
قطرهای خون بر مرمرِ بینقصِ زیر پاهای لرزانم میچکد و آن را آلوده میکند.
گوشهایم زنگ میزند، دیدم تار میشود و نگاهم به لکهی خونین خیره مانده است.
عسل است... فقط عسل.
با دیدن این سیل خون، بندبند وجودم میلرزد. یا شاید این سرنوشتم است که آرامآرام بر من آشکار میشود و این تالار را پیش چشمانم میچرخاند؛ درست مثل آن حلقه فولادی که انگشتم را میفشارد.
پلک میزنم و به شبح دختری خیره میشوم که تصویرش در کف براق تالار افتاده است. رد خاک بر صورتش نشسته؛ در چشمانش آیندهای خانه کرده که هرگز ندیده و به خواب هم نمیدیده است. موهایی نقرهای و رنگپریده، چون صورتِ عرقکردهاش، بر شانههایش ریخته است. چون کودکی بر پای عزیزی، تاب میخورد. دستانش پشت کمر بسته شده و خون از پوستِ زخموزیلیاش تراوش میکند.
یک ویرانه. یک روح سرگردان. و بهزودی... یک عروس.
اما نه، این حقیقت ندارد. من هستیاش را از او گرفتم. و بهخاطرش مرا خواهد کشت.
ناگهان سینهام تنگ میشود و نفسم، همراه با سیل کلماتی که فرومیخورم، در گلو حبس میشود. چون مرگ، سرنوشتی است که تمام عمر برایش آماده بودهام؛ تقدیری که سزاوارش هستم. حسش میکنم؛ روی سرانگشتان آلودهام که تا ابد خون دیگران از آن خواهد چکید. حسش میکنم؛ دایرهای که روی قلب لرزانم حک شده تا مُهر ضعف بر من بزند.
مرگ تنها حقیقت پایدار زندگی من است؛ دوستی قدیمی که از تکتک رازهای تاریکم، سلاحی برنده میسازد. او ضعیفم میخواند و من فقط «عوام» میشنوم. او محکوم به فنایم میخواند و من فقط وعدهای حقیقی را میشنوم. انگشتان خونینم بهسوی دست او دراز میشود، چراکه حضور حتمیاش آرامشبخش است.
اکنون هیچ نیست، جز زنگی در گوشهایم و سکوت کرکنندهی ابهام.
«پیدین.»
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 2.۸۶ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 616 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | لورن رابرتس |
| مترجم | قاسم مؤمنی |
| ناشر | نشر پرتقال |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۲/۲۶ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |