
آلما زمانی دوستی داشت، نویسندهای که موقع مرگ سنی نداشت و از سالها قبل همیشه دربارۀ داستانی حرف میزد که باید بنویسد.
سیوچندسالی از رفاقتشان میگذشت و دوست آلما در این سالها شهرت زیادی برای خودش به هم زده بود. جوایز بزرگی میگرفت، مصاحبههای مهمی انجام میداد و چپ و راست جایزه میبرد. داشتند از روی یکی از رمانهایش فیلمی تلویزیونی هم میساختند. آلما چندان کشتهمردۀ هالیوود نبود، اما او هم بازیگرهای سرشناس این فیلم را میشناخت. ولی همۀ این موفقیتها برای دوستش پشیزی ارزش نداشتند و چیزی جز «حواشی فرعی» نبودند. اصل کاری همان داستان بود که نباید هولهولکی سراغش میرفت.
آن داستان کذایی تسخیرش کرده بود. میتوانست فهرست شخصیتها را همراه اسم و سرگذشتشان ردیف کند. همین شخصیتها هرازگاهی مجبورش میکردند به جاهای خاصی از جهان سفر کند: محوطۀ قبرستانی در سوئد، روستای ماهیگیران در لیبریا و جزایر دورافتادۀ کارولینای جنوبی که آنجا خانهای هم خرید و چند صباحی در آن خانه زندگی کرد. برای رازهای این شخصیتها گوش شنوایی داشت و بعضی جاها بهتر میشنید و بعضی جاها صدا خوب نبود؛ صداها به هر زوروضربی راه خود را باز میکردند، اما بالاخره ارتباطش قطع میشد و میفهمید که باید بهجای دیگری نقل مکان کند.
حساب نشانیهایش از دست آلما در رفته بود. دیگر دفترچۀ تلفنش را با مداد مینوشت. آلما به او گفته بود که به معنای واقعی کلمه قصهگویی مهاجر است. دوستش از این توصیف خوشش آمده بود و از آن به بعد، در مصاحبهها و نشستهای همخوانی از آن استفاده میکرد. اصرار داشت که نویسنده یا رماننویس نیست، بلکه قصهگویی مهاجر است.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۶۵ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 280 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | خولیا آلوارز |
| مترجم | ایمان رهبر |
| ناشر | نشر خوب |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۲/۲۴ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |