پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
کتاب نکروپلیس

کتاب نکروپلیس

نسخه الکترونیک کتاب نکروپلیس به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی کتاب نکروپلیس

درباره کتاب نکروپلیس

نکروپلیس عنوان رمانی در ژانر وحشت و فانتزی به قلم نویسنده‌ی مشهور انگلیسی آنتونی هوروویتس است. این رمان چهارمین کتاب از مجموعه کتاب‌های قدرت پنج نگهبان است و اولین بار در سال 2008 منتشر شد. داستان این کتاب به این شکل است که اهریمنی باستانی از بند رها شده و پنج کودک به عنوان نگهبان در صورت با هم بودن، نیروی فوق‌العاده‌ای برای شکست او دارند؛ اما یکی از آن‌ها به نام «اسکارلت آدافر» پانزده ساله، ناگهان ناپدید می‌شود. در سرزمینی دیگر، «متوفریمن» حقیقت ناپدید شدن اسکارلت را حدس می‌زند. او تنها کسی نیست که به دنبال اسکارلت می‌گردد. چرا که نیروهای اهریمنی یک قدم از او جلوتر هستند. آن‌ها اسکارلت را به هنگ کنگ می‌کشند و در شهری درحال مرگ به دام می‌اندازند که هوای آن مسموم است و راهی برای فرار از آن وجود ندارد. این در حالی‌ است که متوفریمن، در جستجوی اسکارلت و تکمیل نیروی پنج نگهبان برای شکست پیشینیان سیاه است. پیشنیان نیز که قبلا فریب دیده بودند این بار نقشه‌ای دارند. این بار آن‌ها کاملا بر اوضاع مسلط هستند.

کتاب نکروپلیس برای مخاطب نوجوان نوشته شده است و نویسنده به خوبی در این اثر دو ژانر علمی تخیلی و فانتزی را در هم آمیخته است تا در نهایت یک رمان پرمخاطب با داستانی پرکشش برای خواننده خلق کند. آنتونی هوروویتس جزو نویسندگانی است که بیشتر داستان‌های خود را در ژانر پر مخاطب پلیسی و وحشت نوشته است. او با تلفیق عناصر خیال و هیجان داستان‌هایی پرهیاهو و شگفت‌انگیزی برای نوجوانان خلق کرده است. هوروویتس از دوران کودکی قدرت تخیل قوی داشته است، بنابراین می‌توان حدس زد که تخیلات قوی او در داستان‌پردازی از کجا نشات گرفته است. جلد جذاب کتاب‌های او مانند پوستر فیلم‌های جنایی و معمایی در ذهن خواننده‌ی نوجوان ماندگار می‌شوند.

درباره آنتونی هوروویتس نویسنده‌ی کتاب نکروپلیس

آنتونی هوروویتس نویسنده‌ی مطرح ژانر علمی تخیلی و پلیسی است. او در سال 1955 در انگلستان متولد شد و امروزه به عنوان یک، فیلم‌نامه‌نویس و رمان‌نویس فعالیت دارد. آنتونی هوروویتس زندگی عجیب و به روایتی ترسناک داشته است. او در 8 سالگی زمانی که به مدرسه می‌رفت شاهد تنبیه شدن بچه‌های مدرسه از سوی کادر آموزشی بوده است. او در مصاحبه‌ای نیز گفته است که مادربزرگش زن بدجنسی بوده است و حضور او در زندگی آنتونی تاثیر بدی داشته است. همه‌ی این دلایل در کنار این موضوع که مادر آنتونی در تولد 13 سالگی‌اش به او جمجمه یک انسان را به‌عنوان هدیه داد. حاکی از این است که او از کودکی زندگی عجین شده به عالم خیال و وحشت را داشته است و امروزه بسیاری از آن‌ها در داستان‌های او نمایان شده‌اند.

هوروویتس از کودکی به خواندن کتاب‌های ترسناک علاقه داشت و رویای نویسندگی در سر داشت؛ اما از 23 سالگی به طور حرفه‌ای دست به قلم شد و نویسندگی را شروع کرد. او امروزه نه تنها به عنوان یک فیلم‌نامه‌نویس ماهر در سینما فعالیت دارد بلکه بیش از 20 عنوان کتاب برای کودکان و نوجوانان به رشته‌ی تحریر در آورده است. هوروویتس درباره‌ی نوشتن می‌گوید: «تنها زمانی که کاملا احساس خوش‌حالی می‌کنم، وقتی است که دارم می‌نویسم»

«راز شوم فردریک» اولین رمان او بود که داستان طنز ماجراجویانه‌ای داشت و مخاطب آن کودکان بودند. این کتاب اولین بار در سال ۱۹۷۹ منتشر شد. «میشا، جادوگر و طلسم اسرارآمیز» دومین رمان آنتونی در سال ۱۹۸۱ در بازار نشر عرضه شد و نام این نویسنده را میان نوجوانان و جوانان مطرح کرد. بیش‌تر آثار آنتونی هورووینز برای نوجوانان نوشته شده است و اغلب آن‌ها در قالب یک مجموعه‌ی چند جلدی هستند که یک شخصیت ثابت دارند. مجموعه کتاب‌های «آلکس ریدر»، «قدرت پنج نگهبان» و «برادران دایمند» از پرفروش‌ترین و محبوب‌ترین کتاب‌های چند جلدی آنتونی هوروویتس هستند.

در سال 2015 آنتونی هوروویتس با اقتباس از داستان‌های «هولمز» دست به خلق رمانی هیجان‌انگیز و پرفروش با عنوان «موریارتی» زد. کتاب «موریارتی» جزو کتاب‌های مشهور و محبوب این نویسنده است که در سراسر جهان ترجمه شده است.

آنتونی هورووینس از نویسندگانی است که طرفدارانش او را به عنوان یک قهرمان مورد ستایش قرار داده‌اند. او از سوی منتقدان و جشنواره‌های معتبر نیز مورد تقدیر و تحسین واقع شده است. از جوایز مهم او می‌توان به جایزه‌ی انجمن کتاب‌فروشان، جایزه‌ی نیلزن نویسنده‌ی سال، جایزه کتاب کودکان سال انگلیس و جایزه‌ی خانه سرخ کتاب کودکان اشاره کرد.

در بخشی از کتاب نکروپلیس می‌خوانیم

دختر قبل از رد شدن از خیابان نگاه نکرد.

این چیزی بود که راننده بعداً گفت. او به چپ و راست نگاه نکرد. دوستی را در پیاده‌روی طرف مقابل دیده بود و بی توجه از عرض خیابان عبور کرده بود تا به او برسد، متوجه نشده بود چراغ راهنما سبز شده، فراموش کرده بود همیشه این چهارراه شلوغ است و الان چهار بعدازظهر است و مردم سعی می‌کنند کارهایشان را به پایان برسانند و با عجله دارند به خانه می‌روند. دخترک بی‌آنکه فکر کند راه افتاده بود. به ون سفیدی که با سرعت پنجاه مایل در ساعت داشت به او نزدیک می شد نگاهی هم نینداخته بود.

اما اسکارلت آدامز همیشه همین بود. همیشه یک کمی خیالباف بود، از آن آدم‌هایی که اول دست به کاری می‌زنند و فقط وقتی خیلی دیر شده فکر می‌کنند. آن توپ هاکی که سعی کرده بود با ضربه‌ای آن را از پشت بام رد کند و در عوض یکراست از پنجره‌ی اتاق مدیر رد شده بود. نگهبان محوطه که او را با لباس توی استخر هل داده بود. شاید است. یا یک درخت بیست و سه متری که از آن بالا رفته و تازه متوجه شده بود برای پایین آمدن هیچ راهی ندارد.

خوشبختانه مدرسه‌اش زیاد سختگیری نمی‌کرد. این هم مهم بود که اسکارلت را همه دوست داشتند، بیشتر معلم‌ها به او علاقمند بودند هرچند هرگز جزو بهترین شاگردها نبود، اما هرگز از بدترین‌ها هم نبود. جایی که واقعا می‌درخشید، در ورزش بود. او کاپیتان تیم هاکی (با وجود ضربه‌های ناموفق گاه‌وبیگاه)، یک تنیس‌باز خیلی خوب و در تمام ورزش‌های تابستانی هم برنده بود. هیچ مدرسه‌ای دلش نمی‌خواهد برای کسی که جایزه می‌گیرد زیاد دردسر درست کند و اسکارلت هم همه‌ی جوایز را می‌برد.

اسم مدرسه سنت ژنویو بود و از بیرون به یک خانه‌ی اشرافی یا شاید یک بیمارستان خصوصی برای آدم‌های خیلی ثروتمند شباهت داشت. تک بود، عقب‌تر از جاده، با پیچک‌هایی که روی دیوارها رشد کرده بودند، پنجره‌های ارسی و برج ناقوسی که بالای سقف جا گرفته بود. در مورد یونیفورم، همه معتقد بودند، زشت‌ترین نمونه در انگلستان است: پیراهن ارغوانی، ژاکت زرد و در ماه‌های تابستان، یک کلاه حصیری. همه از کلاه حصیری بیزار بودند. در حقیقت رسم بود که هر دختری در آخرین روز مدرسه این کلاه زشت را بسوزاند.

سنت ژنویو یک مدرسه‌ی خصوصی بود، یکی از مدرسه‌های بی‌شماری که در مرکز دولویچ، در جنوب لندن، نزدیک هم قرار گرفته بودند.

آنچه در بالا خواندید بررسی و نقد کتاب نکروپلیس بود. خرید و دانلود این اثر در همین صفحه امکان‌پذیر است. برای مطالعه‌ی دیگر کتاب‌ها در زمینه‌ی داستان نوجوانان می‌توانید به قسمت دسته‌بندی کتاب‌ها مراجعه و کتاب‌های این موضوع را یکجا مشاهده کنید.

مشخصات کتاب نکروپلیس

نظرات کاربران درباره کتاب نکروپلیس

به اندازه جلدای قبلی قشنگ نبود بعدا یه نقد دقیقتر می نویسم
در ۷ سال پیش توسط ... ( | )
مثل بقیه عالی
در ۳ ماه پیش توسط وحید یغمایی ( | )
به همه‌ی فانتزی خونها توصیه می کنم بخوننش بدک نیست
در ۴ ماه پیش توسط بابک سالاربرومند ( | )
پیشنهاد میکنم سری قدرت پنج نگهبان رو بخونید
در ۱ سال پیش توسط کافچی سادیسمی ( | )