پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
کتاب پندراگن

کتاب پندراگن
كتاب سوم: دنيای بدون جنگ

نسخه الکترونیک کتاب پندراگن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی کتاب پندراگن

درباره کتاب دنيای بدون جنگ

کتاب سوم از مجموعه پندراگن بانام «دنيای بدون جنگ» The Never War نوشته‌ی «دی.جی. مک هیل» در می سال 2003 منتشر شد. در این داستان «بابی پندراگون» نوجوان ماجراجو پانزده‌ساله همراه «ویلاکس» در زمین اول است. تاریخ این داستان مطابق با یازدهم مارس سال 1937 است که مطابق با روز تولد «بابی پندراگون» است. آن‌ها در زمین اول، عجیب‌ترین و آشفته‌ترین و خطرناک‌ترین مکان ممکن قرار دارند. در ابتدا این داستان در حالی که آن‌ها اتفاقات وحشتناکی را پشت سر گذاشته‌اند و با دو گانگستر که کت‌وشلوار خاکستری‌رنگ مدل قدیمی بر تن دارند، روبه‌رو می‌شوند. «بابی پندراگون» برای نجات جانش مجبور می‌شود انگشتر مسافری را به آن‌ها بدهد. انگشتر برای این نوجوان بسیار باارزش است زیرا از طریق آن می‌تواند ناودان‌ها را ببیند و روز نگاشتش را بفرستد. تحویل این انگشتر و ماجراهای هیجان‌انگیز  و اسرار‌آمیز دیگر، داستان کتاب سوم از مجموعه پندراگن بانام «دنيای بدون جنگ» را شکل می‌دهد.

درباره مجموعه پندراگن اثر دی.جی. مک هیل

مجموعه پندراگن Pendragon شامل ده کتاب فانتزی و تخیلی برای نوجوانان است که عبارت‌اند از «تاجر مرگ»، «فار شهر گمشده»، «دنيای بدون جنگ»، «ويروس واقعيت»، «آب سیاه»، «رودهای زادا»، «بازی‌‌های كوييلن»، «جنگجويان راينه»، «آرمانشهر كلاغ» و «سربازان‌ هالا». این کتاب‌ها از سال 2002 تا 2009 منتشر شده‌اند و درباره‌ی نوجوانی آمریکایی به نام «بابی پندراگون» Bobby Pendragon است. داستان‌ این کتاب‌ها در سبک تخیلی فانتزی نگاشته شده است که در میان نوجوانان بسیار محبوب و دوست‌داشتنی است. این ژانر مملو از اتفاق‌های اسرارآمیز و نفس‌گیر است که خواندن آن‌ها بسیار لذت‌بخش است. در این داستان‌ها موجودات عجیب‌وغریب، فراانسان‌ها و آدم‌های فضایی نیز حضور دارند و فضای داستان متفاوت از سایر داستان‌های ادبی است.

درباره دی.جی. مک هیل

«دی.جی. مک هیل» D. J. MacHale نویسنده‌ی ژانر فانتزی در تاریخ 11 مارس سال 1955 در نیویورک به دنیا آمد. او در جوانی برای تحصیل به دانشگاه ویلانوا رفت ولی پس از سه ترم به دانشگاه نیویورک برای تحصیل در رشته‌ی فیلم‌سازی رفت. او پس از فارغ‌التحصیلی به ساخت برنامه‌های تلویزیونی مشغول شد و توانست جوایز و افتخارات مثال‌زدنی در این زمینه کسب کند. نام این چهره در ایران بیشتر با مجموعه پندراگن شناخته شده است. تمامی کتاب‌های این مجموعه به فارسی ترجمه شده‌اند و نسخه‌ی صوتی و الکترونیک آن‌ها در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است.

ترجمه کتاب پندراگن به زبان فارسی

کتاب چهارم از مجموعه پندراگن بانام «ويروس واقعيت» نوشته‌ی «دی.جی. مک هیل» با ترجمه‌ی «پروین جلوه نژاد» از سوی انتشارات کتاب‌سرای تندیس در سال 1389 منتشر شد که نسخه‌ی الکترونیک آن در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. «پروین جلوه نژاد» تحصیلاتش را در رشته‌ی ادبیات انگلیسی دانشکده‌ی دماوند به سرانجام رسانده است. او بیش از سه دهه درزمینه‌ی‌ تألیف و تدوین کتاب کودک و نوجوان فعال است و جزو مترجمین پرکار ایرانی است. از ترجمه‌های او می‌توان به کتاب‌های «فرستادگان»، «مانکل غارنشین و خر پرنده» و «پیداشدگان» اشاره کرد که نسخه‌ی الکترونیک و صوتی آن‌ها در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای مطالعه و دانلود موجود است.

در بخشی از کتاب پندراگن می‌خوانیم

وقتی سوار تاکسی می‌شدیم، گانی به راننده گفت: «تقاطع خیابان پنجاه و نهم و خیابان پارک»

تاکسی از آن ماشین‌های قدیمی بزرگی بود که پشت‌اش بزرگ و جادار بود. فکر کنم دیگر نباید بگویم همه چیز «قدیمی» است. اینجا زمین اول است و سال 1937. ما در زمان گذشته ولی در زمان حال بودیم. پاک گیج شده‌ام.

راننده حرکت کرد و به اتومبیل‌های دیگر پیوست. میان راه از پشت شيشه بیرون را نگاه می‌کردم تا ببینم بین زمین اول و زمین دوم چه فرق‌هایی وجود دارد. نکته قابل‌توجه این که زمین اول آن‌قدرها که فکرمی کنید با زمین دوم فرق نداشت. من واقعاً کارشناس تاریخ و امور شهر نیویورک نیستم، اما از دریچه چشم یک بچه کانتیکتی که فقط چند بار به شهر آمده بود. از مشاهده‌ی آن همه شباهت تعجب کردم.

همان‌طور که قبلاً برایتان نوشتم، از نظر من بیش‌ترین تفاوت بین ماشین‌ها بود. من قبلاً هم ماشین قدیمی دیده بودم، اما بیش‌ترشان توی فیلم‌های سیاه‌وسفید بودند. وقتی کوچک بودم، فکر می‌کردم آن موقع‌ها، دنیا سیاه‌وسفید بوده است. اما حالا که اینجا هستم، می‌بینم که در سال ۱۹۳۷ هیچ‌چیز سیاه‌وسفید نیست. آسمان آبی، خورشید زرد و چمن‌های پارک مثل زمین دوم، سبزند. اما اتومبیل‌ها فقط سیاه‌اند. البته بینشان ماشین کرم یا خاکستری هم پیدا می‌شود، اما رنگ سیاه، میان مردم طرفدار بیش‌تری دارد. رانندگی در اینجا کمی خشن است. وقتی ماشین توی چاله‌چوله می‌افتد، ما هم سه نفری آن پشت بالا پایین می‌پریم. بله، در سال ۱۹۳۷ هم چاله‌چوله زیاد است. با این که مشاهده مناظر اعجاب‌انگیز گذشته برایم جالب بود. شخصی که کنارم نشسته بود برایم اهمیت بیش‌تری داشت. او می‌گفت مسافر زمین اول است. دلیلی هم نداشتم که به او شک کنم، مخصوصاً وقتی دیدم از آن انگشترها دستش است. با اين همه قیافه‌اش به قيافه مسافرهای دیگر نمی‌خورد. اول از همه این که پیر بود. نمی‌توانم بگویم دقیقاً چند سالش بود، اما هرچه بود سن و سالش بالا بود. شاید شصت سالی داشت.

مسافرهای دیگر همه جوان بودند. دایی پرس یک کم سن‌اش بالا بود. اوسا هم همین طور. اما آن‌ها این‌قدر پیر نبودند. به‌علاوه آن‌ها مرده بودند. آن‌ها مأموریتشان را به مسافرهای نسل بعد سپرده بودند. آیا این نشان می‌داد روزهای عمر گانی هم به سر رسیده است؟ دلم نمی‌خواست از خودش بپرسم. سؤال خوبی نبود.

به نظر مرد جالبی می‌رسید. به طرز غیرقابل باوری گانگسترها را قال گذاشت و به کمک او، فرار کردیم. آن‌قدر صدایش آرام بود که وقتی حرف می‌زد، فکر می‌کردی همه چیز روبه‌راه است و هیچ مشکلی وجود ندارد.

مشخصات کتاب پندراگن

نظرات کاربران درباره کتاب پندراگن

پندراگن فوق العاده س
در ۲ سال پیش توسط مرضیه احمدی ( | )
مجموعه ی خیلی جذابیه
در ۱ سال پیش توسط آرین اسدی زاده ( | )
فوق العادس❤❤❤ اگه کسی باشه که از پندراگن خوشش نیاد، باید کلا کتاب تخیلی خوندنو کنار بذاره
در ۱ سال پیش توسط Banoo ( | )
☺جالبه که هر کتاب از جلد قبلی جذابتره 💖💖💖
در ۳ ماه پیش توسط مریم صفرزاده ( | )
کتاب پندراگن عالیه اما برنامه خیلی مسخره است
در ۱ ماه پیش توسط ash...dis ( | )
  • ۱
  • ۲
  • بعدی ›
  • آخرین ››