پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
کتاب ستاره اهریمنی

کتاب ستاره اهریمنی

نسخه الکترونیک کتاب ستاره اهریمنی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی کتاب ستاره اهریمنی

درباره کتاب ستاره اهریمنی

کتاب ستاره اهریمنی عنوان رمانی در ژانر وحشت و فانتزی نوشته‌ی نویسنده‌ی مشهور انگلیسی آنتونی هوروویتس است. این رمان دومین جلد از مجموعه کتاب‌های قدرت پنج نگهبان است. مجموعه داستان‌های قدرت پنج نگهبان، داستانی حول پنج نوجوان دارد که هر کدام قدرتی ماورای طبیعت دارند. در این مجموعه پیشینیان، موجوداتی باستانی با قدرت‌های اهریمنی فراتر از تصور هستند که در تلاش‌اند تا به دنیا وارد شوند و آن را نابود کنند. در جلد اول این کتاب داستان تا جایی پیش رفت که در آخرین لحظه، مَت یکی از 5 نوجوان نگهبان دروازه توانست جلو آن‌ها را بگیرد؛ اما مبارزه همچنان ادامه دارد و اتفاقات و حوادثی در انتظار این 5 نگهبان است.

کتاب ستاره اهریمنی را انتشارات کتاب‌سرای تندیس با ترجمه‌ی گيتا گركانی منتشر کرده است و در اختیار علاقه‌مندان قرار داده است.

درباره آنتونی هوروویتس نویسنده‌ی کتاب ستاره اهریمنی

آنتونی هورویتس نویسنده‌ی مشهور مجموعه کتاب‌های الکس رایدر، متولد 5 آوریل 1956 است. او در سراسر دنیا به‌واسطه‌ی کتاب‌هایی که در ژانر وحشت و تخیلی نوشته، مشهور شده است. مخاطب داستان‌های او کودکان و نوجوانان هستند. زندگی این نویسنده بسیار شبیه داستان‌های ترسناک است. او در خانواده‌ای یهودی متولد شد و پدرش تاجر ثروتمندی بود که برای نخست‌وزیر هارولد ویلسون کار می‌کرد. پدر خانواده برای اینکه احتمال می‌داد ممکن است ورشکسته شود، حساب‌های بانکی خود را با نامی مستعار به بانک دیگری انتقال داد و از بد اقبالی خانواده کمی بعد درگذشت. با وجود تلاش‌های فراوان خانواده این پول هیچ‌گاه پیدا نشد و خانواده‌ی آنتونی سال‌ها با فقر دست به گریبان بودند.

آنتونی علاقه‌ی خود به این سبک نوشتاری را مدیون مادرش می‌داند. زمانی که کودک بود مادرش او را با کتاب‌های فرانکنشتاین و دراکولا آشنا کرد و در تولد 13 سالگی‌اش به عنوان هدیه یک جمجمه‌ی انسان به او داد. مادربزرگ آنتونی به گفته‌ی خود او، زنی بدذات و شیطانی بود که تاثیر بدی بر زندگی او گذاشت.

آثار این نویسنده به خوبی نشان می‌دهد که او از کودکی تحت تاثیر شرایط و اطرافیانی قرار داشته است که زندگی او را به این سمت سوق داده‌اند. آنتونی در هشت سالگی، به یک مدرسه شبانه‌روزی رفت و آنجا بزرگ شد. او می‌گوید: «مدرسه بسیار وحشتناک بود و مدیرش، بچه‌ها را آن‌قدر شلاق می‌زد تا بدنشان تاول بزند.»

 آنتونی هوروویتس نوشتن را از ۸ سالگی شروع کرد اما از 23 سالگی به شکل حرفه‌ای وارد عرصه‌ی داستان‌نویسی شد و اولین خود را با نام «راز شوم فردریک» منتشر کرد. این کتاب برای مخاطب کودک نوشته شده بود و سبکی طنزگونه داشت. دومین رمان هوروویتس «میشا، جادوگر و طلسم اسرارآمیز» نام داشت که در سال ۱۹۸۱ منتشر شد. او رفته رفته با انتشار کتابهای پرهیجان مورد استقبال قرار میگرفت.

اولین مجموعهی داستانی او، سری «ستارهی پنج‌پر» بود که آن را نیمه کاره رها کرد و هیچ گاه کاملش نکرد. او هم‌چنین در زمینهی نوشتن شخصیت‌های افسانه‌ای نیز فعالیت داشته ‌است. از این رو میتوان به همکاری او با ریچارد کارپنتر برای نوشتن چند قسمت از مجموعه ی تلویزیونی رابین هود در سال ۱۹۸۱ اشاره کرد. او همچنین در سال ۱۹۸۸ کتاب «گروشام گرینج» را منتشر کرد و موفق شد در سال ۱۹۸۹ جایزهی کتاب کودکان لانکاشیر را از آن خود کرد.

آنتونی هوروویتس تا به امروز بیش از 30 عنوان کتاب برای مخاطب نوجوان نوشته است و جایزه های معتبر بسیار زیادی در کارنامه ی کاری خود دارد. او همچنین به عنوان فیلمنامه نویس کارنامه ی درخشانی دارد. او اکنون همراه همسرش جیل گرین و دو در لندن زندگی میکند.

در بخشی از کتاب ستاره اهریمنی می‌خوانیم

همسایه‌ها سعی کرده بودند شکایت کنند. آن‌ها درِ خانه را زده بودند، اما کسی دَمِ در نیامده بود. تلفن کرده بودند، اما کسی جواب نداده بود. عاقبت، به شورای منطقه‌ای در مرکز اداری شهر ایپسویچ تلفن کرده بودند، اما البته هفته‌ها طول می‌کشید تا اقدامی انجام شود. خانه خالی نبود. این را می‌دانستند. گاه و بی گاه مالک خانه، گویندا دیویس را می‌دیدند که پشت پرده‌های توری قدم می‌زد. یک‌بار بیش‌تر از یک هفته قبل او را دیده بودند که داشت به سرعت از مغازه‌ها به خانه می‌آمد؛ و هنوز یک نشانه‌ی دیگر از ادامه‌ی زندگی در خانه‌ی شماره‌ی بیست و هفت وجود داشت: هر روز عصر تلویزیون روشن بود.

گویندا دیویس را در آن خیابان همه می‌شناختند. او بیش‌تر دورانِ بزرگ‌سالی‌اش را در آنجا زندگی کرده بود. او به تنهایی و بعد با شریک زندگی‌اش، برایان کونران که هرچند وقت یک بار به عنوان شیرفروش کار می‌کرد؛ اما آن چه واقعا باعث شد همسایه‌ها پشت سرش حرف بزنند شش سال پیش بود که به طرز توجیه ناپذیری پسرِ هشت ساله‌ای را به فرزندی قبول کرد و او را به آن خانه آورد. همه معتقد بودند او و برایان چندان پدر و مادر خوبی نیستند. آن دو دعوا می‌کردند؛ و بنا به شایعات محلی، پسرک را که والدینش در یک تصادف کشته شده بودند، تقریبا نمی‌شناختند.

بنابراین وقتی همه‌چیز در جهت نادرستی پیش رفت، هیچ کس زیاد تعجب نکرد. واقعا تقصیر پسرک نبود. مَتیوُ فریمن پسر خوبی بود ــ در این مورد همه هم عقیده بودند ــ اما تقریبا از لحظه‌ی آمدن به آنجا توی دردسر افتاده بود. شروع کرد به مدرسه نرفتن. با دوست‌های بدی گشت. انواع جرم‌های کوچک را یاد گرفت و ناگزیر پلیس وارد ماجرا شد؛ و عاقبت آن دزدی در انبار محلی اتفاق افتاد، درست بغلِ ایستگاهِ ایپسویچ. یک نگهبان نزدیک بود بمیرد و متیو را با دست‌های خونین از آن جا بیرون کشیدند. بعد از آن، او را تحت نوعی برنامه‌ی سرپرستی قرار دادند. او یک مادر تازه داشت، جایی در یورکشایر؛ و خلاص شدن از شر یک چیز مزخرف. نظر عمومی این بود.

همه‌ی این‌ها حدود سه ماه قبل اتفاق افتاده بود. از آن زمان، گویندا کم کم ناپدید شده بود؛ و در مورد برایان هم هفته‌ها می‌شد کسی او را ندیده بود. خانه بیش‌تر و بیش‌تر به حال خود رها شده بود. همه معتقد بودند به زودی باید یک کاری کرد. حالا ساعت هفت و نیم بعدازظهرِ هفته‌ی اول ژوئن بود. روزها داشتند طولانی‌تر می‌شدند، هرقدر می‌توانستند کش می‌آمدند. اهالی ایست فیلد تراس گرمازده و خسته بودند. زود عصبانی می‌شدند؛ و بو به بدیِ همیشه بود.

آنچه در بالا خواندید بررسی و نقد کتاب ستاره اهریمنی بود. خرید و دانلود این اثر در همین صفحه امکان‌پذیر است. برای مطالعه‌ی دیگر کتاب‌ها در زمینه‌ی ادبیات نوجوان می‌توانید به قسمت دسته‌بندی کتاب‌ها مراجعه و کتاب‌های این موضوع را یکجا مشاهده کنید.

مشخصات کتاب ستاره اهریمنی

نظرات کاربران درباره کتاب ستاره اهریمنی

بسیار عالی و هیجان انگیز! آثار این نویسنده فوق العاده اند.
در ۱ ماه پیش توسط 910...598 ( | )
این قسمت یکم جزییات زیاد داشت
در ۳ ماه پیش توسط وحید یغمایی ( | )
بسیار کتاب خوبی است من کتاب دروازه کلاغ رو دارم اون هم خوبه ولی این بهتره
در ۴ سال پیش توسط moh...381 ( | )
در مورد ستاره شیطانی جلد دوم قدرت پنج نگهبان باید بگم جالب بود و پر هیجان. مت که حالا با ریچارد زندگی می کنه درگیر خطراتی می شه و به نظر میاد روی سرنوشتش هیچ کنترلی نداره. دوازه ی دوم توی پروه و بالاخره مت و ریچارد راهی می شن که برای جلوگیری از باز شدن دوازه ی دوم به پرو برن اما در این بین اتفاقاتی می افته که به نظر میاد از کنترل نکسوس هم خارجه. دفترچه ای حاوی اطلاعات پیشنیان به حراج گذاشته شده اما فرد مورد نظر به هیچ وجه نمی خواد اون رو بدون دیدن مت به نکسوس بده. و مت قبول می کنه به دیدن اون مرد بره اما قرار ملاقات لو رفته و مت تک و تنها داره به سمت قرار ملاقاتی می ره که جاش لو رفته و ... به نظر میاد آنتونی واقعاً می تونه عنصر هیجان رو توی داستانهاش بیاره. واقعاً می تونه شما رو بترسونه و یا از دلواپسی تموم شب بیدارتون نگه داره تا ببینین سر قهرمانای داستان چه بلایی می آد. اما توی کتاب ستاره شیطانی چیز دیگه ای توجه ام رو جلب کرد. اطلاعاتی که نویسنده در مورد صحرای نازکا و قوم اینکا ها به خواننده می ده. اون شما رو به آنلانتیس دیگه ای مهمان می کنه که در اونجا صلح و آرامش رو تجربه می کنین. چیزی که واقعاً لذت بخشه و البته شما هم طعم این که این آرامش در معرض خطره رو می چشین. به نظر میاد همیشه افرادی هستن که به خاطر منافع خودشون و جاه طلبی هاشون آرامش و صلح رو فدا می کنن و در این بین افراد بی گناهی رو قربانی. اما چون باید دنیا در تعادل به سر ببره همیشه افرادی هستن که با جاه طلبا مبارزه می کنن.و همون مبارزه خیر و شر همیشگی. رویارویی بدی و خوبی. اما آنتونی هوروویتس به خوبی با مهره هاش بازی می کنه و به نظر میاد می دونه چطوری و کی به خواننده اطلاعات بده. خوندن این کتاب رو به تمامی فانتزی دوستان و علاقه مندان به سبک آثار آنتونی هوروویتس پیشنهاد می کنم.
در ۷ سال پیش توسط ... ( | )