؛ اسم دموکراسی و مردم سالاری بود، اما در حقیقت سرمایه سالاری بود، نه مردم سالاری؛ امروز هم همین طور است.(۱۳)
طبیعی بود که برای ملتی که با جانِ خود و عزیزانش قیام کرده بود و در راسش یک عالم ربّانی و جانشین پیامبران قرار داشت، نظام غربی نمی توانست الگو باشد. پس، ما الگو را نه از رژیم های شرقی و نه از رژیم های غربی گرفتیم؛ ما الگو را از اسلام گرفتیم و مردم ما بر اثر آشنایی با اسلام، نظام اسلامی را انتخاب کردند. مردم ما کتاب های اسلامی خوانده بودند؛ با روایات آشنا بودند؛ با قرآن آشنا بودند؛ پای منابر نشسته بودند. . . برای مردم یک سلسله ارزش ها جا افتاده بود و دنبال آن ها بودند. . . انقلاب برای دستیابی به آن ارزش ها بود.(۱۴)
پیشرفت در کشور ما -با شرایط تاریخی ما، با شرایط جغرافیایی ما، با اوضاع سرزمینی ما، با وضع ملت ما، با آداب ما، با فرهنگ ما و با میراث ما- الگوی ویژه ی خود را دارد؛ باید جستجو کنیم و آن الگو را پیدا کنیم. آن الگو ما را به پیشرفت خواهد رساند؛ نسخه های دیگر به درد ما نمی خورد؛ چه نسخه ی پیشرفت آمریکایی، چه نسخه ی پیشرفت اروپایی از نوع اروپای غربی، چه نسخه ی پیشرفت اروپایی از نوع اروپای شمالی -کشورهای اسکاندیناوی، که آنها یک نوع دیگری هستند- هیچ کدام از این ها، برای پیشرفت کشور ما نمی تواند مدل مطلوب باشد. ما باید دنبال مدل بومی خودمان بگردیم. هنر ما این خواهد بود که بتوانیم مدل بومی پیشرفت را متناسب با شرایط خودمان پیدا کنیم.(۱۵)
هر الگوی پیشرفتی بایستی تضمین کننده ی استقلال کشور باشد؛ این باید به عنوان یک شاخص به حساب بیاید. هر الگویی از الگوهای طراحی شونده ی برای پیشرفت که کشور را وابسته کند، ذلیل کند و دنباله رو کشورهای مقتدر و دارای قدرت سیاسی و نظامی و اقتصادی بکند، مردود است. یعنی استقلال، یکی از الزامات حتمیِ مدل پیشرفت در دهه ی پیشرفت و توسعه است. پیشرفت ظاهری -با وابسته شدن در سیاست و اقتصاد و غیره- پیشرفت محسوب نمی شود. امروز هستند کشورهایی -بخصوص در آسیا- که از لحاظ فناوری، از لحاظ دانش، از لحاظ مصنوعات، پیشرفت های ظاهری دارند؛ خیلی از جاهای دنیا را هم تصرف کرده اند؛ اما وابسته اند. ملت و به تبع آن ها دولت، از خودشان هیچ نقشی ندارند. نه در سیاست های جهانی، نه در سیاست های اقتصادی عالم و نه در طراحی های مهمی که در عرصه ی بین المللی مورد توجه است. دنباله رو اند؛ غالباً هم دنباله رو آمریکا. این پیشرفت نیست و ارزشی ندارد.(۱۶)
ما دنبال الگوی مطلوب و آرمانیِ خودمان هستیم، که یک الگوی اسلامی و ایرانی است؛ از هدایت اسلام سرچشمه می گیرد، از نیازها و سنت های ایرانی بهره می برد؛ یک الگوی مستقل. البته امروز محققین و صاحب نظران تلاش های فراوانی هم دارند می کنند برای اینکه این الگو را تدوین کنند.(۱۷)
مجموعه ی سیاست های اقتصاد مقاومتی [هم] در واقع یک الگوی بومی و علمی است که برآمده ی از فرهنگ انقلابی و اسلامی ما است؛ متناسب با وضعیت امروز و فردای ما است... مربوط به وضع کنونی و شرایط کنونی کشور نیست، این یک تدبیر بلندمدت برای اقتصاد کشور است؛ می تواند اهداف نظام جمهوری اسلامی را در زمینه ی مسائل اقتصادی برآورده کند؛ می تواند مشکلات را برطرف کند؛ درعین حال پویا هم هست؛ یعنی ما این سیاست ها را به صورت یک چهارچوب بسته و متحجر ندیده ایم، قابل تکمیل است، قابل انطباق با شرایط گوناگونی است که ممکن است در هر برهه ای از زمان پیش بیاید و عملاً اقتصاد کشور را به حالت «انعطاف پذیری» می رساند؛ یعنی شکنندگی اقتصاد را در مقابل تکانه های گوناگون برطرف می کند.(۱۸)
خب، حالا این طرح بزرگ، این نقشه یِ راه همه جانبه و وسیع مطرح شد؛ صِرف مطرح کردن سیاست ها که مشکلی را حل نمی کند؛ این آغاز راه است.(۱۹) کار بزرگی شروع شده، این کار بزرگ را ما می توانیم ان شاءالله با همت، با توکل به خدای متعال، قدم به قدم، با شتاب متناسب و لازم پیش ببریم و جوری هم هست که به اعتقاد من آثار و نتایج آن بلندمدت هم نیست؛ برنامه ها برنامه های بلندمدتی است، لکن نتایج آن خیلی زود به دست خواهد آمد ان شاءالله؛ یعنی شروع ثمرات این کار و احساس عمومیِ مردم برای شیرینی نتایج این کار ان شاءالله دیر و دور از دسترس نیست. ان شاءالله امیدواریم در همین دولت، با پیشرفتی که انجام می گیرد، با کاری که انجام می گیرد، مردم این را احساس کنند و ثمرات این حرکت عمومی و بزرگ را بچشند.(۲۰)

ظرفیتهای فراوان مادی و معنوی کشور

سرمایه هایی که ملت ایران دارد هم سرمایه های مادی، هم سرمایه های انسانی بی نظیر است.(۲۱) ظرفیت منابع انسانی ما جزو ظرفیت های ممتاز در سطح جهان است؛ این را باید بالفعل کرد و باید به کار گرفت،(۲۲) الان بیش از ۳۱ درصد جمعیت ما بین پانزده سال تا بیست و نه سال سن دارند؛ این وضعیت عالی است، فوق العاده است.(۲۳) هرجایی که ما به ابتکار و استعداد جوانان مان تکیه کردیم، آن جا ناگهان مثل چشمه ای جوشید، شکوفا شد؛ در قضایای مربوط به مسائل هسته ای، در قضایای مربوط به مسائل دارویی، در درمان های گوناگون، در سلول های بنیادی، در نانو، در این برنامه های صنعتی دفاعی، هرجایی ما سرمایه گذاری [کردیم ] و به این نیروی جوان و علاقه مند و مومن و با اخلاص داخلی تکیه کردیم و به او ارج نهادیم، کارمان پیش رفت؛(۲۴) در بعضی از رشته های علمی جزو هفت هشت کشور [اول] دنیا و در بعضی جاها جزو چهار پنج کشور اول دنیا قرار داریم. این آن زیرساخت اساسی است: نیروی انسانی.(۲۵) ده میلیون دانش آموخته ی دانشگاه ها داریم؛ شصت وپنج هزار عضو هیئت علمی داریم که بیش از ده برابر آن چیزی است که در اول انقلاب وجود داشت؛ پنج هزار شرکت دانش بنیان داریم که الان هفده هزار متخصص و فعال در این شرکت ها مشغول کارند.(۲۶)
یکی از ظرفیت های مهم کشور ما منابع طبیعی است،(۲۷) هیچ کشوری در دنیا به قدر ایران ما نفت و گاز ندارد. نفت و گاز رگ حیاتی امروز دنیا است، این ماده ی حیاتی و اصلی، در کشور شما از همه ی دنیا بیشتر است؛(۲۸) حالا این نفت و گاز بود، سرمایه های معدنی دیگر [هم همین جور] معادن طلا، معادن سیمان، معادن فلزهای کمیاب و فلزهای ارزشمند. سرمایه های زیربنایی [مثل] راه و سد؛ امروز بیش از ششصد سد در کشور در اندازه های مختلف وجود دارد؛ انقلاب اسلامی این کشور را در وضعیتی تحویل گرفت که حدود ده پانزده سد در سرتاسر کشور بود؛ امروز ششصد و اندی سد در کشور هست؛ در اندازه های بزرگ و کوچک؛ بعضی از آن ها بسیار مهم و بزرگ است.(۲۹)
ظرفیت دیگر موقعیت جغرافیایی ما است؛ ما با پانزده کشور همسایه هستیم که این ها رفت و آمد دارند. حمل و نقل ترانزیت یکی از فرصت های بزرگ کشورها است؛ این برای کشور ما هست و در جنوب به دریای آزاد و در شمال به آب های محدود منتهی می شود. در این همسایه های ما، در حدود ۳۷۰ میلیون جمعیت زندگی می کنند که این مقدار ارتباطات و همسایه ها، برای رونق اقتصادی یک کشور یک فرصت بسیار بزرگی است. این علاوه بر بازار داخلی خود ما است؛ یک بازار ۷۵ میلیونی که برای هر اقتصادی، یک چنین بازاری بازار مهمی است.(۳۰) کشور ما کشور وسیعی است. همه چیز، متناسب با نیازهای ما وجود دارد. طبیعتِ خوب داریم، معدنِ خوب داریم، مردمِ خوب داریم، استعدادِ خوب داریم، مسئولان دلسوز مردمی هم در سه قوه داریم، نیروهای مسلحِ پای کار و آماده و شجاع هم داریم، روحانیت فاضل و دلسوز و علاقه مند هم داریم، دانشگاه ها و مدارس پر جمعیت هم داریم -چهار میلیون جمعیت دانشجو و میلیون ها جمعیت دانش آموز- این ها امکانات ماست، استعداد ماست؛ عزم و اراده و امید هم در ملت ما وجود دارد.(۳۱) از مسئولین هم می خواهیم به مردم اعتماد کنند، به نیروی داخلی اعتماد کنند، سعی کنند این سرچشمه ی فیاض تمام نشدنی را در داخل، خروشان و فروزان و جوشان کنند؛ این اگر شد، همه ی درهای بسته باز خواهد شد. باید این جوری حرکت کنند، این جوری عمل کنند.(۳۲)

نظرات کاربران درباره کتاب اقتصاد مقاومتی سکوی پیشرفت و عدالت