
پسر آنقدر محکم رنگ میکرد که مدادشمعی سیاه توی دستش دونیم شد.
این اتفاقِ غیرمعمولی برای آن رنگ نبود.
یادش میآمد که سیاهی دور آن چشمها غلیظ بود و فقط با مقدار فشار کافی میشد آن سیاهی عمیق و تیره را دوباره ساخت.
از سر جایش روی کف پارکتشده، مدادشمعی سیاه دیگری از توی سطل کنار دستش کشید بیرون و خشمگین و شتابان به رنگ کردن ادامه داد؛ صدای پای مادر را میشنید که داشت میآمد بالا.
پسر کار بدی کرده و مادر عصبانی بود.
وقتهایی که عصبانی بود، خشن میشد. اما پسر یادش نمیآمد این بار چهکار کرده بود.
«نوآ .» صدای تیز مادرش از پلههای آنطرفِ در بستهی اتاقش میآمد.
قدمهایش نالهی پلهها را درآورده بود.
و به قلب او هم احساس ناخوشایندی میداد؛ بیمارگونه، متورم و کوبنده.
پسر دامن کتان تا روی زانوی او را که مثل پرده ضخیم بود و با هر قدم به اینسو و آنسو تاب میخورد و پاهای گندهاش را توی کفشهای سنگین تجسم کرد.
محکم روی نقاشی فشار آورد.
باید تیرهاش میکرد.
باید درستش میکرد.
صدای مادر از پشت در نزدیکتر شد. «نوآ، دارم میآم بالا. یه نفر پسر بدی بوده!»
تصور کرد پلهها زیر پای مادر متلاشی شدند و او از توی گودالی تاریک و خاکگرفته افتاد توی زیرزمین که همهی عنکبوتها آنجا میخوابیدند، توی انبارِ پر از مار و جانوران موذی، توی خاکِ پر از کرم و ریشه و استخوانهای دایناسور. تصور کرد مادر آنجا مرده.
پوسیده و تبدیل شده به خاک.
به ذرههای ریز.
محکم رنگآمیزی کرد و یک مدادشمعی سیاه دیگر را هم شکست. انداختش کنار، پیش بقیه. خوشحال بود که نقاشی را بهموقع تمام کرده. تقریباً کافی بود.
«نوآ!» حالا مادر درست پشت در بود.
مگر چهکار کرده بود؟
گرد مدادشمعی را از روی نقاشی فوت کرد. ذرات سیاه پخش شدند بین ذرههای گردوغبارِ معلقِ پشتِ پنجرهی آفتابخورده و نشستند روی پارکت رنگورورفته و با دهدوازدهتا رنگ دیگر قاتی شدند. حالا پارکت مثل پالت رنگی لک شده بود؛ شبیه تصوری که از خردوخاکشیر شدن ناگهانی یک رنگینکمان داشت.
دستگیرهی در تلقتلق کرد.
«نوآ، در رو باز کن. همین الان! همین الان!»
اجازه نداشت در را قفل کند. مادر قسم خورده بود دفعهی بعدی که نوآ در را قفل کند، پدر کمربند را دربیاورد؛ همان کمربندی که توی تکتک سوراخهایش پُر از لختههای چسب خشکشده بود.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۷۵ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 424 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | جی. اچ. مارکرت |
| مترجم | معصومه شیخی |
| ناشر | نشر پرتقال |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۲/۲۰ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |