
ویلیام، سر راهش به ایستگاه، ناگهان از یادآوری اینکه چیزی برای بچهها نیاورده است دلش گرفت. طفلکی بچهها! این ظلمی در حق آنهاست. اولین چیزی که همیشه موقع دویدن برای استقبال از او به زبان میآورند این است: پدر، برای ما چه آوردهای؟ و حالا او چیزی نیاورده بود. باید از ایستگاه برایشان کمی شیرینی میخرید. اما یکشنبه چهار هفته قبل که این کار را کرده بود، با دیدن شیرینیهایی که هنوز به شکل قدیمی بستهبندی میشوند قیافهشان وارفته بود.
پَدی گفته بود: «قبلاً روی مال من خطهای قرمز داشت.»
جانی هم گفته بود: «روی مال من همیشه صورتی است. از صورتی متنفرم.»
ویلیام چه باید میکرد؟ انجام این کار چندان ساده نبود. اگر قدیم بود، سوار تاکسی میشد و به اسباببازی فروشی خوبی میرفت و پنج دقیقهای یک چیزی برایشان میخرید. اما امروزه، بچهها همهجور اسباببازی روسی، اسباببازی فرانسوی، اسباببازی صربیایی - و اسباببازیهایی که خدا میداند مال کجاهاست- دارند. یک سال و خردهای پیش بود که ایزابل عروسکهای قدیمی خرها، ماشینها و بقیه را شکسته بود چون آنها «بیاندازه احساساتی» و «به همین دلیل، برای بچهها بسیار بد» بودند.
ایزابل جدید توضیح داده بود: «خیلی مهم است که بچهها از همان اول، چیزهای درست را دوست بدارند. این جلوِ اتلاف وقت در آینده را میگیرد. واقعاً، اگر بچههای بیچاره مجبور باشند در طفولیت به این چیزهای وحشتناک خیره شوند، چطور میتوان تصور کرد که وقتی بزرگ شدند بخواهند آنها را به رویال آکادمی ببریم.»
او طوری حرف میزد انگار رفتن به رویال آکادمی به جان همه بسته است...
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 338.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 72 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | کاترین منسفیلد |
| مترجم | هاجر هوشمندی |
| ناشر | بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۱/۱۷ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |