فیدیبو نماینده قانونی انتشارات کویر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب رحمت نبوی،خشونت جاهلی با مخالفان)

کتاب رحمت نبوی،خشونت جاهلی با مخالفان)
رویکردی نو به رفتار پیامبراکرم (ص

نسخه الکترونیک کتاب رحمت نبوی،خشونت جاهلی با مخالفان) به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۲۴۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب رحمت نبوی،خشونت جاهلی با مخالفان)

سنت و سیره پیامبر(ص) پس از قرآن، مهم‌ترین مرجع در شناخت معارف اسلامی و الگوی زندگی برای میلیون‌ها تن از پیروان این دین است. از این‌رو شناخت و احاطه بر زوایای مختلف سیره آن حضرت، همواره یکی از دغدغه‌های متفکران و عالمان مسلمان و نیز اسلام‌پژوهان و خاورشناسان بوده و در میان مطالعات اسلامی جایگاه خاصی به خود اختصاص داده است. بی‌شک چنان‌که آدمیان فرزند زمانه خویش‌اند، تحقیقات آنان نیز غالباً متأثر از مقتضیات زمان و مکان است و نیازهای تحقیقی در جهت‌دهی به افکار و اهداف محققان نقشی انکارناشدنی دارند. اگر تاکنون بیشتر مطالعات و بررسی‌های سیره‌شناختی، درباره اخلاق و آداب زندگی فردی و اجتماعی پیامبر(ص) و یا استنباط احکام فقهی از سیره آن حضرت بوده است، در زمانه ما که از سویی بحث حکومت اسلامی مطرح و حداقل در سرزمین ما نوعی از آن برپا گردیده است و از سوی دیگر مباحثی همچون «آزادی بیان»، «آزادی مذهب»، «حقوق مخالفان» و «جایگاه اقلیت‌ها» به دلمشغولی بسیاری از مردم، به‌خصوص روشنفکران تبدیل شده است، به‌نظر می‌رسد پرداختن به سیره سیاسی و حکومتی پیامبر(ص) و بررسی جایگاه مخالفان در اندیشه سیاسی و حکومتی ایشان، ضرورتی تامّ دارد.

ادامه...

بخشی از کتاب رحمت نبوی،خشونت جاهلی با مخالفان)

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

سنت و سیره پیامبر(ص) پس از قرآن، مهم ترین مرجع در شناخت معارف اسلامی و الگوی زندگی برای میلیون ها تن از پیروان این دین است. از این رو شناخت و احاطه بر زوایای مختلف سیره آن حضرت، همواره یکی از دغدغه های متفکران و عالمان مسلمان و نیز اسلام پژوهان و خاورشناسان بوده و در میان مطالعات اسلامی جایگاه خاصی به خود اختصاص داده است.
بی شک چنان که آدمیان فرزند زمانه خویش اند، تحقیقات آنان نیز غالباً متاثر از مقتضیات زمان و مکان است و نیازهای تحقیقی در جهت دهی به افکار و اهداف محققان نقشی انکارناشدنی دارند. اگر تاکنون بیشتر مطالعات و بررسی های سیره شناختی، درباره اخلاق و آداب زندگی فردی و اجتماعی پیامبر(ص) و یا استنباط احکام فقهی از سیره آن حضرت بوده است، در زمانه ما که از سویی بحث حکومت اسلامی مطرح و حداقل در سرزمین ما نوعی از آن برپا گردیده است و از سوی دیگر مباحثی همچون «آزادی بیان»، «آزادی مذهب»، «حقوق مخالفان» و «جایگاه اقلیت ها» به دلمشغولی بسیاری از مردم، به خصوص روشنفکران تبدیل شده است، به نظر می رسد پرداختن به سیره سیاسی و حکومتی پیامبر(ص) و بررسی جایگاه مخالفان در اندیشه سیاسی و حکومتی ایشان، ضرورتی تامّ دارد.
به ویژه آن که در عصر حاضر و همزمان با خیزش جوامع اسلامی و طرح مجدد حکومت دینی در بین متفکران مسلمان، موجی از اسلام ستیزی از سوی مغرب زمین علیه تفکر اسلامی به راه افتاده و هر از چندی شاهد فتنه انگیزی و توهین به مقدسات میلیون ها مسلمان هستیم که با بهره گیری از فناوری های گسترده رسانه ای و از طرق مختلفی همچون کتاب، نشریه، کاریکاتور، فیلم، بازی های رایانه ای و سایت های اینترنتی در سرتاسر جهان انتشار می یابد.
در این موج اخیر و سازمان یافته، شخصیت پیامبر اکرم(ص) آماج شدیدترین اهانت ها و اتهامات قرارگرفته و البته در میان این اتهامات رنگارنگ، موضوع «خشونت» و متهم کردن پیامبر(ص) به استفاده از شمشیر برای نشر دعوت و نیز به کارگیری رفتار خشن دربرابر مخالفان، از محوریت آشکاری برخوردار است؛ نمونه اخیرش سخنرانی رهبر کاتولیک های جهان، پاپ بندیکت شانزدهم، در سال ۲۰۰۶م، در یکی از دانشگاه های آلمان است که در آن، چنین اتهاماتی را به صراحت مطرح کرد و همچنان روزانه ده ها نمونه دیگر به صورت های گوناگون درحال تولید و انتشار است.
بررسی زمینه ها و اهداف این حرکت تخریبی از سوی جهان غرب از حوصله این تحقیق خارج است و البته برای اندیشمندان و صاحبنظران نیز مکتوم نیست؛ اما پاسخ گویی به این اتهامات، گذشته از ضرورتی علمی و تحقیقی، درواقع تکلیفی دینی برای متفکران مسلمان است که در کنار شور و احساسات عمومی مسلمانان با روشی علمی و آکادمیک و با زبان اندیشه و استدلال، دربرابر این تهاجمات فکری ایستادگی کنند و از آموزه های صحیح اسلامی و شخصیت رسول گرامی اسلام(ص) دفاع نمایند.
نقد و بررسی دیدگاه خاورشناسان و منتقدان، مبنی بر تغییر شخصیت پیامبر(ص) پس از هجرت و به کارگیری ابزار قدرت و خشونت در پیشبرد دین و اثبات نادرستی این دیدگاه، هدف اصلی این تحقیق، و آشنایی با جایگاه و حقوق مخالفان در سیره نبوی و بیان میزان بالای تحمل و مدارای پیامبر(ص) نسبت به دگراندیشان و مقوله دگراندیشی، هدف دیگر آن است.

سوابق تحقیق

تحقیقات معاصر درباره زندگی و شخصیت پیامبر اسلام(ص) دارای چنان کثرت و تنوعی است که احاطه بر تمامی آن ها به غایت دشوار و معرفی کامل این آثار مجالی دیگر می طلبد. در این جا تنها به برخی از آثاری که به نوعی با موضوع مورد بحث ما مرتبط هستند، اشاره می کنیم:
درباره غزوات و نبردهای پیامبر(ص) با دشمنانش باید به آثاری چون: رسول اکرم در میدان جنگ، محمد حمیداللّه ؛ الموسوعه الکبری فی غزوات النبی الاعظم، محمدمحسن فقیه؛ مدینه شناسی، جلد دوم (غزا، دفاعی برای صلح)، محمدباقر نجفی؛ انگیزه جنگ های زمان پیامبر و آماری از کشته شدگان، موسسه در راه حق؛ تاکتیک های جنگی رسول خدا، علی اصغر فیض پور؛ پیامبر در صحنه کارزار بدر، صدر بلاغی؛ پیامبر و آیین نبرد، مصطفی طلاس و غزوات رسول اللّه ، محمدعلی قطب اشاره کرد. در میان این آثار، مدینه شناسی که جلد دوم آن به شرح غزوات بزرگ پیامبر(ص) اختصاص دارد و حاصل تحقیقات میدانی نگارنده و مشحون از تصاویر واضح و نقشه های دقیق از محل وقوع این غزوات است، ارزش والایی دارد.
در باب رفتار پیامبر(ص) با اهل کتاب و برخوردهای پدیدآمده میان آنان، آثاری مانند: پیامبر و یهود حجاز، مصطفی صادقی؛ تحلیلی بر عملکرد یهود در عصر نبوی، علی جدید بناب؛ مباهله در مدینه، لویی ماسینیون(۱) (۱۹۶۲ـ۱۸۸۳م) و مباهله، داستان رویارویی فرهنگی پیامبر اکرم با مسیحیت، نادر فضلی قابل ذکر می باشند.
برخوردهای پیامبر با منافقان نیز در کتاب هایی از جمله: پیامبر و منافقین، سیروس سعیدی و خطوط اساسی سیاست اسلامی رسول اکرم در برخورد با منافقین، ه. خ. مورد بررسی قرار گرفته است.
آثار انتقادی خاورشناسان مانند: العقیده والشریعه فی الاسلام،(۲) ایگناتس گلدزیهر(۳) (۱۹۲۱ـ۱۸۵۰م) و آثار مشابه و متاثر از آن ها مثل: بیست و سه سال، منسوب به علی دشتی که درواقع ردّیه هایی علیه اسلام می باشند، همواره پاسخ هایی را میان متفکران مسلمان یافته و دفاعیه هایی را پدید آورده است، از جمله: محاکمه گلدزیهر صهیونیست، محمد غزالی مصری که در ردّ اثر گلدزیهر نگاشته شده، خیانت در گزارش تاریخ، مصطفی حسینی طباطبایی؛ راز بزرگ رسالت، تحلیلی از ۲۳ سال زندگی پیامبر اسلام، جعفر سبحانی؛ ره آورد یا سه گفتار، علی اکبر شهابی و سیری در کتاب ۲۳ سال، مهدیقلی رکنی که چهار کتاب اخیر در پاسخ به اثر منسوب به علی دشتی پدید آمده اند و در میان آن ها کتاب خیانت در گزارش تاریخ از جامعیت بیشتری برخوردار است. گذشته از این ها باید به نقد توطئه آیات شیطانی، عطاءالله مهاجرانی در پاسخ به هجویه سلمان رشدی نیز اشاره کرد. برای آشنایی با آثار خاورشناسان درباره پیامبر(ص) و آگاهی از سیر برخوردهای مغرب زمین و جریان شرق شناسی با شخصیت ایشان، کتاب محمد در اروپا، مینو صمیمی می تواند مرجع مفیدی باشد.
پیداست که هیچ یک از آثار فوق، اختصاصاً به موضوع «رفتار پیامبر اکرم(ص) با مخالفان» نپرداخته و هریک از آن ها تنها جنبه هایی از این موضوع را مورد بررسی قرار داده اند و از آن جا که در پاسخ به یک اثر انتقادی نوشته شده اند، دایره مباحث آن ها محدود به مباحث همان اثر می باشد.
نوآوری این تحقیق،نگاه تخصصی به بحث «خشونت و مدارا با مخالفان» در سیره نبوی و جامعیت نسبی آن است، چنان که سعی شده است که با بیان کلیه حوادث و برخوردهای پدیدآمده میان پیامبر(ص) و مخالفانش، علل وانگیزه های این برخوردها و جایگاه و حقوق مخالفان در اندیشه سیاسی نبی اکرم(ص) تبیین گردد.

در باب منابع

در این تحقیق، سیره ابن اسحق (د. ۱۵۱ق) به روایت ابن هشام (د. ۲۱۳ق) والمغازی، واقدی (د. ۲۰۷ق) به عنوان منابع اصلی تحقیق درنظر گرفته شدند، که اولی به دلیل قدمت و دومی به خاطر دقت در ثبت جزئیات نبردهای پیامبر(ص) انتخاب گردیدند و نیز تاریخ الامم والملوک، طبری (د. ۳۱۰ق) که روایات ابن اسحق را از طریقی جز ابن هشام نقل کرده است، و همچنین سایر متون اصیل و معتبر قرن سوم هجری مانند الطبقات الکبری، ابن سعد (د. ۲۳۰ق)؛ انساب الاشراف، بلاذری (د. ۲۷۹ق) و تاریخ یعقوبی (د. ۲۸۶ق) نیز به عنوان پایه های این تحقیق برگزیده شدند.
احتمال وجود روایاتی جدید و غیرمنقول در منابع قرن سوم، بررسی آثار قرون بعدی را لازم می آورد و از این رو، قریب به اتفاق این آثار نیز ملاحظه شد که در این جا به اهمّ آن ها اشاره می کنیم:
جز آثار باقی مانده از قرن سوم مانند تاریخ خلیفه بن خیاط (د. ۲۴۰ق)؛ دو اثر ابن حبیب بغدادی (د. ۲۴۵ق) یعنی المحبّر والمنمّق و تاریخ المدینه المنوّره، ابن شبه (د. ۲۶۲ق)؛ از آثار قرن چهارم، التنبیه والاشراف و مروج الذهب، مسعودی (د. ۳۴۵ق) و السیره النبویه، ابن حبان بستی (د. ۳۵۴ق) محل مراجعه بود.
از آثار قرن پنجم باید به تجارب الامم، ابن مسکویه (د. ۴۲۱ق)؛ جوامع السیره، ابن حزم (د. ۴۵۶ق)؛ دلائل النبوه، بیهقی (د. ۴۵۸ق) و الدّرر، ابن عبدالبر (د. ۴۶۳ق) اشاره کرد.
از میان انبوه آثار قرن ششم به بعد، اعلام الوری، طبرسی (د. ۵۴۸ق)؛ الروض الانف، سهیلی (د. ۵۸۱ق)؛ المنتظم والوفاء، ابن جوزی (د. ۵۹۷ق)؛ الکامل، ابن اثیر (د. ۶۳۰ق)؛ عیون الاثر، ابن سیدالناس (د. ۷۳۴ق)؛ تاریخ الاسلام، ذهبی (د. ۷۴۸ق)؛ البدایه والنهایه، ابن کثیر (د. ۷۷۴ق)؛ زادالمعاد، ابن قیم جوزی (د. ۷۵۱ق)؛ امتاع الاسماع، مقریزی (د. ۸۴۵ق)؛ سبل الهدی والرشاد، صالحی شامی (د. ۹۴۲ق)؛ تاریخ الخمیس، دیار بکری (د. ۹۶۶ق)؛ السیره الحلبیه، حلبی (د. ۱۰۴۴ق) و السیره النبویه، زینی دحلان (د. ۱۳۰۴ق) محل مراجعه نگارنده بوده اند.(۴)
تحقیقات معاصر در باب سیره نبوی را می توان به چند دسته تقسیم کرد:
گروهی از این آثار همچون سیره های متقدم، حالت روایی صرف دارند و کمتر به تحلیل اخبار و روایت می پردازند، مانند تاریخ پیامبر اسلام، محمد ابراهیم آیتی و تاریخ اسلام، علی اکبر فیاض و برخی دیگر نگاه تحلیلی تری به تاریخ زندگانی پیامبر(ص) دارند، همچون تاریخ تحلیلی اسلام، جعفر شهیدی که به ویژه درباره حادثه بنی قریظه، نقدهای قابل توجهی ارائه کرده است؛ حیاه محمد، محمدحسین هیکل؛ سیره رسول اللّه ، عباس زریاب خویی؛ السیره النبویه الشریفه، محمد بیومی مهران؛ سیره المصطفی، هاشم معروف حسنی؛ فقه السیره النبویه، محمدسعید رمضان البوطی؛ خاتم پیامبران، محمد ابوزهره؛ تاریخ سیاسی اسلام «سیره رسول خدا»، رسول جعفریان؛ تاریخ اسلام از آغاز تا سال یازدهم هجرت، عبدالرحیم قنوات و سیره نبوی، مصطفی دلشاد تهرانی.
گونه ای دیگر از این منابع، تنها سیره سیاسی پیامبر(ص) را مورد توجه قرار داده اند که نمونه آن ها خط مشی سیاسی در سیره نبوی، منیر محمد غضبان؛ دولت رسول خدا، صالح احمدالعلی؛ قراءه سیاسیه للسیره النبویه، محمد رواس قلعجی؛ التراتیب الاداریه، عبدالحی کتانی و دوله الرسول من التکوین الی التمکین، کامل سلامه الدقس می باشد.
برخی دیگر از این پژوهش ها، سیره نبوی را در پرتو آیات قرآن مورد بررسی قرار داده اند، مانند سیره الرسول، صور مقتبسه من القرآن الکریم، محمد عزه دروزه؛ السیره النبویه فی ضوءالقرآن، عبدالمهدی عبدالقادر و زندگانی پیامبر اکرم در قرآن، سمیع عاطف الزین که به ویژه اثر دروزه دارای نکات بسیار مفیدی است.
درنهایت می بایست از موسوعه الصحیح من سیره النبی الاعظم، جعفر مرتضی عاملی یاد کرد که از سال ها پیش درحال نگارش و انتشار است و نویسنده شیعه آن با بررسی و تحلیل دقیق روایات سیره، طرحی نو در سیره نویسی درافکنده و روایات مشهور را به زیر تیغ نقد کشانده است. این اثر البته با نگاهی شیعی، به ویژه در آنچه به عصمت پیامبر(ص) و فضایل اهل البیت(ع) مربوط است، نگاشته شده که این نکته می بایست در مطالعه آن مورد توجه قرار گیرد.(۵)
از میان آثار منصفانه خاورشناسان معاصر نیز می بایست به کتاب محمد رسول خدا، آنه ماری شیمل(۶) (۲۰۰۳ـ۱۹۲۲م)؛ محمد در مکه، محمد در مدینه و محمد پیامبر و سیاستمدار، مونتگمری وات(۷) (۲۰۰۶ـ۱۹۰۹م) و تاریخ گسترش اسلام، توماس آرنولد(۸) (۱۹۳۰ـ۱۸۶۴م) اشاره کرد.

آسیب شناسی منابع سیره و آثار خاورشناسان

از آن جا که کتب سیره و تاریخ مهم ترین منابع این تحقیق و آثار انتقادی خاورشناسان نیز زمینه پیدایش آن بوده اند، مطالبی به اختصار در نقد و آسیب شناسی این دو دسته از منابع بیان می گردد:
۱. کتب سیره؛ اولین اثر درباره زندگی نبی اکرم(ص) گذشته از اوراق پراکنده ای که پیش از آن موجود بوده، سیره ابن اسحق است که در نیمه اول قرن دوم هجری تالیف شده و قسمت های عمده ای از آن به روایت ابن هشام تحت عنوان السیره النبویه(۹) به دست ما رسیده است. مهم ترین آسیب سیره نگاری نیز همین تاخیر در نگارش سنت و سیره پیامبر(ص) تا حدود یک قرن و نیم پس از رحلت ایشان است، زیرا نقل سینه به سینه روایات و تکیه بر حافظه راویان در مدتی نزدیک به یک قرن و نیم، قطعاً موجد آفات و نقصان هایی در حفظ سنت صحیح پیامبر(ص) گردیده که از آن جمله است:
۱. فراموش شدن برخی از روایات یا تغییر و تبدیل هایی در آن ها بر اثر خلل و نقصان حافظه و نیز مرگ صحابه و تابعین طبقه نخست.
۲. جعل حدیث با اغراض و انگیزه های سیاسی، مذهبی و تعصبات و رقابت های قبیله ای و خاندانی.
۳. دخالت عناصری از یهودیان مسلمان شده، مانند کعْب الاَحْبار و محمدبن کعب قُرَظی در جریان حدیث سازی و ترکیب روایات توراتی و تلمودی (اسرائیلیات) با حدیث پیامبر(ص).
۴. فعالیت های طبقه ای موسوم به قصه پردازان (قُصّاص) در این دوران و ورود عناصر داستانی و حماسی در روایات مربوط به سیره.
در این میان دو آفت دیگر که به ویژه در موضوع مورد بحث ما تاثیرگذار بوده، نیازمند شرح و بسط بیشتر است: اول روحیه قهرمان پروری و جنگ آوری اعراب که باعث علاقه شدید آنان به روایات مغازی می شد، و دوم نیاز حاکمان وقت به بزرگ نمایی این گونه روایات، برای توجیه توسعه طلبی ها و اقتدارگرایی های خود.
علاقه عمومی اعراب به حفظ و نقل روایات مربوط به غزوات و سرایای پیامبر(ص) و مخصوصاً جنبه های حماسی آن، باعث تمرکز راویان و سپس سیره نویسان بر این روایات گردید و درواقع سیره پیامبر(ص) عمدتاً از دریچه مغازی نگریسته شد. در این نگاه، «سیره پیامبر(ص)» به ویژه پس از هجرت مساوی بود با «مغازی پیامبر(ص)» که اثر واقدی تحت عنوان المغازی(۱۰) به گونه ای نمادین حاکی از این واقعیت است.
در این فضا، ذهن و ضمیر سیره نویسان نوعاً متوجه روایات مربوط به جنگ های پیامبر(ص) و برخوردهای ایشان با مخالفانش بود و آنچه از نظر آنان مغفول ماند یا کمتر به آن توجه شد، همانا رسالت اصلی پیامبر(ص) یعنی تربیت انسان ها و گسترش مکارم اخلاق بود. پیامبر(ص) در منابع سیره موجود، بیشتر یک غازی و مجاهد شمشیر به دست است تا یک نبی و هدایتگر کتاب به دست!
براساس این منابع، گویی پیامبر خدا(ص) در ایام ده ساله مدینه کاری جز تجهیز سپاه و اعزام غزوه و سریه به این سو و آن سو و جنگ و ستیز با بنو فلان و بنو بهمان نداشته است، درحالی که مدت زمان همه جنگ های پیامبر(ص) بر روی هم به سختی به یک سال یعنی ده درصد از ایام حضور ایشان در مدینه می رسد و روشن است که بیشتر وقت آن حضرت، نه مصروف جنگ با دشمنان که در بشارت و انذار مردمان سپری شده است. اما سیره نویسان مسلمان با فربه نمودن همان ده درصد مورد علاقه شان، صفحات کتاب های خود را آکنده و آنچه را اتفاقاً مهم تر بود، فرو نهاده اند.
اما آنچه باعث تقویت و تعمیق این جریان گردید، منش سیاسی حاکمان وقت بود که از همان نخستین روزهای پس از رحلت پیامبر(ص) و در مواجهه با جریان ردّه، شمشیر از نیام کشیدند و به سرکوب مخالفان داخلی اعمّ از محارب و مسالم پرداختند و جملگی را به چوب ارتداد راندند و آنگاه با لشکرکشی به مرزهای خارجی، به گسترش جغرافیایی اسلام همت گماشتند. در این فضای سرکوب و فتح و ظفر، توان حدس زد که کدام جنبه از سیره پیامبر(ص) مورد توجه و علاقه حاکمان و اکثریت مسلمانان بود و به کدام یک بهای بیشتری داده می شد؛ غزا و جهاد یا مکارم اخلاق؟
این فرهنگ در دوره امویان (حک: ۱۳۲ـ۴۱ق) که برای قلع و قمع بی رحمانه مخالفان خود دستاویزی دینی می جستند، بسی کارآمد بود و معرفی پیامبر(ص) به عنوان کسی که تحمل مخالف را نداشت و بی هیچ مدارایی با آنان رفتار می کرد، گره گشای بسیاری از معضلات سیاسی آنان می توانست باشد و اتفاقاً بیشترین تحریف در سیره پیامبر(ص) و جعل حدیث نیز در همین زمان صورت گرفت.
نهایتاً تلفیق این دو عامل، یعنی اخبار و روایات جعلی و مبالغه آمیز برآمده از فرهنگ سلحشوری و جنگ آوری اعراب و حمایت یا حداقل رضایت حاکمان و والیان از این اخبار، کتاب هایی را از سده دوم به بعد پدید آورد که عنوان «سیره النبی» داشتند و درواقع «غزوات النبی» بودند. در این کتاب ها، صلح حدیبیه، «غزوه حدیبیه» نام گرفت و سفر زیارتی و صلح آمیز عمره القضا، «غزوه القضیه» خوانده شد و اعزام حتی یک تن از سوی پیامبر(ص) برای انجام ماموریتی، عنوان «سریه» یافت تا فهرست غزوات و سرایای رسول آخرین که خدایش «رَحْمَهً لِلْعالَمین»(۱۱) خوانده بود بلند و بلندتر گردد!
محقق سیره پیامبر(ص) در بررسی این متون می بایست به این نکات واقف بوده، فضای شکل گیری آن ها را از نظر دور ندارد و تنها به صرف شهرت نویسنده و یا وجود سلسله سندهای مطوَّل برای اخبار و روایات، هر روایتی راجع به پیامبر(ص) را به سادگی نپذیرد. تنقیح منابع سیره از روایات نادرست و ارائه طریقی نو در سیره نویسی با اتکاء به قرآن و سنت صحیح و درواقع «بازشناسی پیامبر(ص)»، نیاز مبرم زمانه ماست که به همت دانشمندان مسلمان در حوزه های مختلف علوم اسلامی انجام شدنی است.
۲. آثار خاورشناسان؛ از آن جا که اسلام شناسی اروپائیان عمدتاً پس از جنگ های صلیبی (۶۹۰ـ۴۸۸ق ۱۲۹۱ـ۱۰۹۵م) و در فضایی خصمانه و خرافه آمیز نسبت به جهان اسلام آغاز شد،(۱۲) سنّت اسلام ستیزی و مخصوصاً توهین به پیامبر اسلام(ص) تا مدتی مدید در بین نویسندگان و متفکران آن دیار جاری بود، که در این زمینه آثار دانته(۱۳) (۱۷۷۸ـ۱۶۹۴م)، لوتر(۱۴) (۱۵۴۶ـ۱۴۸۳م)، کالوین(۱۵) (۱۵۶۴ـ۱۵۰۹م) و ولتر(۱۶) (۱۷۷۸ـ۱۶۹۴م) مثال زدنی اند. در قرن هجدهم و نوزدهم میلادی، امثال گوته(۱۷) (۱۸۳۲ـ۱۷۴۹م) و کارلایل(۱۸) (۱۸۸۱ـ۱۷۹۵م) با نقد آثار گذشتگان و دفاع از شخصیت پیامبر(ص)، تا حدودی نگاه منصفانه تری را پدید آوردند، اما همچنان غلبه با آثار انتقادی و موهن بود.
درپی فروپاشی خلافت عثمانی در آغاز قرن بیستم و فرونشستن عطش انتقام غرب مسیحی از شرق مسلمان و همزمان با پیدایش سنت های جدید علمی در اروپا، آثار محققانه و نسبتاً بی طرفانه ای درباره اسلام و پیامبر اسلام(ص) به بار نشست و هرچند امثال گلدزیهر همچنان حامل فرهنگ اسلام ستیزانه سلف خود بودند و در لابه لای آثارشان کینه توزی نسبت به اسلام مشهود است، اما افرادی مانند آرنولد، وات و شیمل، سنت کهن اسلام ستیزی اروپا را تاحدّی به کناری نهاده و با مقوله اسلام، برخوردی منطقی و منصفانه در پیش گرفتند.(۱۹)
در هرحال باید دقت داشت که منبع این خاورشناسان درباره زندگی پیامبر(ص)، همین کتب موجود سیره است که به آسیب شناسی آن ها اشاره شد و باتوجه به عدم اعتقاد آنان به جنبه های وحیانی اسلام و تحلیل عملکرد پیامبر(ص) صرفاً در چارچوب موازین مادی و عقلی، نمی توان انتظار آثار بی نقصی از آنان داشت و با وجود منابع کهن اسلامی، مطمئناً منابع درجه اولی برای سیره شناسی به شمار نمی روند و تنها می توان از برخی تحلیل ها و نگرش های آنان سود جست.
متذکر می شویم که عمده ترین انتقاد خاورشناسان متاخر به پیامبر(ص) که در آثار گذشتگان شان نیز البته به صورتی بی منطق و توهین آمیز وجود داشت، این است که پیامبر اسلام(ص) پس از هجرت به مدینه تغییر شخصیت داده و از یک داعی و منتقد اجتماعی به یک حاکم سیاسی و فرمانده جنگی تبدیل شد و اگردر مکه بشیر و نذیری بود که مردم را به خدا می خواند و از مکارم اخلاق و روز حشر می گفت، در مدینه شمشیر به کف گرفت و از جهاد و غزا سخن به میان آورد و به جای مواعظ اخلاقی، مواضع حکومتی بنیان نهاد و نهایت این که از مدینه اش نه نغمه ارشاد و هدایتگری که نفیر جنگ به گوش می رسید.(۲۰) این گروه برای اثبات مدعای خویش به جز استناد به تاریخ، به اختلاف در سبک و سیاق آیات مکی و مدنی اشاره می کنند و مدعی اند که آیات مکی به لحاظ لفظ و معنی در اوج فصاحت و بلاغت اند و آیات مدنی تهی از آن، و دلیلش به زعم ایشان، همان تغییر شخصیت پیامبر(ص) در مدینه است.(۲۱)
این نظرات بی پایه که مبدع آن خاورشناسان اند، بعدها توسط برخی از نویسندگان منتقد و بلکه مغرض از داخل جوامع اسلامی نیز به گوش رسید که نمونه هایی از آن را در کتاب بیست و سه سال می توان دید.(۲۲) نظرات فوق چنان غیرصائبند که در میان خود مستشرقان پاسخ هایی یافته و برخی از منصفین این گروه به ردّ این سخنان همت گماشتند. از آن جمله است، توماس آرنولد که می نویسد: «محمد پس از هجرت به طور ناگهانی تغییر شخصیت نداد، هرچند عده ای مایلند که ما چنین باور کنیم. او از یک مبلّغ صلح جو به یک فرد متعصب شمشیر به دست که دین خود را بر هرکس که می توانست تحمیل می کرد، تبدیل نشد. نویسندگان اروپایی مکرراً اصرار بر این امر ورزیده اند، ولی این تصویر و تصور با حقیقت تطبیق نمی نماید و صحیح نیست. چنین نیست که محمد در مدینه از نقش خود به عنوان داعی و مبلّغ اسلام دست کشد و چون خود را در راس ارتشی مشاهده کند، از دعوت کفّار به پذیرش اسلام کناره گیرد».(۲۳) وی در ادامه به نمونه هایی از فعالیت های تبلیغی پیامبر(ص) از جمله اعزام مبلغ به سوی قبایل عرب اشاره کرده و از انتشار اسلام به وسیله افرادی از خود قبایل که اسلام آورده و قوم شان را مشتاقانه و با هیجان به قبول دعوت فرامی خواندند، یاد کرده است.(۲۴)
مونتگمری وات نیز در این باره می گوید: «عده ای معتقدند رفتار محمد پس از رفتن به مدینه تغییر و تنزل پیدا کرد، ولی دلایل قاطعی برای اثبات این نظریه وجود ندارد».(۲۵) به اعتقاد وی، «معیار رفتار محمد از معیارهای زمان خودش بالاتر و برتر بوده و نیکی رفتار او وقتی آشکار می شود که وی را با اعراب آن زمان مقایسه کنیم، محمد در زمان خودش مورد انتقاد نبوده و از سوی معاصرانش نقد نشده است و معاصران وی به هیچ وجه عیبی در او نیافتند».(۲۶) وات تغییر رفتار پیامبر(ص) در مدینه نسبت به مکه را کاملاً طبیعی و معلول شرایط زمان می داند(۲۷) و اذعان می دارد که: «محمد در میان همه مردان معروف، متحمل بیشترین اتهامات و ناسزاها شده است».(۲۸)
همچنین آنه ماری شیمل پس از یادآوری سیر برخوردهای نامناسب غرب با اسلام بیان می دارد: «تصویری که اروپای قرون وسطی از اسلام و پیامبر آن محمد در ذهن داشت، حقیقتاً مخدوش و تحریف شده بود».(۲۹) و اذعان می کند: «کمتر نظری است ناپسند و ناروا که دنیای غرب نسبت به این مرد که یکی از موفق ترین نهضت های دینی را در کره خاک به حرکت درآورد بیان نکرده باشد».(۳۰)
تحقیق حاضر نیز نادرستی و بی پایگی این انتقاد محوری خاورشناسان را نسبت به پیامبر(ص) ثابت کرده و نشان خواهد داد که رسول خدا(ص) چه در مکه و چه در مدینه، همان بشیر و نذیری بود که پروردگارش بدان ها مبعوث نمود(۳۱) و حکومت و قدرت، نه جزء ذاتی بلکه عرضی رسالت او بود که تنها در سرعت نشر دعوت تاثیر گذاشت و نه در اصل آن، زیرا اگر حقیقتی در این دعوت بود، از طریق قلب ها و بیداری فطرت ها راه خود را می گشود و نیاز به برندگی شمشیرها و فزونی مردان و اسبان جنگی نبود. نشر سریع اسلام و جهانگیرشدن پیام محمد(ص)، حاکی از همان حقیقت دعوت است؛ دعوتی که بر تارک آن نه رایت اجبار و خشونت که آیت «لا اِکراهَ فِی الدّین»(۳۲) می درخشد.
اقبال صاحب نظران و اندیشمندان به این بحث و تذکر کاستی های آن، مورد استقبال نگارنده و موجب امتنان است و بی شک بر غنای مطلب خواهد افزود.
در پایان این نکته را متذکر می شوم که اصل این اثر به عنوان رساله دکتری نگارنده در جلسه مورخه ۵ /۱۰ /۸۷ در دانشگاه آزاد اسلامی (واحد علوم و تحقیقات تهران) دفاع و مورد تصویب قرار گرفت که لازم می دانم در همین جا از استادان گرانقدری که زحمت راهنمایی و مشاورت رساله را برعهده داشتند تشکر نمایم، به ویژه استاد فرهیخته جناب آقای دکتر هادی عالم زاده که با دقت و شفقت بسیار نکته سنجی ها نمود و کاستی هایم را زدود.
و سپاس آخرین تقدیم بانویی باد که در تمام مراحل تحصیل و تحقیق، همسر و همراهم بود، با بیش و کم ساخت و در قمار عشق هرآنچه بودش باخت؛ خدایش جزای خیر دهاد.

صابر اداک
adaksaber@gmail.com

نظرات کاربران درباره کتاب رحمت نبوی،خشونت جاهلی با مخالفان)