
از بوی گل آهستهتر — وقتی شیطان مجبور میشود اعتراف کند
یک نفر در این کتاب حرف میزند که هیچوقت نباید حرف بزند. راوی «از بوی گل آهستهتر» شیطان است؛ مستقیم رو به شما، با لحنی طعنهزن و خودشیفته، و با خیالی آسوده از اینکه هیچکس جلودارش نیست. او طرحهایش را برایتان باز میکند، از شما امتحان میگیرد، و گاهی از سرِ غرور چیزی را لو میدهد که به ضرر خودش تمام میشود. و درست همینجاست که کتاب کار خودش را میکند: بهجای آنکه حقانیت را از زبان دوستان بشنوید، آن را از زبان کسی میشنوید که تمام عمرش را صرف انکارش کرده است.
چهارمین کتاب از مجموعهٔ حماسهٔ سجّادیه، سالهای پس از عاشورا را روایت میکند: سالهایی که در آن، جنگ دیگر با شمشیر نیست. مروانبنحکم در بستر مرگ با شیطان چانه میزند. عبدالملک در مسجد، وسط تدریس قرآن، خبر خلافت را میگیرد. حجاجبنیوسف کعبه را با منجنیق ویران میکند و بعد مأمور بازسازیاش میشود. و در همین میان، مردی در مدینه هست که سلاحش فقط دعای زیر لب است — و شیطان از هیچچیز به اندازهٔ همین زمزمهٔ آرام نمیترسد.
چرا این کتاب با بقیه فرق دارد
شجاعی در همان فصل اول، منطق کل کتاب را از دهان شیطان بیرون میکشد. تمثیل معروف «جنس بدلی»:
«پاسخ دم دستیاش این است که هر بدلی از روی یک اصل ساخته میشود، به منظور تقلّب و سوءاستفاده و رسیدن به سود زیاد با سرمایه و زحمت کمتر. این پاسخ اگرچه درست است ولی کامل نیست. مشکلی هم نیست. خودم برایتان تکمیلش میکنم. جملۀ تکمیلیاش این است: شرط ساختن بدل، ارزشمند بودن اصل است.»
— شیطان، صفحهٔ ۱۴
از اینجا به بعد، کتاب سراغ سؤالی میرود که هنوز هم تازه است: چطور میشود دینی را نه با انکار، که با ساختن نسخهٔ بدلیاش از میدان به در کرد؟ و چه کسی مانع این کار میشود، وقتی هیچ سپاهی ندارد؟
سیاست، بیپرده
بخشی از کتاب که خواننده را میخکوب میکند، دو فصل «آموزش اصول زمامداری» است: کلاس درسی که خلیفهٔ اموی برای فرزندان و برادران و خواهرانش برگزار میکند تا اصول نگهداشتن قدرت را به آنان بیاموزد. صراحت این صحنهها کمنظیر است:
«پس حفظ حکومت یک مسئله است و اجرای عدالت مسئلۀ دیگر. و این دو، هیچ وقت با هم جمع نمیشود. و هیچ آدم عاقلی، حکومت را فدای عدالت نمیکند.»
— عبدالملک، در جلسهٔ آموزش، صفحهٔ ۴۱۰
و در سوی دیگر، صحنهٔ خرید یک عالِم: گفتوگویی که در آن حکومت با خونسردی توضیح میدهد چرا به کسی که میخرد اعتماد ندارد و با این حال او را کنار خود نگه میدارد. کمتر متن فارسیای اینقدر بیرودربایستی سراغ رابطهٔ قدرت و دانش رفته است.
و در برابرش، خانه
اما «از بوی گل آهستهتر» فقط کتاب کاخ و دربار نیست. قویترین لحظههایش در آشپزخانه و حیاط اتفاق میافتد؛ آنجا که خدمتکاران، کنیزان و مهمانان راوی میشوند. دختری که پس از دیدن بانوی خانه، اجازه میخواهد بماند:
«جسارتم را ببخشید مولای من! اگر به اختیار خودم باشد، من بردگی و کنیزی در این خانه را به آزادی عالم ترجیح میدهم. اجازه دهید بمانم.»
— راوی فصل بیستویکم، صفحهٔ ۲۰۶
پنجاهوهشت فصل کتاب را دستکم چهارده صدای متفاوت روایت میکنند: یک زاهد نامدار که نمیخواهد نامش فاش شود، غلامی افریقاییتبار، بیوهٔ یکی از نظامیان اموی، ابوحمزهٔ ثمالی، و خدمتکارانی که در نبود صاحبخانه، خانه را میگردانند. چند فصل هم تماماً گفتوگو است، بیهیچ جملهٔ راوی — چیزی نزدیک به نمایشنامه.
روایتی که پشتوانه دارد
این کتاب رمان است، اما رمانی که ارجاعاتش را پنهان نمیکند. در سراسر متن، پاورقیهای ارجاعدار نشستهاند: نشانی دقیق آیات، نهجالبلاغه، بحارالانوار، الاحتجاج، صحیح مسلم، صحیفهٔ سجّادیه و رسالهٔ حقوق. نویسنده حتی آنجا که منابع تاریخی با هم اختلاف دارند، اختلاف را پنهان نمیکند و در پاورقی مینویسد که هر دو رأی صاحب دلیلاند. همین است که ناشر آن را «رمان آیینی-تاریخی و مستند پژوهشی» مینامد.
یکی از فصلهای کتاب هم روایتی متفاوت از سرنوشت و محل تدفین حضرت زینب (س) پیش میکشد — روایتی که در متن با زمینهٔ کامل و بدون قطعیتفروشی آمده است.
از کجا شروع کنم؟
«از بوی گل آهستهتر» را میشود مستقل خواند؛ خط اصلی این جلد درون خودش کامل است و خواننده گم نمیشود. اما اگر مجموعه را از ابتدا بخوانید، تصویر کامل رمان ساخته میشود: تویی بهجای همه، اگر غم لشگر انگیزد، جز حکایت دوست، و پس از این جلد، جز چشم سیاه تو.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۱۱ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 476 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | سیدمهدی شجاعی |
| ناشر | انتشارات کتاب نیستان هنر |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۵/۲۴ |
| قیمت ارزی | 1 دلار |
| قیمت چاپی | 900,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |