عمری هر شب،
نمک روی زخمهایم پاشیدم تا سیبها را نبرند...
وقتی درختهای سیب را
آفتکش شیمیایی خشکاند
با دیو، تا سپیده گریه کردیم...
حالا از ملک جمشید شیشه میخرند
و شیشههای عمر را دیوها میشکنند
و چاهی
که میشد در آن فریادرسی جست،
پر شده است...
از اینهمه آگهی «تخلیهی چاه» هم کاری ساخته نیست!