
مادرم در سال ۱۹۵۰ در نایروبی کنیا متولد شد.
او کوچکترین و هشتمین فرزند خانواده بود که در خانهای کوچک در حومهی شهر به دنیا آمد.
زمانی که مادرم متولد شد، اکثریت مردم کنیا سیاهپوست بودند، سفیدپوستها هم انگشتشمار و البته تاج سر و افرادی که پوست قهوهای رنگ داشتند در اقلیت!
بومیان کنیا اکثراً ساکن هندوستان، سومالی و سودان بودند. آنها تحت سلطه و حمایت بریتانیا بودند. در واقع استعمارگران انگلیسی در کنیا، کارگردانان صحنهی اقتصاد و سیاست بودند.
پدربزرگم؛ یعنی، پدرِ مادرم، از کارکنان کمپانی هندشرقی بریتانیا بود که ملکه الیزابت اول در ۳۱ دسامبر ۱۶۰۰ امتیازنامهای سلطنتی را به منظور کسب امتیازهای تجاری در هندوستان به آن کمپانی اعطا کرد و این شرکت به جایی رسید که نیمی از کنترل تجارت دنیا را در اختیار گرفت و کارکنان و کارگران، آن طبق دستورات رسیده از سوی بریتانیا، موظف بودند به کشورهای تحت سلطهی بریتانیا رفته و در آنجا به بریتانیا خدمت کنند. او در سال ۱۹۳۰ از لاهور پاکستان به نایروبی منتقل شد تا در ساخت خط آهن در آنجا مشغول به کار شود.
کنیا در اواخر سال ۱۸۰۰ مستعمرهی انگلیس شد و تا اواسط دههی ۱۹۶۰ استقلال پیدا نکرد، بنابراین وقتی مادرم متولد شد قوانین انگلیس بر کشور حاکم بود و سفیدپوستان حکومت را اداره میکردند. فرزندان آنها در بهترین مدارس و با بهترین امکانات آموزش میدیدند.
مادر من یک سفید پوست متولد نشد. پس بهعنوان شخصی که صاحب حق و حقوق هم باشد متولد نشد. او حتی در جنسیتی که والدینش آرزو داشتند نیز متولد نشد.
خوب، فکر میکنید منظورم از بیان این جملات چیست؟
در واقع منظورم این است که مادربزرگ و پدربزرگم، قبل از تولد مادرم، دارای هفت فرزند بودند، چهار دختر و سه پسر. همانطوری که مادرم و خواهرانش، خالههایم، تعریف میکردند؛ پدربزرگ و مادربزرگم خیلی آرزو میکردند این فرزند آخری نیز پسر باشد، تا تعداد دختران و پسرانشان مساوی شود و این تساوی چهار – چهار فرزندانشان توازن محکمی را برای اقامت و برخورداری از حق و حقوق بیشتر فراهم کند.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۰۷ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 224 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | نیل پاسریچا |
| مترجم | نرگس خیری |
| ناشر | شقایق |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۲/۲۸ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| قیمت چاپی | 105,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |