دانلود اپلیکیشن
امکان مطالعه در اپلیکیشن فیدیبو
دانلود
کتاب صوتی گیتار اثر ضحی کاظمی

کتاب صوتی گیتار اثر ضحی کاظمی

کتاب صوتی
نویسنده:
درباره گیتار

کتاب صوتی «گیتار» پنجاه داستانک است به قلم ضحی کاظمی که با صدای معصومه محمدی می‌شنوید. داستانک یکی از سبک‌های داستان‌نویسی است که در آن، داستان در چندخط یا نهایتا یک صفحه به اتمام می‌رسد. درونمایه‌ و موضوع بیشتر داستانک‌های کتاب صوتی «گیتار»، مرگ، ماوراءالطبیعه و اعتقادات و باورها به عناصر نادیدنی جهان پیرامون ماست. ضحی کاظمی در کتاب صوتی «گیتار» به رابطه بنده و معبود، رابطه ذکر و استاد، رابطه‌ای که میان چاکراها و انرژی‌های کائنات و... وجود دارد، پرداخته است. این کتاب صوتی را با صدای یکی از برندگان مسابقه صدای نوین‌کتاب گویا می‌شنوید.


ضحی کاظمی در سال ۱۳۶۱، در تهران، به دنیا آمد. او دوران دبستان خود را در تهران و راهنمایی و دبیرستان را در لندن گذرانده است. تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته مهندسی مواد (دانشگاه علم و صنعت ایران) و سپس کارشناسی ارشد زبان و ادبیات انگلیسی (تهران- مرکز) ادامه داده است. همکاری‌اش با نشریاتی مانند داستان همشهری و چوک را با کار ترجمه آغاز کرد. ضحی کاظمی از سال ۸۷ به صورت حرفه‌ای کار داستان‌نویسی را آغاز کرد. اولین رمان او «آغاز فصل سرد» سال ۹۱ از سوی نشر افراز روانه بازار شد. این رمان نامزد نهایی جایزه واو (رمان متفاوت سال) شد. کتاب دیگر او، سال درخت با ترجمه‌ کارولین کراسکری در سال ۹۵ در انگلستان منتشر شد. ضحی کاظمی همچنین داستان‌های علمی تخیلی و فانتزی بسیاری برای کودکان و نوجوانان نوشته است که مجموعه‌ آدم‌نباتی‌ها از آن جمله است.

لازم به ذکر است برخی از داستانک‌های کتاب «گیتار» به زبان‌های عربی، لهستانی و انگلیسی ترجمه و چاپ شده‌اند.


در بریده‌ای از کتاب صوتی «گیتار»، با صدای معصومه محمدی، می‌شنوید:

«شانزده سالم بود که پول توجیبی و کادوی تولد و عیدی‌های دو سالم را جمع کردم گیتاربرقی بخرم. بابا اجازه نداد. خیلی که اصرار کردم، قبول کرد. گیتار و یک آمپلی‌فایر کوچک خریدم.

همه تهران را گشتم تا معلمِ گیتارِ زن پیدا کنم. پیدا نشد.

بابا اجازه نداد پیش معلم مرد بروم.

خودم تمرین می‌کردم. فایده نداشت. سیم‌های گیتار خیلی سفت بود. دستم را درد می‌آورد. نمی‌توانستم کوک‌اش کنم. صدایش بلند بود و خانواده را اذیت می‌کرد. ناامید شدم.

دو سال گذاشت. گیتار کنار اتاق ماند و خاک خورد. برایش که مشتری پیدا شد، به‌اصرار مامان و بابا فروختم‌اش. مامان گفت پول گیتار را دست‌بند طلا بخر و نگه دار، برایت بماند.

دست‌بند را هنوز دارم. حتا بعدِ ازدواج که برای خرید خانه، همه طلاهایم را فروختم، نگه‌اش داشتم. همیشه هم دستم است.

گاهی دختر دو سال‌ونیمه‌ام، سرش را روی دستم می‌گذارد و لبخند می‌زند. می‌گوید: «مامان، چرا از دستت صدای آهنگ می‌آد؟»

شناسنامه

فرمت محتوا
mp۳
حجم
153.۳۳ کیلوبایت
مدت زمان
۰۲:۳۶:۵۹
نویسندهضحی کاظمی
گویندهمعصومه محمدی
ناشرنوین کتاب
زبان
فارسی
تاریخ انتشار
۱۴۰۵/۰۱/۲۳
قیمت ارزی
5 دلار
مطالعه و دانلود فایل
فقط در فیدیبو
اطلاعات کتاب

نقد و امتیاز من

بقیه را از نظرت باخبر کن:
دیگران نقد کردند
5
از 5
براساس رأی 1 مخاطب
آرامش‌بخش 🌱 (1)
اجرای روان 🎙️ (1)
5
100 ٪
4
0 ٪
3
0 ٪
2
0 ٪
1
0 ٪
5
(1)
تلخ ☕️ (1)
٪30
96,000
67,200
تومان
%50
تخفیف با کد «HIFIDIBO» در اولین خریدتان از فیدیبو

گذاشتن این عنوان در...

قفسه‌های من
نشان‌شده‌ها
مطالعه‌شده‌ها
گیتار
ضحی کاظمی
معصومه محمدی
نوین کتاب
5
(1)
تلخ ☕️ (1)
٪30
96,000
67,200
تومان