فیدیبو نماینده قانونی نشر پیکره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب صبح یکشنبه

کتاب صبح یکشنبه

نسخه الکترونیک کتاب صبح یکشنبه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۵,۱۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب صبح یکشنبه

والاس استیونس در اکتبر 1879 در ایالت پنسیلوانیا به دنیا آمد و در اگوست 1955 در سن 76 سالگی از دنیا رفت. در فاصله سال های 1897 تا 1900 او به عنوان شاگردی ممتاز در دانشگاه هاروارد مشغول تحصیل بود که در نهایت نتوانست از آنجا فارغ التحصیل شود اما به سال 1903 موفق شد از دانشگاه نیویورک در رشته حقوق مدرک خود را بگیرد و بلافاصله وارد حرفه وکالت شد. علاقمندی استیونس به ادبیات به خصوص شعر از دوران تحصیلش در هاروارد می آمد هم آنجا که تعدادی از اولین شعرهایش در مجله دانشکده چاپ شد اما در سال 1915 و در سن 36 سالگی بود که نخستین سروده های جدی اش رسما منتشر شد و سپس در سال 1923 نخستین مجموعه اش هارمونیوم توسط ناشری معتبر به نام آلفرد ای نوف به چاپ رسید.

ادامه...
  • ناشر نشر پیکره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.7 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۲۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب صبح یکشنبه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقالات

والاس استیونس

طرحی از یک زندگی

والاس استیونس۱ در اکتبر ۱۸۷۹ در شهر ریدینگ۲ ایالت پنسیلوانیا۳ به دنیا آمد و در اگوست ۱۹۵۵ در شهر هارتفورد۴
استان کانکتیکت۵ در سن ۷۶ سالگی از دنیا رفت. در فاصله ی سال های ۱۸۹۷ تا ۱۹۰۰ او به عنوان شاگردی ممتاز در دانشگاه هاروارد۶ مشغول تحصیل بود که در نهایت نتوانست از آن جا فارغ التحصیل شود امّا به سال ۱۹۰۳ موفق شد از دانشگاه نیویورک در رشته ی حقوق مدرک خود را بگیرد و بلافاصله وارد حرفه ی وکالت شد.
در سال ۱۹۰۴ با یکی از دختران همشهری اش به نام اِلسی کَچِل۷ آشنا شد که سرانجام در سال ۱۹۰۹ رسماً با هم ازدواج کردند. ماحصل این ازدواج دختری به نام «هولی بایت»۸ (متولد ۱۹۲۴) بود که حضور او تقریباً هم زمان شد با چاپ اولین کتاب استیونس.
علاقمندی استیونس به ادبیات به خصوص شعر از دوران تحصیل اش در هاروارد می آمد؛ هم آن جا که تعدادی از اولین شعرهایش در مجله ی دانشکده چاپ شد امّا در سال ۱۹۱۵ و در سن ۳۶ سالگی بود که نخستین سروده های جدی اش رسماً منتشر شد و از همین سال به بعد بود که او شروع به انتشار یک سری شعر در مجله ی شعر شیکاگو کرد و سپس در سال ۱۹۲۳ نخستین مجموعه اش، هارمونیوم۹، توسط ناشری معتبر به نام آلفرد. اِی. نوف۱۰ به چاپ رسید. استیونس بلافاصله از جانب هم عصرانش مورد ستایش قرار گرفت. همان زمان هارت کرِین۱۱ درباره ی او نوشت: «مردی که کارش همه ی ما را به سکوت وا می دارد»؛ امّا استیونس همیشه حس می کرد که آن کتاب، چیزی نیست که او واقعاً انتظار داشت و همین دلیل ناامیدی اش شد و تا مدت ها نتوانست بنویسد. و سال ها بعد در چاپ دوّم آن کتاب که در سال ۱۹۳۱ منتشر شد، تنها هشت شعر جدید به آن کتاب اضافه نمود.
اگرچه استیونس در دهه ی ۲۰ چیز چندانی ننوشت امّا به شکلی مستمر در طی آن سال ها از لحاظ مالی پیشرفت کرد. بعد از کار در چندین موسسه ی خصوصی در نیویورک بین سال های ۱۹۰۴ تا ۱۹۰۷ در سال ۱۹۰۸ به عنوان وکیل یک شرکتِ بزرگِ بیمه استخدام شد و در سال ۱۹۱۴ به مقام معاونت دفتر شرکت بیمه ی «اطمینان» در شهر سن لوئیس۱۲ ارتقاء پیدا کرد؛ امّا اندکی بعد به علّت ادغام شرکت بیمه ای که او در آن کار می کرد با شرکتی دیگر مجبور شد از نیویورک به هارتفورد نقل مکان کند؛ جایی که تا آخر عمر در آن جا ماندگار شد. در سال ۱۹۳۴ دوباره به سمت معاونت در شرکت بیمه منصوب شد. والاس استیونس به علّت تنعّم مالی تقریباً بیش تر اوقات زندگی اش را مصروف جمع آوری و خرید آثار هنری کرد و همیشه منتظر بود تا یک بسته غذای عالی روح برایش از راه برسد. والاس استیونس به طور مرتب به جنوب و به خصوص به فلوریدا و کوبا سفر می کرد امّا به تقریب هیچ گاه از آمریکا خارج نشد؛ و اشتیاق اش به شهرگردی را تنها در مسافرت های مکرّرش به نیویورک برآورده می کرد. رفت و آمد منظم قطار ضمانتی بود که او بتواند هر یکشنبه راس ساعت ۱۰ صبح در خیابان های نیویورک باشد. در بین سال های ۱۹۳۰ تا ۱۹۴۰ او جزو حلقه ی ادیبان و هنرمندان اطراف باربارا و هِنری چارچ۱۳ بود.
وقتی که در سال ۱۹۳۰ استیونس نوشتن شعر را دوباره از سر گرفت، تصمیم داشت آن ها را در نسخه های محدودی توسط ناشرین مختلف به چاپ برساند. از آن زمان به بعد تعدادی از کتاب هایش از جمله ایده هایی درباره ی نظم۱۴ (۱۹۳۵)، مردی با گیتار آبی۱۵ (۱۹۳۷)، پاره هایی از یک جهان۱۶ (۱۹۴۵) و... توسط انتشاراتی های مختلف به چاپ رسید.
در سال ۱۹۳۹ استیونس شصت ساله بود. سن و سالی که در آن بیش تر شاعران آماده اند تا به پشت سر خویش بنگرند و ببینند که ماحصل سال های طی شده ی عمرشان چه بوده است امّا برای استیونس قرار بود تا بهترین آثارش در سال های پیش رو نوشته شوند. شعرهایی مملوّ از سطرهای بلندِ تاملی ـ نیمه فلسفی و همیشه قابل شناخت؛ با حسِ درخشانِ پوچی، همراه با خلاقیتی فورانی و چرخان که در شرح سرنمون های افسانه ای سرخوش می شد.
حول وحوش سال های ۱۹۵۱ او دست به تدوین و انتشار سلسله مقالاتی
زد که در واقع فلسفه ی زیباشناسی اش را شرح می دادند. آن مقالات بعدها تحت عنوان فرشته ی ضروری در قالب یک کتاب به چاپ رسید و سرانجام چرخشی باشکوه، تکامل او را کامل کرد. با ورود به سن هفتادسالگی، شروع به نوشتن شعری درباره ی دوران سالخوردگی کرد که در آن دریافتی ناشناخته و ذهنی ناب، آن چنان پرهیبت و سنگین و عجیب و غریب آغاز به رشد نمود که حتّا برای نویسنده اش نیز چندان شناخته شده نبود و آن چنان تسخیرگر و با شور و حرارت و در عین حال چنان بی نقص بود که گویی ذهن را در یک بازی ی افراطی با
لذت های جوانی سرشار از خشنودی محض در احساساتی تنانه همراهی می کرد. استیونس ترجیح می داد تا بر رضایت مندی های عظیم خود نقاب بگذارد با این بهانه که تمام کارهای او، در واقع تمام تفکرات بسیار منظم او، چیزی درباره ی تخیل بوده است (مقالات او کمک درخشانی بودند برای تبیین این استراتژی)؛ امّا سرزندگی و داغی ی لحظه ی حاضر در کنار ساختار هوس انگیز بسیاری از قطعات، به سادگی و در یک ظاهرسازی که انگار یک گفت وگوی فلسفی در جریان است، ادغام می شود. کمتر شاعری این گونه نه تنها از افراط گرایی در کاربرد زبان خویش بلکه از شرکت در نوعی بازی که مبنایش بر این قرار گرفته که اصلاً هیچ افراط گرایی ای واقعیت ندارد؛ لذت برده است.
۱. Wallace stevens
۲. Reading
۳. Pennsylvania
۴. Hartford
۵. Connecticut
۶. Harvard
۷. Elsie Kachel
۸. Holly Bight
۹. Harmonium
۱۰. Alfred A.Knopf
۱۱. Hart Crane
۱۲. st. Louis
۱۳. Barbara and Henry church
۱۴. Idea of order
۱۵. The man with the blue guitar
۱۶. Parts of a world

والاس استیونس (۱) (۱۹۹۵ – ۱۸۷۹)
هارلد بُلوم

در قضاوت تمام عمر این منتقد، والاس استیونس مهم ترین شاعر امریکایی بعد از والت ویتمن۱ و امیلی دیکنسون۲ است. پارادوکس شاعرانه و انسانی والاس استیونس چنان که درخور اوست، کم کم و به کندی منزلت اجتماعی و عمومی خود را کسب کرده است. او در عین حال شاعر «وزوز افکار به خاطرنیامده»۳ و مشاهده گری برای «فهم واضح چیزهاست»۴.
استیونس پیش از تحصیل در هاروارد، شاعر بود امّا در حین تحصیل هنرش را به خاطر کار در شرکت بیمه و ازدواج موقتاً به کناری نهاد. وقتی که ۳۶ ساله بود با شعر متفکرانه ی «صبحِ یکشنبه»۵ و در سال ۱۹۱۵ از نو به دنیای ادبیات بازگشت. نخستین مجموعه شعرش، هارمونیوم، شانه به شانه ی مجموعه شعر ساختمان های سفید۶ (۱۹۲۶)، سروده ی هارت کرِین، از چاپ کتاب برگ های علف۷ (۱۸۵۵) والت ویتمن تا آن زمان جزو خلاق ترین و نوآورترین مجموعه ی نخست یک شاعر است.
بعد از هارمونیوم استیونس از نو به سکوت شاعرانه ای فرورفت تا این که شعر «ایده ی نظم در جزیره ی کِی وست»۱۱ را در سال ۱۹۳۴ نوشت. بعد از آن تا زمان مرگ (۱۹۵۵) او در نوشتن مجموعه ای از شعرهای بلند، چون: مردی با گیتار آبی (۱۹۳۷)، یادداشت هایی در راستای داستان های متعالی۹ (۱۹۴۲)، پرتوهای پاییزی۱۰ (۱۹۴۷) و یک شب معمولی در نیوهون۱۱ (۱۹۴۹) بی وقفه خلاق و بارور ماند.
وقتی که استیونس تمام اشعارش را در یک مجموعه گِرد آورد، آن را کلیات هارمونیوم نام نهاد که مورد قبول ناشر قرار نگرفت. شاید که استیونس کاملاً برحق بود؛ چرا که در آن کتاب، اولین چهره ی واقعی اش که عبارت است از انسان گراییِ هدونیسمی۱۲ و نوعی شکاکیّت کاملاً عیان شده بود.
آن زنِ شعر «صبحِ یکشنبه» کسی است که بالاخره استیونس او را «معشوقِ درونی» خویش می نامد؛ این زن در این شعر همان کاری را می کند که الهه ی هنر در سنت فی مابین میلتون و تنیسون۱۳ می کرد. آن الهه به جای استیونس حرف می زند؛ چنان که در خطوط پایانی این شعر:

و در تنهایی آسمان
در شب، گله های اتفاقی کبوترها
چرخش های گنگی می زنند وقتی که فرود می آیند
به سوی پایین به سوی تاریکی، به روی بال های پهناپهنشان.

این دنیایی ست تحتِ «حاکمیتِ سیاه». تصوری از واقعیت، چونان خالی یی غالب. و این فضا و زمان در شعر معروف دیگری به نام
«مرد برفی»۱۴ هم تکرار شده است که منتقدین همواره از بدخوانی آن خشنود می شوند. استیونس به شکل نامحسوسی در شعر «مرد برفی» با خودش کلنجار می رود. «ذهن زمستانی» بر شعر غالب است امّا ترانه ای مملوّ از پیکره ها، آن زیر در جریان است.
نقیض کامل «مرد برفی» صدای عظیم تصدیق گری ست که شعر «صرف چای در کاخ شاهزاده هون»۱۵ را به پایان می برد:

از درون ذهن من روغن طلایی بارید.
و گوش های من نغمه هایی ساخت فورانی، که آن ها شنیدند.
خودم قطب نمای آن دریا بودم.

جهانی بودم که در آن گام برمی داشتم
و آن چه که دیدم یا شنیدم یا حس کردم جز از من بیرون نمی آمد
و در آن جا خویشتن را واقعی تر و عجیب تر یافتم.

این شعر، دختر آوازخوانِ شعر «کِی وست» را که سیزده سال بعد سروده می شود؛ پیش بینی می کند و این یک نوع اعلان و اظهار ویتمنی است. اگرچه استیونس تلاش داشت تا اثر ویتمن را انکار کند امّا او ذاتاً یک شاعر ویتمنی است؛ مانند ویتمن، تصدیقات و تاییدات استیونس مشروط بودند. یک تاکید مشروط که یک قید قرص و محکم نیست. آن چنان که شعر ویتمن عمیقاً جشنواره گون است، شعر استیونس نیز این گونه است.
۱. Walt Whitman
۲. Emily Dickinson
۳. "The hum of thoughts evaded in the mind"
۴. "The plin sense of things"
۵. "Sunday Morning"
۶. White Buildings
۷. Leaves of Grass
۸. "The Idea of Order at Key West"
۹. Notes toward a supreme fiction
۱۰. The Auroras of autumn
۱۱. An Ordinary Evening in New Haven
۱۲. Hedonistic humanism
۱۳. Milton and Tennyson
۱۴. "Snow man"
۱۵. "Tea at the palaz of Hoon"

نظرات کاربران درباره کتاب صبح یکشنبه

عالی
در 3 سال پیش توسط ham...991