فیدیبو نماینده قانونی نشر ماهی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ظلمت آشکار

کتاب ظلمت آشکار
خاطرات افسردگی

نسخه الکترونیک کتاب ظلمت آشکار به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۵۲۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب ظلمت آشکار

ویلیام استایرن، نویسنده‌ی امریکایی که در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی با رمان‌هایی چون انتخاب سوفی به شهرت رسیده بود، در شصت‌وچندسالگی به افسردگی حاد مبتلا شد. این افسردگی به‌قدری شدید بود که او را ماه‌ها کاملاً از کار باز داشت و حتی به فکر خودکشی هم انداخت. استایرن، بعد از بهبود، خاطراتش از این دوران را در قالب کتاب کوچک ظلمت آشکار نوشت، کتابی که آوازه‌ی او را در دهه‌ی پایانی عمرش دوچندان کرد. این کتاب با شرح سفر استایرن به پاریس در سال ۱۹۸۵ شروع می شود؛ سفری که به خاطر تشدید بیماری‌اش برای او اهمیت بسزایی داشت و کمک زیادی به درمانش کرد.

ادامه...
  • ناشر نشر ماهی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.62 مگابایت
  • تعداد صفحات ۷۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب ظلمت آشکار

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب ظلمت آشکار

کسانی که با بیماری افسردگی مبارزه کرده اند خیلی خوب میتونند ارتباط برقرار کنند. روایت کتاب خیلی جذاب است. همه ما میتونیم در معرض این بیماری باشیم. خوندنش را به همه توصیه میکنم.
در 3 سال پیش توسط maz...sri
افسردگی اختلالی ذهنی است و رنجی چنان رازآلود و دیرفهم که به وصف درنمی‌آید. بنابراین برای آنان که باوجود اندوه درونی شدت آن را نچشیده‌اند، همواره درک ناشدنی باقی می‌ماند
در 2 سال پیش توسط P D
کتاب خاطرات نویسنده‌شه از دوره‌ای که مبتلا بوده به افسردگی پیشرفته. جالب که پارسال همین موقع‌ها بود که من یه دوره افسردگی رو گذروندم. همینطور که کتاب رو میخوندم حالات خودم یادم میومد، و انقدر توصیفاتش دقیق بود و همه حس‌ها رو خوب بیان کرده بود که فکر میکردم چطور تونسته بعد از درمان شدن باز خودش رو انقدر به اون شرایط نزدیک کنه و ازش بنویسه. کتاب در حد یه خاطره و گزارش نمونده و یه سری جملات و بخش های فوق‌العاده داره به لحاظ بیان ادبی. آنچه به شکلی مرموز و به شیوه‌هایی دور از تجربه ی معمول کشف کرده بودم، این بود که نم نم غم انگیز هراس ناشی از افسردگی رنگ درد جسمی به خود می‌گیرد، ولی مثل درد دست و پای شکسته قابل تشخیص نیست. شاید دقیق‌تر باشد اگر بگویم یاس، به دلیل ترفندهای شیطانی‌ای که روان به مغز بیمار می‌زند، همچون رنج اهریمنی آدمی گرفتار در اتاقی بسیار داغ است. و چون هیچ نسیمی این دیگ بزرگ را نمی‌جنباند، چون هیچ گریزی از این محدودیت خفه‌کننده وجود ندارد، کاملا طبیعی‌ست که قربانی بی‌وقفه به فکر فراموشی بیفتد.یا اینپدیده‌ای که عده‌ای هنگام افسردگی شدید متوجه شده‌اند، حس همراهی با یک خود ثانویه است- ناظری شبح‌مانند که بی اینکه در دیوانگی زوجش شریک شود، قادر است با کنجکاوی‌ای عاری از احساس، همراهش را که در برابر مصیبت تقلا می‌کند، یا تصمیم می‌گیرد به استقبال مصیبت برود، تماشا کند. همه این‌ها مثل یک نمایش‌اند و در چند روز بعد که با سردی خود را برای نابودی آماده می‌کردم، نمی‌توانستم از شر ملودرام خلاص شوم- ملودرامی که در آن من قربانی خودکشی، تنها بازیگر و تنها بیننده‌اش بودم.
در 7 سال پیش توسط Ham...d
یک . کتاب با این جمله شروع می شود :در پاریس ، اواخر شبی سرد در اکتبر سالِ 1985 ، اولین بار بود که کاملا فهمیدم کشمکشم با اختلال ذهنی ، که ماه ها به خود مشغولم کرده بود ، مصیبت بار شده است ..دو . "فقدان" را در همه سو احساس می کردم . از دست دادن خودباوری علامتِ معروفی است . خود باوریِ من همراه اعتماد به نفسم از میان رفته بود . این "فقدان" ممکن است به سرعت به وابستگی تنزل کند و از وابستگی به هراسی کودکانه . آدم می ترسد که مبادا همه چیز را از دست بدهد ، همه نزدیکان و دوستانش را - ترس شدیدی از تنها ماندن . حتی تنها ماندن در خانه باعثِ ترس شدید و دلهره من می شد .سه .در جایی از کتاب به این جمله از کامو اشاره می کند که : فقط یک مسئله جدی فلسفی وجود دارد و آن خودکُشی است . قضاوت درباره اینکه زندگی ارزش زیستن دارد یا نه ، برابر است با پاسخ دادن به این اساسی ترین سوالِ فلسفی . چهار . در موردِ پرسش بالا این حرف به ذهنم میرسه که اگر دیدِ مذهبی خودم رو بذارم کنار و از دریچه های دیگه نگاه کنم به این موضوع که این زندگی ارزشش رو داره یا نه ؟ جواب چیه ...
در 5 سال پیش توسط Alb...eri
رنج افسردگی شدید برای کسانی که به آن مبتلا نیستند کاملا تصورناپذیر است، و در بسیاری از موارد انسان را می‌کشد، چون اندوه و عذاب آن را نمی‌توان تحمل کرد. پیشگیری از بسیاری خودکشی‌ها فقط در صورتی میسر است که آگاهی عمومی نسبت به طبیعت این رنج ایجاد می‌شود. عده‌ای از مردم از طریق گذر درمانگر زمان -و در خیلی موارد به‌واسطه‌ی دارو و درمان و بستری شدن- از افسردگی جان سالم به در می‌برند که شاید تنها موهبت آن باشد. ولی آن خیل عظیم غم‌انگیزی که مجبورند خود را به دست نابودی بسپارند، همان‌قدر شایسته‌ی سرزنش‌اند که قربانیان سرطان لاعلاج.‏
در 5 سال پیش توسط Poo...iya
تمام تلاش نویسنده در این بوده ک ب خواننده اش بفهماند افسردگی از مریخ نیامده...ممکن است سال ها همراه تان باشد و شما بی خبر از آن بوده باشید.
در 4 سال پیش توسط Ham...ody
من با توجه به تجربه افسردگی که داشتم فکر میکنم موثرترین بخش کتاب چند صفحه آخر بود . که اونهم توصیه ای است به اطرافیان فرد درگیر با بیماری . اینکه همیشه و همیشه یادآوری کنن که بیماری بهرحال روند خودش رو طی میکنه و تمام میشه . و اینکه تصویر کامل و جامعی از شرایط فرد درگیر ، به دست نداده بود . تنها درباره تجربیات شخصی خودشون و درد و رنج غیر قابل بیانشون صحبت شده بود و کمی عدم تمرکز . اما در بیماری کار به جایی میکشه که دیگه نه میشه تلویزیون تماشا کرد نه موسیقی گوش کرد و نه کتاب خوند و نه با تلفن حرف زد و نه اصلا حرف زد . انگار وزن تمام دنیا روی دوش های آدمه .میخوام بگم چندان مرجع کاملی برای اطرافیان بیمار نیست اما اندرزی که داده کاملا و کاملا درسته و تنها راه همینه . عالی نبود اما به خوندنش می ارزید
در 10 ماه پیش توسط sam...ani
ساعت ۴ شبه که تمومش می کنم تازه تونستم به عمق فاجعه زندگیم پی ببرم واقعا کتاب فوق العاده ایه دمت گرم فیدیبو
در 12 ماه پیش توسط Javad Rahimi
اگه تجربه افسردگی ندارید و اصلا دچار یا مبتلایش نبوده‌اید این کتاب برای شما موضوعیت ندارد اما اگر لمسش و تجربه‌اش کرده‌اید این کتاب را بخوانید. از این کتاب‌های عامه‌پسند درمان افسردگی در پنج روز نیست، یعنی اصلا بحثش چیز دیگری‌است‌ و نویسنده تلاش می‌کند از درونش بگوید و ‌‌ افسردگی عمیقی که او را تا مرز خودکشی برده توصیف کند. بیشتر کتابهای نوشته شده در این زمینه توصیف روانشناسان، روانکاوان و روانپزشکان از این مرض عجیب و غریب است اما این کتاب را کسی نوشته که خودش و بیماری‌اش را کاویده است و توانسته از دنیای سرد و تاریک درونش بگوید. ‌
در 1 سال پیش توسط آزاده شمس
خواندن این ترجمه مثل رانندگی در یک جاده سربالایی و یخ زده است. از این ناشر انتظار نداشتم کتابی با این کیفیت ترجمه چاپ کنه.
در 1 سال پیش توسط سعید