
در مرگ من، لیزا تاتل با نثری بیتکلف و درعینحال مملو از ظرافت، داستانی غریب و دلهرهآور را نقل میکند که با خواندنش قدم به مرز میان واقعیت و خیال میگذاریم، به فضای مبهمی که حائل خود و دیگری است. راوی نویسندهای است که در پی پرده برداشتن از زندگی و مرگ مرموز مولفی اسکاتلندی کاوشی را آغاز میکند و از خلال آن، در کنار آثار بهجامانده از زندگی او با کنجهای تاریک و ابعاد پنهان وجود خودش هم رویارو میشود. به این ترتیب، معمای اصلی این حکایت وهمانگیزْ هویت راوی است، هویتی آسیبپذیر و تکهتکه که حدومرزهای آن پیوسته عوض میشود. اینجا در هزارتوی ذهن و خاطره، کشف هر حقیقت تازهای تنها به ابهام و عدم قطعیت دامن میزند و حس غریب و مرموزی را در ما برمیانگیزد، حسی که بهمان میگوید شاید چیزها آنطور که به نظر میرسند نباشند.
بخشی از کتاب:
«در سکوت پیش میرفتیم و جز آهونالهها و خسخس نفسهای هلن و صدای شرشر فرحبخش آب، و وزش باد و امواج دریا در پسزمینه، هیچ صدایی به گوش نمیرسید. بیشتر اوقات سرم پایین بود و حواسم به زمین زیر پایم تا مبادا اتفاقی برایم بیفتد. صداها، سرعت غیرطبیعی و لاکپشتوارمان، نگرانیهایم دربارهٔ اینکه قرار است چه اتفاقی برایمان بیفتد، همه باهم ترکیب شده و بر ذهنم تأثیر گذاشته بودند، طوری که کمی بعد حس میکردم زمین زیر پایم به گوشت تبدیل شده و دارم روی بدن غولپیکر زنی راه میروم. همین بهاندازهٔ کافی عجیب بود، ولی کمکم حس عجیبوغریب دیگری هم به سراغم آمد؛ احساس میکردم که این زن برهنهٔ غولپیکر که به پشت دراز کشیده، خودم هستم. من داشتم روی تن عریان خودم قدم برمیداشتم. من زمین بودم و زمین من بود. بدنم درد گرفته بود، ولی ظاهراً هیچ کاری از دستم برنمیآمد. زمان از دستم دررفته بود و موجودیتم، بهعنوان یک انسان، رفتهرفته رنگ میباخت.»
| فرمت محتوا | mp۳ |
| حجم | 264.۵۸ کیلوبایت |
| مدت زمان | ۰۴:۴۲:۱۴ |
| نویسنده | لیزا تاتل |
| مترجم | آرش افراسیابی |
| گوینده | فروغ حداد |
| ناشر | توسعه محتوای لحن دیگر |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۲/۰۳ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |