فیدیبو نماینده قانونی نشر نامک و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب قصه‌های بهرنگ

کتاب قصه‌های بهرنگ

نسخه الکترونیک کتاب قصه‌های بهرنگ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب قصه‌های بهرنگ

دیگر وقت آن گذشته است که ادبیات کودکان را محدود کنیم به تبلیغ و تلقین نصایح خشک و بی‌بروبرگرد، نظافت دست و پا و بدن، اطاعت از پدر و مادر، حرف‌شنوی از بزرگان، سروصدا نکردن در حضور مهمان، سحرخیز باش تا کامروا باشی، بخند تا دنیا به رویت بخندد، دستگیری از بینوایان به سبک و سیاق بنگاه ‌های خیریه و مسائلی از این قبیل که نتیجه ‌ی کلی و نهایی همه ‌ی اینها بی‌خبر ماندن کودکان از مسائل بزرگ و حاد و حیاتی محیط زندگی است. چرا باید در حالی که برادر بزرگ دلش برای یک نفس آزاد و یک دم هوای تمیز لک زده، کودک را در پیله ‌ای از «خوشبختی و شادی امید» بی‌اساس خفه کنیم؟ بچه را باید از عوامل امیدوارکننده‌ی الکی و سست‌بنیاد ناامید کرد و بعد امید دگرگونه‌ای بر پایه‌ ی شناخت واقعیت‌های اجتماعی و مبارزه با آن‌ها را جای آن امید اولی گذاشت.

ادامه...
  • ناشر نشر نامک
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۹۹ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب قصه‌های بهرنگ

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

ادبیات کودکان

دیگر وقت آن گذشته است که ادبیات کودکان را محدود کنیم به تبلیغ و تلقین نصایح خشک و بی بروبرگرد، نظافت دست و پا و بدن، اطاعت از پدر و مادر، حرف شنوی از بزرگان، سروصدا نکردن در حضور مهمان، سحرخیز باش تا کامروا باشی، بخند تا دنیا به رویت بخندد، دستگیری از بینوایان به سبک و سیاق بنگاه های خیریه و مسائلی از این قبیل که نتیجه ی کلی و نهایی همه ی اینها بی خبر ماندن کودکان از مسائل بزرگ و حاد و حیاتی محیط زندگی است. چرا باید در حالی که برادر بزرگ دلش برای یک نفس آزاد و یک دم هوای تمیز لک زده، کودک را در پیله ای از «خوشبختی و شادی امید» بی اساس خفه کنیم؟ بچه را باید از عوامل امیدوارکننده ی الکی و سست بنیاد ناامید کرد و بعد امید دگرگونه ای بر پایه ی شناخت واقعیت های اجتماعی و مبارزه با آن ها را جای آن امید اولی گذاشت.
آیا کودک غیر از یاد گرفتن نظافت و اطاعت از بزرگان و حرف شنوی از آموزگار (کدام آموزگار؟) و ادب (کدام ادب؟ ادبی که زورمندان و طبقه ی غالب و مرفه حامی و مبلغ آن است؟) چیز دیگری لازم ندارد؟
آیا نباید به کودک بگوییم که در مملکت تو هستند بچه هایی که رنگ گوشت و حتی پنیر را ماه به ماه و سال به سال نمی بینند؟ چرا که عده ی قلیلی دلشان می خواهد همیشه «غاز سرخ شده در شراب» سر سفره شان باشد.
آیا نباید به کودک بگوییم که بیشتر از نصف مردم جهان گرسنه اند و چرا گرسنه شده اند و راه برانداختن گرسنگی چیست؟ آیا نباید درک علمی و درستی از تاریخ و تحول و تکامل اجتماعات انسانی به کودک بدهیم؟ چرا باید بچه های شسته و رفته و بی لک وپیس و بی سروصدا و مطیع تربیت کنیم؟ مگر قصد داریم بچه ها را بگذاریم پشت ویترین مغازه های لوکس خرازی فروشی های بالای شهر که چنین عروسک های شیکی از آن ها درست می کنیم؟
چرا می گوییم دروغگویی بد است؟ چرا می گوییم دزدی بد است؟ چرا می گوییم اطاعت از پدر و مادر پسندیده است؟ چرا نمی آییم ریشه های پیدایش و رواج و رشد دروغگویی و دزدی را برای بچه ها روشن کنیم؟
کودکان را می آموزیم که راستگو باشند در حالی که زمان، زمانی است که چشم راست به چشم چپ دروغ می گوید و برادر از برادر در شک است و اگر راست آن چه را در دل دارد بر زبان بیاورد، چه بسا که از بعضی از دردسرها رهایی نخواهد داشت.
آیا اطاعت از آموزگار و پدر و مادری نایاب و نفس پرست که هدفشان فقط راحت زیستن و هر چه بیش تر بی دردسر روزگار گذراندن و هر چه بیش تر پول درآوردن است، کار پسندیده ای است؟
چرا دستگیری از بینوایان را تبلیغ می کنیم و هرگز نمی گوییم که چگونه آن یکی «بینوا» شد و این یکی «توانگر» که سینه جلو دهد و سهم بسیار ناچیزی از ثروت خود را به آن بابای بینوا بدهد و منت سرش بگذارد که آری من مردی خیر و نیکوکارم و همیشه از آدم های بی چاره و بدبختی مثل تو دستگیری می کنم، البته این هم محض رضای خداست و الا تو خودت آدم نیستی.
اکنون زمان آن است که در ادبیات کودکان به دو نکته توجه کنیم و اصولاً این دو را اساس کار قرار دهیم.
نکته ی اول، ادبیات کودکان باید پلی باشد بین دنیای رنگین بیخبری و در رویا و خیال های شیرین کودکی و دنیای تاریک آگاه غرقه در واقعیت های تلخ و دردآور و سرسخت محیط اجتماعی بزرگترها. کودک باید از این پل بگذرد و آگاهانه و مسلح و چراغ به دست به دنیای تاریک بزرگترها برسد. در این صورت است که بچه می تواند کمک و یار واقعی پدرش در زندگی باشد و عامل تغییردهنده ی مثبتی در اجتماع راکد و هردم فرورونده.
بچه باید بداند که پدرش با چه مکافاتی لقمه نانی به دست می آورد و برادر بزرگش چه مظلوم وار دست و پا می زند و خفه می شود. آن یکی بچه هم باید بداند که پدرش از چه راه هایی به دوام این روز تاریک و این زمستان ساخته ی دست آدم ها کمک می کند. بچه ها را باید از «عوامل امیدوارکننده ی سست بنیاد» ناامید کرد.
بچه ها باید بدانند که پدرانشان نیز در منجلاب اجتماع غریق دست وپازننده ای بیش نیستند و چنان که همه ی بچه ها به غلط می پندارند، پدرانشان راستی راستی هم از عهده ی همه کاری برنمی آیند و زورشان نهایت به زنان شان می رسد.
خلاصه ی کلام و نکته ی دوم، باید جهان بینی دقیقی به بچه داد، معیاری به او داد که بتواند مسائل گوناگون اخلاقی و اجتماعی را در شرایط و موقعیت های دگرگون شونده ی دایمی و گوناگون اجتماعی ارزیابی کند.
می دانیم که مسائل اخلاقی از چیزهایی نیستند که ثبات دایمی داشته باشند. آن چه یک سال پیش خوب بود ممکن است دو سال بعد بد تلقی شود. کاری که در میان یک قوم یا طبقه ی اجتماعی اخلاقی است ممکن است در میان قوم و طبقه ی دیگری ضداخلاق محسوب شود.
در خانواده ای که پدر همه ی درآمد خانواده را صرف عیاشی و خوشگذرانی و قماربازی می کند، و هیچ اثر تغییردهنده ای در اجتماع ندارد و یا سد راه تحول اجتماعی است، بچه ملزم نیست مطیع و راستگو و بی سروصدا باشد و افکار و عقاید پدر را عینا قبول کند.
... ادبیات کودکان نباید فقط مبلغ «محبت و نوع دوستی و قناعت و تواضع» از نوع اخلاق مسیحیت باشد. باید به بچه گفت که به هرآنچه و هرکه ضدبشری و غیرانسانی و سد راه تکامل تاریخی جامعه است کینه ورزد و این کینه باید در ادبیات کودکان راه باز کند.
تبلیغ اطاعت و نوع دوستی صرف، از جانب کسانی که کفه ی سنگین ترازو مال آن هاست، البته غیرمنتظره نیست اما برای صاحبان کفه ی سبک ترازو هم ارزشی ندارد.(۱)

صمد بهرنگی

نظرات کاربران درباره کتاب قصه‌های بهرنگ

صمد بهرنگی (۲ تیر ۱۳۱۸ ــ ۹ شهریور ۱۳۴۷)، معروف به بهرنگ، داستان‌نویس، محقق، مترجم، و شاعر ایرانی بود. معروف‌ترین اثر او داستان «ماهی سیاه کوچولو» است. بهرنگی در ۱۳۳۹ اولین داستان منتشر شده‌اش به نام «عادت» را نوشت. که با «تلخون» در سال ۱۳۴۰، «بی‌نام» در ۱۳۴۲، و داستان‌های دیگر ادامه یافت. او ترجمه‌هایی نیز از انگلیسی و ترکی استانبولی به فارسی و از فارسی به ترکی آذربایجانی (از جمله ترجمه شعرهایی از «مهدی اخوان ثالث»، «احمد شاملو»، «فروغ فرخزاد»، و «نیما یوشیج») انجام داد. تحقیقاتی نیز در جمع‌آوری فولکلور آذربایجان و نیز در مسائل تربیتی از او منتشر شده‌است. برخی از آثار «صمد بهرنگی» با نام مستعار چاپ شده‌است. از جمله نامهای مستعار وی می‌توان به «ص. قارانقوش»، «چنگیز مرآتی»، «صاد»، «داریوش نواب‌مراغی»، «بهرنگ»، «بابک بهرامی»، «ص. آدام»، و «آدی باتمیش» اشاره کرد. صمد در سال ۱۳۱۸ در محله چرنداب شهر تبریز به دنیا آمد. پدرش زهتاب بود. پس از تحصیلات ابتدایی و دبیرستان، در مهر ۱۳۳۴ به دانشسرای مقدماتی پسران تبریز رفت، که در خرداد ۱۳۳۶ از آنجا فارغ‌التحصیل شد. از مهر همان سال آموزگار شد، و تا پایان عمر در «آذرشهر»، «ممقان»، «قاضی جهان»، «گوگان»، و «آخی جهان» در استان آذربایجان شرقی که آن زمان روستا بودند، تدریس کرد. در مهر ۱۳۳۷ برای ادامه تحصیل در رشته زبان و ادبیات انگلیسی، به دوره شبانه «دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز» رفت، و هم‌زمان با آموزگاری، تحصیلش را تا خرداد ۱۳۴۱ و دریافت گواهی‌نامه پایان تحصیلات ادامه داد. وی در کتاب «کندوکاو در مسائل تربیتی ایران» کلمات عربی به عاریت گرفته شده از عربی را، بخش بزرگی از اشتراک زبان‌های رایج ایرانی از جمله ترکی آذری با فارسی دانسته‌است
در 5 سال پیش توسط Ahm...ani
این کتاب هم چون، الدوز، بخشی از کودکی مرا در خود دارد. ‏چه بگویم! عاشق آن هستم. ‏
در 8 سال پیش توسط Ash...ari
بەترین کتاب دنیا
در 1 سال پیش توسط ram...nii
ازبهترین کتابهای قصه درایران است.افسوس که عمو صمد ما نخواست تنها یک نویسنده وروشنفکرمتعهد بماند و خوش تر داشت که چریک باشدو نابهنگام رفت پشت هیچ... بدون آنکه چریک شده باشد یاضرورتی برای شدنش باشد .درآن دهه شگفت انگیزو پرالتهاب 50 چریک های واقعی کتاب خواندن وروشنفکری را نفی می کردند...! و حیف از صمد ما که دیگر ننوشت
در 11 سال پیش توسط Ham...emi
همیشه مثل یه کتاب معمولی موقع خواب ظهرهای بچگی میخوندمش. اما از وقتی فهمیده بودم ممنوعه است فکر می کردم باید یه چیز خارق العاده از توش پیدا کنم. اما هیچ وقت پیداش نکردم!البته شایدم هیچ وقت نفهمیدم!!
در 9 سال پیش توسط Han...ini
کسی هست از نسل من که از این کتاب خاطرات شیرینی نداشته باشد ؟ همیشه قصه های عمو صمد را دوست داشته ام ...ما با بسیاری از این قصه ها بزرگ شده ایم
در 9 سال پیش توسط Pej...ion
من همیشه قصه های صمد رو دوست داشتم...می دونین ..یه تلخی خاصی توش داره!مخصوصا 24 ساعت در خواب و بیداریش!!!
در 11 سال پیش توسط Has...i
خوبه ولی خیلی عامیانه هست
در 2 ماه پیش توسط