
ـ امروز دو نفر رو کشتم...
با پوزخند از قوری رنگ و رورفتهاش هر دو استکان لبپَر را تا نیمه پر از چای میکند. دلم میخواهد به او بگویم مگر قرار است قیر بخوریم؟ اما خوب میدانم دل و دماغ ندارد. خاکستر سیگارش را روی همان سینک میتکاند. استکان را جلوی من میگذارد.
ـ داشتم میگفتم، امروز دو نفر رو کشتم. هیچ حس خاصی هم نداشتم. مثلا اونموقعها که سگ میاومد خونه و تا جاییکه خودش جون داشت مامان رو به باد کتک میگرفت، دلم میخواست بلند بشم و منم بزنمش؛ اما میترسیدم...
میزند زیر خنده و بعد از لحظاتی اشک گوشهی چشمش را پاک میکند و ادامه میدهد:
ـ آخ که چقدر احمق بودم. به نظرت عجیب نیست؟ آدم بزنه دو نفر رو بکشه اما ککشم نگزه؟! یه گونی گوشت بودن با کلی خون. خون فواره زد توی صورتم. دست کشیدم پاک نشد، بیشتر پخش شد. شبیه این فیلما که قاتل ده نفر رو میکشه اما شیک و مجلسی راه میره نبود، همهی تنم پر از خون شده بود.
با حالت انزجار دماغم را چین میدهم.
ـ چی میگی تو؟ قاطی کردی باز؟!
پشت میز چوبی سادهای که یکی از پایههایش شکسته، مینشیند. انگشتان بلند و استخوانیاش با مهارت روی کیبورد با سرعت زیادی حرکت میکند. پُک دیگری به سیگارش میزند و بعد سیگار را توی زیرسیگاری خاموش میکند.
دست چپش را مشت میکند و میگوید:
ـ کاش میزدم توی دهنش.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۵۷ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 504 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | سلاله امری |
| ناشر | شقایق |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۲/۲۰ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |