دسته‌ بندی
Loading

چند لحظه ...
کتاب طلوع تاریکی

کتاب طلوع تاریکی

نسخه الکترونیک کتاب طلوع تاریکی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف salam این کتاب را در اولین خریدتان با «۹۰٪ تخفیف» بخرید!

نقد و بررسی کتاب طلوع تاریکی

درباره کتاب طلوع تاریکی

کتاب «طلوع تاریکی» Nightrise نوشته‌ی «آنتونی هوروویتس» در آوریل سال 2007 منتشر شد. این اثر دومین کتاب از مجموعه کتاب‌های قدرت پنج نگهبان است که یکی  از پرفروش‌ترین مجموعه‌های نیویورک‌تایمز در ژانر تخیلی و ترسناک است. این مجموعه شامل پنج داستان دیگر نیز است که عبارت‌اند از: ستاره اهریمنی، دروازه‌ی کلاغ، نکروپلیس و دژ فراموشی. در داستان «طلوع تاریکی» سه دنیا وجود دارد که شخصیت‌ها در میان آن‌ها در رفت‌وآمد هستند. این دنیاها عبارت‌اند از یک دنیای پیش از دوران سیاهی، یک دنیای فعلی و یک دنیای رؤیایی عجیب که این دو دنیا را به یکدیگر متصل می‌کند.

داستان کتاب «طلوع تاریکی» با حضور دو مرد که سوار بر لیموزینی سیاه هستند آغاز می‌شود. این دو مرد سال‌ها است با یکدیگر همکاری دارند ولی هیچ حس خوشایندی نسبت به یکدیگر ندارند. آن‌ها ماشین خود را در خیابان ویرجینیا پارک می‌کنند و تا برای دیدن نمایشی به سالن تئاتر بروند. آن‌ها بلیت‌های خود را در دست دارند ولی پیش از ورود به سالن با افرادی روبه‌رو می‌شوند که بسیار متعجبشان می‌کنند.

درباره‌ آنتونی هوروویتس نویسنده طلوع تاریکی

«آنتونی هوروویتس» Anthony Horowitz نویسنده‌ی داستان‌های فانتزی و کارآگاهی در 5 آوریل سال 1956 در انگلستان به دنیا آمد. او در خانواده‌ای پولدار و متمول زاده شد ولی دوران کودکی ناخوشایند و گاهی دردناکی را پشت سر گذاشت. او پدرش را در کودکی از دست داد و در نوجوانی به مدرسه‌ی شبانه‌روزی رفت. او از کودکی شیفته‌ی داستان و کتاب بود و از همان دوران به نوشتن علاقه داشت. او از اواخر دهه‌ی هفتاد میلادی نوشتن داستان را به طور جدی دنبال و اولین اثرش که یک داستان طنز برای کودکان بود را در سال 1979 منتشر کرد. او پس از این داستان نوشتن را در متن زندگی خود قرار داد و چندین رمان مستقل و مجموعه داستان نوشت. او با انتشار مجموعه کتاب برادران دایمند The Diamond Brothers به شهرت بسیار زیادی رسید، این مجموعه شامل هشت کتاب است که در طی سال‌های 1986 تا 2009 به چاپ رسیده است.

«آنتونی هوروویتس» در یک نوامبر سال 2011 براساس داستان جذاب شرلوک هلمز، کتابی به نام «خانه ابریشمی» The House of Silk منتشر کرد که با استقبال بسیار خوبی روبه‌رو شد. او پس از این اثر، بار دیگر اقتباس ادبی براساس داستان هلمز را دنبال کرد و در 23 اکتبر سال 2014 رمان جذاب موریارتی Moriarty را به چاپ رساند. «هوروویتس» به‌واسطه‌ی داستان‌های فانتزی بسیار خواندنی و پرکشش در میان خوانندگان فارسی زبان به شهرت رسیده است. تعداد زیادی از آثار او به فارسی ترجمه و منتشر شده‌اند و نسخه‌ی الکترونیک آن‌ها در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است.    

ترجمه‌ کتاب طلوع تاریکی

کتاب «طلوع تاریکی» نوشته‌ی «آنتونی هوروویتس» با ترجمه‌ی «گیتا گرکانی» از سوی انتشارات کتاب‌سرای تندیس در سال 1390 منتشر شد که نسخه‌ی الکترونیک آن در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. «گیتا گرکانی» مترجم و داستان‌نویس ایرانی در حوزه‌ی ادبیات کودک و نوجوان است. او در 15 خرداد سال 1337 در تهران به دنیا آمد و در جوانی تحصیلاتش را در رشته‌ی ادبیات دراماتیک و نمایشنامه‌نویسی به سرانجام رساند. کتاب‌های «یادداشت‌هایی درباره‌ی سیاره‌‌ای ناآرام»، «پا چینکو»، «گربه‌ای خیابانی به اسم باب» و «قصه‌هایی برای خواب کودکان» برخی از آثار ترجمه‌ شده‌ی «گیتا گرکانی» هستند که نسخه‌ی الکترونیک و صوتی آن‌ها هم در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است.    

در بخش‌هایی از کتاب طلوع تاریکی می‌خوانیم

جیمی هرگز چنین چیزی را تجربه نکرده بود. حتی تئاتر رنو هم هرگز به این بدی نبود. او صدای خاموش شدن دستگاه تهویه‌ی مطبوع سلولش را نشنیده بود، اما تنها چند لحظه بعد نتیجه‌اش را حس کرد. هوای خنک فوراً از بین رفته و گرما از هر طرف به او هجوم آورده بود. می‌توانست بگوید شبیه این است که بی‌آنکه بخواهی وارد یک تنور شده باشی. او دریک تنور بود. داشت آهسته تا حد مرگ می‌پخت.

مدتی صبر کرد که بی‌پایان به نظر می‌رسید، بعد به‌طرف در رفت و برای کمک خواستن زنگ اخبار را به صدا درآورد. حرارت به سی و هشت درجه رسیده بود و داشت بالا می‌رفت. نور خورشید بر دیوارهای بیرون و سقف می‌تابید و عرق از بدنش جاری شده بود. لباس‌هایش خیس بودند. از ترس سوختن ریه‌هایش جرأت نداشت خیلی عمیق نفس بکشد. هیچ‌کس نیامد. دوباره و سه باره زنگ اخبار را فشار داد اما به‌زودی متوجه شد یا زنگ قطع شده یا مخصوصاً او را نادیده گرفته‌اند. این بخشی از تنبیه به خاطر شب قبل بود؟ در این مورد شک داشت. هرچند نمی‌توانست مطمئن باشد، اما فکر کرد این رفتار جدید باید نشانه‌ی چیزی بدتر باشد.

به‌طرف دستشویی فلزی رفت، همان موقع داغ‌تر از آن بود که بشود به آن دست زد،  و شیر را باز کرد. قطرات آب سرد جاری شد. تا آن موقع در سایلنت کریک برای نوشیدن فقط آب بطری به او داده بودند. در واقع، به او هشدار داده شده بود آب شیر تصفیه نشده است. اما دیگر راهی نبود. اگر آن را نمی‌نوشید، می‌مرد. دستش را گود کرد و مقداری آب برداشت و به دهانش برد. آب طعم ماندگی و فلز می‌داد. تی‌شرتش را بیرون آورد و زیر قطرات آب گرفت، بعد آن را دوباره به خودش چسباند. جوی آبی از زیر بغل‌ها و پایین سینه‌اش جاری شد و برای چند لحظه او را خنک کرد. پیراهن را به پشت و گردنش فشار داد. باید آن‌قدر این کار را به طور مداوم انجام می‌داد تا کسی بیاید یا اینکه تهویه‌ی مطبوع دوباره روشن شود. اما به دلایلی جیمی می‌دانست هیچ‌کدام از این چیزها به‌زودی اتفاق نخواهد افتاد.

زمان بی‌رحمانه به‌کندی می‌گذشت. پنجره شکافی باریک بود با شیشه‌ای به رنگ شیر. نمی‌توانست بیرون را ببیند، در نتیجه برای اینکه بفهمد چه ساعتی از روز است هیچ راهی نداشت، جز اینکه، با نزدیک شدن ظهر نور، خیره‌کننده از قبل هم شدیدتر و گرما از همیشه غیرقابل تحمل‌تر شد.

مشخصات کتاب طلوع تاریکی

نظرات کاربران درباره کتاب طلوع تاریکی

اسم کتاب توی ترجمه طلوع تاریکی انتخاب شده. شاید از یه لحاظی بشه گفت انتخاب درستی بوده. داستان در مورد دو نگهبان دیگه ی دوازه به اسم های جیمی و اسکات تایلره که حالا با برگشت پیشینیان در خطرن. اونا ردگیری شدن و متیو و پدرو از اونا هیچ اطلاعی ندارن. پس اونا باید به تنهایی از خودشون مراقبت کنن تا مت و پدرو و نکسوس خودشون رو وارد ماجرا کنن. اما برای این دو برادر ماجراها به کندی می گذره. قسمت جالب کتاب سفر به گذشته ی جیمی بود. الان واقعاً معتقدم که آنتونی توی ژانر دلهره استاده. می تونه شما رو توی لحظه مورد نظر بترسونه و وارد ماجراهایی کنه که اصلاً نتونین کتاب رو کنار بذارین. از طرفی توی این جلد از مجموعه آنتونی حیله ی دیگه ای رو به کار گرفت. اون به داستان جیمی و اسکات می پردازه در حالی که تاریخ داستان عقب تر از داستان قبلی کتابه. در واقع شما می دونین که در چند هفته ی بعد از ماجراهای جیمی و اسکات مت و پدرو کجا هستن و دارن چی کار می کنن. این عالیه که داستان ها از یه جایی شروع می شن تا به نقطه تقاطع برسن. گر چه به شخصه فک می کنم آخر کتاب رو آنتونی خیلی راحت سرهم بند آورد ( گر چه دلیلش منطقی بود اما بازم خیلی سریع بود. این کتاب منو سریع به سمت کتاب چهار برد. چون معمایی توش بود. قدرت اسکار چیه؟ و فصل آخر کتاب که در مورد اسکار بود هم شاهکار بود و خواننده رو واقعاً ترغیب می کنه که به سرعت به سمت جلد چهار بره. مجموعه قدرت پنج نگهبان مجموعه کتابیه که از خوندنش لذت بردم و هر جلدش منو به ادامه ی مجموعه بیشتر ترغیب کرد. هر طرفدار آثار آنتونی و آثار فانتزی ماجراجویی (با هیجان اضافه:دی) می تونه از خوندنش لذت ببره.
در ۸ سال پیش توسط ... ( | )
بلافاصله می رم سراغ جلد بعدی😊
در ۳ ماه پیش توسط afs...our ( | )
اول باید سری های دیگشو بخونیم بعد این رو؟؟
در ۱۰ ماه پیش توسط mah...1pv ( | )
ایت قسمت هم عالی بود
در ۱ سال پیش توسط وحید یغمایی ( | )
به همه‌ی فانتزی خونها توصیه می کنم بخوننش بدک نیست
در ۲ سال پیش توسط بابک سالاربرومند ( | )
  • ۱
  • ۲
  • بعدی ›
  • آخرین ››