در روزهای پایانی ماه ژانویه دریا ناآرامتر شده و شروع به آوردن آشغالهای سنگین روی سطح خود به ساحل کنار آن شهرک کرده بود.و چند هفته بعد همه چیز آنجا با حالت غیر قابل تحمل آنها آلوده شده بود.از آن زمان به بعد دنیا دیگر ارزش زیستن را نداشت و یا دست کم تا ماه دسامبر بود.به همین دلیل کسی از ساعت هشت شب به بعد بیدار نمیماند.اما سالی که مستر هربرت به آنجا آمد،دریا دیگر تغییر نکرد.نه حتی در ماه فوریه.و برعکس صافتر و شفافتر شده و در طول شبهای نخست ماه مارس بوی گلهای رز را نیز پخش میکرد.