
همیش، خانوادهاش و همهی مردم شهر استارکلی نگران ورود هیولاها به شهرند؛ آن هم شب و روز و حتی توی خواب! از اولینباری که رادارها چیزی را در اقیانوس دیدند، حال و روز اهالی شهر بههمریخته و مشوش است. همه چیز پس از کریسمس شروع شد؛ درست، در شبهای تاریک ماه ژانویه، که هیچ امیدی به روشنایی نبود! هیچکس نمیدانست چه هیولایی در راه است یا حتی چه چیزی میخواهد! اما همه میدانستند که میآید. مدام! هدفمند! و قطعاً! دانشمندان او را به شکل نقطهای قرمز که مرتب بزرگ میشد، شناسایی کرده بودند؛ در عمق آبهای چرخان. این چیزِ عظیم در حال حرکت بود و بهروشنی مشخص بود که به سمت شهر استارکلی در حرکت است! اما او چه بود؟ چه میخواست؟ و چقدر طول میکشید که به شهر استارکلی برسد؟ مردم شهر هر روز زیر بار این سؤالات سنگین زندگی میکردند. برخی که تاب مقابله با ترس را نداشتند، از شهر فرار میکردند و برخی راه را در ماندن و مقابله میدانستند. روزها رفتوآمد عادی بود. اما با فرا رسیدن شب و بلند شدن صدای آژیرها، ورودی شهر بسته میشد و تا صبح، هیچکس حق ورود به استارکلی را نداشت. اما آیا این راهحل جوابگوی مشکل پیشِ رو بود؟
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 123.۹۹ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 256 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | دنی والاس |
| مترجم | سیدحبیبالله لزگی |
| ناشر | نشر و تحقیقات ذکر |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۲/۱۹ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| قیمت چاپی | 240,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |