فیدیبو نماینده قانونی انتشارات کتاب نیستان و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب دموکراسی یا دموقراضه

کتاب دموکراسی یا دموقراضه

نسخه الکترونیک کتاب دموکراسی یا دموقراضه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب دموکراسی یا دموقراضه

داستان در زمان‌های دور و در کشوری نامعلوم می‌گذرد. راوی داستان، ظاهراً پژوهشگری تاریخی است که با کشف و سند‌خوانی خود، ماجرا را برای خواننده روایت می‌کند. مطابق این تحقیق، در سالیانی دور، پادشاهی که در آستانه مرگ قرار دارد وصیت می‌کند هر ۲۵ فرزند او در مقاطع ۲ ساله به‌ترتیب پس از مرگ او بر تخت شاهی بنشینند، اما نه به ترتیب سن بلکه به رأی مردم. هر یک از فرزندان در دوره سلطنت خود ظلم‌های فراوانی به مردم می‌کنند و مردم هر بار، رنجیده از یکی به دیگری پناه می‌برند اما صورت مسأله تغییر نمی‌کند. سرانجام تصمیم می‌گیرند بیمار‌ترین، زشت‌ترین و نادان‌‌ترین آنان را انتخاب کنند تا دمی بیاسایند. نام فرزندان شاه همگی پیشوند «دمو» دارد و این آخری «دمو‌کافیه» نام دارد که در زبان مردم شهر به «دمو قراضه» شهرت یافته است...

ادامه...

بخشی از کتاب دموکراسی یا دموقراضه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

فصل اول: شروع ماجرا

در زمان های بسیار بسیار قدیم، که سال هاست به کلی از حافظه تقویم ها پاک شده، در سرزمینی بسیار بسیار دور به اسم غربستان(۱) که امروزه بعید است برروی کره زمین، نام و نشانی از آن باقی مانده باشد. پادشاهی کاملاً معمولی به نام ممول(۲) بر مردمی معمولی تر حکومت می کرد.
حتما تعجب می کنید که از میان دهها صفت و خصوصیتی که یک پادشاه ممکن است داشته باشد، چرا من فقط به صفت معمولی بسنده می کنم؟!
شما می توانید این تعجب یا حتی اعتراضتان را به این نحو بیان کنید که:
حداقل توقع از یک نویسنده یا مورّخ یا راوی متعهد این است که لااقل یک صفت ظالم یا عادل هم که شده کنار اسم پادشاه بگذارد تا خواننده از همان اوّل تکلیفش با این موجود روشن شود و بفهمد که باید از او متنفر باشد یا او را دوست داشته باشد. نویسنده ای که این کمترین مطالبات به حق خواننده را هم از او دریغ می کند، به درد لای...
اجازه بفرمایید!
اجازه بفرمایید که نویسنده هم اگر توضیحی در این مورد دارد، ارائه بدهد و بعد محل سکونت دائم یا موقت او را معین کنیم.
شاید پاسخ نویسنده این باشد که:
«اتفاقا من اصرار دارم بگویم که همه پادشاهان اصولاً و ذاتا معمولی اند ولی برخورد غیر معمولی مردم با آن ها سبب می شود که به تدریج احساس غیر معمولی بودن بکنند و بلاهای معمول را سر مردم را بیاورند.»
شاید هم توضیح یا توجیه نویسنده این باشد که:
«این تقسیم بندی مطلقا عادل یا مطلقا ظالم، مخصوص افسانه هاست. و ما که قصد افسانه سرایی نداریم، باید نگاه واقع بینانه تری نسبت به مسائل داشته باشیم»
و یا با این استدلال، از بنیان قصد به هم زدن چنین قاعده ای را داشته باشد:
«گیرم که عموم پادشاهانی که تا کنون دیده و شنیده ایم، از دو وضع خارج نبوده اند. یا ظالم و مستبد و جلاد و قاتل بالفطره و دهها فحش دیگر، یا عادل و خوب و مهربان و نازنین و فرشته روی زمین.
خب. در این صورت هم باز گلی به جمال ما که پادشاهمان تکراری نیست و تفاوت اساسی با پادشاهان متداول دارد.»
درست است که از اصل مطلب دور افتادیم و این حاشیه، بیش از حد، طولانی شد، ولی شما بگذارید به حساب جنگ اول به از صلح آخر.
اگر باز نویسنده به همین جمله هم گیر ملا نقطی ندهد که: اصلاً چرا طرح مساله جنگ، که بخواهد اوّل باشد یا آخر؟! مگر صلح اوّل و صلح آخر چه اشکالی دارد؟
انگار داریم گرفتار همان مشکلی می شویم که به آن می گویند: الکلام یجّر الکلام.
یعنی بالاخره این حرف های حاشیه ای، رشته کلام اصلی را جِرّ می دهد یا به تعبیر ادبی تر؛ از هم می گسلد.
عرض می کردم که پادشاهی معمولی بر مردمی معمولی تر حکومت می کرد. مردم هم به طور عادی روزگارشان را می گذراندند و تقریبا از وضع زندگی خودشان راضی بودند.
چرا تقریبا؟
برای این که زندگی بسیار مطلوب و بی دغدغه ای نداشتند ولی در سختی و عسرت و مشقت هم به سر نمی بردند. و دلیلش هم معمولی بودن پادشاهشان بود.
آدمی که خودش اصراری به ظلم و ستم کردن و تجاوز به حقوق مردم نداشت و از آن طرف هم این طور نبود که غصه مردم را بخورد و دغدغه ای نسبت به گذران زندگی و حال و روزشان داشته باشد.
این پادشاه در آخرین روزهای حیاتش، احکامی وضع کرد یا قوانینی گذاشت که مثل بقیه کارهایش، مخلوطی از خوب و بد بود. قوانینی که پس از مرگش می توانست دعا و نفرین مردم را همزمان نثار روحش کند.
یکی از آن احکام، تقسیم مملکت وسیع و یکپارچه غربستان به قسمت های مختلف و گذاشتن نام ایالت بر هر کدام از آن ها بود.
استدلال پادشاه برای اتخاذ این تصمیم این بود که هم رسیدگی به همه مردم و هم کنترل آن ها در سراسر کشور پهناور غربستان کار دشواری است. ولی اگر این کشور پهناور به قسمت های مختلف تقسیم شود و هر کدام یک حاکم منسوب از سوی پادشاه داشته باشد، اداره مملکت به مراتب آسانتر و عملی تر می شود.
تنها نقطه ضعفی که ممکن بود این طرح پادشاه یعنی تقسیم بندی کشور داشته باشد، بروز اختلاف و منازعه میان ایالت های مختلف بود. که پادشاه پیشاپیش فکر این مشکل را هم کرده بود و راه حل آن را هم ارائه داده بود.
دستور پادشاه این بود که بر مجموعه ایالت ها نام ایالات متفقه گذاشته شود که هیچگاه میانشان تفرقه و اختلاف پدید نیاید.
و مهمتر از این تدبیر، توصیه صریح و موکد ایشان در وصیت نامه بود. پادشاه در وصیت نامه خود با صراحت هر چه تمامتر به مردم ایالت های مختلف توصیه کرده بود که: حتی الامکان با هم دعوا نکنید.
حکم دیگر ممول این بود که پس از مرگ او، پسرانش بر تخت سلطنت بنشینند و قدرت را در دست بگیرند و بر مردم حکومت کنند. همان کار زشتی که عموم پادشاهان می کنند؛ سپردن زندگی و سرنوشت مردم، به دست فرزند یا فرزندان، بدون در نظر گرفتن رضایت مردم و لیاقت یا بی لیاقتی شاهزادگان.
البته به این نکته هم باید توجه کرد که اتخاذ چنین روشی برای یک پادشاه تک فرزند بسیار آسان و مناسب و راهگشاست، ولی بیچاره آن پادشاهی که پسران متعدد دارد و می خواهد که همه آن ها را از خود راضی نگه دارد.
و اصلاً گذشته از بحث رضایت، هر آدمی حتی به خنگی یک پادشاه می فهمد که سپردن یک مملکت به دست چند نفر، جز دعوا و مرافعه و هرج ومرج، حاصل دیگری ندارد. هنگام مواجهه با این معضل، هر پادشاهی متناسب با شخصیت و روحیه خودش، یکی از این دو سه راه حل را انتخاب می کند:
یک: مملکت را به چند قسمت تقسیم می کند و هر تکه را به دست یکی از فرزندان می سپارد و به همه شان هم وصیت می کند که هر کدام به سهم خود قانع باشند و پایشان را داخل زمین دیگری نگذارند.
دو: قبل از رسیدن اجل، یکی ـ دو جنگ باممالک دیگر ـ و هر چه دورتر بهتر ـ راه می اندازد.
جانشین منتخب یا فرزند مورد علاقه تر را پیش خود نگه می دارد و فرزندان مازاد را برای کشته شدن راهی جنگ می کند.            

نظرات کاربران درباره کتاب دموکراسی یا دموقراضه

ﭘﺸﺖ اﻳﻦ ﻛﺘﺎﺏ اﻧﺪﻳﺸﻪ ﺑﺴﺒﺎﺭ ﻋﻤﻴﻖ ﻧﻮﻳﺳﻨﺪﻩ ﺩﺭ ﻋﺮﺻﻪ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺭﻭ ﺑﺼﻮﺭﺕ ﻏﻴﺮ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﻧﻤﺎﻳﺎﻥ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ. ﻭﻗﺘﻲ اﻳﻨﺠﺎ ﺩﻳﺪﻡ ﺗﻌﺠﺐ ﻛﺮﺩﻡ ﺯﻳﺮا ﺑﺮاﻱ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﺳﺎﻝ اﺟﺎﺯﻩ اﻧﺘﺸﺎﺭ ﻧﺪاﺷﺖ.
در 3 سال پیش توسط ami...036
عالی بود
در 3 سال پیش توسط ham...n58
ﭘﺸﺖ ﺩاﺳﺘﺎﻥ اﻳﻦ ﻛﺘﺎﺏ اﻧﺪﻳﺸﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻋﻤﻴﻘﻲ اﺳﺖ.
در 3 سال پیش توسط ami...036
خب این کتاب اولین چاپش خیلی سال پیش بود و توقیف شد و دوباره چاپ شد. با این وجود متن کتاب بسیار با شرایط سیاسی و اجتماعی این عصر تناسب دارد و فکر می کنم کتابی ست که بسیار استادانه و با زیرکی نگارش شده است.
در 3 سال پیش توسط ثنا نیازی
کتابی بسیار زیبا که بصورت داستانگونه و کنایه وار به توضیح شرایط اکثر کشورهای جهان سوم میپردازه و به شکل بسیار خواندنی.
در 3 سال پیش توسط پیمان سهراب خانی
متن و داستان کتاب بهیچ وجه کشش و جذابیت آثار دیگه آقای شجاعی رو نداره. هرچند نویسنده قصد داشته بعضی مفاهیم سیاسی و اجتماعی رو در قالب طنز و داستانی فانتزی به مخاطب القا کنه ولی به نظر من موفق نبوده.
در 2 سال پیش توسط محمد دانیال عطوفی
خیلی متناسب با شرایط امروز جامعه هست. عالی بود:)
در 2 سال پیش توسط فرهاد سراج
از همان لحظه اولی که کتاب را به دست می گیری شباهت غریبی میان داستان آن و زمانه خودت احساس می کنی. این مشابهت هرچه پیش تر می روی بیش تر می شود تا جایی که دیگر حتی اگر مصلحت هم ایجاب کند نمی توانی انکار کنی که نه غربستان سرزمینی دوردست است و نه دموقراضه انسانی منحصر به فرد. در یک کلام خواندن این کتاب را به تمامی علاقه مندان به تاریخ تحولات اجتماعی ایران توصیه می کنم.
در 3 سال پیش توسط omi...had
وقتی میخواین دست ببرین داخل متن نویسنده بنویسید که آقا ما متن این کتاب رو سانسور کردیم .که دیگه پولی برای این کتاب پرداخت نکنیم
در 12 ماه پیش توسط محمدجواد هدایتی
این کتاب ورژن وطنی مزرعه حیوانات جورج اورول هست. قبل از رفتن پای صندوق انتخابات این دو کتاب باید خونده بشه
در 5 ماه پیش توسط dokhtarehabil