
تابستان با گرمای طاقت فرسایش از راه رسیده بود و خورشید بی وقفه اشعه های داغش را بر سر و صورت ساختمانها و درختان می فرستاد. گلهای نرم جان باغچه ها برای چشیدن طعم حیات بخش آب، بیطاقت بودند و در سکوت برای یک جرعه آب از شلنگهای خشک شده له له می زدند؛ همانگونه که سوگل تشنه محبتی هر چند کوچک، از جانب احسان بود و برای قطره ای محبت از جانب او له له می زد. ولی احسان... در نظر سوگل که او شبیه چوبی خشک و بی عاطفه بود. رفتار احسان هر روزتر بدتر از روز قبل می شد و این اعصاب دختر جوان را که عادت به این بی اعتنایی ها نداشت، خرد می کرد و او را وا می داشت تا بعد از رفتن شوهر بهانه گیرش گوشه ای کز کند و زانوی غم بغل بگیرد. موقع ظهر بود، گرما و حرارت هوا بیداد می کرد. سوگل تنها در ایوان نشسته بود و بر خود نفرین می کرد که چرا باز بهانه دست احسان داد تا کلی حرفهای نیش دار او را بشنود و ناچارا تحمل کند.
-از متن کتاب-
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 9.۲۶ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 636 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | یلدا رشتبران |
| ناشر | انتشارات نسل روشن |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۱/۲۵ |
| قیمت ارزی | 5 دلار |
| قیمت چاپی | 950,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |