دسته‌ بندی
Loading

چند لحظه ...
کتاب آخرین شمشیر قدرت

کتاب آخرین شمشیر قدرت

نسخه الکترونیک کتاب آخرین شمشیر قدرت به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با «۶۰٪ تخفیف» بخرید!

نقد و بررسی کتاب آخرین شمشیر قدرت

درباره کتاب آخرین شمشیر قدرت

کتاب «آخرین شمشیر قدرت» Last Sword of Power نوشته‌ی «دیوید گمل» در سال 1988 منتشر شد. در این داستان ریولیشن در تینگیس آفریقا زندگی می‌کند و در آرامش نسبی زندگی را می‌گذراند. او در یکی از روزهای آرام زندگی‌اش که در حال تماشای شاهین شکاری است قاصد پیر را می‌بیند. قاصد پیر بانام کوتا، از کشتی مستقیم به سوی ریولیشن آمده و حامل اخبار بد است. او از قوم گوت می‌گوید که فرماندهی جدید باقدرتی خارق‌العاده دارند. او از جنگ و خون‌ریزی میان گوت‌ها با سیکامبریان و نروژی‌ها در آینده می‌گوید و بر این باور است در آینده‌ی نه‌چندان دور از میان قلمروی شمالی یک راه پر از خون و خون‌ریزی توسط سپاه شکست‌ناپذیر گوت‌ها ایجاد می‌شود. همچنین کوتا از دنیای جادوگری نیز اخبار جدید آورده است. او می‌گوید که شنیده است واتان با دنیای مردگان در ارتباط است و می‌تواند ارواح را احضار کند. راهب بزرگ، ریولیشن درباره‌ی قدرت واتان کنجکاو می‌شود. قاصد پیر می‌گوید او فردی شکست‌ناپذیر است و هیچ شمشیری قادر به لمس بدنش نیست. راهب بزرگ پس از شنیدن این اخبار به فکر فرو می‌رود و برای شکست آن‌ها برنامه‌ریزی می‌کند. مواجهه‌ی او با واتان که ادعا می‌کند خانه‌ی خدایان باستانی در بریتانیا است داستان کتاب «آخرین شمشیر قدرت» نوشته‌ی «دیوید گمل» را شکل می‌دهد.

کتاب «آخرین شمشیر قدرت» نوشته‌ی «دیوید گمل» از مجموعه‌ سنگ‌های قدرت The Stones of Power است. این مجموعه شامل چند کتاب خواندنی و دل‌نشین در سبک اسطوره‌ای و فانتزی است. کتاب اول این مجموعه بانام «شبح شاه» Ghost King در سال 1988 منتشر شد که با ترجمه‌ی «طاهره صدیقیان» در سال 1386  از سوی انتشارات کتاب‌سرای تندیس در ایران راهی بازار شد. «دیوید گمل» پس از جلد اول، نوشتن این سری داستان را ادامه داد و چهار اثر دیگر تحت عنوان این مجموعه بانام‌های Wolf in Shadow، Last Sword of Power، The Last Guardian و Bloodstone نوشت.

ترجمه کتاب آخرین شمشیر قدرت به زبان فارسی

«دیوید گمل» David Gemmell نویسنده‌ی کتاب «آخرین شمشیر قدرت» در تاریخ 1 اوت سال 1948 در هیستینگز به دنیا آمد. او در جوانی دوره‌ای را به‌عنوان روزنامه‌نگار فعالیت و از دهه‌ی هفتاد میلادی نوشتن داستان را آغاز کرد. او یکی از پرکارترین نویسندگان بریتانیایی است که در سراسر دنیا شهرت دارد. داستان‌های «دیوید گمل» در حوزه‌ی ادبیات حماسی و اسطوره‌ای قرار دارند و در میان خوانندگان فارسی زبان مشهور هستند. کتاب «آخرین شمشیر قدرت» از این نویسنده با ترجمه‌ی «طاهره صدیقیان» از سوی انتشارات کتاب‌سرای تندیس در سال 1386 منتشر شد که نسخه‌ی الکترونیک آن در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. «طاهره صدیقیان» مترجم این کتاب تاکنون ده‌ها اثر در حوزه‌ی ادبیات فانتزی و اسطوره‌ای ترجمه کرده است. ازجمله آثار ترجمه‌شده‌ی دیگر او می‌توان به «شب هفتمین بدر» اثر «ویکتوریا هالت»، «کوتوله‌های مقدس» اثر «ژوان هریس» و «ملکه اسیر» اثر «آلیسون ویر» اشاره کرد که نسخه‌ی الکترونیک و صوتی آن‌ها در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای مطالعه و دانلود موجود است.

در بخشی از کتاب آخرین شمشیر قدرت می‌خوانیم

همه جا آرام بود و پسرک به راستی، به طرزی شکوهمند و بی‌عیب و نقص تنها بود. اینجا، زیر عظمت مهتاب، از بیگانگی، نگاه‌های خیره و عبوس و کلمات تند خبری نبود. همچنان که به صخره‌های بالای جنگل نگاه می‌کرد، نسیم شب موهایش را می‌آشفت. به پدرش می‌اندیشید، جنگجوی بی‌نامی که چنان دلاورانه جنگیده بود. گریستا گفت او شش مرد را کشته بود.

اما چرا او کورماک نوزاد را تنها در غار رها کرده بود؟ و زنی که او را در بطن خود پرورش داده بود، کجا بود؟ چه کسی یک بچه را رها می‌کرد؟ آیا آن مرد - آن قدر شجاع در جنگ در زندگی چنین بی‌رحم بود؟ کدام مادری حاضر می‌شد فرزندش را رها کند تا در غاری تنها بمیرد؟ مانند همیشه پاسخی وجود نداشت، اما همین سؤال‌ها کورماک را به این دهکده‌ی خشن و ناسازگار زنجیر کرده بود. نمی‌توانست آنجا را ترک کند و آینده‌ای برای خودش بسازد، نه تا زمانی که گذشته چنین رمز و رازی در خود داشت.

وقتی کوچک‌تر بود باور داشت پدرش یک روز به دنبال او بازمی‌گردد، با شمشیری به کمر و کلاهخودی صیقل خورده بر روی سر، با گام‌های بلند وارد تالار بزرگ می‌شود. اما رؤیاهای کودکی دیگر نمی‌توانست زندگی‌اش را تداوم بخشد. تا چهار روز دیگر مرد می‌شد... و بعد چه؟ در آهنگری، یا آسیاب، یا نانوایی، یا قصابی گدایی کار کند؟

به کلبه‌اش برگشت، زیر پتوهای مندرس خود به خوابی ناآرام فرورفت، صبح زود از خواب برخاست و با قلاب سنگ خود روی تپه‌ها رفت. آنجا سه خرگوش کشت و با کارد کوچکی که گریستا سال گذشته به او داده بود ماهرانه پوستشان را کند. در گودالی محفوظ گوشت را کباب کرد و از احساس نادر شکمی پر، لذت برد. اما گوشت خرگوش خاصیت چندانی نداشت و گریستا یک‌بار به او گفته بود انسان می‌تواند با چنین غذایی جشن بگیرد و باز هم از گرسنگی بمیرد. کورماک انگشت‌هایش را لیسید، سپس آن‌ها را با علف‌های بلند پاک کرد. جشن تندر در پاییز سال قبل را به یاد آورد، وقتی شاه ولف هیر از مباشر قبلی خود، کالدر، دیدن می‌کرد. آن زمان برای اولین بار طعم گوشت گاو را چشیده بود. کورماک مجبور شده بود دور از جمعیت اطراف پادشاه ساکسونی بایستد، اما سخنرانی او را شنیده بود، بیش‌تر حرف‌های پیش‌پاافتاده و بی‌معنی، که از سوی مردی ضعیف بیان می‌شد. با زره سینه‌ی آهنین و محافظین تبر به دست هیئت مناسب داشت، اما صورتش نرم و زنانه بود و نگاهش را به نقطه‌ای در بالای سر جمعیت دوخته بود.

مشخصات کتاب آخرین شمشیر قدرت

نظرات کاربران درباره کتاب آخرین شمشیر قدرت

ترجمه‌اش مشکل داره. فکر کنم اولین کار مترجمشه. خود داستان هم شاید برای کسانی که با تاریخ انگلستان آشناتر هستند جذابتر باشه. خیلی دلم می‌خواد با تاریخ انگلستان آشنا بشم
در ۱۱ سال پیش توسط ... ( | )
مردی بنام ریولیشن در جستجوی کودکی به ظاهر اهریمن زاد
در ۷ سال پیش توسط ... ( | )