
تاریکی.
صدای دریا.
صدای ضبطشدۀ عدنان.
آخرین تصویر من از دریا برمیگرده به زمانی که مُردم. زمانی که غرق شدم و پوستم تبدیل شد به فَلس. آرومآروم آبششهام اجازه داد نفس بکشم. شاید تو اون تاریکی نمیتونستم درست شنا کنم. اما دیگه چارهای نداشتم. از بین خزهها باید درمیاومدم، وگرنه گیر خرسنگها میافتادم، گیر مارماهیها. دهنمو که باز میکردم حبابهای بزرگ آب میرفت بالا... دستهام که داشت شبیه بالۀ ماهی میشد تو آب چرخ میخورد... شاید دنبال دستهای سامیه بود... که یه جای دیگه زور میزد تا به موجودی دریایی مبدل نشه.
ننه عابد میگفت دریا نمیتونه تو رو با خودش ببره. میگفت این تویی که با دریا میری. راست میگفت. مثلِ عابد که غرق شد و حالا واسه همیشه یه ماهی تنهاست... که امید داره یه روزی برگرده.
نور آرامآرام صورت عدنان را نمایان میکند.
عدنان، ساطور در دست، روبهروی تماشاگران ایستاده و به آنها خیره شده است.
سکوتی طولانی.
عدنان: ... ببخشید که نمیتونم باتون حرف بزنم، چون تو بچگی لال شدم.
اسم من عدنانه. اینجا دریای جاوهست. ما چند روزه که از تیمور راه افتادیم تا برسیم به جزیرۀ کریسمس. داریم میریم استرالیا.
سطل آبی روی عدنان پاشیده میشود.
موج میزنه به عرشه. داریم غرق میشیم. کشتیمون گم شده وسط اقیانوس. یه جایی بین استوا و راسالجدی. توی ۱۱۰ درجۀ نصفالنهار مبدأ.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 655.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 214 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | پیام لاریان |
| ناشر | نشر نی |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۲/۱۶ |
| قیمت ارزی | 6 دلار |
| قیمت چاپی | 560,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |