فیدیبو نماینده قانونی نشر افق و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب بلندی‌های بادگیر

کتاب بلندی‌های بادگیر
عاشقانه‌های کلاسیک

نسخه الکترونیک کتاب بلندی‌های بادگیر به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۶,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب بلندی‌های بادگیر

براساس يك نظرسنجي از خوانندگان ادبيات، رمان بلندي‌هاي بادگير در ميان 20 اثر كلاسيك عاشقانه بر صدر نشست. براساس رمان كلاسيك بلندي‌هاي بادگير اثر اميلي برونته تاكنون نمايش‌هاي موزيكال، تئاتر، اپرا و فيلم‌هاي بسياري ساخته شده است و كارگردانان آمريكايي، انگليسي، اسپانيايي، فرانسوي و ژاپني هر يك برداشت خود را از اين اثر به شيوه‌اي خاص بيان كرده‌اند.

ادامه...
  • ناشر نشر افق
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 3.08 مگابایت
  • تعداد صفحات ۵۹۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب بلندی‌های بادگیر

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار

بلندی های بادگیر اولین بار در سال ۱۸۴۷، یک سال قبل از مرگ نابه هنگام نویسنده اش منتشر شد. منتقدان، واکنش های متفاوتی نسبت به آن نشان دادند. گروهی تحت تاثیر زیبایی اثر و موضوع داستان قرار گرفتند و قصه پردازی ظریف و مرموز نویسنده از فضای خلنگ زار را ستودند. اما بعضی ها از موضوع داستان و شیوه ی روایت آن خوش شان نیامد و از این که امیلی برونته درباره ی شخصیت های کتابش اظهار نظر نمی کرد دلخور شدند. خیلی ها این رمان را ملودرامی آشفته و خسته کننده پر از ارواح، وهم و خیال، مرگ های زودهنگام و عاشقان غمگین می دانستند که در فضای غم انگیز شمال انگلستان شکل گرفته است.
با این حال، چرا بلندی های بادگیر بعد از ۱۵۰ سال هنوز پرطرفدار است؟ موفقیت این رمان تا اندازه ای به خاطر ابهام و پیچیدگی آن است. برونته شخصیت های داستانش را نقد نمی کند و قضاوت درباره ی خوبی و بدی آن ها را بر عهده ی خواننده می گذارد. این خصوصیت باعث شده هر نسل از خوانندگان نظر متفاوتی نسبت به اثر داشته باشد. بدون شک موضوع داستان نیز جذاب و گیراست. نویسنده رابطه ی پرشور و ویرانگر دو خانواده را به خوبی تعریف می کند و به منظره ی بکر خلنگ زار مانند یکی از شخصیت های داستان جان می بخشد. چهارچوب، محل وقوع و عشق آتشین قهرمانان داستان آن را به اثری با قابلیت های سینمایی تبدیل کرده که بارها از آن فیلم ساخته اند.
بلندی های بادگیر ویژگی های گونه های ادبی مختلف را دارد، اما نمی توان آن را در گروهی خاص جا داد. گرچه این کتاب یک تراژدی رمانتیک، داستان اشباح، اثر برجسته ی خانوادگی یا حتی خیال پردازانه نیست، اما شبیه تمام آن هاست. جذابیت فوق العاده ی اثر هم به خاطر همین ویژگی غیرمعمول است. درواقع قضاوت درباره ی آن مشکل است و هر خواننده می تواند نظر خاصی بدهد و کتاب را به شیوه ی خودش تفسیر کند.

زندگی و آثار امیلی برونته

تمام خواهران برونته شخصیتی پیچیده داشتند، اما احتمالاً امیلی از تمام آن ها مرموزتر بود. امیلی جین برونته در سال ۱۸۱۸ به دنیا آمد و بیش تر عمر کوتاهش را در خلنگ زارهای یورکشایر گذراند. او این خلنگ زارها را در بلندی های بادگیر جاودانه کرده است. امیلی، فرزند پنجم از شش فرزند پدر روحانی پاتریک (کشیش کلیسای هاورث(۱)) و ماریا برونته بود.
امیلی دو ساله بود و آن(۲) تازه متولد شده بود که مادرشان درگذشت. بعد از مدتی پاتریک فرزندانش را به مدرسه ی شبانه روزی روحانی های فقیر فرستاد. شارلوت، خواهر امیلی در رمان جین ایر از همین مدرسه الهام گرفته است. خواهران بزرگ تر امیلی، الیزابت و ماریا در مدرسه دچار بیماری سل شدند و مردند، اما بچه های دیگر به هاورث برگشتند و خاله شان مراقبت از آن ها را برعهده گرفت.
در خانه ی کشیشی از شعر، تاریخ و سیاست زیاد صحبت می شد. این حرف ها خلاقیت بچه ها را تقویت می کرد. وقتی بران ول(۳)، تنها پسر خانواده، جعبه ای سرباز چوبی هدیه گرفت، هر یک از دختر ها سربازی برای خودش انتخاب کرد. امیلی که از علاقه مندان سر والتر اسکات، شاعر و نویسنده ی رمانتیک اسکاتلندی بود و شعر معروف بانوی دریاچه اش(۴) را دوست داشت، می خواست از پیروان او باشد. با راهنمایی شارلوت و بران ول، کوچک ترها هم دست به کار شدند؛ آن ها نمایشنامه های کوتاهی درباره ی زندگی و دنیای خیالی سربازان شان نوشتند و اجرا کردند. کم کم نمایش ها تبدیل به ماجراهای طولانی شدند و نویسنده های شان آن ها را به صورت کتابچه در آوردند. یکی از این قصه های دور و دراز را شارلوت و بران ول نوشتند و دیگری را که در جزیره ای خیالی به نام گاندال(۵) رخ می داد، امیلی و آن تمام کردند. شخصیت های گاندال مثل آب و هوای خلنگ زار خشن بودند. امیلی تا آخر عمر به نوشتن شعر و داستان های گاندال ادامه داد.
امیلی کم حرف و گوشه گیر، با دو خواهر دیگرش فرق داشت. او بسیار سخت گیر و محتاط بود و تمام کارهای خانه را با شکیبایی و وظیفه شناسی انجام می داد. سیمایی رنگ باخته و چشمانی خاکستری داشت و لباس های عجیبی می پوشید. لباس هایی با پارچه های ارغوانی که مدل شان با لباس دیگران فرق داشت. فقط موقع پرسه زدن در خلنگ زار سرزنده و سرحال بود و می شد فهمید چه قدر بی تکلف و راحت است. در هر فصل و آب و هوایی ساعت ها وقتش را در خلنگ زار می گذراند و میان صخره ها و نهرها گردش می کرد. درواقع مدت کوتاهی را که همراه خواهرش شارلوت در مدرسه ا ی در بروکسل(۶) گذراند به سختی تحمل کرد و خیلی زود دلتنگ هاورث و خانه شد.
ابتدا امیلی شعرهایش را برای خودش نگه می داشت و به کسی نشان نمی داد. اما شارلوت شعرهای خواهرش را دید و او را راضی کرد تا مجموعه ی مشترکی از اشعارشان را منتشر کنند. در همان زمان آن، مشغول نوشتن رمانی بود که بعداً به اسم اگنس گری(۷) چاپ شد. بران ول نیز روی کتابی کار می کرد که هرگز چاپ نشد.
شارلوت که از خواهرانش بلندپروازتر بود بالاخره توانست توجه ناشری را جلب کند و جین ایر را به چاپ برساند. رمان شارلوت خیلی زود مورد استقبال خوانندگان قرار گرفت. هر سه خواهر به خوبی می دانستند که جامعه، زنان نویسنده را به سختی می پذیرد، به همین خاطر تصمیم گرفتند کتاب های شان را با اسم های مردانه چاپ کنند تا از تعصب و پیش داوری در امان باشند. اسم های ادبی شان کارر(۸) (شارلوت)، الیس(۹) (امیلی) و آکتن(۱۰) (ان) بل(۱۱) بود. وقتی بلندی های بادگیر در ۱۸۴۷ چاپ شد، این اسم ها باعث سردرگمی منتقدان شدند. آن ها فکر می کردند جین ایر و بلندی های بادگیر را یک نفر نوشته است. رمان امیلی بارها بازبینی و ویراستاری شد و اما او رمان دومش را هم شروع کرد. در ۱۸۴۸، یک سال پس از انتشار بلندی های بادگیر، بران ول نیز در اثر بیماری سل درگذشت. امیلی در مراسم خاکسپاری برادرش سرما خورد، اما با بردباری خاص خود بیماری را تحمل کرد و دم نزد. کمی بعد، بیماری پیشرفت کرد. امیلی بدحال بود، اما باز هم از دیدن پزشک خودداری می کرد؛ در حالی که نفس کشیدن برایش سخت شده بود و مدام سرفه می کرد، به کارهای خانه می رسید و استراحت نمی کرد. تا این که بعد از حدود دو ماه بیماری، در نوزده دسامبر ۱۸۴۸ از پا افتاد و به شارلوت گفت: «اگر کسی را دنبال دکتر بفرستی، او را می پذیرم.» اما پیش از رسیدن کمک درگذشت. در آن هنگام آن قدر نحیف و لاغر شده بود که عرض تابوتش حدود چهل سانتی متر بود. با این حال خواهرش، شارلوت او را این طور توصیف می کند: «امیلی از یک مرد قوی تر و از یک کودک ساده تر بود، او خصلتی یگانه داشت.»

نظرات کاربران درباره کتاب بلندی‌های بادگیر

سلام لطفاً در نمونه کتاب بخشی از خود کتاب رو نمایش بدین نه مقدمه مترجم یا نویسنده رو
در 11 ماه پیش توسط sam...bie
این کتاب عاااالیه از خوندن ده بارشم آدم سیر نمیشه
در 2 سال پیش توسط miss hoda
رمان های انگلیسی را خیلی دوست دارم اما این رمان علیرغم شهرت فراوانش برایم هیچ جذابیتی نداشت و به سختی تا انتهای داستان پیش رفتم. بعلاوه با توجه به محتوایش تعجب می کنم چطور آن را به نوجوانان پیشنهاد میکنید!
در 2 سال پیش توسط مـــ... قاسمي
افتضاح ترین کتابی که به عنوان عاشقانه خوندم. پر از نفرت و کینه و آزارهای مازوخیستی.... مطلقا پیشنهادنمیکنم.
در 8 ماه پیش توسط زینب معزی
اصلا نمیشه با داستان و ماجرا ارتباط برقرار کرد. حس برره بهم دست داد هیچ مکالمه ایش منطقی نیست. کتابای خیلی بهتری برای خوندن هست. هیچ جای این کتاب عاشقانه نیست، به نظر می رسه نویسنده اصلا هیچ رابطه اجتماعی نداشته!
در 9 ماه پیش توسط علی ارغوان
خیلی زیباو البته غمگین بود
در 2 سال پیش توسط j10...146
برای کسایی که یه داستان خیلی عاشقانه و در عین حال پر نفرت میخوان بخونن این کتاب فوق العادس داستانش طوری بود که وقتی شروع به خوندن کردم به خودم اومدم و دیدم که نصف بیشترشو بدون وقفه خوندم‌!
در 3 سال پیش توسط neg...tam
محشره عاشقشم اصلا نمیشه ازش دست کشید همه ی شخصیت ها درعین نفرت انگیزی دوست داشتنی یا ترحم انگیز هستن
در 3 سال پیش توسط zah...i30
بهترین کتابیه که خوندم. کتاب رو تو ۲۴ساعت بدون وقفه خوندم. وقتی تموم شد تا چند روز به شخصیت‌ها و زیبایی ذهن نویسنده فکر می‌کردم.
در 2 سال پیش توسط hsi...stu
عالیه فقط کاش فیدیبو این کتاب هارو رایگان میگرد
در 8 ماه پیش توسط tab...390