
هنگامی که این منتخب غنی و جذاب از نامههای ویرجینیا وولف در ۱۹۸۹ در انتشارات هوگارت تدارک دیده شد، تقریباً ده سال از انتشار نسخۀ کامل ششجلدی نامهها میگذشت. افزودن اندک نامههای جدید به آن، این کتاب را نهفقط به دیباچهای فوقالعاده از مکاتبات وولف بدل میکند، بلکه بدان جهت ارزشمند است که بر دانش ما از زندگی او میافزاید. بعد از آنکه نسخۀ ششجلدی بیرون آمد، دوازده نامۀ جدید در جانهای همدل بود و نیز تعدادی که منتشر شده اما پیش از این انتخاب نشده بود (باتوجهبه پراکندگی نامهها در سراسر جهان، هنوز نامههای اندکی از وولف وجود دارد که گردآوری نشدهاند. مثلاً نامه به وینیفرد هالتبی در شهر هال؛ به کاترین مَنسفیلد در دانشگاه اسمیت؛ به آلیو هِسلتاین در ساسکس؛ به لینگ سوـهو در مجموعهای بزرگ در نیویورک، اما نمیتواند بیشتر از اینها باشد و به بیش از چهارهزار نامه که او در سراسر زندگیاش نوشت، چیزی افزوده شود).
وقتیکه اول بار جانهای همدل بیرون آمد، بهاندازۀ کافی دربارۀ این اطلاعات اضافه سروصدا به راه نیفتاد و سزاوارِ توجه مجدد است. در گزارش پرشوری که ویرجینیا دربارۀ حادثهای در قطار به مادرش میدهد، صدای ویرجینیا استیفن کودک بهروشنی از دل کاغذ شنیده میشود. نامهای شگرف به کاترین مَنسفیلد هست که ویرجینیا وقتی منسفیلد خیلی بیمار بود به او نوشت و در آن خالصانه و شرافتمندانه احساسی آمیخته با رقابت و مساوات را نشان میدهد. «کاترین لعنتی! چرا من نمیتوانم یگانه زنی باشم که میداند چطور بنویسد؟» بقیۀ نامههای جدید به زنان نویسنده از قبیل ربکا وست و استلا بنسون ثابت میکند که شهرت وولف به خوشنامی دروغی بیش نیست. نامۀ بینهایت عشوهگرانۀ وولف به شاو (برنارد) در پاسخ به یکی از نامههای اینچنینی او استعداد کمنظیر وولف را در دلربایی نشان میدهد. نامۀ او در مه ۱۹۲۳ به کلایو بل زیرکی و تکبرش راگرچه نهچندان محبتآمیزبه تصویر میکشد. او شوخی تند «لاف زدن» را به قالبی در نامهنگاری بدل میکند و به همین شیوه، بلومزبریهای زاهد و نجیب «قدیم» را با بلومزبریهای مردمگرای آن دوره مقایسهای سریع میکند. «اما باید قبول کنی که همۀ این خوشدلیها، این مهمانیها، این شیداییها و این عیاشی به سبکوسیاق بایرون است. آیا سرت گیج نمیرود؟ گاهی به جورج مور فکر نمیکنی که حقیقت را میگوید...؟» ویرجینیا برای ریموند مورتیمر، منتقد جوان، در ۱۹۲۶ برخی از دیدگاههای محکمش را در قالب طنز بیان میکند. «در نظر من، همۀ این زنان جوان بینهایت زیباتر از مردان جواناند» ... «آری، من در میانسالی شعر را بیشتر از نثر دوست دارم»... «اگر لیتون استریچی پشتش را به دیوار میکرد، خیلی بهتر مینوشت».
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۵۷ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 288 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | ویرجینیا وولف |
| مترجم | فرزانه قوجلو |
| ناشر | نشر خوب |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۲/۲۰ |
| قیمت ارزی | 5 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |