دسته‌ بندی
Loading

چند لحظه ...
کتاب شیر مقدونیه

کتاب شیر مقدونیه

نسخه الکترونیک کتاب شیر مقدونیه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف salam این کتاب را در اولین خریدتان با «۹۰٪ تخفیف» بخرید!

نقد و بررسی کتاب شیر مقدونیه

تاریخ پر از ماجراهای جذاب و داستان‌های هیجان‌انگیز است. سال‌هاست بسیاری از ماجراهای تاریخی دستمایه‌ی نویسندگان شده‌اند تا با افزودن عناصر مختلف، به‌خصوص عناصر ماورالطبیعه شکل متفاوتی به آن ببخشند و داستان‌هایی جذاب برای علاقه‌مندان به کتاب‌های حماسی و قهرمانی به وجود بیاورند. دیوید گمل یکی از نویسندگانی است که در آفریدن قهرمانان دنیای فانتزی بسیار موفق عمل کرده است. شیر مقدونیه داستان دیگری از اوست که واقعیت‌های تاریخی را با ذهن خلاق نویسنده درهم‌آمیخته و رمانی جذاب به وجود آورده است.

‌درباره‌ی کتاب شیر مقدونیه اثر دیوید گمل

شیر مقدونیه با عنوان اصلی «lion of macedon» یک رمان تاریخی تخیلی است که سال 1990 اولین بار منتشر شد. این رمان یک سال بعد با شاهزاده‌ی تاریکی ادامه پیدا کرد.

بنیان داستان شیر مقدونیه تاریخی است اما دیوید گمل عناصر فانتزی و موجودات ماورالطبیعه و جادوگری را به آن اضافه کرده و شکلی متفاوت به آن بخشیده است. ماجرای داستان آنجا شروع می‌شود که جادوگری به نام تامیس آینده را می‌بیند و درمی‌یابد تنها شخصی که می‌‌تواند کمکش کند مردی به نام پارمنیون است که مادری اهل مقدونیه دارد...مردی که زندگی‌اش با پادشاهان مقدونیه گره می‌خورد و فرصت پیدا می‌کند در ارتش فیلیپ دوم مقدونی پدر اسکندر مقدونی حضور پیدا کند.

کتاب شیر مقدونیه توانسته توجه‌های زیادی را به خود جلب کند و به چندین و چند زبان مختلف برگردانده شده است.

‌درباره‌ی دیوید گمل نویسنده‌ی کتاب شیر مقدونیه

دیوید گمل نویسنده‌ی بریتانیایی داستان‌های فانتزی در قرن بیستم سال 1948 در لندن به دنیا آمد. او در لندن بزرگ شد و با مادر و ناپدری‌اش در این شهر زندگی می‌کرد. او کودکی و نوجوانی ناآرامی داشت و در دبیرستان یک بار برای راه انداختن کازینو از مدرسه اخراج شد. او پس از پایان تحصیلاتش مشاغل مختلفی را امتحان کرد که چندان مناسبش نبودند تا اینکه بالاخره در مصاحبه‌ی یک روزنامه پذیرفته شد و کارش را به‌عنوان روزنامه‌نگار آغاز کرد. گمل حتی فرصتش را پیدا کرد در رسانه‌هایی مانند دیلی میل و دیلی اکسپرس فعالیت کند. او بعد ها روزنامه‌نگاری را کنار گذاشت و به‌طور تمام‌وقت به نگارش داستان‌های فانتزی قهرمانی مشغول شد.

دیوید گمل قهرمانان زیادی آفریده است که بعضی از آن‌ها بر اساس داستان‌های تاریخی شکل‌گرفته‌اند و بعضی هم زاده‌ی تخیل نویسنده‌اند. قهرمانانی که برای تعالی تلاش می‌کنند اما خودشان هیچ‌کدام کامل نیستند. دیوید گمل برای نوشتن این داستان‌ها سلطان فانتزی انگلستان نامیده شد.

اولین داستان گمل که در حقیقت اول کتاب مجموعه‌ی درنای است «اسطوره» نام دارد و سال 1984 منتشر شد او در ادامه کتاب‌های «پادشاه آن‌سوی دروازه»، «way lander»، «امپراطوری گرگ‌ها»، «گرگ سفید» و «شمشیرهای روز و شب» را به این مجموعه اضافه کرد. مجموعه‌های جان شانو، ریگنات و سنگ‌های قدرت هم از آثار ارزشمند این نویسنده‌اند. او اثری غیر فانتزی نیز در کارنامه دارد که «شوالیه سفید، قوی سیاه» نام‌گرفته و با نام مستعار «راس هاردینگ» منتشرشده است.

دیوید گمل سال 2006 در 58 سالگی درحالی‌که داشت سه‌گانه‌ی تروا را می‌نوشت بر اثر مشکل قلبی درگذشت. از سال 2008 به‌افتخار او جایزه‌ای در انگلستان اعطا می‌شود که با نام جایزه‌ی فانتزی گمل شناخته می‌شود.

ترجمه‌ی کتاب شیر مقدونیه به فارسی

کتاب‌های دیوید گمل در سراسر جهان با استقبال زیادی مواجه شده‌اند. در ایران نیز علاقه‌مندان به فانتزی به او علاقه‌ی زیادی دارند. طاهره صدیقیان مترجمی است که بسیاری از آثار دیوید گمل را به فارسی برگردانده است. کتاب شیر مقدونیه نیز یکی از کتاب‌هایی است که این مترجم به فارسی برگردانده است. انتشارات کتابسرای تندیس از سال 89 این کتاب را روانه‌ی بازار نشر ایران کرده است. شما می‌توانید نسخه‌ی الکترونیک این کتاب را به‌صورت آنلاین از فیدیبو بخرید و روی موبایل، تبلت یا کامپیوتر شخصی‌تان مطالعه کنید.

چرا باید کتاب شیر مقدونیه را خواند؟

شیر مقدونیه یک داستان فانتزی است که با عناصر تاریخی درهم‌آمیخته و ماجرایی پرکشش و جذاب ایجاد کرده است. دیوید گمل نویسنده‌ی توانمند بریتانیایی داستانی نوشته است که مخاطب را با خود درگیر می‌کند و به دل تاریخ در مقدونیه می‌برد. این کتاب برای تمام کسانی که به داستان‌های بلند علاقه‌ دارند و قوه‌ی تخیل قوی‌ای دارند می‌تواند لذت‌بخش باشد. می‌توانید این کتاب را برای مطالعه انتخاب کنید و چندساعتی از دنیای دوروبر و زندگی روزمره فاصله بگیرید.

‌در بخشی از کتاب شیر مقدونیه می‌خوانیم

آرگوناس پس از غروب به خانه‌ی کوچک رسید. موتاک در حیاط به خواب رفته بود و وقتی بیدار شد، هیکلی عظیم پوشیده در ردایی سرخ و زرد را دید که رویش خم شده است.

آرگوناس پرسید: «خوب، جوون، مردی که داره می‌میره کجاست؟» صدایش بم بود و به نظر می‌رسید از درون گستره‌ی سینه‌اش بیرون می‌آید.

موتاک بلند شد.«اون توی اتاق خواب بالاست. دنبالم بیا.»

آرگوناس گفت: «اول باید یک چیزی بخورم. مقداری نون و پنیر برام بیار. دارم از گشنگی می‌میرم.» مرد چاق پشت میز حیاط نشست. موتاک لحظه‌ای ایستاد و به او خیره شد، سپس برگشت و به آشپزخانه رفت. همچنان که آرگوناس قرص بزرگی نان و گلچینی از پنیرها و گوشت خشکی را که می‌تواست خانواده‌ای پنج نفره را برای تمام روز سیر کند می‎بلعید، او را تماشا کرد. غذا بدون نشانی از جویدن به آسانی ناپدید شد. سرانجام دکتر آروغی زد و به پشتی تکیه داد و تکه‌های غذا را از ریش‌سیاه و براقش پاک کرد.

گفت: «حالا کمی شراب برام بیار.» موتاک جامی شراب ریخت و روی میز هل داد. هنگامی‌که آرگوناس دستش را جلو آورد و انگشتان فربه‌اش را دور جام حلقه کرد، موتاک متوجه شد هر انگشت انگشتری از طلا با نگینی جواهرنشان دارد.

پزشک جام را لاجرعه سر کشید و بعد با دشواری بلند شد. گفت: «حالا آماده‌ام.»

موتاک را تا اتاق‌خواب دنبال کرد و زیر فانوس ایستاد و به پارمنیون نگاه کرد. موتاک در میان درگاه ایستاده بود و صحنه را تماشا می‌کرد. آرگوناس کاردی با خود نیاورده بود و دست کم این جای شکر داشت. پزشک روی تخت خواب خم شد و دست بر پیشانی پارمنیون گذاشت؛ به‌محض اینکه انگشتان آرگوناس با پوست سوزان تماس پیدا کرد، فریادی کشید و به عقب یله رفت.

موتاک پرسید: «چی شد؟»

آرگوناس اول پاسخی نداد و همچنان به مرد رو به مرگ نگاه می‌کرد، چشمانش را تنگ کرد. به نجوا گفت: «اگه زنده بمونه، دنیا رو عوض می‌کنه. نابودی امپراتوری رو می‌بینم، سقوط ملت‌ها. شاید بهتر باشه بذاریم بمیره.»

موتاک جلو رفت تا کنار پزشک بایستد.«چی داری می‌گی؟ حرف بزن، مرد، نمی‌تونم صداتو بشنوم!»

«چیزی نگفت. حالا ساکت باش و بذار معاینه‌اش کنم.» مرد چاق چند دقیقه‌ای در سکوت ایستاد، دستانش را به آرامی روی جمجمه‎‌ی پارمنیون حرکت می‌کرد...

 

مشخصات کتاب شیر مقدونیه

نظرات کاربران درباره کتاب شیر مقدونیه

دیوید گمل اسطوره ی جاودان.کاش همه ی کتابهاش رو تهیه کنین.فوق العاده ترین ...
در ۳ سال پیش توسط pejman pourzand ( | )
لذت بردم عالی بود
در ۲ سال پیش توسط soheil arshin ( | )
چه بانمکه کسی‌که کشورش روی هر چی غارتگر رو سفید کرده و جایی تو دنیا نیست که طعم استعمار و خیانت انگلیسی ها رو نچشیده باشه ، به ایرانیا میگه غارتگر وقاحت تا چه حد واقعا حتما کسی هم که اون همه جنایت تو ایران کرد ، اسکندر مقدونی نبود!!!!
در ۱ سال پیش توسط rez...127 ( | )