دانلود اپلیکیشن
امکان مطالعه در اپلیکیشن فیدیبو
دانلود
کتاب خاکستری در باد اثر فرناز رمضان‌نیا نشر شقایق

کتاب خاکستری در باد اثر فرناز رمضان‌نیا نشر شقایق

کتاب متنی
ناشر:
درباره خاکستری در باد

«ماشین را دورتر از خانه‌شان کنار خیابانی پارک می‌کنم و خودم پیاده می‌شوم. تماما مشکی پوشیده‌ام، سویی‌شرت مشکی که کلاهش را روی سرم کشیده‌ام با شلوار ستش. نمی‌توانم از دروازه بروم چون نگهبانش همیشه هوشیار است و هیچ‌وقت خدا نمی‌شود که از خستگی خوابش ببرد! می‌چرخم و نزدیک‌ترین دیوار به در ورودی خانه را پیدا می‌کنم. به ارتفاعش نگاه می‌کنم. می‌توانم؟ نه خیلی بلند است! به شانسم لعنت می‌فرستم. تا چند دقیقه دیگر هوا روشن می‌شود. با دو، به کنار ماشین برمی‌گردم و باد سرد توی صورتم کوبیده‌ می‌شود.

سعی می‌کنم خیلی گاز ندهم و خلاص کنم و ماشین را تا نزدیکی آنجا ببرم. باید بروم روی سقف شاسی‌بلند مامانی‌اش و بعد بپرم توی حیاط. حالا از آن سو چطور باید پایین بروم الله‌واعلم! دزدگیر ماشین را قطع می‌کنم و به هر جان کندنی است می‌روم روی سقف. نزدیک است پایم سربخورد که خودم را کنترل می‌کنم. وقتی روی دیوارم و پایین را نگاه می‌کنم، یک ثانیه شک می‌کنم، اما زود آن‌را از دلم خط می‌زنم. حالا که تا اینجا آمده‌ام، جا زدن نداریم.

چشمانم را می‌بندم و می‌پرم پایین. به پهلو روی زمین می‌افتم و به قدری دردم می‌گیرد که دلم می‌خواهد جیغ بکشم، اما تنها می‌توانم دستم را گاز بگیرم و خفه شوم. از شدت درد، اشک از چشمانم بیرون می‌زند. کمی که دردم آرام می‌گیرد، از جایم بلند می‌شوم. کاج‌های همیشه سبز و لباس رنگ‌شبم کمکم می‌کنند تا مخفیانه به سوی ورودی بروم. دستانم یخ زده و به سختی کلید را از جیب بیرون می‌آورم. وقتی در باز می‌شود، از این‌که به این سادگی توانسته‌ام وارد خانه بشوم، متعجب می‌شوم. در را آرام می‌بندم و به خانه‌ی نحسی نگاه می‌کنم که در تاریکی فرو رفته. یک‌آن خاطرات برایم زنده می‌شوند، روزهای خوب... روزهای بد... من چندماه از عمرم را این‌جا گذرانده‌ام و چرا حالا این‌جا این‌قدر برایم غریبه است؟

وقت را تلف نمی‌کنم. نگاهی به اطراف می‌کنم تا کسی یک‌دفعه مچم را نگیرد. روی نوک پا قدم برمی‌دارم و به طبقه‌ی بالا می‌روم. تازه می‌ترسم و تمام تنم نبض می‌شود. دوباره داغ می‌شوم و حس می‌کنم سرم می‌خواهد از شدت اجتماع خون، منفجر شود. وقتی جلوی در اتاقش می‌رسم... یک حالی می‌شوم. یک حال مزخرف... یک‌آن به این فکر می‌کنم که شاید...

دستم را روی دستگیره می‌گذارم و به آرامی پایین می‌آورمش. جلو و جلوتر می‌روم... بالشی زیر سرش است و بالشی دیگر هم کنارش. بالش کناری را بر می‌دارم و تخت را دور می‌زنم. هرچه نزدیک‌تر می‌شوم، ضربانم تندتر می‌شود و کم مانده نبضی که توی گلویم است، خفه‌ام کند. با دو دست دو طرف بالش را می‌گیرم و به سمت صورتش می‌برم...»

شناسنامه

فرمت محتوا
epub
حجم
1.۸۲ کیلوبایت
تعداد صفحات
653 صفحه
زمان تقریبی مطالعه
۰۰:۰۰
نویسندهفرناز رمضان‌نیا
ناشرشقایق
زبان
فارسی
تاریخ انتشار
۱۴۰۵/۰۲/۱۵
قیمت ارزی
4 دلار
مطالعه و دانلود فایل
فقط در فیدیبو
اطلاعات کتاب

نقد و امتیاز من

بقیه را از نظرت باخبر کن:
دیگران نقد کردند
1
از 5
براساس رأی 1 مخاطب
5
0 ٪
4
0 ٪
3
0 ٪
2
0 ٪
1
100 ٪

نقد دیگران

(1 نقد)
1

داستاتی بسیار لوس و بچگانه

1
(1)
145,000
تومان
%50
تخفیف با کد «HIFIDIBO» در اولین خریدتان از فیدیبو

گذاشتن این عنوان در...

قفسه‌های من
نشان‌شده‌ها
مطالعه‌شده‌ها
خاکستری در باد
فرناز رمضان‌نیا
شقایق
1
(1)
145,000
تومان