پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
کتاب آوازهای فرشته بی‌بال

کتاب آوازهای فرشته بی‌بال
مجموعه شعر

نسخه الکترونیک کتاب آوازهای فرشته بی‌بال به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی کتاب آوازهای فرشته بی‌بال

شما، از پنجره‌تان سر کشیدید

به بهانه تابلوها، پرچم‌ها

و بر گل‌ها و شکوفه‌ها سرفه کردید.

حالا حیاط‌خلوتمان مریض است

ما از شما به شما شکایت می‌بریم آقایان، تمنا داریم تا فرصت باقی است بیائید، از این حیاط غریبه رهامان بسازید.

درباره کتاب آوازهای فرشته بی‌بال

کتاب «آوازهای فرشته بی‌بال» مجموعه شعری از «محمد شمس لنگرودی»، شاعر بنام ایرانی است که از پختی کلام و لحن تاثثیرگذار این شاعر بهره‌مند است. این کتاب از سوی نشر نگاه سال 1392 منتشر شده است که کتاب الکترونیکی آن در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و مطالعه  موجود است. این مجموعه شعر  سال ۱۳۹۳ از سوی جشنواره شعر فجر نامزد شد که «لنگرودی» با نامه‌ای از پذیرفتن آن کناره‌گیری کرد. از آثار دیگر مربوط به این شاعر می‌توان به «مجموعه اشعار شمس لنگرودی‌» و «می‌میرم به جرم آن‌که هنوز زنده بودم» اشاره کرد.

ای ماهی

مگر که چشم‌پوشی و خود را نبینی

عریانی

عریان

در خانه‌ی شيشه ئی، جاده‌ی شيشه ئی، خلوت شيشه ئی

و کلامت انبوهی حباب است.

درباره محمد شمس لنگرودی

«محمد شمس لنگرودی» شاعر و مورخ ادبی ایرانی 26 آبان سال 1329 در لنگرود گیلان به دنیا آمد. او مادر و پدری علاقه‌مند به ادبیات و شعر داشت و در نوجوانی اولین شعرش را به تأثیر از «نادر نادر پور»، شاعر و مترجم بنام ایرانی سرود، زیرا در این دوران کتاب شعر «انگور» را از این شاعر بارها مطالعه کرده‌ بود. او تحصیلات دبیرستانی‌اش را با دیپلم ریاضی به سرانجام رساند و تحصیل در رشته‌ی اقتصاد مدرسه‌ی عالی بازرگانی رشت را آغاز کرد.  او در این دوران به دور از خانواده و فضای شهر کوچکش قرار گرفت و به تدریس مشغول شد. او در این دوران به آثار «شارل بودلر»، شاعر و نویسنده‌ی اهل فرانسه علاقه‌مند شد و تحت تأثیر شعرهای «احمد شاملو»، شاعر نوآور ایرانی قرار گرفت. او اواسط دهه‌ی پنجاه شمسی اولین دفتر شعرش را منتشر کرد و به‌عنوان شاعری برجسته شناخته شد.  

سربازهای چوبی، از پل عبور کرده‌اند

آن‌سو جنبنده ئی نیست

تنها باد است

که پیراهن سربازان را تکان می‌دهد

باد است

که پیراهن سربازان و جوانه‌ی یادها را

بر سینه چوبی‌شان تکان می‌دهد.

«شمس لنگرودی» مانند سایر روشن‌فکران، شاعران و نویسنده‌های آن زمان فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی انجام می‌داد و مسائل اجتماعی را نقد می‌کرد، او یک‌بار نیز به مدت یک سال به زندان افتاد. ادبیات مرهم درد این روزهای تلخ «لنگرودی» بود، او همواره سرودن شعرهایش را دنبال می‌کرد و در دهه‌ی شصت سه مجموعه‌ی «خاکستر و بانو»، «جشن ناپیدا» و «قصیده‌ی لبخند چاک‌چاک» را منتشر کرد. او پس از انتشار این سه اثر تا مدت‌ها در سکوت ماند تا اینکه در سال 1379 به دنیای  ادبیات بازگشت و مجموعه شعر «نت‌هایی برای بلبل چوبی» را به چاپ رساند. او علاوه بر سرودن اشعارش در دانشگاه هم تدریس می‌کند و به‌عنوان یکی از چهره‌های ادبی معاصر فارسی شناخته شده است.

دلم می‌خواهد

هنگامی‌که به خواب می‌روید

گوشه‌ی رویاتان را پس زنم

همراه شما ببینم، رؤیاهایتان

چگونه شما را به سمت آخر عمر می‌برند.

دلم می‌خواهد، صدای قطار را، بر ریل‌های یخی بشنوم و آب شدنش را ببینم

«شمس لنگرودی» به سبک شعر نو اشعارش را می‌سراید و درگیری انسان مدرن با جامعه‌ی سنتی را با زبانی لطیف و ترکیبات زیبا بیان می‌کند. او ‌ به مفهوم مرگ و نیستی در بعضی از اشعارش توجه کرده است و در شعرهای اولیه‌اش نگاه آرمان‌خواهانه و ایده‌ئال‌گرایانه دارد که به‌مرورزمان دست‌خوش تغییر می‌شود.

همچون عقابی گرسنه که خاکش را گم کرده است

به بازی با سارها مشغولم

همچون عقابی نابینا، از شب‌پره‌ها راه می‌پرسم.

قلب من!، امشب، برای تو از گل نسترن عصائی می‌سازم.

«محمد شمس لنگرودی» علاوه بر شعر درزمینه‌ی داستان‌، تحقیق و پژوهش، قصه‌نویسی کودک، بازیگری سینما و تئاتر هم فعالیت کرده است. او در فیلم «فلامینگو شماره 13» به کارگردانی «حمیدرضا علیقلیان» و فیلم «پنج تا پنج» به کارگردانی «تارا اوتادی» حضور داشت. ازجمله رمان‌های این چهره می‌توان به «رژه بر خاک پوک» و «آن‌ها که به خانه من آمدند» اشاره کرد و کتاب «تاریخ تحلیلی شعر نو» هم اثری متمایز و شاخص از اوست که در چهار جلد به چاپ رسیده است. این مجموعه تاریخ جامعه‌شناختی یک دوره از شعر نو ایران است که طی سال‌ها پژوهش و تحقیق به نگارش درآمده است.

در بخشی از کتاب آوازهای فرشته بی‌بال می‌خوانیم

کاش فاصله‌مان رودخانه ئی از عسل بود

و زنبوران پاسبان خانه‌ی ما بوده‌اند.

آخر چه داشت زندگی

با خورجینی که مدام پر کردیم و خالی به خانه‌ی خود رسیدیم

آخر چه داشت زندگی

در موطنی که بوی غروب می‌دهد

سگ‌ها پارس می‌کنند

و صدای کسی به گوش کسی نمی‌رسد.

با زخم هائی به رنگ صورتمان

در میهمانی دنیا مست کرده‌ایم

و بر جراحت هم می‌خندیم.

فرصتمان همین است

تا از دریچه‌های مجازی

پرمان را بیرون گیریم

و به یکدیگر تعارف کنیم.

ما آفتابیم و در آتش خود زنده‌ایم

شاخه‌های شکسته ئی که از سر اتفاق میوه دادیم

بر شانه‌ی هم سر نهادیم

از سنگینی خود بی‌قراریم.

مشخصات کتاب آوازهای فرشته بی‌بال

نظرات کاربران درباره کتاب آوازهای فرشته بی‌بال

عالی
در ۴ سال پیش توسط ali...r73 ( | )