دانلود اپلیکیشن
امکان مطالعه در اپلیکیشن فیدیبو
دانلود
کتاب شعله‌ور اثر پیتر هلر نشر انتشارات کتابسرای تندیس

کتاب شعله‌ور اثر پیتر هلر نشر انتشارات کتابسرای تندیس

کتاب متنی
نویسنده:
درباره شعله‌ور

آتش را رها کرد تا بسوزد و خاکستر شود. اجازه داد تاریکی احاطه‌اش کند و از جا بلند شد.

جس تا مرز درختان قدم زد و نگاهش را به آب دوخت. یک دریاچۀ بزرگ بود. فقط می‌توانست فرورفتگی دریاچه در خشکی و کرانۀ پوشیده از درختِ آن را ببیند. آب دریاچه حالتی تقریباً شیشه‌مانند پیدا کرده بود. ستاره‌هایی بی‌شمار در آن آینۀ سیاه شناور بودند و به‌ندرت تکان می‌خوردند. نگاهش را به سمت مأمن آن‌ها در آسمان بی‌عمق کشید و در میان ستاره‌ها، ماهواره‌ای نظرش را جلب کرد که با سرعت در مسیر شرق به غرب پیش می‌رفت. در عجب بود که آن ماهواره در گذار غرق سکوت خود شاهد چه صحنه‌ای می‌تواند باشد.

اگر خودش یک پرندۀ شب‌رو (مثلاً یک جغد شاخ‌دار بزرگ) بود، آیا بر فراز شهر مجاور و جادۀ بعد از آن به سمت شمال پرواز می‌کرد؟ رندال، اگر اشتباه نمی‌کرد اسم روی نقشه همین بود. آیا دلش می‌خواست آن را ببیند؟ شاید نه.

چند روزی بود که فهمیده بودند پل روی رودخانه منفجر و راه جنوب بسته شده است. در این مدت هرشب اسیر رؤیا می‌شد. رویاهایی تودرتو که بدون وقفه با پل‌هایی آونگان به هم متصل می‌شدند. خواب خانه‌شان را دیده بود که حالا فقط خانۀ او محسوب می‌شد، اما تک‌وتنها در میان یک بیابان وسیع غربی که حتی یک تک‌درخت هم در آن وجود نداشت. حصارها شکسته بود و اسب‌ها ناپدید شده بودند. در خوابش بیشتر از یک اسب داشتند اما نمی‌توانست تعداد آن‌ها را به یاد بیاورد. آیا از یک همسایه خواسته بود تا در نبودش از آن‌ها مراقبت کند؟ حتی این را هم به یاد نداشت. چون خود او بود که گم شده بود. سنگینی رویا به‌خاطر همین بود. به‌خاطر این‌که او دیگر به‌جایی مثل خانه تعلق نداشت. دوباره و دوباره خواب بازگشت را دید. بازگشتی که بیشتر به نگاتیو یک عکس قدیمی شباهت داشت. بازگشتی که بیشتر به ترک‌کردن می‌مانست و همسرش هرگز در آن حضور نداشت. داخل خانه‌ای که دیگر آن را نمی‌شناخت، او را صدا زد و در شب‌‌های پیاپی دوباره و دوباره خود را به پشت خانه رساند، جایی که بندهای رخت و ستون‌های آن‌ها شبیه صلیب‌هایی خالی به نظر می‌رسیدند. بعد یک چاه آب پیدا کرد، با ترس‌ولرز به داخل آن نگاهی انداخت و نام او را فریاد زد، اما چیزی جز پژواکی سرد نصیبش نشد. از این خواب که بیدار شد، کت لوله شده‌اش که آن را مثل بالش زیر سر می‌گذاشت، خیسِ خیس شده بود. غرق در داستان خود همان‌جا دراز کشید و اجازه داد که آهنگ ضعیف و درهم‌شکستۀ آن محو شود و گذاشت که اشک‌هایش سرازیر شوند. و بعد به محض این‌که به خوابیدن راضی شد، دوباره نیرویی او را به سمت تاریکی کشید. انگار هیچ راه فراری وجود نداشت.

بعد خواب دید که در چراگاهی مشغول کندن زمین است؛ ابتدا با یک بیل که آن را کنار گذاشت تا بتواند گِل مملو از سنگ‌ریزه را با دست‌های خالی پس بزند. گودال چیزی شبیه راه‌آب بود. وقتی بلند شد، یکی از معشوقه‌های قدیمی‌اش را دید که از مقابل خانۀ چوبی سفید می‌گذشت. نگاه زن اغواگرانه بود، اما درست همان‌طور که هر منظرۀ دیگری دمی پیش از ناپدیدشدن اغواکننده به نظر می‌رسد. اما جس او را نشناخت. باید می‌شناختش اما چیزی یادش نیامد. مثل جَن چشمانی سیاه و درشت داشت و دل جس برای چیزی آشنا غنج می‌زد -یک‌جور زیبایی که در میان انگشتان زبرش تاب می‌خورد؛ درست مثل حالا که جلوی درختان ایستاده بود و سنگ دعایی را که همسرش به او داده بود، بین انگشتانش تاب می‌داد.

دسته‌ها:

شناسنامه

فرمت محتوا
epub
حجم
1.۴۳ کیلوبایت
تعداد صفحات
296 صفحه
زمان تقریبی مطالعه
۰۰:۰۰
نویسندهپیتر هلر
مترجمابوالفضل نصری
ناشرانتشارات کتابسرای تندیس
زبان
فارسی
تاریخ انتشار
۱۴۰۴/۱۲/۱۹
قیمت ارزی
5 دلار
قیمت چاپی
360,000 تومان
مطالعه و دانلود فایل
فقط در فیدیبو
اطلاعات کتاب

نقد و امتیاز من

بقیه را از نظرت باخبر کن:
دیگران نقد کردند
5
از 5
براساس رأی 1 مخاطب
5
100 ٪
4
0 ٪
3
0 ٪
2
0 ٪
1
0 ٪

نقد دیگران

(1 نقد)
5

کتاب بشدت جالبی ب‌د

5
(1)
252,000
تومان
%50
تخفیف با کد «HIFIDIBO» در اولین خریدتان از فیدیبو

گذاشتن این عنوان در...

قفسه‌های من
نشان‌شده‌ها
مطالعه‌شده‌ها
شعله‌ور
پیتر هلر
ابوالفضل نصری
انتشارات کتابسرای تندیس
5
(1)
252,000
تومان