
در تالار «خاستگاه انسان» موزۀ تاریخ طبیعی نیویورک، ژرفانمای فراموشنشدنی و عجیبی وجود دارد. این ژرفانما بهاندازهای بزرگ است که اگر کسی اجازۀ ورود داشت، بهراحتی میتوانست بایستد و حرکت کند. همچنین، بهطور استثنایی طبیعی بهنظر میرسد.
نورپردازی عمداً تیره است و چشم برای سازگارشدن به زمان نیاز دارد.
نخستین چیزی که توجه را جلب میکند، پیکرهای است نزدیک شیشه که شبیه انسان است. این پیکره یادآور یکی از اجداد کوچک و اولیه انسان است؛ موجودی بدون پوشش که دوزانو نشسته است.
این ژرفانما، صحنهای از دورۀ زمینشناسی پلیستوسن را نشان میدهد که حدود یک میلیون سال پیش یا حتی بیشتر آغاز شد. این پیکره، نمونهای از انسان راستقامت است. دستهایش را بهشکل فنجان جمع کرده و برای نوشیدن آب، روی جویباری کوچک خم شده است. بدن پشمالو و لخت او آرام است. جویبار در پایین تپه قرار دارد و گرگومیش غروب است. آب باید خنک و گوارا بوده باشد.
همانطور که چشمها عادت میکنند، پیکرههای دیگری نیز دیده میشود: گروهی کفتار. این کفتارها هوشیارند و با گوشهای تیز بهسمت نیاکان ما حرکت میکنند. یکی از آنها در حالت حمله خم شده است و تهدیدآمیز بهنظر میرسد. کفتار دیگر حتی نزدیکتر است؛ با پوزهای به جلو و گوشهایی که به عقب داده است، آشکارا خود را برای حمله آماده میکند. کفتارهای ماقبل تاریخ جثههای بزرگی داشتند و شکارچیان قدرتمندی بودند. ظاهراً نیاکان ما کاملاً از خطری که در کمین است بیخبرند؛ از سلاح خبری نیست و مراقب خود نیستند. ناگهان متوجه میشویم احتمالاً سرنوشتی هولناک در انتظارشان است.
اگر بهنحوی از این حمله جان سالم به در میبردند، چه؟ آیا مدام حیوانات خطرناک، دندانهای خردکننده، غرش، نبرد و گریز، خون و درد را به یاد میآوردند؟ آیا ذهنشان با خاطرات آزاردهنده و کابوسهای این رویارویی درگیر میشد؟
ما هیچوقت جواب این سؤال را نمیفهمیم. همۀ آنچه از عصر پلیستوسن باقی مانده، استخوانهای فسیلشده و نشانههای باستانشناسی است که صرفاً بخشی از زندگی آن دوران را برای ما روشن میکند. هیچ نوشتهای، هیچ اثر هنری، هیچ ثبت مکتوبی از اندیشهها و تجربههای آن زمان در دست نیست.
حدود ۴۰هزار سال پیش، انسانها کمکم تجربههای خود را در قالب پیکرههای کوچک و نگارههای غارنشینی نمایش دادند. از پرتکرارترین موضوعات در این آثار نخستین میتوان به جانوران، گروههای شکار و همچنین ابزارهای شکار اشاره کرد. این موضوعات بهوضوح دغدغۀ اصلی انسان آن دوران بوده است. انسانهای آن زمان آسیبپذیر بودند و زندگی پرخطری داشتند، اما در همان دوره، معادلات را دگرگون کردند؛ از خود دفاع کردند و ترازوی بقا را به سود خود برگرداندند. شکار بهتدریج جای خود را به شکارچی میداد.
آیا تروما (روانزخم) وجود داشت؟ این روشن است که شکار و ابزارهای شکار به معنای خطر است، اما چگونه میتوان تروما را در غارنگارهها به تصویر کشید؟ میتوانیم ابزارهای شکار، خودِ شکار یا یورش را ترسیم کنیم، اما تروما واکنشی است که صرفاً با واژه بیان میشود. این بدان معناست که باید به دورههای نزدیکتر به روزگار کنونی سفر کنیم. درحقیقت، تقریباً ۵هزار سال پیش بود که انسانها زبانهای نوشتاری را توسعه دادند. در این مرحله، شاید انتظار داشته باشیم برای نخستینبار شاهد اشارههایی به نوعی آسیب روانی پایدار باشیم. اگر نه ۵هزار سال پیش، بیگمان در دورههای پس از آن.
اما هنگامی که به این میراث مکتوب مینگریم ـ ۵هزار سال تاریخ مکتوب ـ با پدیدهای شگفتانگیز روبهرو میشویم: مفهوم تروما (روانزخم) ایدهای نوین بهنظر میرسد.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۱۷ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 306 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | جورج ای بونانو |
| مترجم | زهرا نبیئی |
| ناشر | موسسه انتشارات فلسفه |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۲/۱۸ |
| قیمت ارزی | 5 دلار |
| قیمت چاپی | 750,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |