دانلود اپلیکیشن
امکان مطالعه در اپلیکیشن فیدیبو
دانلود
کتاب ارکستر زباله‌های شهرداری بی‌اوغلو اثر کنان اورهان نشر ترانه پدرام

کتاب ارکستر زباله‌های شهرداری بی‌اوغلو اثر کنان اورهان نشر ترانه پدرام

اقتباس از فصلنامه

کتاب متنی
نویسنده:
درباره ارکستر زباله‌های شهرداری بی‌اوغلو

چند سال پیش یک مقالۀ کوتاه خواندم، این مقاله دربارۀ گروهی از رفتگران ترکیه‌ای ساکن آنکارا بود که با کتاب‌هایی که از لابه‌لای زباله‌ها پیدا کرده بودند کتابخانۀ شخصی خودشان را افتتاح کرده بودند. قطعاً این مقاله در زمان اوج بازداشت‌های جمعی و پاک‌سازی‌های سیاسی و ممنوعیت‌های پس از تلاش برای کودتای ۲۰۱۶ چاپ نشده بود، هر چند در آن گیرودار فوراً این داستان به ذهنم رسید که به احتمال زیاد تمام این رفتگران بازداشت شده باشند. خودم هم نمی‌دانم چرا، شاید به این دلیل باشد که من هیچ‌وقت کتاب‌هایم را دور نمی‌اندازم، اما برای دور ریختن کتاب تنها دلیلی که به ذهنم رسید این بود که از لحاظ سیاسی ممنوع اعلام شده باشند و در نتیجه نگهداری‌شان در قفسۀ کتابخانه خطرناک باشد.

آن زمان پیش خودم تصور می‌کردم که این رفتگران یک جور کتابخانه را اداره می‌کنند که نه‌تنها معاند دولت است بلکه مخفی نیز هست و الان که خبر عملیات‌شان لو رفته، حتماً توسط مزدورها دستگیر شده‌اند و به زندان افتاده‌اند و تا ابد در انتظار محاکمۀ‌شان هستند (متأسفانه حال و روز اکثر مخالفین سیاسی در ترکیه همین است.)

هر چند بعدها متوجه شدم بخش اعظم کتاب‌هایی که در میان زباله‌ها پیدا کرده بودند، کتاب‌های معمولی بوده‌اند، از کتاب‌های داستان کودکانه گرفته تا رمان‌های جاسوسی و کتابچه‌های راهنمای باغبانی؛ به احتمال زیاد اکثر این کتاب‌ها قدیمی و پاره پوره بوده باشند. این رفتگران با جلب توجهی که کرده بودند از سوی دیگر افراد کتاب‌های اهدایی دریافت کردند و در نهایت توانستند کتابخانۀ‌شان را برای بازدید عموم آماده کنند. از سرسختی رفتگران در برابر دورریز کتاب‌ها تحت تأثیر قرار گرفتم و باید بگویم حس و حال شاعرانه‌ای به من داد، به همان اندازه نیز از سوءتفاهم اولیه‌ام دربارۀ این کتابخانۀ سرکش متعجب شدم. آن زمان روی یک رمان کار می‌کردم، اما این دو مفهوم اولیه دو سال تمام، مدام در پس ذهنم بالا و پایین می‌شدند تا این‌که بالأخره آن‌ها را روی کاغذ آوردم. پسِ ذهنم تصویری از افرادی که در مقاله به آن‌ها اشاره شده بود وجود داشت؛ چند نفر با لباس‌های روشن و نوارهای بازتابنده مشغول جست‌وجو در قفسه‌های کتابخانه و در یک پناهگاه زیرزمینی هستند (که صد البته به زعم من همان کتابخانۀ معاندان دولت بود.) گاهی اوقات ایدۀ یک داستان به ذهنم می‌آید و در سریع‌ترین زمان ممکن آن را به رشتۀ تحریر درمی‌آورم، گاهی اوقات این ایده چنان در ذهن من لنگر می‌اندازد تا این‌که بالأخره پوست‌اندازی کرده و همه‌چیز برایم روشن می‌شود. زمانی که به شکل دوم در ذهنم جا خوش می‌کند معمولاً در پایان، داستان خودش، خودش را می‌نویسد. شبیه به نوشته‌هایی می‌شود که از ضمیر ناخودآگاهم سرچشمه می‌گیرند. به گمانم حین نوشتن این داستان ناخودآگاهم درگیر زباله و وضعیت سیاسی کشور بود.

-متن کتاب-

شناسنامه

فرمت محتوا
epub
حجم
473.۰۰ بایت
تعداد صفحات
40 صفحه
زمان تقریبی مطالعه
۰۰:۰۰
نویسندهکنان اورهان
مترجمناهید رسولی
ناشرترانه پدرام
زبان
فارسی
تاریخ انتشار
۱۴۰۴/۱۲/۱۷
قیمت ارزی
1 دلار
مطالعه و دانلود فایل
فقط در فیدیبو
اطلاعات کتاب

نقد و امتیاز من

بقیه را از نظرت باخبر کن:
منتظر امتیاز
25,000
تومان
%50
تخفیف با کد «HIFIDIBO» در اولین خریدتان از فیدیبو

گذاشتن این عنوان در...

قفسه‌های من
نشان‌شده‌ها
مطالعه‌شده‌ها
ارکستر زباله‌های شهرداری بی‌اوغلو
کنان اورهان
ناهید رسولی
ترانه پدرام
منتظر امتیاز
25,000
تومان