فیدیبو نماینده قانونی نشر شبگیر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب معجزه انضباط فردی

کتاب معجزه انضباط فردی

نسخه الکترونیک کتاب معجزه انضباط فردی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب معجزه انضباط فردی

امروز در مورد معجزۀ­ انضباط فردی صحبت خواهیم کرد. مدتی پیش ناشری با من تماس گرفت؛ از قرار معلوم او و چند ناشر دیگر با هم جلسه­ای داشتند و در مورد کتاب‌هایی که می­خواستند به چاپ برسانند صحبت می­کرده­اند و یکی از آنان گفته است: «بازار خوبی برای کتابی در باب انضباط فردی وجود دارد، چرا که تا به حال کسی این­چنین کتابی ننوشته است». بعد با خود گفته­اند خوب، حال این کتاب را چه کسی باید بنویسد؟ و دیگری گفته است: «چرا برایان این کتاب را ننویسد؟» این شد که با من تماس گرفتند و گفتند: «به نظر ما، شما بهترین نمونۀ انضباط فردی هستید و بدین جهت، مایلیم کتابی در این مورد برای ما بنویسید». من هم گفتم: «بسیار خوب، در این مورد اطلاعات زیادی دارم. ممنون از این­که این افتخار را نصیب من کردید» و قطع کردم؛ اما همین­که گوشی را گذاشتم، شدیداً احساس گناه کردم؛ چون شخصاً فکر نمی‌کنم که آدم خیلی منضبطی باشم، اما کمی که با خودم فکر کردم، دیدم تمام انسان­های منضبط این­چنین حسی دارند. در واقع لازمۀ منضبط بودن همین است: هر چه منضبط­تر، منظم­تر و هدف­دارتر باشید حس خواهید کرد که می­توانید بهتر از این هم عمل کنید؛ بنابراین شمایی که امروز این کتاب را می­خوانید احتمالاً بیش از عموم مردم منضبط هستید؛ شاید خیلی بیش­تر، اما با خود می­گویید: «خدایا، من می­توانم بهتر از این هم باشم». در زمانی که این کتاب را می­خوانید، من شما را راهنمایی خواهم کرد تا بتوانید بهتر و بسیار منضبط­تر از الآن باشید. این کتاب مجموعه­ای است از بهترین و کلیدی­ترین ایده­هایم که برایتان شرح خواهم داد. بیایید با داستان من شروع کنیم: همان­طور که می­دانید من کارم را از پایین­ترین درجات شروع و به تدریج پیشرفت کردم و فهمیدم که هیچ قابلیت خاصی ندارم؛ مگر قدرت این­که سخت کار کنم و به سخت کار کردن ادامه دهم. بعدها فهمیدم همین قدرت، عامل اصلی موفقیت بیش­تر انسان­هاست. وقتی با انسان­های موفق سرتاسر دنیا صحبت می­کردم، آنها می­گفتند: «رمز موفقیت من سخت­کوشی من است، ناامید نمی‌شدم. همین­طور به سخت­کوشیم ادامه می­دادم و اصرار داشتم که از لحاظ فردی، انسان منضبطی باشم».

ادامه...
  • ناشر نشر شبگیر
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 0.36 مگابایت
  • تعداد صفحات ۹۶ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب معجزه انضباط فردی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

امروز در مورد معجزه­ انضباط فردی صحبت خواهیم کرد. مدتی پیش ناشری با من تماس گرفت؛ از قرار معلوم او و چند ناشر دیگر با هم جلسه­ای داشتند و در مورد کتاب هایی که می­خواستند به چاپ برسانند صحبت می­کرده­اند و یکی از آنان گفته است: «بازار خوبی برای کتابی در باب انضباط فردی وجود دارد، چرا که تا به حال کسی این­چنین کتابی ننوشته است». بعد با خود گفته­اند خوب، حال این کتاب را چه کسی باید بنویسد؟ و دیگری گفته است: «چرا برایان این کتاب را ننویسد؟» این شد که با من تماس گرفتند و گفتند: «به نظر ما، شما بهترین نمونه انضباط فردی هستید و بدین جهت، مایلیم کتابی در این مورد برای ما بنویسید». من هم گفتم: «بسیار خوب، در این مورد اطلاعات زیادی دارم. ممنون از این­که این افتخار را نصیب من کردید» و قطع کردم؛ اما همین­که گوشی را گذاشتم، شدیداً احساس گناه کردم؛ چون شخصاً فکر نمی کنم که آدم خیلی منضبطی باشم، اما کمی که با خودم فکر کردم، دیدم تمام انسان­های منضبط این­چنین حسی دارند.
در واقع لازمه منضبط بودن همین است: هر چه منضبط­تر، منظم­تر و هدف­دارتر باشید حس خواهید کرد که می­توانید بهتر از این هم عمل کنید؛ بنابراین شمایی که امروز این کتاب را می­خوانید احتمالاً بیش از عموم مردم منضبط هستید؛ شاید خیلی بیش­تر، اما با خود می­گویید: «خدایا، من می­توانم بهتر از این هم باشم».
در زمانی که این کتاب را می­خوانید، من شما را راهنمایی خواهم کرد تا بتوانید بهتر و بسیار منضبط­تر از الآن باشید. این کتاب مجموعه­ای است از بهترین و کلیدی­ترین ایده­هایم که برایتان شرح خواهم داد. بیایید با داستان من شروع کنیم:
همان­طور که می­دانید من کارم را از پایین­ترین درجات شروع و به تدریج پیشرفت کردم و فهمیدم که هیچ قابلیت خاصی ندارم؛ مگر قدرت این­که سخت کار کنم و به سخت کار کردن ادامه دهم. بعدها فهمیدم همین قدرت، عامل اصلی موفقیت بیش­تر انسان­هاست. وقتی با انسان­های موفق سرتاسر دنیا صحبت می­کردم، آنها می­گفتند: «رمز موفقیت من سخت­کوشی من است، ناامید نمی شدم. همین­طور به سخت­کوشیم ادامه می­دادم و اصرار داشتم که از لحاظ فردی، انسان منضبطی باشم».
چند سال پیش مردی به نام کاپکامایر را ملاقات کردم؛ او اینک مرده است، اما بیش­تر از ۵۰ سال از عمرش را صرف مطالعه موفقیت کرده و ۱۰۰۰ اصل اساسی برای موفقیت یافته و آن­ها را در چهار کتاب تدوین کرده بود. تمام ۲۵۰ اصل در هر کتاب را مطالعه کردم و به نوارهای آن­ها گوش دادم و وقتی او را ملاقات کردم از او پرسیدم: «از بین این ۱۰۰۰ اصل مهم­ترین رمز موفقیت را کدام یک می­دانید؟» او گفت: برایان، انضباط برایان، انضباط فردی از همه چیز مهم­تر است. این­که بتوانید خود را مجبور به انجام کاری بکنید ­ مستقل از این­که از این کار خوشتان می­آید یا نه ­ کلید موفقیت است. شاید بتوانید تمامی اصول موفقیت را فرا گیرید، اما تا وقتی نتوانید خود را مجبور به اجرای این اصول کنید و به این کار ادامه دهید هیچ فایده­ای برایتان نخواهد داشت. ناپلئون یهیو، که ۲۵ سال از عمرش را صرفت تحقیق کرد و با ۵۰۰ نفر از موفق­ترین مردان و زنان ثروتمندتر آمریکا مصاحبه کرد، کتابی نوشت با عنوان شاه کلید دستیابی به ثروت. او در انتهای کتاب می­نویسد: «در نهایت، شاه کلید دستیابی به ثروت انضباط فردی است؛ با انضباط فردی همه چیز نتیجه خواهد داد و بدون آن هیچ چیز».
ال تامسک، یکی از بهترین بازاریاب­های جهان، می­گوید: «موفقیت تعداد دفعاتی است که منضبط هستید». دوست من، جیم دون، می­گوید: «زحمتی اندکی که برای نظم و انضباط به خود می­دهید، در آینده از افسوس­ها و حسرت­خوردن­های بزرگی جلوگیری خواهد کرد». سال هاست که تحقیقات زیادی روی این موضوع انجام داده­ام. یکی از محبوب­ترین نویسنده­های من از بزرگ­ترین استادانی است که هاروارد تا به حال پرورش داده است: دکتر ادوارد بنفلید. بنفیلد ۵۰ سال روی این سوال تحقیق کرد که چرا بعضی مردم از بعضی دیگر موفق­ترند.
به بیان دیگر چه چیز باعث می­شود که بعضی انسان­ها در مقایسه با گروه سنی خود یا جامعه­ خود بسیار پیشرفت می­کنند؟ بنفیلد کشف کرد که عامل این پیشرفت به نحوی وابسته به زمان است. او می­گوید: وقتی تصمیم به کاری می­گیرید، زمانی را که صرف تفکر در مورد آن می­کنید و جوانب را می­سنجید، پارامتر مهمی برای تعیین موفقیت شماست. او کشف کرد که بین طبقات اقتصادی ­ از پایین­ترین و ضعیف­ترین­ تا بالاترین و قدرتمندترین، و زمانی که برای اتخاذ تصمیمات صرف می­شود رابطه­ای برقرار است: هرچه بالاتر روید، دوراندیش­تر خواهید شد؛ بنابراین شخصی که قرار است در آینده­ دور بسیار موفق شود، در آینده­ نزدیک تصمیماتی خواهد گرفت که آن را ممکن می­سازد.
مهم­ترین کلمه در این بین، کلمه «فداکاری» است. مردمی که می­خواهند در آینده ثروتمند و موفق باشند حاضرند در زمان حال خیلی چیزها را قربانی کنند. صبح­ها زود از بستر برخیزند، سخت­تر کار کنند و ساعت­های بیش­تری را در محل کار خود بگذراند، و سرمایه­ خود را ­ هر چند اندک ­ در کاری سرمایه­گذاری کنند. با این دیدگاه که با فعالیت در چند حیطه، روز به روز سرمایه­شان افزون خواهد شد. این شخص حاضر است وقت زیادی را صرف کودکان و بچه­های خویش کند و از عشق، توجه و زمانش مایه بگذارد؛ چون می­داند که این فداکاری در آینده نتیجه خواهد داد و تاثیرش در زندگی بچه­ها و شاید حتی نوه­هایش نمود خواهد داشت. بنابراین «فداکاری» یک کلمه­ کلیدی و حساس بوده و به این معنی است که شما قادر باشید خود را منضبط سازید و قادر باشید لذت را به تعویق بیندازید تا در آینده بسیار بسیار بیش­تر لذت ببرید. می­گویند انضباط فردی همان کنترل فرد روی خودش است؛ این­که شخص ارباب خودش باشد. انضباط فردی قابلیت این است که مثلاً بتوانید شام را قبل از دسر صرف کنید. معمولاً در کلاس­هایم به این نکته اشاره می­کنم: با این­که وقت درست صرف دسر بعد از شام است، اما بیش­تر مردم دوست دارند دسر را قبل از شام صرف کنند. بگذارید مثالی بزنم: اگر بعد از یک روز سخت کاری به خانه بیایید و یک بستنی به علاوه یک پای سیب بزرگ بخورید، آیا برای یک شام مقوی اشتها خواهید داشت؟ جواب خیر است. بعد از صرف این دسر چه حسی خواهید داشت؟ رخوت و کندی: تکرار این عادت در دراز مدت شما را با مشکل وزن روبه­رو خواهد کرد و نشاط را از شما خواهد گرفت. در زندگی نیز اتفاق مشابهی می­افتد: مردم تا زمانی که پدرشان پول توجیبی آن­ها را قطع نکند، فقط به خوشگذرانی می­پردازند و بعد تازه یادشان می­افتد که باید به کارهای سخت بپردازند؛ اما در یک وعده غذایی سالم، اول غذا صرف می­شود، بعد دسر.
پس سوال بزرگ این است که آیا شما اول غذا را می­خورید؟ به عبارت دیگر اول کاری را که سخت، ضروری و حیاتی است انجام می­دهید، یا به خوشگذرانی می­پردازید. تلویزیون تماشا می­کنید، با دوستان خود گپ می­زنید؟ کدام یک را ابتدا انجام می­دهید؟ این تصمیمی اساسی است. انسان­های موفق، ابتدا کاری را انجام می­دهند که سخت و اجتناب­ناپذیر است؛ آنگاه از نتایج بعدی آن لذت می­برند. پاداشی که شما برای اصرار بر انضباط فردی به دست می­آورید پاداشی آنی و لحظه­ای است. مردم فکر می­کنند نتایج و ثمره­های انضباط فردی در آینده­های دور نصیبشان می­شود، اما این درست نیست، این پاداش سریعاً به دست می­آید. جمله­ معروفی هست که می­گوید: «شما به دلیل گناهانتان مجازات نمی­شوید، بلکه به­وسیله­ گناهانتان مجازات می­شوید». به بیان دیگر شما کارهایی را انجام می­دهید که برای شما مضرند و آناً تاثیر خود را نمایش می­دهند؛ اما به دلیل کارهای خوبی که انجام می­دهید نیز پاداش دریافت می­کنید و این پاداش نیز آنی است. می­دانیم؛ اگر شما انسان منضبطی باشید به خود بیش­تر احترام خواهید گذاشت و حتی خود را بیش از پیش دوست خواهید داشت و خواهید دانست که دقیقه به دقیقه نسبت به خود چه احساسی دارید. آیا احساس می­کنید انسان مثبتی هستید؟ آیا احساس می­کنید شخصیتی قابل پسند دارید؟ آیا احساس می­کنید شخصی موفق هستید؟ هر چه بیش­تر خود را دوست داشته باشید و به خودتان احترام بگذارید، رفتار شما بهبود می­یابد، به مردم اطرافتان عکس­العمل بهتری نشان خواهید داد و اصلاً از درون شادتر خواهید بود. هر قدر منضبط­تر باشید، خود را مجبور به انجام کاری ­کنید که می­دانید باید انجام شود، خود را علی رغم وسوسه های فراوان برای انجام کاری ساده و مفرح، مجبور به انجام کارهای ضروری و مهم کنید، خود را انسان بهتری می بینید. واضح است تصویری که از خود برای خود ساخته­اید، عملکرد روزمره شما را بسیار تحت تاثیر قرار می­دهد. شخصی که در ذهن خود می­بینید، همان شخصی است که در بیرون دیده می­شود. جالب است؛ وقتی در انضباط فردی ثابت قدم باشید، همان طور که مثلاً در ورزش کردن می­بینیم، مغز شما اندورفین آزاد می­کند. اندورفین مخدری طبیعی است که باعث شادی می­شود: تمرین انضباط فردی، شما را شاد می کند؛ یعنی به دست آوردن کنترل خودتان. این­که خود را مجبور به انجام کار درست و ضروری بکنید، شما را خوشحال خواهد کرد، احساس خوبی نسبت به خود پیدا خواهید کرد، و البته تاثیری که این روند بر آینده­­تان می­گذارد تاثیری بسزا خواهد بود. خوشبختانه انضباط فردی عادتی است که با تکرار قادر به یادگیری آن هستید ـ وقتی کاری را پشت سرهم برای مدتی انجام می­دهید ـ در نهایت به آن کار عادت خواهید کرد؛ تفاوت بین انسان­های موفق و ناموفق این است که انسان­های موفق عادت کرده­اند موفق شوند و مهم­ترین عادتی که این امر را ممکن می­سازد این است که عادت کرده­اند کاری را که در هر زمان خاص لازم است انجام شود، بی­­چون­و­چرا انجام می­دهند. بیش­تر مردم عادت دارند کارهای ساده را انجام دهند و همیشه به دنبال راهی هستند که از زیر کار درست در بروند؛ این می­شود که به تنبلی عادت می­کنند که برای آینده­شان مضر خواهد بود؛ تا جایی که حتی نمی­توانند کارهایشان را به اتمام برسانند یا نمی­توانند حتی کارهای سخت و مهم را شروع کنند؛ درصورتی­که وقتی با کار سخت در زمان حال، آینده را برای خود آسان می­سازید، زندگی ساده­تری خواهید داشت. گوته فیلسوف به نام آلمانی گفته است: «هر کار آسانی ابتدا مشکل است». عادت کردن به منضبط بودن سخت است؛ با خود راه بیایید، چرا که بالاخره گاهی درجا خواهید زد و عقب خواهید افتاد، در تمام زندگی­تان گاهی عقب می­افتید، و تمام زندگی­تان باید بجنگید، هرگز به نقطه­ای نخواهید رسید که وسوسه­های تنبلی به سراغ­تان نیایند. هر روز که با زنگ ساعت از خواب برمی­خیزید از خود خواهید پرسید: کمی بیش­تر بخوابم، یا بلند شوم؟ هر بار که به لیست کارهایی که می­بایست انجام دهید نگاه می­کنید، از خود می­پرسید: با کار مهم شروع کنم، بدترین کار را اول انجام دهم یا کمی تفریح کنم، با دوستان صحبت کنم یا به کسی تلفن کنم؟ این جنگ هر روز به راه است؛ اما هر بار که در این جنگ پیروز می­شوید، نسبت به خود احساس بهتری خواهید داشت. می­گویند ۲۱ روز طول می­کشد تا کاری تبدیل به عادت شود؛ پس کافی است منضبط بودن را ۲۱ روز ادامه دهید تا به آن عادت کنید. چندین سال پیش تاجری به نام هربرت گری تحقیقی طولانی مدت انجام داد تا آن­چه که «نقطه اشتراک انسان­های موفق» می­نامید پیدا کند. با خود می گفت این نقطه اشتراک چیست؟ سال­ها به مطالعه پرداخت و با اشخاص مختلفی صحبت کرد، صحبت­های آنان را تفسیر کرد و در نهایت نتایج این تحقیق را در رساله ای انتشار داد. این رساله سال­هاست که تجدید چاپ می­شود (لازم نیست آن را بخرید برای شما خواهم گفت که در آن چه نوشته شده است). او می­گوید نقطه­ اشتراک انسان­های موفق چیز عجیبی نیست: انسان­های موفق عادت می­کنند کاری را انجام دهند که انسان­های ناموفق علاقه­ای به انجام آن ندارند. سوالی که این جا مطرح می شود این است که انسان­های ناموفق دوست ندارند چه کارهایی را انجام دهند؟ ظاهراً انسان­های موفق نیز علاقه­ای به انجام این کارها ندارند، اما در هر صورت این کارها را انجام می­دهند، چرا که می­فهمند این بهایی است که باید برای موفقیت بپردازند ـ کارهایی چون ورزش، دویدن یا پیاده­روی در پایان روز ـ آیا کسی دوست دارد این کارها را انجام دهد؟ آیا کسی دلش می­خواهد بعد از یک روز سخت کاری تمرین ورزشی انجام دهد، عرق بریزد و عضلات خود را خسته کند؟ نه؛ هیچ کس دلش نمی خواهد، اما باید بفهمیم این بهایی است که باید برای داشتن بدن سالم و زیبا، زندگی طولانی­تر و شاداب بپردازیم. پس فراموش نکنید انسان­های موفق نیز علاقه­ای ندارند این کارها را انجام دهند. سال­ها پیش شخصاً با ریچ دیواس ملاقات کردم. او مالک شرکت امیل است. وی ابتدا به منازل، درب به درب، سر می­زد و صابون می فروخت، اما اینک شرکت او بیش از ۳ /۵ میلیارد دلار قیمت دارد. کسی از او پرسید: «چگونه می­توانید فراموش کنید که راه انداختن یک شرکت بسیار سخت است؛ این­که نخواهید شخص جدیدی را به تیم کاری خود اضافه کنید سخت است؛ سخت است که بعد از یک روز کاری که تازه به خانه آمده باز شروع به کاری دیگر کنید؟». او گفت: «باید بتوانید این نکته را متوجه شوید: کارهای زیادی در زندگی­تان هست که دوست ندارید انجامشان دهید و هرگز هم دوست نخواهید داشت؛ کارهایی شامل استرس، خستگی، و حتی شکست­های احتمالی؛ اما انجامشان می­دهید، چراکه می­خواهید کارهای دیگری هم انجام دهید. تنها به­واسطه­ انجام آن چه دوست ندارید فرصت انجام کارهایی که دوست دارید فراهم خواهد شد». این­گونه است که دوباره به کلمه محبوب خود می­رسیم: «فداکاری». برای لذت بردن در آینده، باید بهایی در زمان حال بپردازید. ۹ اصل در انضباط فردی وجود دارد که امروز در موردشان صحبت خواهیم کرد. این ۹ اصل زندگی روزمره­ شما را بهبود خواهند بخشید. ارتباط قانونی جالبی در این میان به چشم می­خورد: تمرین در هر یک از این ۹ اصل، دیگر اصول را نیز تقویت خواهد کرد؛ همان­طور که وقتی از تمامی بدنتان کار می­کشید و ورزش می­کنید، تمامی عضلاتتان تقویت خواهند شد: قلبتان و حتی ریه­هایتان نیز بهتر کار خواهند کرد. متقابلاً ضعف در هر یک از این اصول، دیگر اصل­ها را نیز تضعیف خواهد کرد. هر بار که خود را مجبور به کاری می­کنید خود را کنترل و رهبری می­کنید، جلوی غریزه­ تنبلی خود را می­گیرید، احساس قدرت بیشتری می­کنید، و حس می­کنید که می­توانید به راحتی دیگر کارها را نیز انجام دهید.

نظرات کاربران درباره کتاب معجزه انضباط فردی

عالی و درجه یک
در 2 روز پیش توسط
کتاب خوبیه
در 4 روز پیش توسط
کتاب بدی نیست. ارزش خوندن را داره
در 6 روز پیش توسط
کتاب جالبی بود مخصوصا قسمت مربوط به سختکوشی
در 1 هفته پیش توسط
عالیه منطقی بود از روش هاش استفاده کردم و نتیجه گرفتم برای همه پیشنهاد میدم
در 1 هفته پیش توسط