
مرد، خودش را آرایش کرد و موهایش را با کف دست صاف کرد. باید ظاهرش آراسته میبود تا با قربانیاش طبق اصول ملاقات کند.
اعصاب ژروم آنگوست از قبل به هم ریخته بود که صدای مهماندار اعلام کرد پرواز به دلیل مشکلات فنی برای مدت نامعلومی تأخیر خواهد داشت. با خودش فکر کرد: «فقط همین را کم داشتیم.»
از فرودگاهها متنفر بود و فکر ماندن در سالن انتظار برای مدتی که حتی مشخص هم نشده بود، او را کلافه میکرد. کتابی از کیفش بیرون آورد و با عصبانیت در آن فرو رفت.
شخصی خیلی مودبانه و با تشریفات به او گفت: «سلام، آقا.»
ژروم به زحمت سرش را بلند کرد و با یک سلامِ از روی ادب ماشینی پاسخ داد. مرد کنارش نشست.
«این تأخیرهای پرواز خستهکننده است، نه؟»
«بله»، زیر لب غرغر کرد.
«اگر دستکم میفهمیدیم باید چند ساعت منتظر بمانیم، میتوانستیم برایش نقشه بکشیم.»
ژروم آنگوست با تکان دادن سر، حرف را تأیید کرد.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 500.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 70 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | املی نوتومب |
| مترجم | سیدهمهسا برارنیا |
| ناشر | نارنگی |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۲/۲۷ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |