
کتاب صوتی «گفتوگو با غریبهها» با صدای تایماز رضوانی، به ما نشان میدهد در دنیایی ناچار به تعامل با غریبهها هستیم چطور میتوانیم تعاملی سازنده شکل دهیم و آسیب نبینیم. ما برای جلوگیری از قضاوتها و تصمیمات اشتباه، باید در برخی از پیشفرضهای خود تجدیدنظر کنیم. آشنایی با زبان بدن و حالتهای چهره برای درک موقعیتهای ارتباطی کافی نیست و نمیتوان بر اساس آنها درباره راستگویی یا دروغگویی افراد قضاوت کرد.
در جوامعی که مردم نمیدانند چگونه با غریبهها ارتباط برقرار کنند، شاهد پیامدهایی چون جنایت، قتل، سوءاستفاده و حتی جنگ خواهیم بود. مالکوم گلدول در این کتاب به دو معما اشاره میکند که پایه تحلیلهایش است: «معمای اول: چرا زمانی که غریبهای به چشمانمان نگاه میکند و دروغ میگوید، متوجه نمیشویم؟ معمای دوم: چگونه گاهی اوقات دیدن یک غریبه بدتر از ندیدنش است؟» این کتاب را به همه کسانی که با توهم شفافیت دستوپنجه نرم میکنند، توصیه میکنیم. نویسنده در این اثر از هزارتوی شناخت دیگران سخن گفته است.
کتاب «گفتوگو با غریبهها» برای این نوشته شده است که به ما نشان دهد چرا در تشخیص حالات درونی دیگران مهم است و چطور میتوانیم به درک عمیقتری درباره شیوه روابطمان برسیم. در حقیقت ماهیت وجود ما طوری است که فرض را بر راست بودن حرف طرف مقابل میگذارد. به هرحال هرچند در تشخیص دروغها ناتوان باشیم، در قضاوت کردن موفقیم. ما همیشه در مورد تمام افراد، از دوست و آشنا گرفته تا غریبه قضاوت میکنیم. در محل کار، مهمانی و... . این در حالی است که اگر ما میتوانستیم دروغها را تشخیص دهیم، جامعه وضع بهتری داشت. این قضاوت کردنها به ما این توهم را داده است که ما میتوانیم افراد غریبه را بر اساس چیزهای جزئی قضاوت کنیم. این موضوع سبب شده است تا اعتمادبه نفسی کاذب در وجودمان شکل بگیرد که زمان و حوصله کافی برای شنیدن و درک دیگران را از ما دریغ میکند.
مالکوم گِلَدوِل در سال ۱۹۶۳ در انگلستان متولد شد و در دانشگاه تورنتو تحصیل کرد. او پس از فارغالتحصیلی به شهر نیویورک نقل مکان کرد و ابتدا به عنوان گزارشگر در روزنامه واشنگتن پست و سپس به عنوان سردبیر نشریه نیویورکر مشغول به کار شد. اولین کتاب پرفروش مالکوم گلدول یعنی «نقطه اوج» با عنوان فرعی: نکات کوچک چگونه باعث تغییرات بزرگ میشوند در سال ۲۰۰۰ به چاپ رسید که ۸۰۰۰۰۰ نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفت. او دومین کتاب خود، چشمک را در سال ۲۰۰۵ به چاپ رساند. گلدول در اثر سومش به نام «استثناییها» با عنوان فرعی: داستان موفقیت، موفقیت و آثار آن را مورد تحلیل و بررسی قرار میدهد. کتاب چهارم گلدول هم در سال ۲۰۰۹ با نام «چیزی که سگ دید»، به چاپ رسید که این کتاب شامل مجموعه داستانهایی است که او برای مجله نیویورکر نوشته بود.
مالکوم گلدول در کتاب گفتوگو با غریبهها پیچیدگیها و مشکلات تعاملات انسانی در هنگام دیدار با افراد جدید را موشکافانه تحلیل و بررسی میکند. در این کتاب میخوانیم که سوءبرداشتها و سوءتفاهمات غالباً از تعصبات و فرضیات ما سرچشمه میگیرند. نویسنده با ارائه نمونههایی معاصر و نیز از دل تاریخ، روی این اهمیت پافشاری میکند که بهتر است هنگام رویارویی و آشنایی با غریبهها، با آگاهی و همدلی بیشتری پا پیش بگذاریم.
مالکوم گلدول در جایی از کتاب صوتی «گفتوگو با غریبهها» نظریه شفافیت را مطرح میکند. نویسنده با طرح این مفهوم، باور ما را که میگوییم میتوان فرد را از روی حالات چهره و رفتارش درک کنیم و احساسات و نیاتش را بفهمیم، به چالش میکشد. برای درکپذیرتر کردن این مفهوم، مالکوم گلدول از سازمان و جاسوسان کوبایی مثال میآورد که چطور توانستند با سوءاستفاده از شفافیت متظاهرانه و تغییر رفتار و ظاهرشان به این سازمان نفوذ کنند. نویسنده در این کتاب همچنین از آدولف هیتلر و سیلویا پلات مثال میآورد. او اینطور مینویسد که همین برداشت غلط نویل چمبرلین، نزدیکترین مشاور هیتلر، بود که باعث شد فردی به مجربی او، به گمراهی کشانده شود. دربارهی سیلویا پلات نیز میگوید که انتظارات و هنجارهای اجتماعی میتوانند مانع درک درست فرد شود و به نتایج ناگواری بینجامد.
| فرمت محتوا | mp۳ |
| حجم | 688.۳۲ کیلوبایت |
| مدت زمان | ۱۲:۱۳:۱۶ |
| نویسنده | مالکوم گلدول |
| مترجم | فاطمه علیپورتنگسیری |
| گوینده | تایماز رضوانی |
| ناشر | نوین کتاب |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۱/۱۹ |
| قیمت ارزی | 5 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |