کتاب متنی

در گرمای تابستانی سال پنجاه و شش، عمارت قاجاری در دماوند، روشن اما سرد نشان می داد. آواز جیرجیرك ها مضاف به زیبایی شب می شد. درون خانه باغ، قدیمی تر از بیرونش بود. روی میز بزرگ ضیافت کیک درازی بود و روی کیک شصت شمع کوچک می درخشید. مهمانان به سی نفر می رسیدند. زنان و مردان خوش پوش و عطر فرنگی زده. اما در سکوت خیره بودند به قاضی اسحاق دادور تا شصت شمع را با نفس شصت ساله اش فوت کند. انتظار کمی طولانی شده بود. دادور خیره به شمع ها مانده بود. خلیل مخبری و حسین خورشیدی دو رفیق قدیمی اش خیره به او. صادق پسر سی ساله اش بی حوصله نگاهش می کرد. پرتو دختر بیست و هفت ساله ی حسین خورشیدی با حیا چشمانش را به شمع ها دوخت تا چشم و دهان پیرمرد را ندیده باشد.
-از متن کتاب-
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 5.۱۰ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 480 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | حامد قربانی |
| ناشر | انتشارات کتاب نیستان هنر |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۱/۲۵ |
| قیمت ارزی | 1 دلار |
| قیمت چاپی | 730,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |