
شبی در ماه مه، دوست قدیمی و شکستناپذیرم لیز با من تماس گرفت. وحشتزده بود.
برای درد و دل گفت: «نمیدونم چی به سرم اومده. دیگه هیچ انگیزهای برای ورزش ندارم.»
خب، برای بیشتر ما مقاومت در برابر ورزش امری عادی و روزمره است، اما برای دوستم لیز یک مکافات واقعی بود. از همان روز اول که او را دیدم، بیشتر از ۲۵ سال پیش، او هر روز ساعت پنجونیم صبح برای ورزش از رختخواب بلند میشد. در مسابقات فرا ماراتن دویده بود، در مسابقات مردان آهنین شرکت کرده بود و کوههای زیادی را فتح کرده بود. دورۀ تحصیلات عالی، ازدواج دوازده ساله و دو بارداری را ورزشکنان سپری کرده بود. مثل ابرقهرمانی از دل داستانها بود. قدرت خارقالعادۀ لیز همیشه همین توان جسمانی باورنکردنیاش بود؛ بنابراین وقتی آن شب به من زنگ زد و گفت که شش ماه است ورزش نکرده، شاخکهایم تیز شد.
لیز به من گفت: «اینطوری هم نیست که تموم روز روی کاناپه لم بدم و غمبرک بزنم. پس این حالت قطعاً فرسودگی نیست. منو که میشناسی. تابآورم.»
ساکت ماندم و گوش دادم؛ اما من در جایگاه پزشک دانشآموختۀ هاروارد با تخصص در زمینۀ استرس و فرسودگی، چیزی را تشخیص دادم که آن را باور نادرست در مورد تابآوری مینامم؛ این طرز فکر که تابآوری تماماً یعنی سرت را پایین بیندازی و دوران سخت را با تمام قوا پشت سر بگذاری (به فصل یکم رجوع کنید). وقتی لیز گفت: «مدام درحال کارکردنم. ذهنم لحظهای آروم و قرار نداره. اما نمیتونم از شر احساس بیانرژی بودن خلاص بشم. هر روز صبح دکمۀ تعویق زنگ ساعتم رو میزنم و اصلاً ورزش نمیکنم.»، میتوانستم صدای آشنای همین باور نادرست در مورد تابآوری را بشنوم.
صدایش از آنچه تابهحال شنیده بودم، خستهتر بود.
پرسید: «به نظرت چه بلایی داره سرم میاد؟»
تشخیصم کاملاً واضح بود. به او گفتم: «دچار استرس مزمن و فرسودگی غیرمعمول شدی.»
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۳۷ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 256 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | آدیتی نرورکار |
| مترجم | بهاره فلاحپور |
| ناشر | نشر یوشیتا |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۱/۲۲ |
| قیمت ارزی | 3 دلار |
| قیمت چاپی | 620,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |