
به کسی نیاز دارم که بگوید اوضاع درست میشود؛ کسی که بگوید نه عقلم را از دست میدهم، نه خودم را. کسی که بگوید دوام میآورم.
کسی که بگوید از شدت خشم جاشوا جنینگز را نمیکشم.
تق، تق، تق.
جاشوا مشغول کندن کابینتهای آشپزخانهام است. حالا آشپزخانۀ اوست. آندست خیابان، در خانۀ من زندگی میکند و من در آپارتمان بالای گاراژ خانم مارتینز زندگی میکنم.
سطلآشغالی کهنه مثل گوری عمیق و مستطیلشکل در انتهای محوطۀ ماشینروی خانهام منتظر است تا ذرهذره زندگیام را وحشیانه ببلعد: وان قدیمی که از اول در خانه بود، روشوییهای پایهداری که در بازار وسایل ساختمانی بازسازیشدۀ فیلادلفیا پیدا کرده بودم و روکش فورمیکای پیشخان آشپزخانه که همیشه غذایم را روی آن درست میکردم. زندگیای که سالها برایش زحمت کشیده بودم، همۀ چیزهایی که خریده یا درست کرده بودم، تکهتکه وارد دهان تاریک سطلآشغال میشود و از بین میرود.
کار جاشوا جنینگز که تمام شود، دیگر از زندگی من اثری نمیماند.
جاشوا جنینگز دلال است.
حالم از او بههم میخورد.
دلم میخواهد خانهام را دوباره بخرم، هرچند برای این کار باید درخواست افزایش حقوق بدهم و سر کار بروم، اما بیست دقیقه است که چهارچشمی به آن دلال زل زدهام.
بس کن.
خیلی خب.
کلیدها رو بردار.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۲۵ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 390 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | مارتا مولنار |
| مترجم | فاطمه ثابتی دونیق |
| ناشر | انتشارات نقش و نگار |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۲/۲۱ |
| قیمت ارزی | 6 دلار |
| قیمت چاپی | 550,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |