
یک بار مرد عاقلی گفت که «ذهن انسان جایی است که عقل و احساس در آن در نبردی دائمی به سر میبرند. متأسفانه در انسانها، احساسات همیشه برندهاند.» من واقعاً از این نقلقول خوشم آمد. این نقلقول توضیح میداد که چرا باوجوداینکه من بهقدر کافی باهوش بودم، مدام کارهای احمقانه میکردم. تازه به مراتب، بهتر از جملۀ «نوادا بیلور یک احمق به تمام معناست.» به نظر میرسید.
آگوستین از پشتسرم گفت: «این کار رو نکن.»
به مانیتوری که جِف کالدوِل را نشان میداد نگاه کردم. او را با غلوزنجیر به صندلیای بسته بودند که روی زمین پیچ شده بود. لباس نارنجی زندان به تن داشت. چندان خاص به نظر نمیرسید؛ مردی عادی و پنجاه و چند ساله، کچل، قد معمولی، اندام معمولی، چهرۀ معمولی. صبح آن روز مقالهای خبری درمورد او خوانده بودم؛ شغلی دولتی داشت، همسرش معلم مدرسه بود، و هر دو فرزندش دانشجوی کالج. او هیچ جادویی نداشت و به هیچیک از خانوادههای جادویی که بر هیوستون حکمرانی میکردند وابسته نبود. دوستانش او را مردی مهربان و باملاحظه توصیف میکردند.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۷۹ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 464 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | ایلونا اندروز |
| مترجم | نهال سهیلیفر |
| ناشر | داهی |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۲/۲۹ |
| قیمت ارزی | 9 دلار |
| قیمت چاپی | 630,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |