Loading

چند لحظه ...
کتاب خنده در برف

کتاب خنده در برف

نسخه الکترونیک کتاب خنده در برف به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۱,۱۴۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب خنده در برف

خوشا به حال شاعران نظر کرده‌ای که بیت اول شعرشان هدیه‌ی خدایان است من اما برای مطلع این شعر نمی‌توانستم تا ابدالدهر در انتظار آنها بنشینم مثل سوار از جان‌گذشته‌ای که در قبیله‌ی اجدادی‌ام می‌ربوده است زیر نگاه ناباور مهتاب دُردانه‌ی دختر خان را من نیز سال‌هاست نخستین جمله‌ی شعرم را زیر نگاه ناباور فرشتگان از بارگاه خدایان دزدیده‌ام بی‌گُدار اما به آب نمی‌زنم هرگز از گردباد به عاریه کفش‌هایش را می‌گیرم از باران تردستی‌اش و از چوبه‌ی دار طنابش را...

ادامه...

مشخصات کتاب خنده در برف

بخشی از کتاب خنده در برف

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره

شاعر و ایضن مخاطب از توضیح اضافه و پرگویی در این مجموعه رنج می‌برد. هیچ جایی برای تصویر سازی ذهنی و کشف رموز شعر باقی نمانده. در یبان، هر گاه که خواسته از زبان گفتار فاصله بگیرد بیش‌تر از شعر دور شده است. این مجموعه را به هیچ اتمسفری نمی‌توان مرتبط کرد. بی حس و حال و واژگانی که پشت هم ردیف شدند. در بسیاری از شعر‌ها استفاده‌ی فعل قبل از فاعل و مفعول موجب تصنعی شدن زبان شده. غیر قابل باور است که این مجموعه را همان کسی نوشته که از او کبریت خیس را به یاد داریم.
در ۶ سال پیش توسط ... ( | )
گذشته رامثل یک درخت سرِ راهیپشت سر گذاشته‌ایاما گذشته خیال نداردپشت سر بگذارد تو راسؤال این استشکار از پا درآمده‌ی فردایا پرنده‌ی به تور افتاده‌ی دیروزظاهرن فرقی نمی‌کندتو اما نیش‌هایی راکه این جاده‌ی مارپیچبه پر و پایت می‌زندترجیح می‌دهی به نوازش‌های مقصدبه شرطی که گذشتهسپر به سپر و خیابان به خیاباندر تعقیبت نباشدکبک‌ها سردر سکوت برف پنهان می‌کنندتو در همهمه‌ی ترافیکنشانی‌ات را اماملک‌الموت هم که نداندگذشته خوب می‌داندآدرس مشترکی اگر نداشتیددل به دریا می‌زدیو با یک دنده عقب پُر گازدنده‌هایش را لت و پار
در ۳ سال پیش توسط ... ( | )
بیداری اما حکایت دیگری دارددر این روزهای آخر اسفندوقتی که خانه ­ات کلاه سفیدش را به احترام بنفشه ­ها از سر برمی­داردتو نیز خاکسترهای زمستان را بهتر است از آستین بتکانی و چشم­های غبارگرفته ­اش رابا روزنامه ­های رنگ پریده ­ی دیروزبرق بیندازی
در ۵ سال پیش توسط ... ( | )
غروب بدون عوارض جانبیاولین بار نیستکه این غروب لعنتی غمگینت کرده استآخرین بار نیز نخواهد بودبه کوری چشمش اماخون هم اگر از دیده بباردبیش از این خانه نشین‌ماننخواهد کرد.کفش و کلاه کردن از توخنده به لب آوردنت از منبرای کنف کردن این غروبو خنداندن تو حاضرمدر نور نئون‌های یک سینمامثل چارلی چاپلین راه برومو به پاس لبخندتهر بار که کلاه از سر بر می‌دارمیک جفت کبوتر از ته آنبه سمت دست‌های تو پرواز کنندجوک‌های دست اولم را نیزمی‌گذارم برا ی آخر شبکه به غیر از خنده‌های قشنگتپاداش دیگری هم داشته باشداگر شعبده‌باز تردستی بودمبا یک جفت کفش کتانیو یک کلاه حصیریمی‌توانستم برایت سراپا تابستان شومسر هر چهارراهو کاری کنم که بر میز خال‌بازهاهر ورقی را که برگردانیآس دل باشدو هر تاسی که بریزیجفت۵حیف که زمین خوردن آدمحتا از نوع نظامی‌اشخنده‌دار نیستبا پوست موز رسیده‌ایاگر خنده‌دار بودزیر چکمه‌های یک ژنرال چهار ستاره رابرایت هدف می‌گرفتمو با طنین خنده‌ات پاره می‌کردمچرت سربازن ایستگاه اتوبوس رابا این غروب بی سر و پاچه کارها که نمی‌توان کردسرش را گوش تا گوشو شیک و قشنگهم با پنبه می‌توان بریدهم با خندهانتخاب‌اش با توستکه حی و حاضرایستاده‌ای دم در.
در ۷ سال پیش توسط ... ( | )
قشنگه ولی کبریت خیس قشنگتره
در ۹ سال پیش توسط ... ( | )
  • ۱
  • ۲
  • بعدی ›
  • آخرین ››